وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات

زنانگی

سه شنبه, ۱۴ مهر ۱۳۹۴، ۰۹:۴۴ ب.ظ

 

   » نویسنده: خانم زهرا خندان ( کارشناس ارشد مطالعات زنان. دانشگاه الزهراء)

قبل ترها، اصلا باورم نمی شد که بتوان در خانه، زن متفکری شد.

باورم نمی شد با گرد گیری، بتوان گردهای گناه را از خود دور کرد.

باورم نمی شد با غذا درست کردن، بتوان کار تبلیغی کرد.

باورم نمی شد با شستن لباس های چرک، بتوان کار تهذیبی کرد.

باورم نمی شد ... ....

 

شاید اصلا برایم خانه داری به مثابه ی بطالت وقت بود.

مگر می شود در خانه به کارهای پیش پا افتاده پرداخت و باز از عنایات خاص خدا بهره مند بود، آن وقت آن مرد در میدان جهاد بایستد و اجرش با من برابر باشد؟

مگر می شود در خانه کار تبلیغی کرد؟ نشستن پای کیبورد بیشتر به سود دنیا و آخرت است.

و مگرهای دیگر ... .

 

تا زمانی که کتاب «صبر؛ کیمیای سعادت»، نوشته آیت الله مظاهری را می خواندم که در آن جمله ای بدین مضمون از امام (ره) نقل شده بود:

 خدا دونه می پاشه تا کبوتر جمع کنه ... .

آن زمان فهمیدم که خدا تنها دنبال بهانه است که گناه ها را بزداید و ما را در کنار خود بنشاند.

دنبال بهانه است تا بهترین خلقش را، آدم را، به جایگاه اصلی اش برگرداند.

 بانوی خدا پسند

وقتی او دو روز از وقتش را پای گوجه ها می ریخت تا رب درست کند، گویا برخی می اندیشیدند که چرا به جای آن زمان، کتابی نخواند... چرا به جای آن همه هدر رفت وقت، رب را از بیرون نخرید؟ و چراهای دیگر.

اما او طور دیگری می اندیشید.

او قبل از شروع کار، وضویی گرفت و گفت:

خدایا، برای تغذیه سالم خانواده ام، رب می پزم تا هم بخشی از حق بدن رعایت شود هم ذخیره ای شود برای عبادت بیشتر؛ قربه الی الله.

دعاهایش را در کنار دیگ می خواند و همزمان به کار علم اش می رسید، اما کاملا مراقب بود که رب ته نگیرد!

همزمان با  غل غل کردن گوجه ها، پرش ناگهانی بخشی از آن و سوختن قسمت هایی از بدنش، به فکر دوزخ افتاد و اشکی ریخت.

 

زمانی که برای مادرهایش (مادر و مادرشوهر) تعریف کرد که رب را درست کرده، از طرز صحبت هایشان فهمید که گویی دل آنها هم می خواهد. پس آستین ها را بالا زد و وضویی ساخت و نیت کرد که:

خدایا، به خاطر احسان به والدین، به خاطر رضایت قلبی شان رب می پزم، قربه الی الله.

دوباره دو روز از وقتش را به درست کردن رب اختصاص داد،

اما غمی نداشت و زمان را ازدست رفته نمی پنداشت، چون با خدا معامله کرده بود، معامله ای که یک سره سود است و تماما برد.

 

حال باید 28 کیلو لیمو را می شست و برای گرفتن آب آماده می کرد، باز هم وضویی گرفت و گفت:

خدایا به خاطر صرفه جویی در مال و قناعت؛ به خاطر آنکه بر همسرم فشار کمتری وارد شود، به خاطر احسان به والدین، قربه الی الله.

دیگر نه خستگی جسمی اش یادش ماند و نه هدر رفت زمان، چون زیرکی مومنانه به خرج داده بود و عبادت کرده بود.

 

از مزیت خانه داری اش سایرین را نیز بهره مند می کرد.

