وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

سنتِ همواره

دوشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۴، ۰۸:۱۳ ب.ظ


  نویسنده: خانم صدیقه مولایی (ارشد فلسفه)

    » خودمحوری و خدامحوری در ساحت خانواده

ازدواج، سنتی طبیعی در زندگی انسانی است و نحوه تحقق این سنتِ همواره، از اجتماع و ارزشها و قوانین حاکم بر آن اجتماع متأثر بوده است. اجتماعات بشری، در هر مکان و هر دوره، دارای ارزشهای خاص بوده اند. شاید پذیرش همگانی ارزشها در اجتماع  مهمترین ویژگی این ارزشهاست....

همچنین ارزشها، متناسب با تغییرات جوامع، تغییر می یابند و، در حقیقت، به دلیل تطابقی که ارزشها با دانش و بینش انسان دارند همراه با تغییرات معرفتی انسان، ارزشها نیز دیگرگون شده اند.
انسان معاصر، با عبور از دنیای سنتی، به دنیای مدرن قدم نهاده است و در ضمن این گذار، در عرصه های گوناگون علمی و عملی تغییرات عمده ای را تجربه نموده است و از همین روست که ارزشهای حاکم بر زندگی  نیز تغییرات بنیادین یافته است.

از جمله ارزشهایی که در دوره معاصر شکل گرفته است «خودمحوری» است.


خودمحوری، ارزش ساختگی ای است که به جای «خدامحوری»، همه ساحات زندگی بشر را متأثر نموده است.

این غیر ارزش، در ازدواج نیز به صور گوناگون، ظهور دارد. مثلا هنگام انتخاب همسر، انتخابهایی که بر اساس معیارهای برآمده از دین و عقل نباشد از مصادیق این خودمحوری به شمار می آید.


آنچه از آموزه های دینی در ساحت اندیشه ای به دست می آید این است که بانوان  نقش عمده ای را در خانواده به عهده دارند . از این رو، قوت شخصیت ایشان، برای تحقق پایداری و سلامت و آرامش خانواده، ضروری است.

بر خلاف این آموزه ها، در ساحت عمل و در ازدواجهای این دوره، کمتر به خصوصیات روحی بانوان توجه می شود و بیشتر به ظواهری توجه می شود که اهمیت کمتری برای توفیق در زندگی خانوادگی اند دارند.

به نظر می رسد که دلیل عمده این بی توجهی، خودمحوری و بی توجهی به هدف نهایی در تشکیل خانواده است.


به عبارت دیگر نتیجه ی طبیعی رفتار خود خواهانه ی برخی از مردان، در استفاده از همه امکانات مادی برای ازدواج، تأثیر عمده ای در عدم پایداری خانواده در جامعه معاصر دارد.

  • ۹۴/۱۰/۲۸
  • علی اکبر مظاهری

نظرات  (۵)

بنا بر آموزه های مقدس اسلامی، انسان کامل، محور هستی و مظهر خداست. نوشتار بنده ناظر به تغییر بنیادینی است که در ساختار معرفت شناختی خویش نسبت به انسان داشته و پذیرفته ایم، تغییری که با دیگر آموزه های دینی و نیز برآمده از فرهنگ اصیل خودی همرنگی و همسویی ندارد و در دو بعد بینشی و گرایشی تأثیر فراوان داشته است.

در تفصیل آنچه آمد قابل اشاره است که در بررسی علل رفتاری انسان معاصر در ساحتهای مختلف زندگی، تأثیر معرفتی و اندیشه ای  انسان گرایی غربی بر رفتارهای او بسیار عمده است و چه بسا اگر رویکرد دین به انسان به عنوان مظهر خدای سبحان را در رفتارهای خود اعمال نماییم با چنین مسائلی روبرو نباشیم.

