وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

تحمیل های ناروا

يكشنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۳، ۱۲:۵۵ ب.ظ

 

 

«از زبان مشاور»

سه گونه رابطه

مجید و مریم، که تازه عروسی کرده بودند، برای مشاوره نزدم آمدند؛ اخم‌آلود و ناخرسند.

مجید گفت: «من به رابطـه با خویشانم علاقه‌مندم؛ خویشـانمان هم زیادند. هر هفتـه یکی دو بار مهمانی خانـوادگی داریم. همسرم در چند ماه اوّل زندگی مشترکمان من را در این مهمانی‌ها همراهی می‌کرد، امّا کم‌کم ابراز نارضایتی کرد و حالا یا به مهمانی‌هایمان نمی ­آید و یا اگر بیاید، با نارضایتی می ­آید و پس از بازگشتمان به خانه، تا مدّتی بداخلاقی می ­کند. من یا با اصرار او را با خود می­برم، یا چون نمی‌آید، گاهی من هم نمی‌روم و گاهی به تنهایی می‌روم و در برابر سؤال خویشانم که می‌پرسند: چرا همسرت نیامده؟ شرمنده می‌شوم.

این کار او دارد به زندگی نوپایمان لطمه می­زند. من هم قصد کرده ­ام دیگر همراه او به خانۀ پدر و مادر و خویشانش نروم؛ با این‌که دلم می‌خواهد بروم، امّا نمی‌روم تا شاید او تلخی این کردار را بچشد و در رفتارش تجدید نظر کند.»

 به مریم، که اخم کرده و بغض گرفته و سر به زیر نشسته بود، گفتم: حرف‌های آقا مجید را شنیدم، حالا شما بگویید.

مریم گفت: «من برای خودم و زندگی‌مان برنامه‌ها و هدف‌هایی دارم که برایم مهم‌اند. یکی از آن‌ها ادامۀ تحصیل و مطالعۀ کتاب و دیگر کارهای علمی است. امّا آقا مجید، چند ماه اوّل زندگی‌مان را پر از مهمانی‌ها و رفت­ و آمـدها کرد. زندگی‌مان مثل خالـه‌بازی بچه ­ها شده بود. هـر روز یا هـر چند روز، به این خانه و آن خانـه، به این مهمانی و آن مهمانی و به این دیدار و آن بازدید می­رفتیم. چند وقت اوّل را به حساب تازه عروس و داماد بودنمان گذاشتم، امّا دیدم این روند همچنان ادامه دارد. کم‌کم خسته شدم. از طرفی، می‌دیدم از هدف‌ها و برنامه‌هایمان فاصله گرفته‌ایم.     

با آقا مجید صحبت کردم که بیا با هم برنامۀ مشتـرکی بریزیم و به‌کارهـای مفید بپردازیم و از این دید و بازدیدها و رفت‌ و آمدها و مهمانی رفتن‌ها و مهمانی دادن‌ها، که خیلی هم تکـراری شده، کم کنیم و به زندگی‌مان برسیم؛ امّا او نمی‌پذیرد و می­گوید: من این رابطه‌ها را دوست دارم. به او می­گویم: شما می­خواهید بروید، بروید؛ لازم نیست همه جا همراه هم باشیم. امّا او قبول نمی‌کند و می­گوید: من دوست دارم با هم باشیم؛ زشت است تنها بروم. حالا هم که من نارضایتی‌ام را ابراز می‌کنم، او ناراحت می‌شود و یکی از عکس‌العمل‌هایش این است که می‌گوید من هم به خانۀ پدر و مادرت نمی‌آیم.»

حرف‌های هر دو را که شنیدم، به آنان گفتم: زوج‌های عاقل کسانی‌اند که همۀ مسائل زندگی مشترک را خوب مدیریت کنند. یکی از مسائل دانه‌درشت زندگی زن و شوهـری، مسألۀ رابطـه با خویشـاوندان و دوستان و آشنایان است. یکی از هنـرهای زوج‌های فهمیده، این است که این پدیده را خوب مدیریت کنند؛ به ­گونـه‌ای که هم روابط عمومی‌شان حسنه باشد و از این رفت‌ و آمـدها بهره ­مند شوند و وظیفۀ پیونـد خویشاوندی را نیکـو انجام دهند، هم به‌کارهای زندگی­شان برسند. هیچ‌کدام نباید فدای دیگری شود. این دربارۀ کلّ زندگی؛ امّا دربارۀ شما و زندگی‌تان:

1. مهمانی‌هایتان را کم کنید. افراط در روابط با دیگران زیانبار است.

امیر مؤمنان علیه السلام دربارۀ این افراط‌کاری‌ها و زیان‌هایش فرموده‌اند:

«لاتَجتَمِعُ عَزیمَةٌ وَوَلیمَةٌ»؛[1]

عزّتمندی با سورچرانی، یکجا جمع نمی‌شوند (و عزم راسخ با شکمبارگی و خوش‌گذرانی، فراهم نمی­آیند).

