وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

دعای مستجاب 2 (همسر هدیه ای)

جمعه, ۲۶ تیر ۱۳۹۴، ۰۳:۲۲ ب.ظ

 

                                                             آقا جواد؛ هدیه امام جواد!               

                

   » نوشته ای از خانم الهام خسروی (کارشناس برنامه ریزی شهری. طلبه حوزه)، همسر آقای جواد فهیمی

اشاره

این پست را با پست پیشین، با هم بخوانید. وصال این فاخته ها شبیه هم است؛ معجزه گون. حاصل دعای مستجاب.

همه چی از روزهایی اول محرم  شروع شد؛ محرم سال 1391. برای عزاداری سیدالشهدا در مراسم مسجد دانشگاه شرکت می کردم و حال و هوای عجیبی داشتم. یه بی قراری ای تو دلم بود که هرکار می کردم آروم نمی شدم. تو همون روزهای بی قراری بود که بهم خبردادن میتونم برای سفرکربلا ثبت نام کنم. اصلا باورم نمی شد. با این حال رفتم دنبال کارهای پاسپورت و...خلاصه تو اون بی قراری ها چمدانم رو بستم و روز 19 اسفند عازم سفرکربلا شدم .

اون روزها من درگیر یک ماجرای خواستگاری بودم و این قضیه خیلی منو مستاصل کرده بود. وقتی راهی سفر شدم از خدا خواستم توی این سفر عنایتی بشه و اهل بیت هم واسطه بشن تا من کسی رو که میخوام پیدا کنم. ازخدا خواستم هرکدوم از اهل بیت که بهم عنایت کردن و دعایم رامستجاب کردن نشونه ای بهم بدن....

وارد خاک عراق شدیم و به سوی نجف راهی شدیم. بعد کربلا و بعد کاظمین. شب آخر سفر که تو کاظمین بودیم  با دوستانم به زیارت رفتیم. حرم خلوت بود و از غربت و مظلومیت ائمه دلم گرفت. کنار ضریح امام جواد(علیه السلام) ایستاده بودم. دیدم خانمی با گریه برای جوانش دعا میکند و میگوید: مگر نمیگن هرکی حاجت برای جوونش می خواد از امام جواد بگیره؟ حالا من اومدم پیشتون آقا!

بغض عجیبی داشتم. با شنیدن این درددل  بغضم ترکید و خیلی دعا کردم. ازخدا خواستم به حق امام جواد همسر منو بهم نشون بده. خلاصه به محل اسکان برگشتیم و فردای آن روز راهی ایران شدیم. 29 اسفند بود که وارد قم شدم. همه حال وهوای سال نو و رفت و آمد و خرید و...داشتن. ولی انگار من بی قرارتر شده بودم و کسی حال منو درک نمی کرد.برای آروم تر شدنم میرفتم پابوس بی بی حضرت معصومه(سلام الله علیها).

یک روز بعداز ظهر دوستی که در سفر کربلا  هم اتاقیم بود بهم زنگ زد و تجدید خاطره کردیم و دوباره دلم هوایی شد.  با اینکه روز قبلش حرم حضرت معصومه بودم دوباره راهی حرم شدم. در حرم که بودم، به یاد سفر کربلا، به نوای مداحی هایی که در بین الحرمین میشنیدم، گوش سپرده بودم. زیارت کردم و احساس آرامش عجیبی داشتم. در راه برگشت از حرم بودم که دیدم خانمی پیشم آمدند و راجع به پسرشان صحبت کردن و از من آدرس و شماره  خواستن. نمیدونم چی شد. با اینکه من تو این موقعیت ها به کسی شماره نمی دادم، شماره منزلمان را دادم و آن خانم گفتن چند روز دیگر تماس می گیرم، چون پسرم رفتن سفر کربلا. بعد از صحبت با آن خانم به منزل برگشتم.

بعد از چند روز، تلفن منزلمان به صدا در آمد و آن خانم اجازه خواستند تا با پسرشان به منزلمان تشریف بیاورند.آنها تشریف آوردند وصحبت های اولیه شروع شد. وقتی مادر آقا پسر، بیوگرافی فرزندشان را گفتن و وقتی اسم جواد را شنیدم حس عجیبی بهم دست داد و یاد دعا و درد دل های آن خانم زائر و خودم افتادم. بله. این نشانه ای بود که از خداوند خواسته بودم. شکستن دل در حرم امام جواد همانا و داشتن همسری به نام جواد همان!

