وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

من سرکشم!

يكشنبه, ۲ فروردين ۱۳۹۴، ۱۰:۲۴ ق.ظ

>> از زبان مشاور

 

مریم، دختری 20 ساله بود و دانشجوی روان‌شناسی. برایش خواستگار آمده بود. برای مشاورۀ پیش از ازدواج، به دفتر مشاوره آمد و گفت: «جوانی به خواستگاری‌ام آمده که 22 ساله‌ است. من بابت کمیِ تفاوت سنّی‌مان نگرانم و برای دادن جواب، دچار تردیدم.»

گفتم: دو سال تفاوت سنّ که خوب است. چرا نگرانی و تردید؟...

مریم گفت: «من سرکشم. همسری می‌خواهم که بتواند رامم کند و مطیعش باشم. به این دلیل، فکر می‌کنم اگر چند سالی از من بزرگ­تر باشد، بهتر می‌تواند من را مطیع خودش کند.»

گفتم: من نمی‌گویم شما سرکش هستید و کسی باید شما را رام و مطیع کند. این ادبیات را نمی‌پسندم. امّا از این‌که با خود روراست هستید و خود را فریب نمی‌دهید، به شما آفرین می‌گویم. واقعیت چنین است که زن، اگر فطرت و طبیعتش خراب نشده باشد، دوست دارد شوهری مقتدر داشته باشد؛ شوهری که پناهگاه او باشد و زن در پناه اقتدار و مردانگی او آرامش یابد و احساس امنیت کند.

شما برای اطمینان از وجود این پناهگاه و استواری آن، نگران کم ­سن بودن او و کم بودن فاصلۀ سنّی‌تان نباشید؛ مرد 22 ساله، کم‌سن نیست و دو سال فاصلۀ سنّی، کم نیست؛ بلکه شخصیت او را بررسی کنید. بنگرید آیا این مردانگی و شایستگی را دارد که شوهر شما شود؟ آیا استحکام شخصیت دارد؟ آیا بالفعل یا بالقوه شایستگی همسری شما را، که خانمی رشید و بانشاط هستید، دارد؟ به جای این‌که فکرتان را مشغول کم بودن سنّ او نمایید و نگران اندک بودن تفاوت سنّی‌تان باشید، اقتدار و مردانگی‌اش را بررسی کنید.

مریم، ندای فطرت خود را به ­وضوح شنیده و مقتضای طبیعت خویش را به‌خوبی دریافته است. او فطرت و طبیعت بکر و منحرف ­نشده‌اش را فرمان می‌بَرَد. آفرین بر او.


نظرات  (۸)

سلام و عرض ادب
دختری هستم 27 ساله ک به تازگی خانواده آقایی با تفاوت سنی شش ماه کوچکتر از بنده پیشنهاد ازدواج داده اند . خانواده پسر کاملا راضی اند اما از طریق واسطه متوجه شدم ک خود پسر مردد است. از لحاظ شرایط تحصیلی و سطح کمالات همسطح به نظر میرسیم . (هر دو فوق لیسانسه ؛ کارمند اداری ؛ مسلط به زبان انگلیسی و ...) از مردد بودن پسر : تردید به دلم راه داده ام آیا پیشنهاد پسر را رد کنم چون ممکن است این اختلاف سن را به رخ بنده بکشد یا چکار کنم تا بهترین تصمیم را گرفته باشم.
ممنون میشوم اگر کمکم کنید.
پاسخ:
سلام و تحیت. با این مقدار اطلاع نمی توان جواب کامل داد. اما فعلا:
1. پاسخ منفی ندهید.
2. مهلت دهید تا پسر بیشتر بیندیشد.
3. مشاوره را ادامه دهید. در صورت تصمیم به ادامه مسیر، هردو باهم، با مشاوری دانا و توانا مشاوره حضوری داشته باشید.
الاهی خوشبخت باشید.
  • علی اکبر مظاهری
  • تعهد کردیم که نظر جناب محمدی را با خوانندگانمان به اشتراک بگذاریم و سپس جمع بندی کنیم و بنده نظرم را بیان کنم. اینک زمان وفای به عهد است:
    1. اگر چه فطرت در نهاد همه آدمیان نهاده شده است، اما قابل تغییر و انحراف است. (پیامبر اکرم: کل مولود یولد علی الفطرة الا ان ابواه...؛ هر نوزادی بر مبنای فطرت آفریده می شود، مگر این که پدر و مادرش...{ وعوامل دیگر منحرفش کنند}. بحارالانوار،ج2،ص 87)
    فرعون ها و هیتلرها و صدام ها نمونه هایی از این دست اند.