پس زمانی که یکی از اقوامشان، که شاغل بود و مهد کودک دیگر کودکش را قبول نمی کرد و اضطرار در او موج می زد، با کمال میل ابراز می کند: من که خانه تنها هستم، چون خانه دارم و حوصله ام سر می رود، بچه ات را نگه می دارم.

اشک هایش دیگر جاری نشد و روزهایی که با آن کودک می گذراند، دیگر خسته کننده نیست، بلکه آموزنده است؛ چون با نگاه عبرت آموز، کودکی را می نگرد که اکثر افعالش از فطرت پاکش سرچشمه گرفته است.

من یک زن خانه دار هستم.

من عاشق شغلم هستم؛ شغلی که پر است از زمزمه های عبودیت، پر است از رمز و راز شاد زیستن، پر است از تمرین ولایت پذیری از امام زمان. سلام الله علیه.

من یک زنم.

من عاشق جنسیتم هستم.

جنسیتی که امکان داد تا عاطفی تر باشم و اشک هایم زودتر جاری شود. جنسیتی که امکان می دهد تا بتوانم مادری را درک کنم. جنسیتی که امکان داد تا با ذکر، راه رسیدن به خدا را راحت بپیمایم.

 

من فمنیست نیستم. من تنها از آنی که هستم و خلق شده ام، سپاسگزارم؛ از معبودم.

من، مردان زیادی را می ستایم؛ پیامبرم را عاشقانه می ستایم. مطیع اوامر امیر المومنین هستم. تمام قد به احترام جود امام حسن می ایستم. خاضعانه در خاک کربلا به احترام امام حسین می خزم. به داشتن عالمانی بی نقص چون امام صادق و امام باقر افتخار می کنم. به امام کاظم، امام رضا، امام جواد، امام هادی، امام عسکری - سلام الله علیهم -  مدیونم، چون با کار تشکیلاتی خود، من و امثال من را شیعه ساختند.

من منتظرم، منتظر یک منجی،منتظر یک مرد معصوم، منتظر مولایم حضرت حجت. عجل الله فرجه.

من با تمام وجودم، تحت ولایت همسرم قرار می گیرم، چون می خواهم بنده خدا باشم و بخشی از ثمراتش را دیده ام. و دیده ام که او، در همه جانبه نگری، در امور اقتصادی، در عقل معاش، از من تواناتر است.

 

من مخالف فعالیت های اجتماعی نیستم، اما اولویتم خانه و خانواده است.

یاد سخن استاد مظاهری افتادم که گفتند:

بروید و  زنانگی کنید.

من یک قید به حرف استاد اضافه می کنم:

بروید زنانگی مؤمنانه کنید که هم دنیاست و هم آخرت.

 

نظرات  (۲۳)

واقعا عالی ممنونم
پاسخ:
سلام و درود. سپاس بابت حضورتان.
بسیاااااااااار لذت بخش بود! این نگاه را باور داشتم اما تا بحال به این حد به مزاجم خوش نیامده بود.
امید آنکه زنانمان یه چنین نقطه ای برسند البته با مردانی قدرشناس...
سلام و عرض ادب 
ممنونم خانم خندان بابت دقت و حوصله ای که صرف جواب سوالم فرمودید. پاسخ بسیار دقیق و خوبی بود.خصوصا مورد
"2. باید نقشی که ایفا می کنید بدل نداشته باشد. مثلا مادری بدل ندارد و اگر همسرتان با وجود مادربودنتان اصرار داشت اینجا کمی مقاومت عاقلانه نیاز است اما خانه داری دارای بدل است یعنی اگر کار خانه لنگ بماند دارای بدل است یا با همکاری یا آوردن یک خدمتکار"
بنابراین تا وقتی که فرزند نیاوردم، پرداختن به امور دیگه و گذراندن امور منزل با همکاری مشکلی 
ندارد.
با تشکر
سرکار خانم خندان عزیز و گرامی...سلام !

