وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

پیام های حکایت سارا و پارسا

جمعه, ۴ بهمن ۱۳۹۲، ۰۸:۳۳ ق.ظ

حکایت مشاوره ای سارا و پارسا بازتاب های جالبی داشت. نخستین خواننده پیام گذار گفت که پیام پندآموز این حکایت را دریافت نکرده و خواست که آن را واضح بگویم. پرسش ایشان و اصل داستان را با خوانندگان در میان گذاشتم تا بازتاب ها را یبینم و در پایان نظر نهایی ام را بیان کنم.

هنوز یک هفته نگذشته بود که مشاوره مشابهی داشتم که این بار خانم خطا کرده بود و از آقا بخشش می طلبید. به گفته یکی از خوانندگان، نام سارا و پارسا جا به جا شد. پس موضوع منحصر به خانم یا آقا نیست.

اکنون پاسخ خودم در باره نکات پندآموز حکایت سارا و پارسا:

۱٫ سارا و پارسا، مانند بسیاری از همسران به ویژه زوج های جوان، به مشکلی برخوردند، اما دانایی کردند و در نخستین فرصت به حل آن اقدام کردند و چون نتوانسته بودند خودشان آن را حل کنند، به مشاورشان که هر دو او را قبول داشتند مراجعه کردند.

۲٫ خطا کننده خطای خود راپذیرفت، که این بهترین کار برای حل مسئله بود.

۳٫ کار را به مجادله، که نبردی است بی برنده، نکشاندند.

۴٫ با هم قهر نکردند، با این که سارا سخت رنجیده بود.

۵٫ سارا شفاعت مشاور را پذیرفت.

۶٫ هر دو راهکارهای مشاورشان را پذیرفتند و اجرا کردند.

۷٫ پس از حل مسئله، دیگر آن را کش ندادند و فایل آن را از زندگی شان حذف کردند، البته با راهکارهایی که مشاور داد و در اینجا بیان نشده است، به دلیل محدودیت ظرفیت فضای مجازی. ان شاءالله به تفصیل در کتاب می نویسم.

۸٫ نکته آخر این که من برای حل این مسائل، عاطفه زیادی خرج می کنم. این طور نیست که سارا ها و پارسا ها همیشه به این راحتی شفاعت مشاور را بپذیرند. رابطه من با ایشان، رابطه پدر و فرزندی است. به سارا گفتم: از پسرم پارسا نزد شما دخترم سارا شفاعت می کنم، که او بخشید. این نکته ظریفی است که همگان، به خصوص مصلحان و مشاوران می توانند از آن بهره ببرند.

  • ۹۲/۱۱/۰۴
  • علی اکبر مظاهری

مجادله

همسرداری

مشاوره

نظرات  (۸)

فرستاده شده در ۱۳۹۲/۱۲/۰۴ در ۸:۰۸ ق.ظ

استاد اگر مورد اختلاف پیش اومده رو هم بصورت سربسته مطرح می کردید بد نبود..
ممنون

فرستاده شده در ۱۳۹۲/۱۱/۲۰ در ۱۱:۳۱ ق.ظ

کم سعادتم استاد.

  • علی اکبر مظاهری
  • فرستاده شده در ۱۳۹۲/۱۱/۱۶ در ۸:۱۶ ق.ظ | در پاسخ به علیزاده.

    مدت ها بود در کلبه مان زیارتتان نکرده بودیم.

    فرستاده شده در ۱۳۹۲/۱۱/۱۵ در ۳:۴۸ ب.ظ

    خیلی جالب بود و به نظرم با وجود ابهامش پند موضوع قابل محسوس است.
    به نظرم گذشت همه چیو حل میکنه ولی اگه توان گذشت کردن داشته باشیم.

    فرستاده شده در ۱۳۹۲/۱۱/۱۰ در ۷:۲۷ ب.ظ

    نکته های ریزی داشت که شاید به چشم ما نمی اومد!!!
    خیلی خیلی خوب و دلنشین بود ایشالا شما که این همه عاطفه خرج میکنید همیشه خدا یارتون باشه و مشاوره هاتون ثمر بخش.
    با این اوصاف شما بابای خییییییییییییلی ها هستیدها!

    فرستاده شده در ۱۳۹۲/۱۱/۰۶ در ۸:۰۹ ب.ظ

    جالب بود.داستانی کلی ونکاتی بسیارپندآموز

    پاسخ:
      الاهی شکر.
  • سید حسین بنی هاشمیان
  • فرستاده شده در ۱۳۹۲/۱۱/۰۵ در ۱۰:۵۹ ب.ظ

    هوالحق
    خداروشکر.

    فرستاده شده در ۱۳۹۲/۱۱/۰۴ در ۱۱:۲۴ ب.ظ

    سلام و بسیااااااااااااااااار ممنون از پاسختون
    واقعا جالب و آموزنده بود، این همه نکته ناب …
    مهر و عاطفتون روزافزون

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">