    2. شما(جناب محمدی) همه را با خود قیاس نکنید. کسانی که کامنت کذاشته اند، خانم اند و با تحصیلات علمی و مطالعات بالا. اما می بینید که نظرشان خلاف نظر شماست.
    3. این که گفته اید در مشاوره هایم نظرات دیگران را به مراجعانم بگویم، بله، از دیدگاه ها و دانش دیگران باید استفاده کرد، اما اگر بنده در موضوعی صاحب نظر باشم چطور؟ آیا مجتهد در در یک دانش، می تواند از دیگران تقلید کند؟ 
    بر بنده جایز نیست که در مسئله ای که صاحب نظر هستم، نظرم را کتمان کنم و صرفا به بیان دیدگاه دیگران اکتفا کنم.
    4. شما می دانید که بنده عالم دین هستم. از این رو مسائل را از منظر اسلام نگاه می کنم. اگر سخنی از اسلام یک طرف باشد و سخنان دانشمندان فراوانی در طرف مقابل باشد و با هم تخالف داشته باشند، بی تردید نظر اسلام را بر همه دیگران ترجیح می نهم. این یعنی تعبد برآمده از یقین.
    موفق باشید.

    جناب رشیده گرامی،  بنده نیز کارشناس ارشد روانشناسی هستم. جدای از اختلاف نظر در خصوص موضوع، توصیه میکنم به علم نظر بی غرض داشته باشیم و دیگر اینکه لازم توسعه نظریات علمی نداشتن پیشداوری های ذهنی ست. وقتی موضوع اعتقادی را وارد بحث خود می کنید پیشاپیش می پذیرد که نمی توانید علمی باشید. در ثانی شما نیز بهتر است به کتاب روانشناسی زنان از کارن هورنای توجه داشته باشید که از شاگردان و نیز منتقدان فروید است. بنده تنها به این علت به نظریات اریک برن اشاره داشتم چون فارغ از پیچیدگی های نظری روانکاوی ست و در کلینک های مشاوره ای نیز به خوبی کاربردی ست. شما هم اگر مایل به دانستن بیشتر هستید نظریات رشد فردی آدلر  را نیز مطالعه بفرمایید.
    اینکه شما می فرمایید زنان به طوری فطری مایل به اطاعت کردن و زیر سلطه دیگری(جنس مخالف) هستند؛ بنده چنین تمایلی را در روان خویش احساس نمی کنم.  من از اینکه با توان اندیشه و عقلانیت خودم تصمیم گیرنده باشم احساس رضایت میکنم. در روان سنجی نیز ارزیابی های برای سنجش بلوغ عاطفی و احساس و نیز بلوغ عقلی وجود دارد. زنانی که مایلند زیر سلطه باشنددر اثر رشد در فرهنگی که به آنها تلقین هایی ناروایی داشته؛ این میزان بلوغ در آنها متوقف شده و الا هر انسان بالغی و رشد یافته ایی  از اینکه خود بر سرنوشت و انتخاب خود مسلط باشد احساس رضایت و شادکامی خواهد داشت.بد نیست به هرم سلسله مراتب نیازهای مازلو نظر داشته باشید.

