وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

معنای قناعت

قناعت، واژه‌ای عربی است که در فرهنگ اسلامی، مفهومی گسترده دارد. واژۀ معادل قناعت در فرهنگ و ادبیات فارسی، همان قناعت است و به خوبی مفهوم خود را می­ رساند؛ امّا اگر بخواهیم معادلی زیبا در فارسی برای آن بیابیم، بهترین واژۀ معادل قناعت، «خشنودی» است....

قناعت، تنها یک واژۀ تک‌معنایی نیست، بلکه یک فرهنگ با قلمرو گسترده است: راضی بودن به داشته­ های خود، اندازه نگه داشتن در مصرف نعمت‌ها، شکیبایی در تنگناهای معیشتی، چشم‌پوشی از داشته‌های دیگران، مدارای با خویشتن در کسب دارایی‌های مادّی، پرهیز از چنگ افکندن در نارواها، مقایسه نکردن داشته‌های خود با داشته‌های دیگران، حسرت نخوردن بر داشته‌های دیگران، پارسایی و زهدورزی عفیفانه، خشنودی از سهم و نصیب خویش، رضامندی به تقدیرهای الاهی.

از امیرمؤمنان علیه السلام پرسیدند:

خداوند در قرآن فرموده است:

«فَلَنُحِییَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَة»؛    

ما به او حیات طیّبه عطا می‌کنیم.

این یعنی چه؟ این حیات طیّبه چیست؟

حضرت فرمود:

«هِیَ القَناعَة»؛

آن حیات طیبه، قناعت است.

آن حضرت در سخنی دیگر فرمودند:

«القَناعَةُ مالٌ لایَنَفدُ»؛

قناعت، ثروتی است فناناپذیر.

قانع نبودن به داشته‌های خویش، حسرت‌آور است. این حسرت، مانند حسادت، جان و جسم آدمی را سخت می‌آزارد. دیل کارنگی می‌گوید:

«یکی از مضرترین تمایلاتی که من در طبیعت بشر دیده ­ام، ناراضی بودن از حال و چشمداشت به آیندۀ مجهول است.»

قناعت در زندگی خانوادگی

هرگاه از قناعت در زندگی سخن گفته شود، آنچه نخست به ذهن آدمی خطور می‌کند، صرفه‌جویی در هزینه‌ها و اعتدال در مسائل مالی و اقتصادی و معیشتی است. اگرچه قناعت، این معنا را نیز دارد و یکی از مصداق‌های دانه‌درشت آن، همین است؛ امّا قلمرو قناعت، در زندگی خانوادگی، بسیار گسترده‌تر است.

اکنون برخی از مصداق‌های فراوان و گوشه‌هایی از قلمرو پهناور قناعت را بنگریم.

1. قناعت در معیشت

همسران جوان، از همان آغاز حیات مشترکشان، باید بنای اقتصادی و معیشتی زندگی­شان را بر مبنای قناعت بگذارند و در هزینه کردن‌ها اعتدال را مراعات کنند. در اینجا همدلی و هماهنگی زوجین، بسیار کارآمد است. از نشانه­ های خردمندی، ساماندهی معتدل مسائل مالی و معیشتی است و از نشانه­های سست‌اندیشگی، نابسامانی امور اقتصادی زندگی است.

این سخن امام صادق علیه السلام  قوّت قلبی است برای همگان؛ به‌ویژه زوج‌های جوان:

«ضَمِنتُ لِمَنِ اقتَصَدَ أَن لا یَفتَقِر»؛

من برای آن کس که اقتصاد ورزد، ضمانت می‌کنم که فقیر نشود. (من تضمین می‌کنم که هر کس در امور اقتصادی‌اش اعتدال و قناعت را پیشه کند، فقیر نمی‌شود.)

اگر قناعت نباشد، هیچ ثروتی کفایت هزینه‌های زندگی را نمی‌کند، چون خرج و بَرج، حدّ و مرزی ندارد و هر ثروتی پایان‌پذیر است؛ گنج‌های قارون نیز اندازه‌ای دارد. به علاوه، آن خشنودی که در تعریف قناعت بیان شد، با ولخرجی و بی‌حساب و کتابی، سازگار نیست.

این سخن ارجمند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را بنگیریم:

«إِذا اَرادَ اللهُ بِأَهلِ بَیتٍ خُیراً رَزَقَهُمُ الرِّفقُ فِی المَعیشَةِ»؛

اگر خدا برای خانواده‌ای خیر بخواهد، مدارای در معیشت را نصیبشان می‌کند.