در بعد گرایشی که برآمده از عامل درونی فطرت و نیز عوامل بیرونی ای چون اجتماع است، نکته قابل تأمل این است که سلایق ما مبتنی بر چه آموزه هایی شکل می یابند و منِ انسان مسلمان، سلایق شخصی ام را باید چگونه سامان دهم که رضای الهی را نیز نتیجه دهد و البته به نظرم قرار بندگی همین است که محور سلایقمان خویشتن نباشد.

در ساحت رفتاری نکات مورد اشاره دوست اندیشمند و صاحب نظرم ارزشمند و بسیار جامع  و نیز قابل تأمل می باشند.

همچنانکه در تأیید مطالب ایشان باید توجه داشت که آموزه های دینی ناظر به  آداب اجتماعی مربوط به پوشش(به معنای اعم از حجاب) و نیز رفتارهای بانوان به عنوان مظاهر زیبایی خدای سبحان حاکی از اهمیت این ساحت است و به نظر می رسد که سلامت خانواده در گرو عمل به این آموزه هاست، نظر شخصی ام در این زمینه این است که سیرت ها بر صورتها تأثیرگذارند.

 

سلام و سپاس به خاطر مطلب مفیدتون

جانا سخن از  زبان ما می گویی.

 گاهی مواردی برای امر ازدواج مراجعه می کنند با یک سری معیارهایی که فقط ییک فردی که این مسیر را طی کرده متوجه می شه که چقدر غلط و بی ربط اند (به عنوان مثال همه رشته بودن با طرف مقابل، هم سطح بودن از نظر مقطع تحصیلی، زیبایی های ان چنانی و ...)، منتهی کاش افراد از تجربه دیگران استفاده و درست انتخاب کنند.

پاسخ:
نویسنده پاسخ دهند.
  • در هوای او
  • دوست فرهیختۀ من سلام

    از یک زاویه سخن شما را می پذیرم واز زاویه ای دیگر به رسم ادب نکاتی را بیان میکنم:

    در عصر انسان مداری که حتی خدا هم باید از تخت پادشاهی و بالا نشینی اش پایین بیاید و با زبان خود او با او سخن بگوید، چه انتظاری دارید که در این مسأله مهم نیز چنین محوریتی در کار نباشد؟!

    انسان مداری این عصر یا به تعبیر شما (خود محوری) به خودی خود بد نیست و نباید در مقابل خدا محوری قرار بگیرد. چه برکاتی که در حوزه های مختلف معرفتی از قبل این مسأله روزی انسان مدرن  شده و می شود.  خود محوری هم ممدوح است و هم مذموم. اینکه انسان مسیری را طی کند که رضایت خدا در آن باشد درست. اما اینکه کسی به خاطر رضای خدا مثلا از برخی سلیقه های شخصی و ذائقۀ فردی صحیح خود دست بکشد یا حتی بخواهد به گزینه ای پایین تر از آنچه  مد نظر دارد( آنهم برای رضای خدا) بیندیشد؛ چیز دیگری است.

    پذیرش این نکته که  کسی را  برای رضای خدا دوست بدارم که متناسب با سلیقه من نیست  کاری بسیار صعب است و هر کسی نمیتواند انجام دهد.

    به عبارت دیگر، درست است که امروزه برخی از مردم به مواردی همچون ثروت پدر دختر، زیبایی آنچنانی یا ... بیشتر بها  میدهند تا شایستگی های شخصیت یک دختر، اما نباید این نکته را از نظر دور داشت که در این دنیای رنگ به رنگ و پر از تنوع که همچون میادین سیاسی و اقتصادی، بازار رقابت این میانه هم داغ داغ است. دختران و زنان شایسته و مؤمن ما هم نباید از برخی ضرورتها و لطافتها و ظرافتهای زنانه خود چشم پوشیده و انتظار داشته باشند که مردان تنها به سیرت و روح زیبای آنان بنگرند نه به زیبایی ظاهری و آراستگی آنان. جالب است که برخی از بانوان کشور ما توجه به این مسأله را جدای از چارچوب قوت شخصیتی خود در نظر گرفته واهتمام چندانی بدان ندارند!! ضمن اینکه قرار نیست در مقام انتخاب، مردان بتوانند آنچنان به این ویژگیهای  روحی دست یازند که ویژگیهای ظاهری را تحت تأثیر قرار دهد؛ به ویژه آنکه اگر اعتماد به نفس خانم آنقدر باشد که بتواند خود را آنچنان که هست بنمایاند!

