وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

صفورا؛ خواستگار موسی! ( دختران و انتخاب همسر 11 )

چهارشنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۴، ۱۱:۳۵ ب.ظ

  » داستانی برای امروز جامعه ما

[این مقاله، بازتات شایانی در رسانه های کشور داشت و سایت های بسیاری آن را منتشر کردند.]

  داستان های قرآن، هم زیباست هم واقعی. یکی از زیباترین این داستان ها حکایت حضرت موسی و دختران حضرت شعیب است. این داستان، که در سوره قصص از آیه 22 تا 28 آمده، از رمانتیک ترین حکایت های قرآنی است.

این داستان، با بیانی آسان، چنین است:

موسی، در جوانی و قبل از پیامبر شدن، از دست فرعونیان، که قصد جانش را کرده بودند، گریخت و در بیابان ها و صحراها راه نوردید تا به شهر «مَدیَن»، که خارج از کشور و سلطنت فرعون بود، رسید. آنجا گروهی را دید که از آبگاهی(چاه، جویبار، چشمه سار، ...) آب برمی داشتند؛ برای گوسفندانشان و دیگر نیازهایشان. نزد آنان رفت و به تماشایشان ایستاد.

در کنار این گروه، دو دختر را دید که با فاصله ای ایستاده اند و گوسفندانشان را نگه داشته اند و در صف نوبت نیستند. نزدشان رفت و احوالشان را پرسید. گفتند:

 «پدرمان پیر است و توان کار ندارد. کس دیگری هم نداریم که برای آب دادن گوسفندان و برداشتن آب بیاید. ما برای این کار آمده ایم. چون شلوغ است، این کنار ایستاده ایم تا چوپانان و دیگران آب بگیرند و بروند. آنگاه که خلوت شد، گوسفندانمان را آب دهیم و برای منزلمان آب برداریم.»

   موسی، که در سخن و رفتار ایشان حیا و عفّت یافت و مردی غیرتمند و نیرومند بود و ...می دید که دیگران که زورمندند به این دختران جفا می کنند و به ایشان نوبت نمی دهند، پیش رفت و برای دختران آب گرفت و گوسفندانشان را آب داد و روانه منزلشان کرد.

رفتار و منش جوان، در دل دختران، عظیم نشست و تأثیری نیکو نهاد. و چون در دوران جوانی و موقعیت ازدواج بودند، طبیعی بود که در دل، خواهان همسری با او شوند.

آنگاه موسی

به سایه سار درختی رفت و با خدا چنین نجوا کرد: «خدای من، من به هر خیری که برایم بفرستی نیازمندم؛ رَبِّ إنّی لِما أنزَلتَ إِلَیَّ مِن خَیرٍ فَقیر.»   (1)

این«خیر»ی که موسی از خدا طلب کرد، می توانست شامل همسر نیکو هم بشود. او نیز در دوران جوانی و همسرخواهی بود و آن دختران می توانستندهمسرش شوند. طبیعی بود که او نیز، در دعایش و در دلش خواهش همسری آنان را گنجانده باشد.

   پدر دختران، حضرت  شعیب بود. چون دید دخترانش زودتر از روز های دیگر به خانه باز گشتند، سبب را پرسید. دختران حکایت آن جوان را گفتند. شعیب گفت: «اورا نزد من آورید تا پاداشش دهم.»

   یکی از دختران، که نامش صفورا بود، در پی جوان برآمد. او را دید که در سایه سار درختی آسوده است. حیامندانه نزد او رفت؛ چنان حیامندانه که گویا بر زمین راه نمی رفت، بر حیا گام می زد و از رفتارش حیا می بارید: « تَمشی عَلَی استِحیاء؛ در حالتی که بر حیا گام می نهاد.»(2) و به جوان گفت: «پدرم شما را دعوت کرده که پاداشتان دهد.»

   جوان، که گویی دعایش را مستجاب یافته بود، همراه دختر نزد پدر دختران رفت. حضرت شعیب از جوان تشکر و پذیرایی کرد و از او خواست تا از خود و زندگی اش بگوید. جوان سرگذشت خویش را گفت. شعیب از او دلجویی کرد و بشارتش داد که دیگر از آزار آن قوم ستم پیشه نجات یافته است.

