وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

احساس توانمندی

شنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۴، ۰۶:۲۰ ب.ظ

 

 

 

انسان دارای توان فراوانی است. دست آفریدگار، نیروی کران ناپیدایی را هنگام آفرینش در وجود آدمی به ودیعت نهاده و او را توانمندتر از بسیاری از آفریدگان هستی قرار داده است.

امیرمؤمنان - علیه السلام -  که از برترین مخلوقات آفرینش است و زوایای ژرف وجود آدمی را به خوبی می شناسد، خطاب به انسان چنین سروده:  أتَزْعَمٌ أنّکَ جرمٌ صَغیرٌ؟ /  وَ فیکَ انطَوی العالمُ الاکبرُ!

آیا می پنداری موجود کوچکی هستی؟ /  حال آنکه در وجودت جهان بزرگی نهفته است!...

بسیاری از نیروهای درونی آدمی، ناشناخته مانده و از قوه به فعل درنیامده است و حتی بزرگترین و موفقترین انسانها، تنها درصد کوچکی از توان واقعی خود را به کار می گیرند. اما ـ متاسفانه ـ آدمیان، در اثر عواملی، درباره تواناییهای خود دچار تردید می شوند و گاهی به ناتوانی خود یقین می کنند! و این باور نادرست، بزرگترین لطمه ها را بر پیکره انسان و جوامع بشری زده و می زند.

در این نوشته، از زاویه ای کوچک به این مسئله بزرگ نگریسته می شود و ابتدا شکلهایی از خودباختگی انسان و نشانه هایی از ضعف باور آدمی درباره توانمندیهای خود، ترسیم می گردد(بخش اول). سپس برخی از علل و عوامل تضعیف باور توانمندی بیان می شود (بخش دوم) و در پایان، راههایی در زمینه این بیماری روانی و ناباوری کاذب، و جایگزینی باورهای صحیح، ارائه می گردد.

 

بخش اول؛ نشانه های احساس عدم توانمندی...

احساس عدم توانایی به شکلهای گوناگون روانی و رفتاری بروز می کند و چونان خارهایی جانکاه، راه پیشرفت انسان را مسدود می سازد. شناخت این خارهای جانکاه و نشانه های بروز و ظهور آنها و همچنین شناخت علل و عوامل ایجادشان (که در بخش دوم می آید) برای درمان، ضرورت حتمی دارد. اینک عناوین برخی از آنها آورده می شود تا زمینه ای باشد برای مطالعه فراتر:

1- خوف از پذیرش مسئولیتهای بزرگ

2- احساس حقارت درونی

3- خوف از حضور در محافل بزرگ

4- شکوه و ناله زبونانه در برابر حوادث معمولی

5- دلهره و اضطراب

6- احساس عدم امنیت درونی

7- شتابزدگی

8- ناامیدی

9- عدم پایداری در برنامه ها و کارها (ضعف استقامت)

10- تردیدهای افراطی

11- منفی بافی و بدبینی

12- ترسهای موهوم

13- خجالتهای بیجا

بخش دوم- عوامل ایجاد ضعف نفس

برای اصلاح پدیده های منفی، پیمودن مراحلی، ضرورت دارد که از مهمترین آنها مرحله علت یابی است. بدون ریشه یابی پدیده ها، نمی توان برخورد روشمند با آنها داشت.

اکنون به برخی از علل و عوامل ایجاد احساس عدم توانمندی و ضعف نفس می پردازیم:

1- تربیتهای غلط

تربیت نادرست از اساسی ترین و در عین حال رایج ترین عامل ایجاد ضعفهای درونی بیماری روانی است. در روانکاوی افراد ضعیف النفس و کاوشهای عمیق روانی، اغلب به رگه هایی رنج دهنده از تربیتهای غلط برمی خوریم که معمولا از خانواده و دوران طفولیت و حتی پیش از آن (زمان انعقاد نطفه و دوران جنینی...) آغاز شده و در دوره های بعدی (کودکستان، دبستان و ...) استمرار یافته است.

راستی که بزرگترین خسارتها بر پیکره بشریت، از ناحیه تربیتهای غلط وارد شده و می شود.

2-   تحقیر و توهین و سرزنش

این عامل نیز به گونه ای با تربیت نادرست مربوط است اما در صحنه های گوناگون اجتماعی نیز جاری است. بحثهای روانشناسی در این زمینه، بسیار گسترده دامن است و مجالی افزون می طلبد. در اینجا تنها به جمله ای معجزه گون از قرآن، که در نهایت ایجاز و اختصار، هولناک ترین آفت روانی را بیان فرموده و علت العلل احساس حقارت و زبونی را نمایانده است، اکتفا می شود:

"فَاسْتَخِفْ قَومَهٌ فَاطاعوهٌ"{1}

{فرعون} ملت خود را تحقیر کرد، در نتیجه از او اطاعت کردند.

آری، ثمره تلخ تحقیر و توهین، بردگی است!

