وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

طاهر و طاهره ( دختران و انتخاب همسر 7 )

چهارشنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۳، ۰۵:۲۷ ب.ظ

 

 

 

 

»حقوق، احکام، اخلاق

قانون شریعت این است که ازدواج، به خودی خود، مستحب مؤکد است، اما اگر آدمی، بر اثر تأخیر در ازدواج، به گناه بیفتد (یا آسیبی بخورد یا زیانی ببیند) ازدواج واجب می شود. نیز حکم دین و حقوق است که دوشیزگان با اجازه پدرشان ازدواج کنند.

گاهی میان این دو حکم شرعی و قانونی، تعارضی می افتد؛ به این گونه که ازدواج واجب می شود، اماپدر اجازه ازدواج به دخترش  نمی دهد. در این صورت، دستور دین برای گشودن این تعارض این است که اگر دختر رشیده شد و خواستگار کفؤ و مناسب برای او آمد و پدر اجازه ازدواج نداد، اجازه اش ساقط می شود.

اکنون این نمونه پندآموز را ببینید.

                                                           از زبان مشاور

طاهر و طاهره

طاهره تهرانی دختری بود 23 ساله. لیسانس داشت. دبیر بود. خواستگاران زیادی را، به سبب مخالفت های بیجای پدر و مادرش، ازسر گذرانده بود. تا این که به ستوه آمد. دید دارد سنش بالا می رود و اقبالش برای ازدواج کوتاه می شود. پدر و مادر نیز به هیچ صراطی مستقیم نمی شوند. این بود که با من تلفنی تماس گرفت و گفت: 

 « پدر و مادرم را دوست دارم. می خواهم احترامشان را نگه دارم. اما دارند بدبختم می کنند. همه خواستگارانم را، به بهانه هایی، رد می کنند. اما حالا خواستگاری دارم که همه چیزش خوب است. می خواهند این را هم رد کنند. کمکم کنید.» 

گفتم: از اوصاف و موقعیت این خواستگار جدید برایم یگویید.

گفت: « او هم فرهنگی است. همکاریم. آقای طاهر خراسانی. مدت هاست من را می شناخته و در نظر داشته و پسندیده. من هم... او را بررسی کردم . درباره اش تحقیق کردم. از هر نظر خوب است. او را کفؤ خود می دانم.»

 پس از شنیدن صحبت های خانم طاهره تهرانی گفتم: خوب است با آقا طاهر هم مشاوره داشته باشیم.

 طاهر نیز تماس گرفت و مشاوره کردیم. طاهره خانم درست می گفت. آقا طاهر، هم پسر لایقی بود، هم همتای طاهره خانم بود.

 به طاهره خانم گفتم: دلیل مخالفت پدر و مادرتان با این ازدواج چیست؟

 گفت « این آقا خدمت سربازی اش را می گذرانده که برای فوق لیسانس قبول شده. هفت ماه از خدمتش مانده است. حالا که ارشد را گذرانده آماده شده برود خدمتش را تمام کند. مامان و بابایم می گویند تا ورقه پایان خدمتش را نیاورد قبولش نمی کنیم. من می دانم آن ورقه را هم بیاورد پدر ومادرم بهانه ای دیگر می آورند. چون خواستگارانی داشته ام که سربازی کرده بودند و ایشان ردشان کرده اند.»

 گفتم: باید با پدر و مادرتان صحبت کنم، و کردم؛ تلفنی. پدر گوشی را نمی گرفت و اصلا حاضر به مشاوره نبود. با مادرش صحبت کردم. دیدم بله. بهانه شان همین است. کوشیدم راضی شان کنم، اما نشد. گفتم: طاهره خانم رشیده است و خواستگار کفؤ و مناسب برایش آمده. کاری نکنید که حرمت شما شکسته شود. حالا که پدر طاهره خانم حاضر به مشاوره نیستند، شما از قول من به ایشان سلام برسانید و بگویید که طاهره خانم رشیده است و اکنون که خواستگار مناسب دارد، می تواند، به حکم شرع و قانون، بدون اجازه شما ازدواج کند. احترام خود را نگه دارید و با دخترتان همراهی کنید.

 پس از چند روز طاهره خانم تماس گرفت و گفت:« پدر و مادرم راضی نمی شوند. می گویند اگر با او ازدواج کنی با تو قهر می کنیم.»

 گفتم: کسی را واسطه کنید تا با ایشان صحبت کند؛ کسی که پدر و مادر قبولش داشته باشند و سخنش بر ایشان اثرگذار باشد مثلا: یکی از بزرگان خاندان، یکی از دوستان پدر، روحانی محل، مدیر دبیرستانی که در آن تدریس می کنید.

 این کار را هم کردند، اما والدین از مرکب شیطان فرود نیامدند.