در روزگار ما، بسیاری از مردمان از زندگی­شان ناخشنودند، زیرا قانع نیستند. مشکلات موجود اقتصادی، قبـول؛ امّا قناعت و خـویشتن­‌داری، بسیـار کارساز و آرامـش‌بخش است. البته تلاش برای بهبود اقتصادی زندگی، پسندیده، بلکه واجب است؛ امّا آیا ما از داشته‌های خویش بیشتر خشنودیم یا از نداشته‌هایمان بیشتر ناخشنود و گله‌گزاریم؟

2. قناعت به همسر خویش

از بوستان این جهان، این همسر نصیب ما شده است. شرط قناعت است که به او خشنود باشیم و خداوند را بر وجود او سپاس گوییم. عدم قناعت به همسر خویش و تنوع ­طلبی و او را با دیگران مقایسه کردن و آرزو و هوس دیگران را در ذهن و دل پروراندن، خلاف قناعت است و حسرتی جانکاه را بر جان آدمی بار می‌کند.

قناعت به همسر خویش، از قناعت در امور اقتصادی و معیشتی، مهم­تر است. اگر انسان ـ چه مرد و چه زن ـ به همسر خود قناعت نورزد و لگام از چشم و دل خویش برگیرد و بال و پر خیال را بگشاید، به اندوه و حسرتی دائمی مبتلا می‌شود و پایه‌های زندگی خانوادگی‌اش لرزان می‌گردد و آسودگی جان و اندیشه را می‌بازد و ای بسا که فرجامش به رسوایی انجامد.

3. قناعت به چهره و اندام خود و همسر

مردمان، به اقتضای حکمتِ آفرینندگیِ خدای سبحان، گوناگون آفریده شده‌اند:

«اَلنّاسُ مَعادِنُ کَمَعادِنِ الذَّهَبِ وَالفِضَّة»؛

مردمان، معدن‌هایند؛ چونان معادن‌های طلا و نقره.

رضایت از این گوناگونی و قناعت به داشته‌های جسمی و شکلی و اندامی خود و همسر، خشنودی از زندگی را ثمر می‌دهد و جان آدمی را از آسیب حسرت و ندامت و حسادت، مصون می‌دارد.

4. قناعت به جایگاه اجتماعی

قانع بودن به مقام و موقعیت اجتماعی خویش، آسودگی روانی را در پی دارد. کوشش مثبت برای ارتقای جایگاه خویش، پسندیده است؛ امّا سوزاندن روان و اعصاب خود در کورۀ گداختۀ رقابت‌های جنون‌آسا و سیری‌ناپذیر، ناپسند و نامعقول است.

اگرچه سخن اکنونی ما دربارۀ زهدورزی نیست، امّا به راستی که قناعت‌ورزی، مانند زهدورزی، جان را می‌آساید و نبود آن، روان را می‌فرساید.

سخن پایانی

برای سعادتمندی در زندگی خانوادگی و احساس خشنودی و خوشبختی، ابزار و احوال و اوصافی نیاز است که یکی از فربه‌ترین آن‌ها قناعت است. بر همۀ خواهندگان سعادت، به ­ویژه زوج‌های جوان، ضرورتی حتمی است که بر همه چیز این جهان قناعت ورزند و از موهبت‌ها و داشته‌های خویش خشنود باشند. قناعت و خرسندی، پیش و بیش از آن‌که برآمده از رخدادهای بیرونی و دارایی‌های زندگی باشد، صفت و حالتی روانی و اخلاقی است. پس باید این خصلت فرخنده را در جان خویش پرورش دهیم، تا زندگی خجسته و روانی آسوده داشته باشیم.

نگرشی قانعانه به زندگی، خرسندی روانی را ثمر می ­دهد. جان قناعت ­پیشه و دیدۀ قناعت‌بین، به همه چیز، خشنودانه می‌نگرد.

حریصان، هرگز خشنود و آسوده نیستند؛ اگرچه از ثروت‌های کلان و نعمت‌های بی‌شمار و قدرت و شهرت بسیار و زیبایی و زیبایان فراوان بهره‌مند باشند؛ امّا قانعان پارسا، به‌راستی سرفرازان جهان­ اند و دل و جانی آرامش‌یافته دارند. خوشا حالشان!

