وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

» از زبان مشاور              

امروز (12/ 5/ 1394)، دختری نجیب و عاقل، تماس گرفت و گریه کرد. صبر کردم تا آرام شود. آن گاه گفت:

«تجردم، به امنیت روانی ام، آسیب زده.»

گفتم: چه شده؟ توضیح دهید. توضیح داد.

آقایی، به گونه ای ناشیانه، از او خواستگاری کرده بود.... به جای این که او را، به واسطه خانواده خود و از خانواده دختر خواستگاری کند، مستقیم به خود او گفته بود و او را از خودش خواستگاری کرده بود. دختر سخت رنجیده بود و احساس بدی پیدا کرده بود. او گفت:

«من سی ساله ام و مجرد. تجردم در این سن، امنیت روانی ام را به هم زده. بعضی ها به خود اجازه می دهند که در بر خورد با من بی نزاکتی کنند. دیگر از این وضعیت خسته شده ام.»

گفتم: من به جای آن آقا از شما معذرت می خواهم. از بیان شما چنین می فهمم که او قصد ناپاکی نداشته، اما شیوه خواستگاری اش درست نبوده. او می باید از طریق خانواده اش مسئله را با خانواده شما مطرح می کرد. اما اصل موضوع، بی اشکال است.

دختر گفت:...

«دیگر خسته شده ام. از ازدواج منصرف شده ام. این خواستگاری ها روحم را می آزارد.»

گفتم: اشتباه آن آقا، در شیوه خواستگاری، نباید سبب انصراف شما از ازدواج شود. آن گاه او را دلداری و امیدواری دادم و به صبوری بر این سختی و نشکستن زیر بار این این مشکل، توصیه اش کردم و وعده اش دادم که کارش را، به گونه ای عاقلانه، پیگیری کنم و با آن خواستگار ناشی صحبت کنم که اگر مناسب او بود، در کار خواستگاری به شیوه درست، یاری اش نمایم.

واقعیتی تلخ

تلخ است، اما واقعیت است، که وقتی دختری ازدواجش ، به هر دلیل، به تأخیر افتد و سنش بالا رود و مجرد بماند، امنیت روانی اش به خطر می افتد. دختران نجیب، از این که دیگران به آنان بد نگاه کنند و حریمشان را بشکنند، آزرده می شوند. این آزردگی به روانشان لطمه می زند.

کسی از دختری 18 ساله، اگر نجیب باشد و حریم خویش را پاس بدارد، مستقیما خواستگاری نمی کند. حریم روانی او محترم شمرده می شود. اما وقتی سن دختر بالا رود و مجرد بماند، نگاهی متفاوت در باره او ایجاد می شود. دیگران به خود اجازه می دهند به حریم او ورود کنند، اگر چه با نیت ازدواج باشد. و چنین است که دختر آزرده می شود و اگر این کار تکرار شود به روحیه اش لطمه می زند.

اکنون جامعه ما به این بلا مبتلا است، سخت! چند میلیون جوان مجرد در سن ازدواج و از سن ازدواج گذشته داریم.

چاره کار 

دفع و رفع این بلا اراده ای جدی می طلبد. در این عرصه، مبارزه با معلول، چندان کار ساز نیست. باید علت را درمان کرد.

ما، در این ایام، شاهد تمرکز نیروها در حل مسئله هسته ای کشور بودیم و دیدیم که بخش اعظم توان دیپلماسی کشور بر این مسئله متمرکز شد تا آن را به فرجام (و برجام) رساند.

مسئله بحران تجرد جوانانمان نیز از مسائلی است که چنان همت و تمرکزی را می طلبد. اگر نیکخواهان توان خویش را بر این مسئله به کار گمارند و مجاهدانه در این عرصه بکوشند، حل آن ممکن است. ان شاءالله.

 

نظرات  (۶)

  • فردایی دوباره
  • سلام ممنون از مطلب خوبتان.
    ما دختران روحیه ای حساس داریم که علاوه بر خانواده جامعه نیز باید رعایت حال ما رو بکنند. متاشفانه در جامعه ما ملاک ارزشی دختران ازدواج است اگر دختری مدارج بالای علمی را طی کرده باشد و حتی خیلی هم هنرمند و کدبانو باشد ولی مجرد باشد هیچ ارزشی برای او قایل نمیشوند من دخترانی با این شرایط میشناسم که روحیه شان و امیدشان را از دست داده و رفتار خانواده و اطرافیان انها را کلافه کرده است فقط به این دلیل که میخواهند با معیار های خود همسری مناسب انتخاب کنند. نه از روی عشقی کورکورانه و هوسی زود گذر که بیشتر ان ازدواج ها به طلاق ختم میشود.
    پاسخ:
    سلام و تحیت.
    حرف شما متین و درست. جامعه باید کمی معقولانه تر و منطقی تر نگاه کند.
    اما دو نکته را باید در نظر داشت:
    1. معیارهای جامعه را در نظر داشت و خود را در موضع تهمت قرار نداد. همیشه عَلَم مخالفت نشانه روشنفکری و روشن ضمیری نیست. در این زمینه یک مشاور بهتر می تواند انسان را راهنمایی کند.
    2. وسواس هم نتیجه مثبتی ندارد. باید مراقب بود که گرفتار آمال و آرزوهای دست نیافتنی نشد. سنگ بزرگ نشانه نزدن است!
    3. مطالب دیگرمان در این موضوع را بخوانید.
    4. خدای سبحان یاورتان باد.
    باسلام