واقعا از شما ممنونم که باحوصله به سوالم پاسخ دادید.
بسیار سپاسگزارم.

خیر به مشاوره نرفتیم.ولی دقیقا نظر همسرم همون چیزی بود که شما مطرحش کردید ؛...
وضعیت بد و ناهنجاری های اغلب دانشگاه ها متاسفانه موضوع اصلیه است که همسرم از این بابت ناراحته و رفتن منو به دانشگاه صلاح نمیدونه که البته من به تازگی متوجه شدم.
البته هنوز هم امیدوارم که همسرم موافقت کنن که در آینده دوباره به تحصلیم ادامه بدم.

واقعا از این حرفاتون انگیزه وانرژی و قوت قلب گرفتم.خیلی خوشحالم که راه صحیح رو انتخاب کردم.
بی نهایت مچکرم!

خداقوت .
  • زهرا خندان
  • با سلام و پاسخ به این سوال خانم آشنا:
    ا سلام و احترام حضور استاد ارجمند و سر کار خانم خندان
    واقعا متن زیبا و به جایی بود. برای خود ما خانم ها که فکر نکنیم کارمون داخل خونه کار بی ارزشیه کاملا قانع کننده بود و راهگشا ولی واقعا چطور میشه دید بعضی از آقایون را تغییر داد؟؟
    و یه سوال دیگه اینکه به نظرتون اگه یه آقایی کار خونه را برای خانمش اتلاف وقت بدونه و دوست داشته باشه همسرش بیشتر از بعد علمی پیشرفت کنه آیا اون خانم باید مقاومت کنه به کار های منزل به نحو احسن بپردازه ؟ یا نه به پیشرفت علمی بپردازه و امور منزل را با همکاری بگذرونه؟؟؟(بین "گذروندن امور خانه" و "انجامش به نحو احسن" کلی فاصله هست)
    و پاسخ:
    در جواب شما دوست گرامی باید چند اصول را درنظر داشت:
    1. عبودیت اصل است نه نقش ها. یعنی: لازم نیست حتما خانه دار باشی تا نظر خدا را جلب کنید. مهم این است که بهترین نقش را داشته باشی. یعنی اگر همسرتان برایش تمیزی خانه و ... اهمیت ندارد و این مسئله برای شما رنج آور نیست یعنی نظم درونیتان را از بین نمی برد. خوب پس وقتتان را در حیطه علمی پر کنید.
    2. باید نقشی که ایفا می کنید بدل نداشته باشد. مثلا مادری بدل ندارد و اگر همسرتان با وجود مادربودنتان اصرار داشت اینجا کمی مقاومت عاقلانه نیاز است اما خانه داری دارای بدل است یعنی اگر کار خانه لنگ بماند دارای بدل است یا با همکاری یا آوردن یک خدمتکار
    3. به زندگکی زناشوییتان لطمه نزند اگر کار زیاد خانه همسرتان را ناراحت کند, خوب بهتر است زیاد درگیر نباشید.
    4. آرامش روحیتان مدنظر باشد. شاید شما با انجام کار خانه آرامش بیابید پس با دلایل منطقی همسرتان را قانع کنید.
    عموما ما زنان بعد از انجام کار خانه, غرهایمان بر سر همسرانمان بلند است, خوب این تاثیر منفی دارد و همسرانمان فکر می کنند کار خانه برای زن رنج آور است مخصوصا برای کسانی که عاشق زنانشان هستند.
    و....
  • زهرا خندان
  • سلام و احترامات خدمت به رشیده جان

    ممنون و بله درست است.
    و یک نکته بسیار جدی: حرف نویسندگی، رمان نویسی و شعرتان را ادامه دهید.
  • زهرا خندان
  • سلام و ادب خدمت خانم مهربان

    معلوم است مدیریتتان خوب است و. احتمالا سنتان کم است و تحسین دارد به این مدیریت که بتوان بین خواسته های دلمان و زندگی مشترکمان, بهترین روش را انتخاب کنیم. و گویا شما موفق شده اید و شاید اگر یک مشاور نیز رفته باشید که برای آقایتان تفهیم کند که تحصیل منافاتی با زندگی ندارد و.. شاید تاثیرگذار باشد و شاید رفته باشید.