    با سلام واحترام

    بنده به دلیل مسافرتی که داشتم تازه کامنت های دوستمان محمدی را خواندم. دوست عزیز به نظر مطالعات انسان شناسی شما کم بوده است بنده کارشناسی ارشد مطالعات زنان دانشگاه الزهرا هستم و تحقیقاتی علمی در این موارد داشته ام ؛که اگر مایل باشید مقاله ای نزدیک به این موضوع را برایتان ارسال می کنم. بعد نظر افراد بسته به این که پیرو چه نظام فکری باشند متفاوت است، دیدگاههای علمی درباره ی زن متفاوت است مثلا دیدگاه روان کاوی که همان دیدگاه فروید است که او معتقد به وضعیت زیستی منهای تأثیر اجتماع و محیط و ... در رشد شخصیت زنان بوده است. دیدگاه دیگر نگره ی یادگیری اجتماعی است که دو ساز و کار، الگوبرداری از رفتار دیگران و دیگری تشویق و تنبیه راموثر بر رشد پسران و دختران می داند. همچنین می توان به نظریه ژان پیاژه اشاره کرد که افراد را مسئولیت اصلی شکل دادن تیپ شخصیتی جنس خود می داند زیرا آنان خود دارای فرآیند های تفکر و اندیشه هستند.یا نگره ی طرح واره ی جنسیتی که جنسیت را اصل می داند یعنی افراد مایلند تا آگاهی هایشان را درباره خود و جهان اطراف بر مبنای تعاریف موجود مردانگی و زنانگی در جامعه، سازماندهی کنند. این نظریات از معروف ترین نظریات در مورد شکل گیری و رشد زنانگی در دختران می باشد که برای مثال می توانید به کتاب روان شناسی زن اثر دکتر شکوه نوابی نژاد مراجعه کنید. اما ما مسلمانیم نظریات و دیدگاه های مبتنی بر دینمان داریم در دین ما افراد همچون لوح سفید نیستند که بتوان هر چیزی را بر روی آن ها حک کرد انسان دارای روح الهی و فطرت انسانی است یعنی ذاتا از یکسری کارها رویگردان یا به بعضی امرها ( عبادت، پاکی، ازدواج، تفکر و علم آموزی و ...) متمایل هست؛ از سوی دیگر همان طور که در آثار استاد مطهری می خوانیم تعلیم و تربیت و محیط ( والدین، خانواده، مدرسه و علم آموزی و ...) می تواند نقش بسیار مهمی بر شکل گیری شخصیت افراد بگذارد به طوری که بعضی ها را از فطرت الهی و انسانی دور می کند و به سمت حیوان منهای انسانیت می کشاند یعنی غریزهای صرف و بعضی ها را هر چه بیشتر به سمت و سوی روحانی شدن می کشاند. براساس کتاب های که در مورد مغز زنان و شخصیت زنان نوشته شده زنان همیشه فطرتا در طول تاریخ گرایش به همسرانی پراقتدار حال چه جسمانی و چه روحی داشته اند ، امروزه می توان این جستجوگری اقتدار را از سوی زنان  را در تعریف و تمجید زنان از منزلت اجتماعی همسرانشان(شغل مردان)

     دید.زنان فطرتا مطیع بودن را دوست  دارند و بیشتر و راحتر از مردان در پناه ازدواج تغییر می کنند. زنان دوست دارند با مردانی که از آن ها بزرگترند هم از لحاظ جسمی و هم سنی ازدواج کنند چون آن را نشانه اقتدار می دانند زنان ذاتا دوست دارند با ازدواج تغییر کنند و در پناه اقتدار همسرانشان باشند.

    با تشکر و سپاس فراوان از استاد محترم

    پاسخ:
    سلام و تحیت.
    سپاس بابت حضورتان و نوشته بسیار خوبتان.
    با سلام و عرض احترام
    بنده خودم را اصلا هم سطح مباحثه با استاد و جناب محمدی نمی دانم اما نظر شخصی ام اینست که مریم خانم خودشان ازین لفظ که شاید چندان پسندیده نباشد استفاده کرده اند و استاد تنها منظور ایشان را بازتر و اصلاح کرده اند! شاید عمق منظور مریم خانم و خواستن همسری بسیار مقتدرتر از خودشان را با این شکل بیان راحت تر بتوان نمایاند. بنده خودم خانم تحت لوای مردان نیستم اما این پست را دوس می دارم چون عمق مطلب را میرساند.
    ضمنا ماها گاهی زیادی نسبت به برخی مسائل تند انتقاد میکنیم و به اصطلاح دو آتیشه میشویم (هرچند اصل انتقاد ایشان قابل تامل است!). آنقدر بنیان فرهنگ خانوادگی و ازدواج مان از سوی متولیان و صاحب نظران اشکالات اساسی دارد که اگر هم انتقادی به این شدت نیاز باشد باید در جاهایی که لازم تر است بکار برده شود.
    پاسخ:
    سلام و تحیت.
    از شما، بابت حضورتان و کامت خوبتان، تشکر می کنم.

