وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات

 اشاره

 مقاله ارجمند «ازدواج، در وقت اضافه»، نوشته جناب آقای محمد دهقانی زاده، انگیزه ای شد که این برگ از کتاب «جوانان و انتخاب همسر» را به دنبال آن مقاله بیاورم. این مطلب و آن کتاب را در 22 سال پیش نوشته ام، اما همچنان به اصول آن و کاربردش دراین زمان معتقدم.

ازدواج و تحصیلات علمی

جای خوشبختی است که...

بیشتر جوانان امروز خواهان ادامه تحصیل علمی اند و به تحصیلات پایین اکتفا نمی کنند. اما باید توجه داشت که این عمل پسندیده، امور  ناپسندی را به دنبال نیاورد.

متاسفانه در جامعه ما، این عمل خوب و پسندیده، مسائل ناپسند و زیانبار و گاهی فاجعه آمیزی را به دنبال خود آورده است و این به خاطر اصل موضوع، یعنی ادامه تحصیلات، نیست، بلکه ناشی از اشتباهات و کج سلیقگی های خود ماست. این خود ما هستیم که امر مفید و کمال آفرین تحصیلات و علم را به انحراف کشانده ایم.

اصل مسئله

برای رسیدن به درجات عالی تحصیلی، لازم است دختر و پسر، تا حدود 25 سالگی و حتی بالاتر، تحصیل کنند و تحصیل کردن را با ازدواج و پذیرفتن مسئولیت زندگی مشترک، غیر عملی می دانند.

بررسی مسئله

...

این مشکل و مانع، مانند بسیاری از موانع دیگر بر سر راه ازدواج، حقیقی و واقعی نیست، بلکه مصنوعی و ساختگی است و با برنامه ریزی و حساب شده عمل کردن می توان به خوبی آن را برطرف کرد، بلکه می توان از ازدواج، نردبانی برای بالا رفتن و پیشرفت در تحصیلات و مدارج علمی ساخت. بسیاری از دانشمندان، به سبب همراهی و فداکاری همسرشان، موفق به رسیدن به مدارج عالی علمی شده اند.

پیامبر اکرم (ص) بعد از ازدواج حضرت علی و فاطمه زهرا (س) به دیدنشان رفتند و به عروس و داماد تبریک گفتند. آنگاه به حضرت علی فرمودند: «همسرت را چگونه یافتی»؟ داماد، سر به زیر انداخت و با  حیای معصومانه اش گفت: «نعم العون علی طاعه الله» : همسرم، یاور و همراه خوبی است در راه اطاعت خدا. سپس همان سوال را از حضرت فاطمه کردند و او نیز جوابی مانند جواب همسرش داد. (درود خداوند بر این خاندان شریف)

تحصیلات علمی، از شریف ترین اطاعت ها و عبادتهای خداوند است که همسران می توانند یکدیگر را در این راه یاری کنند و به هم دلگرمی و امید دهند و همدیگر را تشویق به ادامه راه کنند و حتی می توانند – به قول طلاب علوم اسلامی- با هم «هم مباحثه» باشند.

در پرتو ازدواج، آرامش و تعادل روحی و فکری برای هر دو به وجود می آید که در موفقیتشان در تحصیلات علمی بسیار موثر است.

دانشجویانی که می گویند: «باید صبر کنیم تا تحصیلاتمان را به جایی برسانیم و مدرک تحصیلی مان را بگیریم و آنگاه کار کنیم تا پولدار شویم و زندگی شخصیمان را رو به راه کنیم و سپس ازدواج کنیم» باید به این نکته مهم توجه داشته باشند که با عقب انداختن ازدواج، ممکن است دچار ناراحتی های روحی و جسمی شوند و پس از گذراندن آن مراحل، دیگر سلامتی و شادابی و حوصله ای نداشته باشند که زندگی سعادتمندانه ای تشکیل دهند و از آن لذت و بهره ببرند.

این مشکل در بین طلاب علوم اسلامی، کمتر مطرح است. بسیاری از طلاب با اینکه – معمولاً- وضع مالیشان پایینتر از دانشجویان دیگر است، -تقریباً- به موقع ازدواج می کنند و تحصیلاتشان را هم ادامه می دهند.