     

    عزیزم متاسفانه ناهنجاری هایی در برخی دانشگاه پیش آمده که دیدگاه دانشگاه ستیزی را در برخی تقویت می کند. مثلا دوست خود بنده قبل از ازدواج متاهل بود و وقتی وارد دانشگاه شد میگفت: کاش ازدواج نکرده بودم اینجا موقعیت های بهتری دارم. این حالت مقایسه در خیلی ها پیش می آید و ترس هم دارد.

    و یا حضور در دانشگاه غیرمختلط و یا برخی از حوزه ها دیدگاه تحصیل محوری صرف دارند که حقیقتا با زندگی زنانه و مادرانه در تضاد است و شاید ایشان به این معضلات می اندیشند.

    البته شاید یکی دیگر از دلایل ترس از بالارفتن مدرک شما باشد که برخی از مردان از این می ترسند، در کتاب فرهنگ خانواده نیز یک بند دارد.

    لازم بعه ذکر است که ما یعنی جامعه تبلیغی و علمی کشور بر روی افزایش مهارت های مردان کم کار کرده اند که جا دارد کار شود.

    حقیقتا به شما حسودیم شد که بر خلاف میلتان به خاطر بنیان خانواده از تحصیل در دانشگاه که صرفا یک مدرک است گذشتید و احتمالا انشاءالله مشهور در آسمان خواهید شد.

    با سلام و احترام حضور استاد ارجمند و سر کار خانم خندان
    واقعا متن زیبا و به جایی بود. برای خود ما خانم ها که فکر نکنیم کارمون داخل خونه کار بی ارزشیه کاملا قانع کننده بود و راهگشا ولی واقعا چطور میشه دید بعضی از آقایون را تغییر داد؟؟
    و یه سوال دیگه اینکه به نظرتون اگه یه آقایی کار خونه را برای خانمش اتلاف وقت بدونه و دوست داشته باشه همسرش بیشتر از بعد علمی پیشرفت کنه آیا اون خانم باید مقاومت کنه به کار های منزل به نحو احسن بپردازه ؟ یا نه به پیشرفت علمی بپردازه و امور منزل را با همکاری بگذرونه؟؟؟(بین "گذروندن امور خانه" و "انجامش به نحو احسن" کلی فاصله هست)

    سلام خدمت استاد گرانقدرمان،

    و سلام به شما زهرا جان، خیلی ممنون از تعریف تان؛ البته شعر نیست دلنوشته ای آنی است که ناشی از تب و تاب نوشته ی شما بود.

    در جواب سوالی که به اشتراک گذاشتی چند نکته به ذهنم می یاد شاید راه گشا باشد.

    نخست فکر می کنم ماهیت و جنس  حرفه خانه داری با سایر شغل های دیگر متفاوت است. کارت شروع و پایان کار نمی خورد، حقوقی برای آن تعریف نشده است.

    به نظر من این حرفه ،زمان شروعش و پایانش، توان و انرژیش، بازدهی اش، تعداد ارباب و رجوعش، میزانش، ابعادش و حتی بازنشستگی اش و خیلی مسائل دیگرش در چارچوب خاصی نمی گنجد و از سنخ و جنس دیگری است.

    دوم این که از بس این کار هست گویا نیست، شاید این اتفاق برای شما هم افتاده باشد که مادر یا همسرتان برای چند روزی نباشد آن وقت شما مجبور به پذیرفتن مسئولیت خانه داری شده باشید آن وقت به سختی کار خانه داری واقف شده باشید.