   صفورا، که صلابت و امانت جوان را دیده بود و گویا بذر امیدی در دل می کاشت، به پدر گفت: «باباجان، او را برای چوپانی و کارهای کشاورزی مان استخدام کن، که او جوانمردی است نیکو؛ هم نیرومند است، هم امین و پارسا.»

   حضرت شعیب به جوان پیشنهاد استخدام کرد، و جوان پذیرفت و نزدشان ماند.

   صفورا، که برازندگی های موسی را در نخستین ملاقات دیده بود و هر روز شایستگی تازه ای از او می دید، و از سوی دیگر ، خود در موقعیت ازدواج بود و طبیعی و فطری بود که می خواست به نیاز درونی اش پاسخ گوید و موسی را همسری لایق برای خود می دید، زمینه چینی کرد و به گونه ای عفیفانه امّا زیرکانه این اندیشه را در ذهن پدر ایجاد کرد که او را به دامادی بگیرد.

     حضرت شعیب، با توجه به اینکه ظرفیت و قابلیت لازم را در جوان یافته بود، پیشنهاد ازدواج با دخترش را با او مطرح کرد. موسی که چنین خواسته ای را در دل داشت و نمی توانست به صراحت ابراز کند، پیشنهاد راپذیرفت. وچنین شد که هوشمندی های زیرکانه و البته حیامندانه صفورا نتیجه داد و این دو جوان ازدواج کردند.

 

الگویی قابل اقتدا

این حکایت قرآنی داستانی است درس آموز برای همگان، در همیشه روزگاران، و صفورا و کردار او در مواجهه با موسی و انتخاب او به همسری خویش و خواستگاری غیر مستقیم از او، الگویی است راهگشا برای همه دختران، در همیشه روزگاران، به ویژه در روزگار کنونی ما.

   اینک، در جامعه ما، در برابر هر دختر مجرد در هر خانواده، پسری بی همسر در خانواده ای دیگر وجود دارد. حیف است که هر کدام، از وجود دیگری بی بهره باشد. خسارت است که هریک، بی همسر بماند. افسوس دارد که هر کدام، در حسرت داشتن همسر و زندگی مشترک، دوران جوانی را به تلخی بگذراند.

 

نقش دختران و رسالت دیگران

نقش دختر ب همسر، نقشی است معقول و لازم. دختران باید این نقش خود را به عهده بگیرند وماهرانه و البته حیامندانه، آن را ایفا کنند و خود را از این حق عاقلانه خویش محروم نکنند. یک مشاور دانا و توانا نیز می تواند ایشان رادر این مسیر راهنمایی و یاری کند.

   دیگران و همگان نیز در این عرصه، رسالتی انکار ناپذیر و خداپسند دارند و شایسته بلکه بایسته است که به ایفای رسالت خویش اقدام کنند و وظیفه دینی و انسانی شان را انجام دهند؛ هرکس به قدر توانایی و دانایی خویش. که اگر چنین شود، بخش بزرگی از این مسئله عظیم اجتماعی ما حل می شود و نتایج خجسته ای را ثمر می دهد، ان شاءالله .

 

 

  1. قصص/ 24.
  2. قصص/26 .

 

نظرات  (۶)