 گفتم: دیگر حجت تمام شد. معطل نشوید. به هیچ وجه نگذارید این خواستگارتان از دست برود. برای عقد اقدام کنید. پدر برای امضا به محضر می آیند. اگر هم نیامدند، قانون و شرع از شما حمایت می کنند. البته احترام والدین را نگه دارید و با ایشان خوشرفتاری کنید.

 سپس با آقا طاهر تماس گرفتم و او را تشویق کردم و به او شجاعت دادم که طاهره خانم را به هیچ عنوان از دست ندهد و دیگر درنگ جایز نیست و هر چه زودتر عقد کنند و نتیجه را به من بگویند.

چند روز بعد خبر دادند که عقد کرده اند. پدر به محضر آمده و دفتر و عقدنامه را امضا کرده، اما پدر و مادر با عروس و داماد قهرند.

 

پس از سه ماه

 امروز (93/11/19) با طاهر و طاهره تماس گرفتم. بسیار شادمان بودند. عروسی کرده اند. در خانه ای کوچک و با اندکی وسائل خانه، زندگی مشترکشان را آغاز کرده اند.

آقا طاهر به گذراندن باقی مانده سربازی اش پرداخته. چون همسر دارد، در شهر خودشان و نصف روز خدمت می کند. چون متأهل است و در استخدام آموزش و پرورش، حقوق نیز دارد. صبح ها با هم از خانه بیرون می روند؛ خانم به دبیرستان و آقا به پادگان. بعد از ظهر با هم به خانه برمی گردند. حقوقشان، هزینه های زندگی شان را تأمین می کند. اندکی نیز پس انداز می کنند. 

بسیار شادمان شدم و به هر دو تبریک گفتم.

پرسیدم: با هم رفیق که هستید؟

گفتند: " بله."

گفتم: رفیقِ رفیق؟

گفتند: "بله."

گفتم: رفیقِ رفیقِ رفیق؟

گفتند: "بله."

از طاهره خانم پرسیدم: آقا طاهر همان است که می خواستید؟

گفت: "بله. کاملا."

همین را از آقا طاهر پرسیدم. جوابش همان جواب طاهره خانم بود: "بله. کاملا."

به ایشان بسیار تبریک گفتم و، به دعا، زندگی خجسته ای را از خداوند برایشان خواستار شدم. سپس درباره پدر و مادر طاهره خانم پرسیدم. گفتند: " کم کم با ما مهربان شدند و آشتی کردند. هر روز ارتباط تلفنی داریم، اما رابطه حضوری مان کم است. هنوز اندکی از دلخوری شان باقی مانده."

گفتم: احترام شان کنید و هرگز به رخشان نکشید که بدون رضایت شان ازدواج کردید. این اندک دلخوری شان هم - ان شاءالله - در ایام نوروز برطرف می شود.

الاهی شکر.              

نظرات  (۱۵)

خوشبخت وسعادتمندباشیدوسایه پدرومادرهایتان مستدام باد
پاسخ:
سپاس از شما بابت حضورتان.

بسیار شیرین بود

برای این زوج خوشبخت، آرزوی سعادت ابدی دارم

پاسخ:
تشکر از شما.
مطالب مفید و آموزنده ای است.اما آیا این نسخه برای همه (دختروپسرهایی که هم کفواند و رشیده اند و خانواده به بهانه بیهوده مانع میشوند؟) درست است؟آیا این آغاز زندگی را تلخ نمیکند؟
پاسخ:
سلام و احترام. الاهی هیچگاه هیچ دختر و پسری نیازمند نشوند که بدون رضایت پدر و مادرشان ازدواج کنند.اما هرزمان و هرکجا چنین پدر و مادرهایی یافت شوند، راهکار همین است. در این گونه موارد،بله، نسخه عمومی همین است. البته با همین احتیاط و احترام و پیمودن همین راهکارهایی که برای طاهر و طاهره گفتیم و عمل کردند. 
نمی شاید و نمی باید که دختران و دیگر جوانان را فدای خودخواهی های والدین لجبار و بی منطق کرد.
سپاس بابت حضور مسئولانه تان.
سلام پدر عزیزم. مثل همیشه بسیار آموزنده و مفید بود.  
بسیار لذت بردم. 
ان شاالله سلامت باشید. 
پاسخ:
سلام باباجان. الاهی سعادتمند باشید.
با سلام خدمت استاد مظاهری وبقیه دوستان ،مطلب بسیار مفیدی بود وبه خصوص برای بنده مایه دلگرمی بود  ایشالله خداوند متعال توفیقات استاد مطاهری رو بیشتر بکنه یاعلی
پاسخ:
سلام و درود. الاهی شکر که مطالبمان سبب دلگرمی جوانانمان است. سپاس از حضورتان.
  • فرزانه زنگیان
  • سلام آقای مظاهری . برقرار باشید .
    پاسخ:
    سلام و تحیت. سپاس بابت حضورتان.
  • طاهر و طاهره واقعی داستان
  • با سلام و احترام به همه دوستان
    من و همسرم همان طاهر و طاهره داستان هستیم، درباره خانواده طاهر پرسیده بودید ، ایشان بسیار با ما همدل و مهربان بودند و هستند و در بسیاری از امور با ما همراه می شوند و ما را از تجربیات خود بهره مند می سازند ، ما با مشاوره و کمک استاد بزرگوارمان جناب دکتر مظاهری توانستیم خود را بهتر بشناسیم و با راهنمایی های ایشان جدی ترین تصمیم زندگی خود را به درست ترین راهی که پیش رویمان بود بگیریم
    من و همسرم در این راه بسیار مصمم بودیم و برای رسیدن به مقصودمان بسیار تلاش کردیم تا بتوانیم طبق قوانین شرع و اسلام به عقد هم دربیاییم و خداوند را شکر می کنیم که توانستیم به این آرزوی بزرگمان برسیم
    و از خداوند مهربان می خواهیم تا همه جوانان را به خواسته های قلبی خود برساند
    با آرزوی توفیق برای همه شما عزیزان
    با تشکر و قدردانی ویژه از استاد بزرگمان جناب دکتر مظاهری