3-   نازپروردگی

" نازپروردگی ممکن است کار را به جایی برساند که آدمی، با نیرومندترین دستگاه اعصاب، در تمام زندگی، ترسوی بیچاره ای باشد!" {2}

 یکی از نتایج جالبی که اینجانب با بررسی زندگی بسیاری از کودکان و نوجوانان به دست آورده ام این است که: کودکان و نوجوانانی که همه چیزشان فراهم است و پدران و مادران و بزرگترها همه امورشان را روبراه می کنند، برای آنان همسر می گیرند و مخارجشان را کاملا تامین می نمایند و مسئولیت زندگی شان را به عهده گرفته، تمام مشکلاتشان را حل می کنند و یا اصلا نمی گذارند هیچگونه سختی و مشکلی برایشان بوجود آید، معمولا انسانهای موفقی بار نمی آیند ... و هنگامی که دست پدر و مادر و بزرگترها از سرشان کوتاه شد، از پا درمی آیند. و برعکس اینان، کسانی که خودشان مسئولیت زندگی خود را به عهده می گیرند و مشکلاتشان را با تدبیر و اندیشه و تلاش حل می کنند، معمولا افرادی موفق، لایق، برجسته، شایسته و توانمند می گردند..."{3} 

نازپرورد تنعم نبرد راه به دوست

عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد

برای مطالعه عمیق این موضوع، رجوع شود به کتاب "کودک" جلد 2 مبحث 23 و 24، از آقای محمدتقی فلسفی و همچنین کتاب "عقده حقارت" نوشته: و.ژمک براید، ترجمه حسام الدین امانی، انتشارات معرفت، تهران.

4-   شکست های پی درپی

گرچه شکستهای زندگی، موجب اندوختن تجربه و مقاومت انسان می گردد، اما اگر از حد معمول بگذرد و فرد شکست خورنده نیز عنصری ناتوان و ضعیف النفس باشد، باعث انهدام شخصیت او می گردد و عزت نفسش را درهم می شکند و باورهای مثبت روانی اش را به ناباوری مبدل می سازد.

5-   بی پناهی روحی

(در بخش سوم بحث می شود)

6-   انحرافات جنسی

انحرافات جنسی بیش از آنکه زیانهای جسمانی و فیزیکی را در پی داشته باشد، احساس حقارت و ذلت روان را به دنبال دارد. در بررسی این پدیده شوم، پیش از آنکه به عوارض جسمی اش پرداخته شود، باید به عواقب روانی و عصبی آن توجه گردد.

اگر ما هیچ دلیل علمی و تجربی و فطری بر پلید و زیانبار بودن استمناء و دیگر انحرافات جنسی نداشتیم ـ که فراوان هم داریم ـ حرام و گناه کبیره بودن آن در اسلام، برایمان کافی بود که از آن بپرهیزانیم. فرد، در حال استمناء، خود را مفعول خود می انگارد و این، بار سنگینی از حقارت و خفت را بر دوش روانش تحمیل می کند و از عزت نفس او می کاهد.

 

7- نقص عضو

8-بدنامی شخصی و خانوادگی

9-زشتی نام و نام خانوادگی (در بخش سوم بحث میشود)

10- زشتی چهره و اندام

11- همنشینی با فرومایگان (در بخش سوم بحث میشود)

12- تلقینات منفی به خود

13- محرومیتهای شدید مالی و اجتماعی

14- خواندن آثار یاس آلود

....

بخش سوم- ایجاد و تقویت عزت نفس

عزت نفس و احساس توانمندی، از بزرگترین موهبتهای الهی است که آفریدگار در نهاد انسان به ودیعت نهاده و آیه لَقَد کَرَّمنا بَنی آدَم{4} را در شأن او سروده است. اگر این گوهر بی بدیل، به هر علت و دلیل، از کف آدمی ربوده شد، هر کوششی برای بازگرداندن آن روا، بلکه واجب است.

در این بخش ـ که هدف اصلی این نوشته است ـ برخی از راههای تحصیل و تقویت عزت نفس، به اختصار، بررسی می شود:

1-   ریشه یابی عمیق

اکنون ـ با در دست داشتن لیستی از علائم و عوامل بخش اول و دوم ـ نوبت آن است که به کاوشی عمیق در زوایای روان خود بپردازیم و با مطالعه ای فراگیر در " کتاب نفس خویش" ضعفها و نقاط آسیب پذیر روان خود را دریابیم و به ترمیم و اصلاح آن پردازیم که خودشناسی، مقدم بر خودسازی است.

آوردن نقطه ضعفها بر صفحه کاغذ و تفکیک آنها از یکدیگر، به اصلاح و درمان، کمکی شایان می کند. در این کاوش، خوب است از خبرگان روانشناس و اخلاق نیز کمک جست.