اینک راه حل ها

1. بیرون کردن این فکر که: «تحصیلات، با ازدواج سازگارنیست» از ذهن خود

«فکر»، «عمل» را به دنبال می آورد. اینکه فکر کنیم: « با ادامه تحصیلات نمی شود ازدواج کرد»، مشکل اساسی ما در این موضوع است. باید ابتدا و قبل از هر کار دیگر، این فکر غلط را از ذهنمان بیرون کنیم. اگر چنین کردیم، آنگاه راه حل مناسبی به ذهنمان خواهد آمد و زمینه برای رفع این مشکل، فراهم خواهد شد.  

هیچ دلیل منطقی وجود ندارد که تحصیلات با ازدواج سازگار نیست، بلکه برعکس، اگر ازدواج، صحیح انجام گیرد و همسر کفو و مناسب و شایسته ای انتخاب شود، پشتوانه خوبی برای ادامه تحصیلات خواهد بود و می تواند انسان را برای رسیدن به اهداف علمی و تحصیلی، یاری کند. ما این را در زندگی بسیاری از طلاب علوم دینی و بعضی از دانشجویان علوم دیگر، مشاهده و تجربه کرده ایم.

بله، اگر همسر دانشجو و دانش آموز( چه پسر و چه دختر و در تمام رشته های علوم) متناسب با او نباشد و بین دو همسر، هماهنگی فکری و عقیدتی وجود نداشته باشد و به اصطلاح « با هم جور در نیایند»، مشکلاتی به وجود خواهد آمد که قابل انکار نیست. این را هم می شود با دقت در انتخاب همسر و رعایت معیارها و شروط انتخاب همسر حل کرد.

2. نامزدی شرعی و قانونی

دختر و پسر دانشجو و دانش آموز، می توانند با مقدمات ساده و کم خرج و بدون تشریفات، نامزد شوند و عقد شرعی و قانونی کنند و رسماً همسر یکدیگر شوند، اما «عروسی عرفی» را به تاخیر بیندازند. رفت و آمد و معاشرت، داشته باشند و به تحصیلات هم ادامه دهند تا در فرصتی مناسب، عروسی کنند و زندگیشان را مشترک نمایند. در این صورت، از انحرافات و زیان های مجرد بودن در امان خواهند ماند و از آرامش و فایده های همسرداری بهره مند خواهند شد.

اینکه بعضیها می گویند : « اگر پسر و دختر نامزد شوند، حواسشان از درس پرت خواهد شد و دیگر به درسشان نمی رسند» ، اشتباه محض است، بلکه برعکس، وقتی نامزد شدند، خیلی بهتر حواسشان جمع درس می شود، زیرا افکار پریشان و آلوده، از سرشان بیرون می رود و دل و فکر و چشمشان از جاهای دیگر جدا و منصرف می شود و متوجه همدیگر می گردند. از طرف دیگر، احساس مسئولیت بیشتری نسبت به زندگی آینده شان  می کنند. در نتیجه، بهتر درس می خوانند تا زودتر زندگیشان را سر و سامان بدهند و زندگی مستقلی ایجاد کنند.

البته این را تاکید می کنیم که : مقدمات اولیه نامزدی و عقد، نباید خرج زیاد و دردسر برای پسر و دختر به وجود آورد. اگر هم مراسم جشن عقد می خواهند بگیرند ساده و بدون مخارج کلان باشد.

پدر و مادران و بزرگترها نیز باید یاور نوجوانان باشند و سعی در راه انداختن زندگی عزیزانشان داشته باشند و بکوشند هزینه و باری بر دوش آنان تحمیل نکنند و به بهانه و عنوان «آداب و رسوم» ، سدی بر سر راه آنان ایجاد نکنند.