    سوم مقصر خود ما زنان هستیم، خودمان هنوز نتوانستیم درک کنیم خانه داری حرفه ای مهم و با اهمیتی است، که البته این عدم آگاهی هم شاید برگرد به ما زنان تحصیل کرده  که نتوانستیم با شواهد علمی و منطقی به تفهیم این موضوع برای زنان و حتی مردان جامعه مان بر آییم.

    خانه داری حرفه ایست به رنگ خدا. ما آدم ها قدر نعمت ها و لطف هایی را که خدا به ما داده را نمی دانیم، مگر آن که آن نعمت را از دست بدهیم. مادران و زنان بی مزد و منت همیشه بدون زمان مشخصی خداگونه لطف می کنند تا شاید بتوانند اعضای خانواده را خوشحال دور هم ببینند و از دور از شادی و آرامش آن ها لبخندی کوچک  بر لبانشان نقش ببندد.که همین آرامش و شادی اعضا خانواده پاداشی بزرگ برایشان است .

    با تشکر

    سلام و وقت بخیر ...

    سرکار خانم خندان از شما بسیار سپاسگزارم که خیلی باحوصله و دقت به نظر دوستان پاسخ میدید.ولی اگر مشکلی نیست میخواستم اینجا موضوعی رو مطرح کنم که برام سوال شده که شاید شما و آقای مظاهری بتونین کمکم کنین.

    بله درست حدس زدید من هم یک خانم ، و بهتره بگم یک خانم خانه دار هستم.البته هنوز نشدم و دوران عقد رو سپری میکنم.خوشبختانه زیاد علاقه ای به کار در بیرون از منزل ندارم.ولی به شدت درس خواندن  و ادامه تحصیل رو دوس داشتم و بیشتر از یکسال به دانشگاه نرفتم.متاسفانه همسرم با رفتن به دانشگاه مخالفت کردن و من هم که اصرار کردن رو بی فایده میدونستم با نظرایشون موافقت کردم و ادامه تحصیلم رو ناتموم کنار گزاشتم.
    سوال من اینه که چرا خیلیها معتقدند که بهترین کار برای زن خانه داری است ولاغیر...(که البته من هم با این عقیده موافقم و حرفی ندارم) و متاسفانه این طرزفکر رو دارن که ادامه تحصیل به شرط کار کردنه.درحالی که همه فقط برای کار به دانشگاه نمیرن بلکه برای اینه که سطح سواد فرد بالا بره.

    من خیلی راجع به این موضوع باهمسرم صبحت کردم.ولی نظرایشون تغییر نکرد و عقیده دارن که دانشگاه رفتن زیادهم باعث بالا رفتن سطح سواد نمیشه.و ارزش و سواد آدم به دانشگاه رفتن نیست.البته ایشون منو به مطالعه کردن در مورد کتابای همون رشته ی دانشگاهم در کنار امور منزل تشویق میکنه تا نظرش رو با نظر من یکی کنه.

    متاسفانه این موضوع باعث شده که خیلی از زوج های جوانی که هنوز زیر یک سقف نرفتن دچار مشکل بشن و حتی دیدم که ازهم جداشدن. که البته خداروشکر من تونستم نسبتا با این مسئله کنار بیام چون ارزش زندگیم خیلی بالاتر از این حرفاست ... ولی ...

    این برای من سوال شده که چرا فعالیت باارزش خانه داری باعث شده که خیلی از کارهای دیگه مثل ادامه تحصیل بی ارزش شمرده بشه؟مگه بالا رفتن سطح سواد حتی موجب این نمیشه که فرد بتونه در آینده فرزندان خودشو درست و بهتر تربیت کنه ؟چرا این موضوع باید ایجاد جدایی و اختلاف در بین همسران کنه. آیا فعالیت خانه داری صرفا یک وظیفه است که جز اون نباید زن به امور دیگه ای بپردازه ؟
  • زهرا خندان
  • سلام بر یکی از بهترین دوستانم

    شعرو خودت گفتی؟ از استعدادی که داری اصلا بعید نیست. و بسیار عالی بود.
  • زهرا خندان
  • خانم کوثر از حضور مسئولانه ی شما سپاسگذارم.
  • زهرا خندان
  • جواب خانم یا آقای مهربان که احتمالا خانم هستن که فرمودن:
    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت جناب استاد مظاهری و سرکارخانم خندان...

