وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

از همدلی تا همراهیِ علی و رقیّه

سه شنبه, ۹ دی ۱۳۹۳، ۱۰:۲۲ ب.ظ

تعطیلات نوروز سال 1387 نزدیک می‌شد. علی و رقیّه، مانند دیگر دانشجویان شهرستانی، در اندیشۀ سفر بودند تا تعطیلات را نزد خانواده ­شان بگذرانند. علی و رقیّه، که از دو شهر جداگانه بودند، طبیعی بود که بنابر عرف جامعه، تعطیلات را به گونه‌ای مدیریت کنند که هر یک نزد خانوادۀ خودش باشد.

ناگهان از اصفهان خبر رسید که پدر علی سخت بیمار است و به بیمارستان برده شده و مدّت ماندنش در بیمارستان طولانی خواهد بود. واضح بود که علی باید همۀ ایام تعطیلی را نزد پدر می‌ماند، زیرا بیماری او سخت بود و خدمت فرزند را می‌طلبید. رقیّه نیز باید به مشهد، نزد خانواده‌اش می‌رفت، امّا رقیّه طور دیگری می‌اندیشید. او نمی‌خواست تسلیم فرهنگ عرفی شود. از این‌رو، بی‌تردید، به علی گفت:

«با هم به اصفهان، نزد خانوادۀ شما، می‌رویم.»

علی گفت:

«امّا پدر من در بیمارستان است و باید تعطیلات را نزد ایشان بمانم. شاید فرصتی نشود که نزد خانوادۀ شما برویم.»

رقیّه گفت:

«هرجا باشید، من با شمایم؛ به ­خصوص در این وضعیت بحرانی، شما را تنها نمی­گذارم. از این‌ها گذشته، پدرتان پدر من هم هست؛ من هم می‌خواهم به ایشان خدمت کنم.» و علی، با سپاس، نظر رقیّه را پذیرفت.   

من آنان را تشویق کردم و به رقیّه آفرین گفتم. آنان رفتند و من پیگیر اخبارشان بودم. رقیّه، وفادارانه و فداکارانه و مهربانانه، علی را در همه جا و همه حال همراهی کرد. پدر علی، تا نیمۀ دوم تعطیلات نوروز، بهبود یافت و از بیمارستان به خانه منتقل شد.

علی و رقیّه، همراه دیگر اعضای خانواده، چند روز دیگر در خدمت پدر بودند. حال پدر به گونه‌ای بهبود یافت که دیگر جای نگرانی نبود و نیازی به بیشتر ماندن علی و رقیّه نبود. از این‌رو، آن دو یار ارجدار، به مشهد رفتند و باقی ایّام تعطیلی را نزد خانوادۀ رقیّه گذراندند. ایشان، با آغاز دوبارۀ درس‌ها، به قم بازگشتند؛ خشنود و سرافراز. آفرین بر آنان! ای خدا این وصل را هجران مکن!

سخن پایانی

شما زوج‌های جوان و دیگران، اگر ممکن است و می‌توانید، مانند علی و رقیّه عمل کنید؛ وگرنه به طرح «روابط سه گونه­ ای» که، در پست پیشین به مجید و مریم توصیه کردم، عمل نمایید؛ امّا هرگز زندگی‌تان را با بی‌تدبیری و بداخلاقی، دستخوش آشوب نکنید.

نظرات  (۴)

  • فاطمه کوثر
  • سلام استاد 
    رقیه خانوم کار خیلی خوب و بجایی کرده. امیدوارم این همدلی ها و همراهی ها تو زندگیهای خانوادگی زیاد بشه
    پاسخ:
    سلام و درود. سپاس که خوبان و خوبی ها را می ستایید.

    سلام

    از مهم ترین دلایل بلکه مهمترین دلیل این رفتار رقیه خانم رشد اخلاقی و معنوی ایشان است.

    برویم دنبال رشد دادن خودمان از لحاظ معنوی و اخلاقی.

    پاسخ:
    سلام و تحیت. بله. اخلاق و معنویت، از ارکان اصلی سامانداری خانوادگی است.

    درود بر قلب های به هم پیوسته و روح های به هم گره خورده. انسان اگر وفا نداشت، چه داشت؟ عده ای زندگی شیرین را با خودخواهی های کودکانه بر هم دیگر تلخ می کنند و بعد خودشان را گرفتار می سازند و صدای کمک خواهیشان به آسمان بلند می شود در حالیکه خود کرده را تدبیر نیست! مگر اینکه برگردند و با مشورت امثال حضرت استاد مظاهری بنا های ویران شده را دوباره نوسازی کنند که ان شا الله چنین باد و آنچنان نباد.

    پاسخ:
    درود بر شما و این پیام مشفقانه تان.
    سلام و ادب
    اگه تو سن ازدواج و مخصوصا تو دوران نامزدی به جای وقت گذرانی بتونیم مهارت های ارتباطی زندگی مشترک رو یاد بگیریم اون وقت میتونیم مثل این زوج فهیم همیشه و در همه حال همدیگه رو درک کنیم و در کنار هم شاد باشیم ...
    پاسخ:
    سلام و تحیت. از بهترین اوقات، برای آموزش مهارت های زندگی، همانا دوران نامزدی و عقد است. الاهی جوانان ما چنین کنند.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">