3. کمک والدین به دختر و پسر

پدر و مادرها می توانند در ازدواج دانشجویان و دانش آموزان، نقش فراوانی داشته باشند و دختر و پسرشان را یاری کنند تا هم تحصیلاتشان را انجام دهند و هم ازدواج کنند و از نعمت همسر بهره مند شوند و هم از زیان ها و مفاسد و خطرات مجرد بودن محفوظ بمانند. به این صورت که : والدین دختر و پسر ، عاقلانه بیندیشند و حساب کنند که: «ما که فعلاً مخارج زندگی این دختر و پسر را داریم می دهیم، چه اشکال دارد همسرشان دهیم و چند سال دیگر هم مخارجشان را تامین کنیم تا تحصیلاتشان تمام شود و سر و سامان بگیرند و از ما جدا و مستقل و بی نیاز شوند؟ چه فرقی می کند؟ اگر چند سال دیگر هم مجرد بمانند باید که خرجشان را بدهیم، پس بهتر است ازدواج کنند و ما باز همین خرج را چند سال دیگر ادامه دهیم . این طور بهتر است از آنکه فرزندان دلبندمان بدون همسر و تنها بمانند و از این دوران بهار نوجوانی، که فصل ازدواج است، بی بهره شوند و یا-خدای ناخواسته- دچار انحراف و مفاسد و بیماری های روحی و  جسمی گردند.»

اگر پدر و مادر اینگونه فکر کنند ، حتماً به نتیجه مطلوب خواهند رسید.

هر لطمه ای به پسر و دختر بخورد، زیانش مستقیما متوجه پدران و مادران می شود و مسئولند. و هر سعادتی هم نصیب آنان شود، بهره و خوشبختی اش نصیب پدر و مادرها نیز خواهد شد. پس چه بهتر که به خاطر خشنودی خدا و برای سعادت فرزندانشان –که سعادت خودشان هم هست- آنان را در این امر مهم یاری کنند.

پدر و مادرها و بزرگترهای دختر و پسر، با هم  بنشینند و صحبت کنند و با توافق و تفاهم به یک تصمیم مشترک برسند و دست به دست همدیگر داده، یک زندگی ساده و آبرومندی برای فرزندانشان فراهم کنند و آنان را یاری نمایند تا بتوانند در کنار یکدیگر با خوشبختی زندگی کنند و به تحصیلاتشان هم ادامه دهند. اجر اخروی و پاداش الهی این کار، آنقدر زیاد و عظیم است که به قلم و بیان نمی آید.

4. جلوگیری از بچه دار شدن

یکی از مشکلاتی که برای ازدواج در دوران تحصیلات علمی بیان می شود، بچه دار شدن و حفظ و نگه داری آن است. حل این مشکل، بسیار آسان است. می توان تا پایان دوران تحصیل، با توافق همدیگر، از بچه دار شدن جلوگیری کرد. راه های جلوگیری مشروع و سالم و آسان هم فراوان است. پس، این هم مشکلی نیست که مانع ازدواج در دوران تحصیلات باشد.

5. قناعت

قناعت گنجی است بی پایان و پشتوانه محکمی است برای همه، مخصوصاً دانشجویان و دانش آموزان متأهل. دانشجویان و دانش آموزان و تحصیل کرده ها –که برای رهایی خود و دیگران از قید و بندهای جهل و خرافات، مبارزه و تحصیل می کنند- نباید خودشان گرفتار خرافات و تشریفات و آداب و رسوم جاهلی و خلاف عقل و شرع شوند.

برادر و خواهر نوجوان! در زندگی دانشمندان و افراد موفق، مطالعه کن و بنگر که اکثر آنان، زندگی ساده و قانعانه و بی تشریفاتی داشته اند. اصلاً ممکن نیست که انسان دچار اسراف و ولخرجی و تشریفات باشد و بتواند در مسائل علمی و پژوهشی و صنعتی، پیشرفت کند زیرا تشریفات، همانند تارهای عنکبوت است که انسان را گرفتار می کند و از موفقیت و ترقی، باز می دارد. به خود سخت نگیرید. زندگی را بر خود دشوار نکنید.

6. انجام کارهای زندگی به طور مشترک

وقتی زن و شوهر، هر دو «محصل» باشند، باید کارهای منزل را مشترکاً انجام دهند و نگذارند بر دوش یک نفر سنگینی کند.