    پاسخ:
    سلام و خجسته باش. سپاس که به پرسش های خوانندگانمان پاسخ دادید. الاهی سبزبخت باشید.

    مبارک باشه

    کاش................................................................................................

    پاسخ:
    کاش همه جوانانمان ساماندار باشند.

    سلام،

    باورم نمی شود هنوز چنین پدرو مادرهایی وجود داشته باشند که با وجود این که پسر هم تحصیل کرده و هم شاغل است و از نظر شخصیتی هم مورد تأیید، فقط به خاطر شش هفت ماه سربازی مخالفت کنند! واقعا دلیل لجبازی و مخالفت این پدر و مادرها چیست؟ آیا آن ها منتظر بهترین هستند به هر قیمتی(بالا رفتن سن فرزندشان)؟! خیلی برای یک دختر سخته بدون رضایت والدینش ازدواج کنه واقعا این یک ظلم بزرگی بود که این پدر و مادر در حق این تازه عروس کردند امیدوارم که خدا آن ها رو مورد رحمت خویش قرار دهد.با سپاس فراوان از مطالب مفید و جذابتان

    پاسخ:
    سلام و احترام. سپاس بابت حضورتان و کامنت مفیدتان.
    سلام و تحیت. من هم با نظر آقای بنی هاشمیان کاملا موافقم. نکته ای که علاوه بر جرات دختر و پسر مطرح است، نظر خانواده ی مرد است. در این مورد لطفا حتما توضیح دهید
    پاسخ:
    سلام و رحمت. کامنت آقا طاهر و طاهره خانم را ببینید. لطفا.
  • ه سید حسین بنی هاشمیان
  • هوالحق
    حالا خداروشکر آقا طاهر با جرات بود و ای کاش برخورد خانواده شوهر را نیز می انگاشتید.
    لذت بردم و متشکرم.
    پاسخ:
    سلام علیکم. کامنت آقا طاهر و طاهرن خانم را بخوانید. لطفا.
    خدا رو شکر این دو نفر ،جفت مناسب هم هستند؛که رضایت هر دویشان از همدیگه گویای این مطلب است.

    پاسخ:
    سلام و درود. سپاس بابت حضورتان.
    گاهی شجاعت بیان حرف حق لازم است، اگر حرف واقعا حق باشد. از استاد خواهش دارم  تفاوت اینگونه موارد را با مواردی که فرزندان اصرار بی مورد برای ازدواج با شخصی خاص دارند، روشن کنید.
    بنظرم  والدین طاهره خانم ظلم میکردند در حق فرزندشان ،اما اگر پدر و مادری بگویند ما دلسوز فرزندمان هستیم و دنیا دیده ایم و چیزی میدانیم که فرزند نمیداند تکلیف چیست؟؟
    پاسخ:
    سلام و تحیت. هر مورد را باید جداگانه بررسی کرد. ان شاءالله در این باره به تفصیل می نویسیم.
  • در هوای او
  • سلام و ادب
    خدا شما را حفظ کند؛ شما و تمامی مشاوران دلسوز و امین و با تجربه  و خیرخواه را!
    پاسخ:
    سلام و ادب. سپاس بابت حضورتان نیز دعای خیرتان.
    هر چند ازدواج در حین مخالفت والدین کار سختی است ولی در صورتی که مخالفت ایشان بر اساس دلایل موجه و منطقی نباشد، تصمیم طاهر و طاهره با حفظ ادب و احترام و محبت، کار صحیحی است
    پاسخ:
    الاهی هیچگاه نیاز نشود که هیچ فرزندی بی اجازه والدینش ازدواج کند.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">