    به این دلیل که آغاز مشاوره به فردی که هیچ آگاهی از وضعیت او نداریم بسیار مشکل است، مثلا فرد مورد نظر دارای چه درجه ای از تخصص و آگاهی است و یا در سن و سالی از عمر قرار دارد و وضعیت خانوادگی و محیط فرهنگی که او در آن رشد یافته چگونه بوده، راه را برای ارئه یک راهکار مشخص به بن بست می رساند. ازین رو تنها میتوان از نظریه مدد جست و با ارئه برخی توضیحات پایه ای ، زمینه ای برای خود شناسی و درک سازنده از شرایطی که لازم است در آن تصمیم گیری نمایند فراهم آورد. از آنجایی که تصمیم برای تشکیل خانواده و انتخاب فردی مناسب برای همسفری نیازمند حدی بالایی از بلوغ احساسی و فکری ست، ازین رو گمان براین است که خواننده این نوشتار از پیش با انبوه ای اطلاعات برای اتخاذ تصمیم به جا برخورد داشته. بنابراین تنها تلاش این نوشتار آن است که خواننده برای استفاده از آن انباشته آمادگی عقلانی و عاطفی بیشتری بیابد. از آنجایی که ادبیات مورد استفاده در این تکنیک به دلیل استفاده گی فروان برای عامه ناآشنا نیست ازین رو نیازمند توضحات بسیار و مفصل نیست.

    این تکنیک بر پایه ی تحلیل ساختار شخصیت استوار است، بر اساس نظریات محققان این فن، از تحلیل شخصیت چنین برآمده که سه الگوی مشخص رفتاری با حالتهای«من» در ارتباط است. والد، کودک و بالغ. این سه الگو در جریان رشد نوزاد انسان و از طریق تربیت و عمدتا درطی سالهای اولیه زندگی در حافظه احساسی ما انباشته می شوند. حالت «کودک» از همان ابتدای رشد با جمع آوری اطلاعات درونی کودک آغاز می شود. این واقعیت که کودک نیازمند و ناتوان است و محتاج محبت مراقبت کننده خود است او را به گزاره ای بدین نحوه آشنا می سازد که «من خوب نیستم، شما خوب هستید». حالت من «والد» به ارزشها، از امر و نهی ها، باید و نبایدها و رفتارهایی که فرد از سایر افراد مهم در دروان کودکی- یعنی والدین و جانشینان آنها- فرا گرفته و درونی کرده است سرشار است. این تاثیر افراد را وامیدارد به شیوه ای که فکر می کنند در نظر والدین مطلوب است، عمل کنند. حالت من «بالغ» بر داده پردازی، تخمین احتمالات و تصمیم گیری متمرکز است. همچنین با حقایق سروکار دارد نه با احساسات. در حقیقت حالت «بالغ» اگرچه می تواند تجربیات احساسی حالتهای من «کودک» یا من «والد» را ارزیابی کند ولی از احساسات جداست. نقش این حالت، تنظیم فعالیت های «کودک» و «والد» و میانجیگری میان آنهاست.

    آشنایی با حالت های «من» خویش به فرد کمک می کند تا بالغ قدرتمندی داشته باشد. شخصیت بالغ قادر است همه عناصر «من» را به خوبی مدیریت کند. اما وضعیت «بالغ» ضعیف ممکن است فرد دچار «والد» حاکم شود که می شود یک فرد مستبد یا وضعیت «کودک » در شخصیت غالی باشد در این وضعیت او به دنبال والدی می گردد که او را امر و نهی کند. چون معتقد است" والد شخصیت قوی و خوب است من ضعیف و بد.." در این جفت های شخصیتی ما دو فرد بالغ نمی بینیم کودکی می بینیم که هیچ وقت بزرگ نمی شود و والدی که به دلیل افزایش مسئولیت( به مرور زمان خشنودی والد از داشتن چنین کودکی به شدت کاهش می یابد؛ یعنی ازینکه همیشه باید مراقب کودک_زوج خویش_ باشد ) دچار خشم است.