خداوند برای زن و شوهری که در امور زندگی، یاور همدیگر باشند، اجر و پاداش فراوانی قرار داده است. انجام مشترک امور زندگی، محبت نسبت به یکدیگر را افزایش می دهد و برای هر دو، دلگرمی بیشتری به وجود می آورد.

البته زن و شوهری که هر دو مشغول تحصیل دانش اند، در امور علمی و درسی هم به خوبی می توانند همدیگر را یاری کنند. چه شیرین و لذت بخش و رشد دهنده است زندگی مشترکی که هر دو رکن آن، هم هدف، هم جهت، همکار، یاور و هم مباحثه باشند!

سخنی با پدران و مادران

این روزها مد شده که هرگاه صحبت از خواستگاری و ازدواج پیش می آید، پدران و مادران (مخصوصاً والدین دختر) می گویند : «فرزندمان می خواهد درس بخواند. هنوز وقت ازدواجش نرسیده»!

پدر و مادر عزیز! این حرف شما خلاف اسلام و عقل است و حتی خلاف میل و خواسته درونی فرزندانتان است. مگر شما دوران نوجوانی خودتان را فراموش کرده اید؟! شما که هم سن اینان بودید، همسر نمی خواستید؟! قاعدتاً نباید فراموش کرده باشید. پس چرا اکنون با ازدواج این جوانان مخالفت می کنید؟ می دانید که هر لطمه ای به اینان بخورد، دودش مستقیم به چشم خودتان می رود؟ متوجه باشید که معمولاً فرزندانتان، مخصوصاً دختران، خجالت می کشند که صریحاً بگویند : « همسر می خواهیم». حتی ممکن است –به ظاهر- جواب منفی و رد هم بدهند (مخصوصاً دختران)، اما در درونشان غوغایی برپاست. اینقدر جلوی پایشان سنگ اندازی نکنید. اینقدر بهانه نیاورید. آنان را فدای خواهش های خودتان نکنید. اینها احترام شما را نگه می دارند و چیزی نمی گویند، اما این سخت گیری ها و بهانه تراشی ها، آنان را رنج می دهد و باعث می شود کینه شما را به دل بگیرند. یاریشان کنید تا در دوران نوجوانی ازدواج کنند و از این بهار عمر، بهره مند شوند و درسشان را هم بخوانند.

 

 

 

 

  • ۹۳/۰۶/۱۴
  • علی اکبر مظاهری

نظرات  (۶)

باسلام واحترام

ممنون از مطالبی که میگذارید، خیلی عالیه وکارآمدن، ولی یک کاری رو نیز جا بندازین و اون اینکه حتما قبل از انتخاب همسر تست شخصیت از هر دونفر گرفته بشه-- به نظر من اخلاق توی زندگی مهمترینه وباید با روشهایی قبل از انتخاب همسر بشه اونو و اخلاقشو شناخت...

باتشکر

پاسخ:
سلام و درود. بله. پیشنهاد خوبی است. معمولا چنین می کنیم. سپاس از شما بابت حضور مسئولانه تان.
میشه این کتابوکامل بذارین تااستفاده ببریم
پاسخ:
سلام و احترام.
 با معذرت برای ما ممکن نیست، اما در منابع گوناگون اینترنتی موجود است. دنبال کننید، می یابید. ان شاءالله.
سلام و عرض ادب

جا انداختن این مطلب در ذهن افراد جامعه به خصوص والدین می تونه خیلی از مشکلات رو حل کنه. خیلی وقتا پدر و مادرا اصرار دارن که بچه هاشون حتما اول تحصیلاتشونو تموم کنن و بعد ازدواج...

سلام استاد. راستش را بخواهید، وقتی این مطلب را خواندم احساس کردم که درست است که هنوز ادامه تحصیلات یکی ازموانع ازدواج بهنگام است ولی به نظر من واقعیت این است که در شرایط فعلی جامعه، موانع دیگری بر سر راه ازدواج جوانها وجود دارد که نیاز جدی تری به پرداختن دارد. موانعی مثل دور شدن از ارزشهای واقعی، معیارهای اشتباه، کمبود راویان خوب برای ازدواج، شناخت کم یا ناصحیح از زندگی و هدف آن.