 

 

  • ۹۴/۰۴/۲۶
  • علی اکبر مظاهری

نظرات  (۱۱)

  • خانواده بنی هاشمیان.
  • بسیار بسیار عالی. آقای شکری بد نیست شما هم دست به قلم شوید و از همسر گرامیاتان بنگارید که بس خواندنی خواهد شد.
    خداروشکر که بنده هم خانواده ی خسروی و فهیمی را مشناسم و هم خانواده صفرخانلو و شکری را.
    خانم رشیده هم در زندگیشان حرف بسیار دارند، خانمی که هم تحلیل گرن و هم نکته سنج.
    پاسخ:
    سلام و احترام. 
    سپاس از شما بابت حضور خوبتان.
    مصلحت بنده را خدای سبحان می داند شکی نیست اما من به عنوان بنده خواهانی هایم را به درگاهی برداه ام که مصالح را نیز تغییر می دهد.
    حرفم این است که بنده به این رسیده ام که این گرفتاری فقط با دعا حل نمی شود.آیا تعداد افرادی که از این طریق جواب گرفته اند با توجه به افرادی که جواب نگرفته اند قابل مقایسه اند؟ 
    علاوه بر اینکه من مجرد خواهانی غیر طبیعی ای ندارم  که به مصلحتم نباشد و چه بسا مصلحت افراد در اصل ازدواج کردن و نکردن نیست بلکه در  فردی باشد که به عنوان زوج یا زوجه انتخاب می کنند به نظرم که اصل ازدواج کردن از هر نظر به مصلحت است.
    اما نکته دیگر سختی حفظ  پاکی دامن در زمانه کنونی است.
    به علاوه نگاه جامعه به افراد مجرد چه مرد چه زن عذاب آور است هم از این لحاظ که گمانشان این است که به هر حال از یک بعد وجودی دارای کمبود هستیم هم از این لحاظ که خیلی ها گمان می کنند که دوستی و ارتباط با جنس مخالف در صنف مجردها امکان بیشتری دارد که این مطلب برای شخص بنده عذاب آورتر از قبل است.
    البته ناگفته نماند در این زمانه ی هزار رنگ گاهی وسوسه های شیطانی اقدام به دوستی و  .. عذاب انسان را دو چندان می کند.
    گاهی فکر میکنم چرا عالمی یا اهل دلی که نزد خدا آبرو دارد واسطه جوانان ما نمی شود واقعا متوجه اضطرار ما جوانها نیستند؟؟ نمی دانم ،شاید این فکرم از روی سادگی باشد...
    کاش خدا نگاهش را از ما نگیرد.
    کاش در این مسأله(ازدواج موقت) هم با توجه به مسائل کشور در بحث ازدواج مطلب علمی چاپ شود تا استفاده کنیم.
    پاسخ:
    سلام و احترام.
    سپاس از شما و حضور دردمندانه تان. از مطلبتان بهره مند شدیم. پاسخ هایمان بر سخنتان کافی نیست. مباحثمان را پیگیر باشید.
    ازخدای رحمان برایتان خیر کثیر و گشایش در امور می طلبیم.
  • الهام خسروی
  • بله با نظرشما  موافقم. منظورمن راجب فرد خاص هست.بعضی وقتها افراد دعا می کنن که حتما به یک فرد خاصی برسن ولی شایدبه صلاحشان نباشد واصرار بر اجابت ممکن است درست نباشد.اگر در پیام قبلی منظورم رو بخوبی نرسوندم عذرخواهی می کنم.در کل در امرازدواج تنها دعا کردن کارساز نیست. از انسان ها حرکت و از خدا برکت.ولی خود جوان ها هم سخت می گیرند. من و همسر برای چند مورد واسطه شدیم ولی دلیل رد کردن بعضی از آن ها واقعا منظقی نبود.بعضی از ماهمیشه منتظریم بقیه کاری انجام بدهندتا مسیر راهمان هموار شود واینکه چرا خودمان شروع کننده ی یک سنت ساده و پسندیده نیستیم جای بسی تامل دارد...!!!