نظرات  (۸)

با عرض سلام و احترام خدمت راهنمای لحظه های سرنوشت ساز زندگی ام

طرح خدا پسندانه ای را اجرا نموده اید ، خداوند خیرتان دهد ،اجرتان با خانم فاطمه الزهراء(س)

بیست و هفت ساله هستم و دارای دو مدرک لیسانس زبان خارجه و دیگری در شاخه ای از علوم پایه ، در حال حاضر در مجموعه ای شاغل هستم که به لطف ایزد منان از سطح توقع ام نیز بالاتر است . در خانواده ای کاملا معمولی و الحمدالله مذهبی زندگی میکنم . همیشه آرزو داشتم که همسر آینده ام نیز تحصیل کرده و دارای شغلی مناسب و با منزلت اجتماعی درخور منزلت اجتماعی ام باشد . چند روز گذشته در جریان تماس تلفنی پسری هم سن و سال خودم از خانواده ای معمولی ، دیپلمه ، شغل آزاد (در یکی از توابع قم مغازه علوفه فروشی دارند) اجازه آشنایی بیشتر از ما خواستند . مادر ایشان چند ماه پیش بنده را در محفلی زیر نظر گذاشتند و الان اقدام کردند .

تا امروز خواستگاران فراوانی داشته ام که متاسفانه هیچکدام تا کنون به نتیجه نرسیدند . شاید نباید اینطور بگویم اما از یک طرف نگران بالا رفتن سنم هستم و از طرف دیگر منزلت اجتماعی همسر آینده ام برایم مهم است . آیا با ایشان صحبت کنم و بیازمایمش یا همانند گزینه های دیگر چون هفتاد و پنج درصد خواسته هایم را ندارد ردشان کنم . خواهشمندم هرچه سریعتر پاسخم را بدهید .

با تشکر

پاسخ:
سلام و احترام. خواستن همسری همشأن خود، حق مسلم تان است؛ اما رد کردن بدون مشاوره، خلاف احتیاط است. از کجا معلوم که که ایشان هفتاد و پنج در صد خواسته هایتان را نداشته باشند؟ ای بسا اگر شناختتان بیشتر شود، نظرتان غیر از این شود. توصیه ام تأمل بیشتر است. مشاوره با مشاوری دانا راهگشاست. تجربه کنید. الاهی خوشبخت باشید.

نشنو از نی چون حکایت میکند

بشنو از دل چون روایت میکند

نشنو از نی ، نی نوای بینواست

بشنو از دل دل حریم کبریاس

تن چو سوزد تل خاکستر شود

دل چو سوزد خانـه دلـبر شود

 

نی ز خود هرگز ندارد شورو حال

دل بـود مـرآت نــور لا یــزال

نی اگر پرورده آب وگل است

دست پـروده خـداونـدی دل است

نی اگر بشکست بی قدر و بهاست

بشکند گر دل خریدارش خداست

نی به هر دست و به هر لب آشناست

دل مکان و خانه خاص خداست

""روح الله خمینی""

با سلام و عرض ادب
این شعر ارتباطی با متن نداره اما چون خیلی قشنگ بود گذاشتمش.

نشنو از نی چون حکایت میکند

بشنو از دل چون روایت میکند

نشنو از نی ، نی نوای بینواست

بشنو از دل دل حریم کبریاس

تنی چو سوزد تل خاکستر شود

دل چو سوزد خانـه دلـبر شود

 

نی ز خود هرگز ندارد شورو حال

دل بـود مـرآت نــور لا یــزال

نی اگر پرورده آب وگل است

دست پـروده خـداونـدی دل است

نی اگر بشکست بی قدر و بهاست

بشکند گر دل خریدارش خداست

نی به هر دست و به هر لب آشناست

دل مکان و خانه خاص خداست

""روح الله خمینی""

پاسخ:
سلام و تحیت. شعر نثر را لطافت می دهد. این برش مثنوی عالی است. لطفا یک مورد را اصلاح فرمایید:
 مصراع اول از بیت سوم: تنی...تن .
سپاس.

سلام و درود استاد ارجمند
 ذیل  مورد  2 و 3 نکاتی داشتم:

متأسفانه درهمین روزگار اطلاعات و ارتباطات و ...؛ برخی دوستان مؤمنه (اعم از دانشجو، طلبه و غیر آن) هستند که علارغم در شرف ازدواج بودن یا حتی در دوران نامزدی و عقد به سر بردن؛ خود را برای روابط خاص زناشویی و برقراری ارتباط عاطفی عمیق آماده نمی کنند و با نوع نگاه غلط خود سرخوردگی هایی را در خود و بخصوص در همسر خود ایجاد میکنند