    قبل از هرچیز جاداره از مطالب مفید و باارزشتون قدر دانی و تشکر کنم و بگم که واقعا موضوعات و مطالب خوبی رو مطرح میکنین ولی متاسفانه هنوز هم زیاد هست آقایونی که فکر میکنن کار و فعالیت زن در خانه و خانه داری یک وظیفه است و جز این کار نباید به فعالیت و کار دیگری بپردازند و اگر خانمی در کار خانه کوتاهی کنه ممکنه نسبت به همسر خود سرزنش و حتی محکوم بشه .در حالی که خیلی از خانومها کار منزل رو دوست دارن و به نحو احسن خانه داری میکنند ولی بخاطر بی ارزش دونستن کارآنها در چشم همسرانشون و شنیدن یک کلمه به اسم "وظیفته" ! نسبت به امور منزل دلسرد شده و باعث چشم پوشی از کار و بروز یک سری مشکلات زناشویی میشن.

    به راستی چرا این کار زن که در نظر خیلی ها بی ارزشه ، وظیفه ی اصلی او محسوب میشه ؟

    اولین مسئله مهم اینه که ما به وظیفه خود نگاه کنیم و آنقدر وسعت روحیمان را افزایش دهیم که از کلام برخی از مردان ناراحت نشویم. باید در معاملاتمان خدا را طرف حساب قرار دهیم که وعده اش حق است و چه نیک معامله کننده ای است. وقتی خانه را تمیز کردیم فقط به خاطر خدا و در راستایش به خاطر توصیه نظم در اسلام و آرامش روحی خانواده دیگر از این حرف ها کمتر ناراحت می شویم.
    اما به نکته ی بسیار عالی اشاره کرده اید: باید مهارت مردان نیز افزایش یابد و اطلاعاتشان در این زمینه زیاد شود که مبلغین در این راستا بیشترین اثرگذاری را خواهند داشت.
    در کنار آن خود ما زنان هستیم که باید ارزش کارمان را اثبات کنیم و به قولی حرمت امام زاده به متولی آن است. تا زمانیکه مادر یا مادرشوهر ودیگران کار خانه را کم ارزش و کار روتین بداند چه انتظاری از سایرین داریم.
    و سوال خوب شما را با سایر دوستان به اشتراک می گذارنم.
    به راستی چرا این کار زن که در نظر خیلی ها بی ارزشه ، وظیفه ی اصلی او محسوب میشه ؟

  • زهرا خندان
  • پاسخ خانم مولایی که فرمودند:
    سلام و درود
    به نظرم خانه داری با فطرت زنان همخوانی اش بیشتر از فعالیتهای اجتماعی است، خانه به من احساس امنیت میدهد، با اینکه در شهرهای کشور امنیت حاکم است ولی حس امنیت خانه را با تمام وجودم دوست دارم و روحم خیلی خسته میشود از اینکه بخواهم هر روز مشغول به فعالیت اجتماعی باشم با اینکه از فعالیت اجتماعی هم لذت می برم.
    تغییر مفاهیم و ارزشها در مسائل متعدد زندگی ما وارد شده است و امور ذاتی و عرضی جای خود را عوض کرده اند  از جمله همین مسأله خانه داری که ارزشش کمرنگ شده است و حال آنکه با اندک تأملی در خانه داری، زیبایی  ها و لذتهای آن دریافته می شود.این کلام: آخرش چی؟ در هر صورت که آخر باید به شستن و رفتن بپردازی، را همه جا می شنویم و این همان تلقین بی ارزشی خانه داری است. زنان نیاز دارند که ارزشمند باشند و ارزشمند شناخته شوند و کار خانه داری شان نیز ارزشمند دانسته شود.
    البته باید خانه داری بانوان در نزد مردان خانواده چه همسر چه پدر و چه برادر وظیفه تلقی نشود که انتظارات غیر مقبول ایجاد کند.با تشکر از مطالب آموزنده این وبلاگ.