    بعضی از افراد جامعه از بعضی از سیاست ها گله می کنن ولی اگر هر فردی به نوبه ی خود کارش رو درست انجام دهدمی تواند خیلی تاثیر گدارباشد.قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.اگر تک تک ما سنت صحیح را پیش بگیریم ان شاالله سنت صحیح در جامعه رواج پیدا می کند و ان شاالله مشکلات مردم در زمینه های مختلف خصوصا ازدواج برطرف می شود.

    پاسخ:
    سلام و احترام.
    سپاس از شما بابت پاسخ های خوبتان به کامنت های عزیزانان.

    ان الله لایغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم ...

    سلام دارم وادب
    چند نکته:
    اول که خوشحالم دعای شما دو بزرگوار به اجابت نشسته و همراهی همدل یافته اید، هنیئا لکم
    دوم: دوست عزیز به گمانم در خصوص ازدواج، مستجاب نشدن دعا به علت مصلحت پاسخ مناسبی برای اکثر دختران و اغلب پسرانی که در حال سپری کردن سن جوانی خود هستند و کم کم فرصت مادر شدن و پدر شدن و داشتن زندگی معمولی و طبیعی را از دست میدهند نیست! مگر میتوان به کسی که گرسنه است یا تشنه است یا دارد از سرما به خود می پیچد گفت فعلا مصلحت تو نیست سیر و سیراب و گرم شوی!
    گاهی به اوضاع مملکت و جوانها که نگاه میکنم، باخود میگویم نکند خدا دارد تر و خشک را با هم میسوزاند، وچه بسا این یک بلیه ای باشد که همه گرفتارش هستیم، آنکه حد نمیشناسد و ازدواج را تنها از یک بعد می بیند، پا فراتر میگذارد و به طرق مختلف نیازش را بر طرف میکند یا خود را به کار و مشغله های رنگ به رنگ دنیا می سپارد که مبادا تن به تعهد و مسئولیت زندگی مشترک دهد، آن هم که اهل خودبانی است خون میخورد و زجر میکشد و گاه دستی به دعا دارد و گاه رنجور و ناتوان از دعا و طلب

    مسأله ازدواج امروزه چیزی نیست که بتوان به راحتی با سخنرانی و موعظه و همایش و اقدامات مقطعی سامانش داد، این مسأله هم مثل باقی مسائل این کشور جهان سوم تا به بحران نرسد و آثارش از زیر پوست شهر نمایان نشود به درستی  چاره اش نمی کنند.

    بی شک این امر اقدامی اساسی و فراگیر در کل کشور میطلبد، وقتی کل اقدام یک کشور در راستای کمک به ازدواج و سامان اوضاع جوانان خلاصه شود در کارهای مقدماتی ووقتی طرح کلانشان میشود همسان گزینی که آن هم بعد از مدتها مقدمه سازی همچنان در آغاز راه است و وقتی اغلب دانشگاه ها و یا حوزه هایی که در این زمینه فعالیت می کنند به اقداماتی محدود و در حد همان محیط اکتفا می کنند و وقتی متولیان این کشور چه در حوزه اقتصاد و فرهنگ و ...کمتر به این امر می اندیشند که یک دهه بعد و یا دهه های بعد قرار است این کشور به کدام سو برود، به نظرتان وضع ازدواج جوانان به از این خواهد بود؟!

    بگذریم از ناآگاهی خود جوانان و خانواده هایشان در زمینه انتخاب همسر و مهارتهای رفتاری بعد از انتخاب و سختگیری ها و آداب و رسوم دست و پا گیری که همه مزید بر علت است اگر چه که آن هم ریشه در نظام تربیتی و آموزشی کشور دارد و بگذریم از اینکه  حتی برخی دانشگاه ها و یا حوزه ها انجام واسطه گری برای ازدواج را در شأن خود نمیدانند و یا از انجام آن به دلیل زحمت فراوان و مسئولیتهای بعدی اش خودداری میکنند و به امر خطیر برگزاری نشستهای اعتقادی و همایش ها و برگزاری جلسات دعا و سخنرانی و موعظه می پردازند تا بدین طریق این جوانان گرسنه و دردمند را به رستگاری برسانند!!!