خیلی خوبه که افرادی با توانایی شما برای رفع اینگونه موانع تلاش کنند که البته مطمئنم میکنید.

پاسخ:
سلام و درود. «راویان خوب» واژه بسیا خوبی است. در کتاب «دختران و انتخاب همسر» از آن بهره فراوان می بریم. ان شاءالله.
سلام.وقت بخیر.من بیست وچندساله هستم واکنون دوماه است که باهمسرم پیوندمبارک زندگیمان راجشن گرفته ایم
به نظرم زندگی آنقدرفرازونشیب داردکه حتی درایده آل ترین حالت ممکن ازلحاظ مالی وتحصیلی هم اگرازدواج انجام پذیردبازهم نکات قابل تأمل تری درزندگی وجودداردکه باثروت وموقعیت مناسب الزاماسازگارنیست.
بنده مطابق باتجربه ی خودم عنوان می کنم که بهتراست ازدواج درسنین مناسب باویژگی های شخصیتی وعاطفی فردشکل بگیردنه سنین خیلی پایین ونه سنین خیلی بالا.
جوان های نسل سوم خیلی بیشترازپدرومادرهاطالب زندگی آرام وساده هستندامامتأسفانه بسیاری ازموارداین مسئله ازسوی والدین درک نمی شود.امیدوارم که تمامی افرادباانتخاب درست شریک زندگی شان خوشبختی وعاقبت بخیری حیاتشان راارقم بزنند.
پاسخ:
سلام و درود. الاهی شکر که ازدواج و زندگی شما بسیار فرخنده است و قابلیت دارد که الگویی خجسته برای جوانانمان باشد.

سلام

کاش پدر ومادر ها هم این مطالب را می خواندند و می پذیرفتند!

این روزها در برخی از خانواده ها می بینم که به جای حمایت از فرزندان شان در ازدواج می گویند اگه مرد شدی خودت برو جلو، تو زمان ما نه تنها پدر و مادرامان کمکمان نکردند که هیچ ما هر چی پول در می آوردیم تقدیم آن ها می کردیم.

پسرها هم تو این شرایط باید خیلی دل داشته باشند تا بروند و مردانگی شان را به پدرانشان ثابت کنند!

همسر من یکی از کسانی بود که با دست خالی به خواستگاری من امد، البته شغل ثابتی داشت که با عقدمون حقوقش افزایش یافت و در حد یک زندگی ساده می شد زندگی را شروع کرد. منم سعی کردم همه چیز را ساده بگیرم، بگذریم از حرفای دلسوزان که ناخواسته تحقیرم می کردند که اگر بگویم در اعتقاداتم بی تأثیر بود، حقیقت را نگفتم. جالب است بدانید که حتی یک نفر در خانواده خودم و همسرم پشتم نبودند و مدام می گفتند چرا خلاف جامعه شنا می کنید؟ و تنها حرف های مشاور دلسوزم حاج آقا مظاهری مرحمی بر زخم های ما بود. من فقط روی خواسته های خودم به خاطر همسرم و خانواده ام که آن روزها شرایط مالی خوبی نداشتند پا گذاشتم (مثلا به جای جشن در تالار خانه ای که شبیه مسجد بود جشن گرفتم)و آن وقت ها به دلیل سوءاستفاده بعضی ها گاهی در دلم از برخی از گذشتام پشیمان می شدم، ولی امروز خدا را شاکرم که این پشیمانی ها فقط در دل بود و به عمل کشیده نشد و در موقعه ی که باید همسرم و خانواده ام را درک می کردم، این کار رو کردم و الان اون حرفا به نظرم احمقانه بود و افسوس می خورم که به خاطرشان رنجیده شدم.

با تشکر از مطلب مفیدتان

پس حتی بدون حمایت کامل پدر ومادر ها هم می شود زندگی را شروع کرد اگر خدا را باور کنیم و در بحبوبه سخنانی که واقعا از روی دلسوزی است نیز به  حضور و قدرت خدا کوچکترین شکی نکنیم.

 

پاسخ:
سلام و درود. ازدواج و زندگی شما اسوه ای نیکوست برای جوانان و خانواده ها. الاهی شکر.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">