    آیا تمام خانه دارها لذت می برند؟ چرا باید بیشترین تعداد مخاطبین وایبر, واتس آپ و.. زنان خانه دار باشند؟ چه خانه داری ارج نهاده می شود؟
    به نظر بنده خود خانه دارها هم در حق خود اجحاف می کنند. در حالی با کمی مدیریت زمان می توانند به مطالعه و فعالیت اجتماعی صحیح بپردازند, اگر مدیریت نککن می شوند زنان افسرده.

  • زهرا خندان
  • سلام و احترام 
    بنده دوروزی تهران بودم و امکان دسرسی به نت را نداشتم.

    پاسخ خانم کوثری که فرمودند:
    سلام بر استاد و خانم خندان. مطلب خیلی خوبی بود. روزگاری غریب و قریب را بخاطر من آورد. بله، خانه داری و فواید آن در جامعه ما تحقیر شده.

    متشکرم از عنایت شما. و حال سوال من از شما: به نظر شما چرا تحقیر شده؟ خودمانی و بی رودربایستی اگر دو خانم در مقابل شما باشند و یکی بگوید دکتر است و دیگری بگوید خانه دار به کدام ارج می نهید؟ آیا خانه داری نیز دارای محدودیت هایی است؟

    سلام خدمت پدر و استاد دلسوزمان و سلام به دوست عزیزم زهرا،

    به علت امر مقدس خانه داری، تازه توانستم مطلب تان را ببینم. واقعاً  این نوشته بر دل و جان انسان می نشیند. ما زنان می دانیم خانه داری شیرین و آرامش بخش است؛ اما انگار مردان ما تغییر کرده اند و با معیارهای دیگری زنان را می سنجند؟!

    من یک زنم، شاید بیهوده ، پوچ و شاید مضحک به نظر آید

    اما من نشستن و سبزی و لوبیا پاک کردن را

    ایستادن و پیاز سرخ کردن را

    به زانو نشستن و لک های سرامیک را گرفتن را

    خم و راست شدن و پذیرایی از مهمانان کردن را

    به خود رسیدن و به استقبال بهترین دوستم رفتن را

    ریختن چای و گپ های طولانی زدن با همسرم را

    سفره پهن کردن و  جمع کردن را

    ظرف شستن و گرد گیری کردن را

    شال به کمر بستن و جارو کردنم را

    هر چند پولی نمی گیرم و هر چند همسرم درک نکند

    عاشقانه دوست دارم و  از آن لذت می برم.

    با تشکر

     

     

  • فاطمه کوثر
  • سلام استاد. هر چی بیشتر کامنتهای دوستان رو در مورد این مطلب میخونم، احساس خوبی که با خواندن بار اول این مطلب پیدا کردم، تقویت میشه به اضافه این نتیجه که چقدر جامعه ما به اصلاح نگرش در مورد ارزش و تاثیر خانه داری زن، نیاز داره. چه بین خانمها و چه آقایون.
    پاسخ:
    نویسنده، به کامنت های خوانندگانمان، پاسخ دهند.
    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت جناب استاد مظاهری و سرکارخانم خندان...