    دوست گرامی، منظورتان از شجاعت چیست؟!شما نیز باطنا معترف هستید که تک صدایی و حذف نظر منتقد در این جامعه یک امر مرسوم است و ازین رو به کسی که به شما انتقاد وارد می کند شجاع میخوانید؛ درحالیکه صحبت بنده از آن روست که شما در ارائه راهکار به نسل جوان براساس علم روز که محتوای آن تایید شده عمل کنید. مثلا به پاراگراف آخر خود توجه کنید:"مریم، ندای فطرت خود را به ­وضوح شنیده و مقتضای طبیعت خویش را به‌خوبی دریافته است. او فطرت و طبیعت بکر و منحرف ­نشده‌اش را فرمان می‌بَرَد. آفرین بر او. ." ایراد من به شما این است صحبتهای شما علمی نیست...اگر مساله شناخت طبیعت بکر باشد ناچاریم از تحلیل گونه های مشابه(از لحاظ ژنتیکی شبیه انسان) بهره بگیریم..این طبیعت بکر به قول شما از نظرات شما درباره فطرت حمایت نمی کنند..نمی دانم علاقمند به ارائه توضیحات در این حوزه هستید؟
    در مقابل نظریات شخصیت شناسی نیز بر رویه هایی تاکید می روزند که فرد به بلوغ دست یابد، توانایی های خود را پرورش دهد و بتواند با محیط خود تعاملی سازنده داشته باشد.اگر جامعه ای اجازه رشد برای افراد خویش را فراهم نیاورد، در نتیجه ما شاهد افزونی اختلالات رفتاری و خلقی هستیم. امری که جامعه ما با آن دست به گریبان است. به خواندگان شما نیز که به جستجوی یک ازدواج موفق هستند توصیه می کنم از نظریات اریک برن در خصوص "تجزیه و تحلیل رفتار متقابل بهره بگیرند. توضیحات خودم را برای آشنایی با این تکنیک در کامنت بعدی ارائه می دهم.

    پاسخ:
     سپاس که، مسئولانه و فعالانه، مطالب را دنبال می کنید.
    لطفا مطالبتان را، قبل از ارسال، بازخوانی کنید و غلط های تایپی آن ها را اصلاح نمایید. ما، در سیستم بلاگ بیان، توان ویرایش کامنت ها را نداریم. تشکر.
    این چه ادبیاتی ست؟! این چه زبانی ست؟! شما بر چه اساس از فطرت انسانی سخن میگویید؟!!شناخت شما از فطرت چیست؟!این زبان ارباب و برده که بدبختانه در آنچنان قالب شده که احدی به نادرستی آن شک نمی کند؟!!زن اگر فطرت خراب نشده باشد یعنی چه؟!!! اگر فطرت همانگونه که خودتان آن تعریف می کنید یعنی امری محتوم و طبیعی تغییر ناپذیر پش چرا آن را در معرض تغییر و تحول می دانید و اگر امری ست تحول پذیر پس دیگر لزومی ندارد براساس آن قوانین و شرع تعیین کرد...؟!!شما به محتوای تناقض آمیز صحبتهایتان توجه نمی کنید. انسان بالغ و فهیده نیازی به هدایت ندارد. بلوغ فکری در هر انسانی رخ بدهد قادر است خیر و شر خویش را تشیص کرد و کار خود را اصلاح کند. این تبلیغ کودک منشی از کجا آمده؟!!یعنی چه کسی نیاز داشته باشد دیگری عقل او باشد؟!!یا بدتر از آن او را رام کند؟!!مگر حیوان است و با انگاره های تمدنی بشری ناشانا که به افساری جهت کشیده شدن به این طرف و آن طرف نیاز داشته باشد. این موردی که به شما مراجعه کرده پیش از مشاره ازدواج نیازمند مشاوره روانکاوری ست.بدبختی فرهنگ ما اینجاست که این زنان نابالغ مادر می شوند و بینان فکری جامعه ما ازین رو ویران است.شما نیز بهتر است براساس نظریات معتبر روانشناسی به مراجعینتان مشاوره بدهید.
    پاسخ:
    سلام و احترام.
     سپاس از شما بابت حضورتان و ابراز شجاعانه دیدگاهتان.
    بنده، در متن نوشته، به صراحت گفته ام که این ادبیات را نمی پسندم. اما خواسته ام سخن و اندیشه       مشاوره خواهم را، به امانت، آورده باشم. 
      اما درباره  محتوای مطالب و بررسی علمی آن، نظرتان را با خوانندگانمان به اشتراک می گذاریم تا دیدگاه های ایشان را نیز بگیریم و، در پایان، بنده جمع بندی می کنم و نظر خودم را بیان می نمایم. ان شاءالله بحث مفید و روشنگری باشد.
    شاید مطلب قابلی شد که به کار وبلاگ شما نیز بیاید.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">