2-   زدودن عوامل حقارت زا

در این برنامه اصلاحی، پس از شناسایی عوامل آفت زا، باید به زدودن آنها برخاست. تحمل آنچه موجب تزلزل شخصیت و باعث حقارت نفس می گردد، نارواست. انسان عاقل هرگز دشمن خطرناک را در خانه خویش نمی پذیرد. دوری از تحقیرکنندگان، ترک انحرافات جنسی، ترک افراد منفی باف و فرومایه، ترک مطالعه آثار یاس آور و تغییر اسم و فامیل زشت، از عواملی است که براحتی و بی درنگ می توان انجام داد. موجب تعجب است که چرا برخی یک عمر از نام و لقب خود رنج می برند و آن را عوض نمی کنند.

3-   پناهگاه روح

انسان به گونه ای آفریده شده که برای سعادتمندی خویش باید پناهگاهی نیرومند داشته باشد و هنگام هجوم آلام روحی و پریشانی های روانی و اجتماعی، به آن پناهنده شود. این پناهگاه همانا " خداوند" است.

ایمان مذهبی و توکل به خداوند، دژ تسخیرناپذیری است که آدمی را در برابر ناملایمات، مصونیت می بخشد.

برای مطالعه بیشتر، رجوع شود به کتاب " انسان و ایمان" و "انسان در قرآن" از استاد شهید مطهری و کتاب " دین و روان"  از " ویلیام جیمز" و کتاب " آیین زندگی" فصل نیایش از "دیل کارنگی" و کتاب " نیایش" از پرفسور " الکسیس کارل" و....

4-   ورزش

ورزش در تقویت روحیه و ایجاد عزت نفس و بالا بردن احساس توانمندی و زدودن احساس حقارت، نقش بسزایی دارد. نوع و اندازه ورزش، به سلیقه و توان افراد بستگی دارد.

5-   مطالعه کتابهای روانشناسی اخلاقی و عملی

تأثیر اینگونه کتابها بیش از آن است که به وصف آید. با خواندن و عمل به دستورهای عملی آنها، میزان تاثیر شگفتشان آشکار می گردد.

معرفی چند کتاب در این باره {5} :

الف) آئین زندگی نوشته دیل کارنگی

ب) قدرت فکر  نوشته ژوزف مورفی

ج)رمز موفقیت نوشته دیل کارنگی، جیمز آلن، آلا وایلر

د) پیروزی فکر نوشته ماردن

ه) روانشناسی تصویر ذهنی نوشته ماکسول مالتز

و) سررشته زندگی را به دست گیرید نوشته وین دایر

ز) روانشناسی پیروزی نوشته دنیس ویتلی

6-   مطالعه بیوگرافی بزرگان

خواندن زندگی نامه بزرگان و اندیشیدن در راز توفیقهایشان، تاثیری شگرف در روان و اخلاق آدمی دارد.

7-   تلقین به نفس

در این باره در کتابهایی که معرفی شد، بخصوص " روانشناسی تصویر ذهنی" مطالب کافی آمده است.

8-   همنشینی با مثبت نگران

تاثیر پذیری از همنشینان، مسئله ای حتمی در علم اخلاق و روانشناسی است.

در این باره، در کتابهای معرفی شده، مطالبی گسترده از دیدگاه روانشناسی آمده است.

 9-   پذیرش مسئولیتهای بزرگ

بسیاری از ضعفهای اخلاقی و روانی را باید با " عمل بر ضد آنها" برطرف و جبران کرد. همانگونه که برای آموختن شنا باید تن به آب زد، برای زدودن ضعفهای روانی نیز می باید "تهور عاقلانه" به خرج داد. خطر کردن ( ریسک کردن) در بعضی از موارد، لازمه موفقیت است. احتیاطهای افراطی مانع رسیدن به پیروزی است. امیرمؤمنان علی (ع) در این باره می فرمایند:

 "إذا هَبَتْ أمراً فَقَعْ فیهِ فَإنّ شِدَّة تُوقیه أعظَمُ مِمّا تَخافُ مِنْه "{6}

هنگامی که از چیزی ترسیدی، خود را در آن بیفکن! زیرا گاهی ترس تو از آن چیزی که می ترسی، بزرگتر و سخت تر از خود آن شیء است.

 10- مراجعه به روانشناس و روانپزشک

بعضی از گره های کور روحی و بیماریهای مزمن روانی، نیاز به سرپنجه با تدبیر روانشناسی ماهر و متعهد و یا روانپزشکی کارآزموده و متدین دارد. با مشورت با آگاهان می توان اینگونه روانشناس و روانپزشکی را شناخت و انتخاب کرد.

 


 

1- سوره زخرف، آیه 54

2- پاولوف، کتاب "پیوند زندگی" ترجمه آقای حبیبیان صفحه 19

3- هشدارهای تربیتی، موضوع نازپروردگی، ص 101 و 102، از نگارنده

4- سوره اسراء، آیه 70

5- بدیهی است که معرفی این کتابها به معنای تایید همه مطالب آنها نیست

6- نهج البلاغه حکمت 175

  • ۹۴/۰۸/۲۳
  • علی اکبر مظاهری

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">