    متآسفانه در این عصر ما همچنان شاهدیم که برخی از دختران مومنه  یا زنانی که ازدواج کرده اند. آنچنان به زیبایی و آراستگی ظاهری خود اهمیت نمی دهند و انتظار دارند مردان به سیرت زیبایشان توجه کنند نه صورت و ظاهر و ..... از سویی دیگر نوع نگاه غلط آنان به روابط زناشویی و عدم آگاهی از برخی مهارتهای ارتباطی، سایه ای سنگین می شود برای کانون گرم زندگی شان

    گذشته از این نگاه مردان با زنان نسبت به مقوله ازدواج متفاوت است و عنایت  بیشتر مرد نسبت به زن، به ظاهر طرف مقابل حق طبیعی اوست که البته  اگر در شکلی درست باشد. مشکلی ایجاد نمی کند.

    البته ناگفته نماند که مردان این عصربه خصوص در دهه 50 و 60 به دلایلی که در این مجال نمی گنجد. (اما خوب است که جناب استاد به آن پرداخته و آسیب شناسی و تحلیل بفرمایند.)غالبا دیگر تمایلی به ازدواج ندارند تا چه برسد به انتخاب گزینه از روی ظواهر و چه و چه  ویا شایستگی ها و ....سیالیت و بی ثباتی فرهنگ کشور جهان سومی ما تلخی های بیشماری دارد وا ز جملۀ آن است این ماجرای تلخ چگونگی ازدواج جوانان، چه قبل از انتخاب و چه در مرحلۀ انتخاب و چه بعد از آن.

    ان الله لایغیر مابقوم حتى یغیروا ما بأنفسهم

    پاسخ:
    نویسنده پاسخ دهند.
    از استاد اندیشمندم و دوست فاضله ام به خاطر مطلب سازنده ایشان بی نهایت سپاسگزارم
    طبیعتا امروزه مسئله ازدواج بسیار پیچیده تر از گذشته می نماید. یافته های آدمی در  دنیای مدرن خسارات زیادی را به اخلاقیات وارد ساخته است. بیگانه کردن انسان با خود و خدای خود بر این مهم صحه میگذارد. همانطور که دوست عزیزم بدان اشاره کرده اند مهم ترین نتیجه آن جایگزین کردن خودمحوری به جای خدا محوری بوده است. آزادی افسار گسیخته انسان امروز به معنای نادیده گرفتن اخلاقیات به ویژه در حوزه خانواده است. اموری چون ایثار و ازخودگذشتگی، انعطاف و اغماض متقابل، تفاهم و تلاش برای ایجاد محیطی آرام به فراموشی سپرده شده است. فداکاری و وفاداری نخ نما گشته و عشق همچون کودکی یتیم سرگردان شده است . قطعا نقش زنان و اهتمام آنان برای حفظ زندگی مشترک بیش از گذشته احساس می شود.
    پاسخ:
    نویسنده پاسخ دهند.
    سلام و احترام خدمت استاد و نویسنده محترم 
    سپاس از مطلب خوبتون. بسیار با شما موافقم. جامعه ما دردمندانه دچار دگرگونی ارزشها شده. آنقدر که گاهی ارزش، ضد ارزش تلقی میشود و برعکس. معیارهایی چون نجابت و تربیت صحیح خانوادگی، جای خود را به پدر پولدار، زیبایی دهن پرکن، خانواده باکلاس و ...در کنار نجابت! داده اند. 
    پاسخ:
    نویسنده پاسخ دهند.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">