لطفا به این مقوله هم بپردازید، طنازی هایی که هر زنی می باید خود را بدان مسلح کند تا چشم و گوش و تمام و جودِ همراه و همسفر زندگیش را از آن خود کند و مسیر قناعت‌ورزی را برایش هموار سازد، باید واقع بین بود و به نیازهای طبیعی یکدیگر  اهتمام داشت
باعث تأسف است حال مردانی که همسرانی اینگونه نصیبشان شده است، مردانی که از یک سو درگیرند با نیازهای طبیعی خود و از سویی دیگر  خود را با برخی زنان آزین شدۀ صفحات نقاشی کوچه و خیابان مواجه می بینند
دوستان عزیز عذرخواهم اما
بندۀ خوب خدا بودن تنها به نماز و عبادت و دعا و هیئت رفتن و دوری از خیلی واقعیات جامعۀ انسانی نیست
اما از آن طرف هم فرزندِ زمان خویش بودن به معنای زیرپا گذاشتن خط قرمزها و لرزاندن دل بندگان خدا وشکستن حریمها و ... نیست
باید در میدان واقعیتهای انسانی تمرین دینداری کنیم!
عذرخواهم جناب استاد از تصدیع!
اما دیدن زندگی هایی اینچنین دلم را بسیار می آزارد و به درد می آورد! به گمانم رسید که به برکت وبلاگ شما می توان این درد را فریاد کرد!
مانا باشید و برقرار
پاسخ:
سلام و احترام بسیار. مطلبتان بی نیاز از پاسخ و ستایش است. هم درد را گفته اید هم درمان را. کاش همه مان به این حد از دانایی برسیم. اکنون که داریم کتاب «آداب عشق ورزی» را ویرایش و تکمیل می کنیم، به این رهنمود ها سخت نیاز داریم. دریغ نفرمایید. ان شاءالله. سپاس.
سلام و درود
پاسخ:
سلام بر استاد بابایی عزیز. جانتان خجسته بادا.
قناعت ازجمله مواردآسایش روحی وروانی انسان محسوب می شودکه اگربه درستی مفهومش درک شودوباخساست اشتباه گرفته نشودآثاروبرکات بسیاری درزندگی انسان داردبه طوری که این مقوله خط مشی بسیاری ازرفتارهای انسان می گرددولازمه ی درک این موضوع خردورزی است چراکه مولاعلی (ع)(که این روزها نیزمزین وعطرآگین به نام مقدس ایشان است)می فرمایند:«من عقل قنع: آن که خردورزی کند، قناعت پیشه می‏ کند.»
قناعت جزءاساسی ترین مقوله های زندگی انسان است که بایدبه درستی درک وبه کارگرفته شودتاکارآمدی آن به وضوح درزندگی مشاهده گردد.حسن ختام سخن رابهتراست باشعری ازشاعرگرانقدرسعدی درباره ی قناعت به پایان رسانم:

خدا را ندانست و طاعت نکرد / که بر بخت و روزی قناعت نکرد

قناعت توانگر کند مرد را /  خبر کن حریص جهان گرد را

سکونی به دست آور ای بی ثبات  / که بر سنگ گردان نروید نبات

خردمند مردم هنر پرورند  / که تن پروران از هنر لاغرند

کسی سیرت آدمی گوش کرد /  که اول سگ نفس خاموش کرد

خور و خواب تنها طریق ددست  / بر این بودن آیین نابخردست

خنک نیکبختی که در گوشه ای  / به دست آرد از معرفت توشه ای

بر آنان که شد سر حق آشکار /  نکردند باطل بر او اختیار

ولیکن چو ظلمت نداند زنور /  چه دیدار دیوش چه رخسار حور

تو خود را از آن در چه انداختی /  که چه را ز ره باز نشناختی

نخست آدمی سیرتی پیشه کن  / پس آن گه ملک خویی اندیشه کن

به اندازه خور زاد اگر مردمی /  چنین پر شکم آدمی یا خمی؟

درون جای قوتست و ذکر و نفس /  تو پنداری از بهر نانست و بس؟

کجا ذکر کنجد در انبان آز /  به سختی نفس می کند پا دراز

مگر می نبینی که دد را و دام  / نینداخت جز حرص خوردن به دام


پاسخ:
سلام بر شما. کامنتتان مقاله ای شد ارجمند. گوارای من و خوانندگان سرایمان.
سلام بر استاد عزیز و همه مخاطبان گرامی
مطلب فوق بسیار عالی تبیین شده است. و این مصداق حدیث شریف است که امام رضا علیه السلام فرمودند: علینا القاء الاصول و علیکم التفرّع.

درود برشما. خدا قوت.

پاسخ:
سلام و درود. از شما نیز انتظار دست به قلم بردن داریم.
  • بلور خراسانی
  • سلام استاد. وقتی این مطلب رو خوندم، احساس کردم قناعت همان تسلیم و رضایت در برابر خواست خدا است. درسته؟ خیلی آرام کننده است.
    پاسخ:
    سلام بر شما و پدر مرحومتان. بله. درست است.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">