    قبل از هرچیز جاداره از مطالب مفید و باارزشتون قدر دانی و تشکر کنم و بگم که واقعا موضوعات و مطالب خوبی رو مطرح میکنین ولی متاسفانه هنوز هم زیاد هست آقایونی که فکر میکنن کار و فعالیت زن در خانه و خانه داری یک وظیفه است و جز این کار نباید به فعالیت و کار دیگری بپردازند و اگر خانمی در کار خانه کوتاهی کنه ممکنه نسبت به همسر خود سرزنش و حتی محکوم بشه .در حالی که خیلی از خانومها کار منزل رو دوست دارن و به نحو احسن خانه داری میکنند ولی بخاطر بی ارزش دونستن کارآنها در چشم همسرانشون و شنیدن یک کلمه به اسم "وظیفته" ! نسبت به امور منزل دلسرد شده و باعث چشم پوشی از کار و بروز یک سری مشکلات زناشویی میشن.

    به راستی چرا این کار زن که در نظر خیلی ها بی ارزشه ، وظیفه ی اصلی او محسوب میشه ؟
    پاسخ:
    نویسنده پاسخ دهند.
    سلام و درود
    به نظرم خانه داری با فطرت زنان همخوانی اش بیشتر از فعالیتهای اجتماعی است، خانه به من احساس امنیت میدهد، با اینکه در شهرهای کشور امنیت حاکم است ولی حس امنیت خانه را با تمام وجودم دوست دارم و روحم خیلی خسته میشود از اینکه بخواهم هر روز مشغول به فعالیت اجتماعی باشم با اینکه از فعالیت اجتماعی هم لذت می برم.
    تغییر مفاهیم و ارزشها در مسائل متعدد زندگی ما وارد شده است و امور ذاتی و عرضی جای خود را عوض کرده اند  از جمله همین مسأله خانه داری که ارزشش کمرنگ شده است و حال آنکه با اندک تأملی در خانه داری، زیبایی  ها و لذتهای آن دریافته می شود.این کلام: آخرش چی؟ در هر صورت که آخر باید به شستن و رفتن بپردازی، را همه جا می شنویم و این همان تلقین بی ارزشی خانه داری است. زنان نیاز دارند که ارزشمند باشند و ارزشمند شناخته شوند و کار خانه داری شان نیز ارزشمند دانسته شود.
    البته باید خانه داری بانوان در نزد مردان خانواده چه همسر چه پدر و چه برادر وظیفه تلقی نشود که انتظارات غیر مقبول ایجاد کند.با تشکر از مطالب آموزنده این وبلاگ.


    پاسخ:
    نویسنده پاسخ دهند.
  • فاطمه کوثر
  • سلام بر استاد و خانم خندان. مطلب خیلی خوبی بود. روزگاری غریب و قریب را بخاطر من آورد. بله، خانه داری و فواید آن در جامعه ما تحقیر شده.
    پاسخ:
    نویسنده پاسخ دهند.
  • حسین رئیس محمدی
  • سلام حاج آقا. من ایمیلی برای شما ارسال کردم. ممنون میشم ببینین و پاسخ بدین
    پاسخ:
    سلام و رحمت. دیدم و پاسخ دادم. موفق باشید. 
  • زهرا خندان
  • نکته دوم انکه

    در جامعه فعالیت خانه داری تحقیر شده و ارزش گذاری بیش از حد به فعالیت اجتماعی شده که یادمان رفته خانه داری (متعادل) باعث تلطیف روحیه زن می شود. حال ان را ذاتی بدانیم یا شرایط تربیتی
  • زهرا خندان
  • بسم الله الرحمن الرحیم
    البته باید ذکر کنم که بنده در بعضی از کارگاه هایی که برگزار می کنم به زنان تاکید می کنم که اگر قبل از ازدواج و مهم تر از آن قبل از مادر شدن, فعالیت اجتماعی زیادی داشتید و روحیه ی برون گرایی دارید یادتون باشه صرفا در خانه نشینید چون باعث افسردگیتان می شود و در جهت تعادل بین کار منزل و خارج از منزل باشید.


    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">