سلام و درود
چقدر دلنشین بود گزارشتان از این ماجرا..
نوشته هایتان نوعی لطافت آمیخته با صلابت را به جان مخاطب هدیه میدهد، توفیقاتتان روزافزون.
 دختران علاوه بر سایر شرایطی که مورد تأکید است، باید به امر ضروری دیگری برای اقدام به این خیر  توجه نمایند و آن داشتن ایمان است.در ماجرای حضرت خدیجه(س) که مشابه ماجرای مورد اشاره استاد بزرگوار است، یقین و ایمان آن حضرت برای پیش قدم شدنشان در این امر خیر، حتی  برای مخاطب این روزگار ایشان هم ملموس و محسوس است، ایمان خاصی که تردید را می زداید...
پاسخ:
سلام و تحیت وافر. حضورتان، مانند همیشه، عالمانه و متین است. سپاستان می گویم.
با سلام و احترام خدمت استاد مظاهری
تشکر از مطالب مفید و ارزنده شما.
امیدوارم همواره موفق و پیروز باشید
پاسخ:
سلام و احترام. سلامت باشید. سپاس بابت حضورتان.
  • ه بنی هاشمیان
  • در جامعه ما، در برابر هر دختر مجرد در هر خانواده، پسری بی همسر در خانواده ای دیگر وجود دارد. حیف است که هر کدام، از وجود دیگری بی بهره باشد. 
    واقعا زیبا بود مخصوصا این جمله تان.
    پاسخ:
    سلام و تحیت.
    حضورتان خجسته است. سپاس.
    سلام استاد. سپاس بابت مطلب خوبتان. راستش را بخواهید، من هم با نظر "دختری از ایران زمین" و "شمیم یاس" موافقم. اصل موضوع خداپسندانه است ولی شرایط پیاده سا زی آن برای هر کسی وجد ندارد. این موضوع، مرد بسیار باظرفیت را می طلبد. 
    پاسخ:
    سلام و درود.
    بله. پاسخ هایی را که به آن دو کامنت داده ایم، بخوانید.
    سپاس بابت حضورتان.
    با سلام
    این امر یعنی خواستگاری غیر مستقیم  دختران ظرافت و هوشیاری بالایی رو می طلبه. باید همه چیز سنجیده شده باشه و واسطه نیز فردی آگاه و خیرخواه باشد وگرنه اینکار بی گدار به آب زدن است و بس!
    پاسخ:
    سلام و درود.
    بله. ظرفیت، ظرافت، و مهارت می طلبد، که البته باید فراهم کرد. همه مان مسئولیم.
    پاسخ به کامنت«دختری از ایران زمین» را در همین پست، بخوانید.
    سپاس بابت حضورتان.
  • دختری از ایران زمین
  • سلام و سلامتی

    البته که همه ما به عنوان یه مسلمون باید به دستورات قران عمل کنیم و برا ازدواجمون هم  تلاش کنیم، اما یه سسوال:

    در وضعیتی که تو جامعه ما با ساختن جک های تحقیر آمیز درباره آویززون بودن دخترا و( با عرض معذرت) خنگ بودنشون داره اعتماد به نفس دخترا رو کمتر و کمتر می کنه....
    چطور میشه تو این فضا صفوراوار خواستگاری کرد و تحقیر نشد؟ چه کنیم که دچار حاشیه نشیم و به اصطلاح آش نخورده و دهن سوخته....
    پاسخ:
    سلام و تحیت. باید این مهارت را از از قرآن و سیره پیامبرمان بیاموزیم. پست هایی که در این باره، با عنوان دختران و انتخاب همسر، می نویسیم می توانند راهگشا باشند. این پست، یازدهمین مطلب در این باره است.
    الحمدلله سطح بینش و آگاهی بسیاری از دختران کشورمان به قدری هست که وصله های ناهمگون به آنها نچسبد و به حرف های نامربوط دیگران گوش نسپارند. البته بعضی کارها زحمت دارد و بایستی خود دختران، در سهل سازی آنها پیشگام شوند.
    در خصوص مطلبی که فرمودید، چند نکته را عرض می کنم:
    1. خواستگاری دختر از پسر،  ظرافت هایی دارد که حتما بایستی با راهنمایی مشاوری دانا و یا حداقل با همراهی یک فرد امین و کاردان صورت گیرد.
    2. تا جای ممکن، خود دختر نباید مستقیما پیشنهاد دهد مگر در مواقع ضروری با صلاحدید مشاور. بایستی واسطه امینی در میان باشد که واسطه گری کند.
    3. مشاور و واسطه بایستی در حد مقدورظرفیت سنجی کنند و از قابلیت پسر مطمئن باشند تا خواستگاری دختر مورد سوء استفاده او قرار نگیرد.
    4. ابتدا بایستی راهکارهایی مد نظر باشند که پسر متوجه خواستگاری دختر نشود؛ مثلا کسی دختر را معرفی کند و پسر را برای خواستگاری او تشویق نماید و راهکارهای دیگر.
     در هر حال، همانگونه که در داستان حضرت موسی علیه السلام دیدید، اصل خواهان بودن دختر معقول است و با حفظ حدود و توجه به مقتضیات زمان و مکان قابل اجراست.  اگر دختری در چنین وضعیتی قرار گرفت بایستی به مشاور مراجعه کرده و تفصیل این راهکارها را در آنجا بررسی کند.
    موفق باشید ان شا الله.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">