    تأسف میخورم برای مملکتی که پیرو آن رسول کریم هست، رسولی که با ازدواج به مثابۀ یک امر طبیعی و ضروری، برخوردی مناسب ، درست و واقعی  میکرد، پیامبری که زمینه ساز رستگاری بود، پیامبری که در همین دنیا و همین زندگی، بهشت را برای مردم به ارمغان می آورد، پیامبری که می خواند: «و انکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امآئکم ان یکونوا فقرآء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم»

    ما تابع همین رسولیم؟!  

    پاسخ:
    سلام و احترام. 
    سخنتان را درک می کنیم. پاسخ خانم الهام خسروی بخشی از سؤالتان را جواب داده است. البته فرمایشتان پاسخ بیشتری می طلبد.
    سپاس از حضورتان و مطب بسیار مفیدتان.
  • الهام خسروی
  • باسلام و ادب خدمت بزرگواران.

    از نظراتتان متشکرم.

    من به این واقعیت رسیدم که بعضی وقتها خواسته ها و دعاهایمان به صلاحمان نیست.اگرچه در هنگام دعا اصرار براجابت سریعش داریم.

    خود من هم چن سالی بود که برای ازدواجم دعامی کردم. ولی وقتی با آقاجواد ازدواج کردم به بعضی از حکمت های خدا پی بردم که چرا آن موقع دعایم مستجاب نمیشد. وقتی بعدازسختی کشیدن خدا یک هدیه، نعمت یا حاجتی رو به انسان میده خیلی حس داشتن اون هدیه شیرین و خوبه.

    ان شاالله خداوند همه ما رو عاقبت بخیر کنه چرا که هیچ دعایی بالاتر ازاین نیست

  • از تبار آفتاب
  • سلام قولا من رب الرّحیم
    ...
    نمی دانم چه بگویم...
    پاسخ:
    سلام الله علیکم.
    شما هم چیزی نگویید، خداوند رحمان و  ودود، از قلب پاکتان آگاه است. او به لطف خود و برابر پاکدلی تان خیرتان می دهد. ان شاءالله.
    منم با خانم یا اقای مولایی موافقم.....و البته هم درد...
    پاسخ:
    سلام و احترام.
     پاسخ خانم الهام خسروی پاسخ خوبی است.
    با سلام و درود
     مطلب قشنگی بود و امیدبخش.
    دعا و توسل در هر زمینه ای قطعا راهگشاست. من که تقریبا هیچ کاری را نمی توانم بدون توسل به خوبی انجام دهم و همواره در هر زمینه ای که متوسل شدم حضور حضرات معصومین(علیهم السلام) را درک کردم.
    اما برایم عجیب است که با وجود توسلات مکرر و طولانی در زمینه ازدواجم تا کنون نتیجه نگرفتم. می دانم این بزرگواران که رفتار و شأنشان کرم  و احسان است و به عبارتی مطمئنم ایراد جای دیگری است و به قول برخی دوستان به نیاز واقعی نرسیدیم که این بزرگواران عنایت نمایند ولی هرقدر هم دقت میکنم نمیفهمم بین این خواستن(ازدواج) و خواستن های دیگرم چه تفاوتی هست.
    امیدوارم حضرت صاحب(عجل الله تعالی فرجه)، خودشان عنایتی نمایند و به جوانان ما عنایت و توجهی کنند.
    برای این دو بزرگوار هم دعای خیر دارم. 
    پاسخ:
    آقای فهیمی و خانم خسروی به کامنت های عزیزانمان پاسخ دهند.
    بخوبی معنی توسل را یافتم و به باور رسیدم. خوشبخت هستید خوشبخت بمانید و برای خوشبختی همه دعاااااااا کنید. زیر سایه امام جواد باشد انشاله
    پاسخ:
    سلام و رحمت. 
    پاسخ های آقا جواد و الهام خانم را شما هم بپذیرید.

    با سلام و احترام،

    شنیدن این گونه ازدواج ها دل انسان ها را قرص می کند که هنوز ائمه لطف خود را از جوان ها دریغ نمی کنند و همچنین امیدوارم این عنایات همچنان بر پیچ و خم های زندگی مشترک  تمامی جوانان مسلمان جاری باشد.

    با تشکر از مطالب امید بخشتان

    پاسخ:
    سلام و سپاس.
    امیدوارم پاسخ های آقا جواد و الهام خانم را پسندیده باشید.

    سلام علیکم

    به این میگن یک ازدواج که عنایات خاصه پشتش بوده.

    ایدکم الله.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">