    متاسفانه زندگی جوانان برای مسوولان مهم نیست  وگرنه اینقدر که به سیاست اهمیت می دهند اگر به فرهنگ و خانواده اهمیت داده بودند الان وضع جامعه ما چنین تاسف بار نبود....
    پاسخ:
    سلام و احترام.
    راست آن است که «هر چیزی به جای خویش نیکوست.» پرداختن به سیاست، آن هم از نوع حقیقی آن، به جای خود لازم است. ما،در آن عرصه نیز کمکاری داریم. اما سخن در این این است که پرداختن به یکی نباید ما را از دیگری باز دارد.
    سپاس از شما بابت حضور دلسوزانه تان.

    هو الذی أنزل السکینة فی قلوب المؤمنین لیزدادوا إیمانا مع إیمانهم ولله جنود السماوات...

    سلام قولا من رب رحیم

    دلم به حال انسان می سوزد، او که گرفتار عصری است  که تمام آنچه در آن میگذرد سیال است

    اندیشه اش سیال است؛ عدالتش سیال است؛ سیاستش سیال است، اخلاقش سیال است، عاطفه اش سیال است، عشقش ...

    وامان از آن زمان که این تغییر و تحولات بوی منفعت و مصلحت و ... بدهد

    دیری است شکنندگی پیوندهای سست انسانی، قرار و آرامش مردم شهر را سخت برده است... 

    پاسخ:
    سلام و تحیت.
    سپاس از شما بابت حضور حکیمانه تان.
  • از تبار آفتاب
  • سلام و ارادت
    به این خواهر عزیز رنجیده خاطرم توصیه ای دوستانه دارم:
    به نظرم در بدو امر شما باید نگاه خود را مقداری تغییر دهید؛ درست است که نگاه جامعه به دختران مجرد نگاه خوبی نیست اما در بسیاری موارد نگاه خود شماست که در شما احساس ناخوشایندی ایجاد میکند چه بسا کسانیکه با شما برخورد دارند چنین نگاهی به تجرد شما نداشته باشند و صرفاً این حس بد در وجود خود شما هست و شما خویش به این حس دامن میزنید!!

    در طریقت هرچه پیش سالک آید خیر اوست!

    چه بسیار متأهلینی که در زندگی خود مشکل دارند و در برخورد با شما آرزو میکنند کاش در جایگاه شما میبودند!

    امیدوارم تمام جوانان این مرز و بوم خوش بخت و سربلند و شاکر باشند در هر شرایطی که به سر میبرند. إن شاء الله
    پاسخ:
    سلام و احترام.
    سپاس از شما بابت حضور مشفقانه تان.
    خیلی میخواستم چیزی بنویسم ولی نتوانستم...خیلی ممنون از مطلب خوبتان.
    پاسخ:
    سلام و احترام. سپاس بابت حضورتان.
    سلام و درود
    مسأله دیگری که آزاردهنده تر و چه بسا گاهی خطرآفرین است نگاه برخی مردان به بانوان مجرد بالای 30 سال است که گاهی دختران را مجبور به دروغ گفتن ساخته است، از ترس عواقبی که شأن هیچ دختر نجیبی نیست...
     نجابت و سادگی و حرمت دختران را  هوسهایی از جنس نامردی بارها مخدوش ساخته اند، من بارها همراز نجابت و معصومیت از دست رفته دختران سرزمینم بوده ام...
    از مطالب آموزنده این وبلاگ بی نهایت سپاسگزارم ، خدای سبحان توفیقاتت شما را افزون سازد، ما را از دعای خیرتان بی نصیب نگذارید.
    پاسخ:
    سلام و تحیت.
     من معتقدم، و به درستی این عقیده ام ایمان دارم، که مسئله ضرورت ازدواج بهنگام جوانانمان مهمترین مسئله کشور است؛ از همه مسائل دیگر مهمتر. اما اراده نیرومندی را برای حل آن نمی بینم؛ نه در میان مسوولان نه از سوی خانواده ها. 
    بیست و چند سال پیش، در کتاب «جوانان و انتخاب همسر»، هشدارهایی در این باره داده ام  که اکنون صدق آن ها آشکارتر شده است. اما... افسوس!
    سپاس از شما بابت حضور دردمندانه و مصلحانه تان.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">