محال است که آدمی با مهمانی‌ها و سورچـرانی‌های افراطی و بی‌هدف و خوش‌گـذرانی‌های دائمی، به هدف‌های بلندمرتبه و سعادت عزّتمندانه برسد.

بنابراین، شما که در آغاز راه زندگی مشترک قرار دارید، زندگی و اخلاق و عشقتان را از آسیب‌های این آفت‌ها نجات دهید و برای خودتان و زندگی‌تان برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری کنید و برای رسیدن به هدف‌ها و انجام برنامه‌هایتان بکوشید.

2. اجبار و تلافی‌جویی و هر کار دیگر از این قبیل را که بار منفی دارد، از زندگی‌تان حذف کنید. میدان زندگی زن و شوهری، عرصه‌ای خجسته است؛ آن را به میدان کشمکش و زورآزمایی تبدیل نکنید.

3. مهمانی‌ها و روابط شما با دیگران، سه بخش است: یکی آن‌ها که هر دو به آن رغبت دارید؛ این را با هم بروید. دوم آن­ها که آقا رغبت دارد و خانم رغبت ندارد؛ این را آقا تنها برود. و سوم آن‌ها که خانم رغبت دارد و آقا ندارد؛ آن را خانم تنها برود. البته تا مدّتی پرسش‌های عاقلان و حرف‌های خاله‌زنکان را باید تحمّل کنید و بدون درگیری، این امـواج را از سر بگذرانید. مطمئن باشید که این مـوج‌ها به‌زودی فـروکش می‌کند و راحت می‌شوید. شمـا مسئول زندگی مشترکتان هستید و باید آن را خوب مدیریت کنید.

آن‌گاه با مریم و مجید بر این برنامـۀ سه بخشی توافق و تعهّد کردیم و آنان با رضایت، به خانه‌شان رفتند و به لطف خدا این مسأله، که می­رفت به زندگی فرخنده‌شان آسیب بزند، به‌خوبی حل شد. الاهی شکر.



[1]. نهج‌البلاغه، خطبۀ 241.

نظرات  (۳)

سلام دایی جان . سخن فوق العاده زیبایی از مولایمان علی مطرح کرده اید . راه کارهای جالب و خوبی را هم برای این زوج مطرح کرده اید . و این هم خیلی برام جالب بود که با تنهایی رفتن پسر یا دختر به مهمانی موافقید . نظراتتان نیکو و جالب بود . 
با تشکر 
همیشه سربلند و عزتمند باشید .
پاسخ:
سلام دایی جان. الاهی سعادتمند باشی.

با سلام،

با تشکر از مطلب مفیدتان، این مشکل را بنده در زندگی دوستان و نزدیکانم می بینم؛ بعضی افراد سعی می کنند با همسرشان همراه شونند برخی دیگر به لجبازی و تلافی کردن، روی می آورند. لجبازی وتلافی هیچ عکس العمل مثبتی ندارد اما همراه شدن و احترام به خواست همسر می تواند بعدها نتایج مثبتی داشته باشد. البته متأسفانه همیشه نمی تونه این احترام به نظر همسر به تغییر در رفتارهای آینده ی او و یا توقع  داشتن رفتاری مشابه خودتان(احترام به خواست همسر) منجر بشه! اما بعد از هشت سال زندگی مشترک به این رسیدم که هیچ چیز ارزش بحث و جدال بیهوده با همسر را ندارد هر چند سخت است.

 

پاسخ:
سلام و رحمت. این تجربه هشت ساله، از ارجمندترین تجربه های زندگی تان است. آن را نیکو پاس بدارید.
سلام وادب.به نکته قابل توجهی اشاره کردید.بنده وهمسرم اکنون5ماه است که پیوندزیبای زندگیمان راآغازکرده ایم وهنورهم آشیانه نشده ایم.روابط خویشاوندی درخانواده همسرم پررنگ ترازخانواده بنده است البته نه افراطی واین برای بنده تحسین برانگیزاست. به دلیل تحصیل وشاغل بودن درشهرهایی جداازمحل سکونتم نمی توانم دربسیاری ازمجالس خانوادگی شرکت کنم.گرچه میدانم همسرم مایل به حضورمن دربسیاری ازاین مهمانی هاست ولی به دلیل مشغله بسیارهیچ گاه بنده راملزوم نکرده اندوآرامش من رااولویت قرارداده اندواین امردرخانواده ایشان هم مشهوداست.بنده هم به دلیل همراهی ایشان اگردرمهمانی نتوانم شرکت کنم بایک تماس تلفنی ضمن تشکرازصاحب مجلس به دلیل عدم حضورعذرخواهی کرده ودربسیاری ازمواقع سعی میکنم استراحتم راکم کنم وکمی فعالیت هایم رامدیریت کنم تاامکان حضورم درمهمانی فراهم شود.امیدوارم همه دوستان شادوخوشبخت باشند.
پاسخ:
سلام و احترام. الاهی زندگی تان همیشه خجسته باشد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">