وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی
۱۲
ارديبهشت

  » از زبان مشاور

آقای ابوریحانه پرسید: «در تعامل با همسر، ساختن خوب است یا ساختن؟»

گفتم: هر دو. البته یکی آسان‌تر است و دیگری سخت‌تر. یکی زودتر نتیجه می‌دهد و دیگری دیرتر؛ امّا ارزش هر دو، برابر است.

در زندگی زن و شوهری، یکی از هدف‌ها، ساختن یکدیگر است؛ امّا یکی از کار افزارهای وصول به این هدف، سازش با همدیگر است. بدون نرمش و مدارا نمی‌توان در دل همسر نفوذ کرد تا آن ‌را آباد ساخت. بیفزاییم که برای ساختن، گاهی ویران کردن لازم است؛ یعنی زدودن نبایست‌ها. برای این ویران کردن، باید تا سویدای دل همسر نفوذ کرد.

  • علی اکبر مظاهری
۳۰
فروردين

 

 

» نگرشی عادلانه

در ارزیابی همسر، باید همۀ اوصاف و خصلت‌های او را در نظر آورد.  نگریستن به کاستی‌ها و نادیده انگاشتن امتیازها و خوبی‌ها، خلاف انصاف و عدالت است.

مردی می‌گوید:

در مدّت سی سالی که با همسرم زندگی می‌کنم، غذایی را که درست می‌کند، به ذائقۀ من کم‌نمک و به ذائقۀ او خوب است. گهگاه با ملایمت و ملاطفت به او تذکّر می‌دهم، امّا او همچنان غذا را به میل و سلیقۀ خودش درست می‌کند. من این حقیقت را پذیرفته‌ام که او چنین است و جز این نیست. با خود می‌گویم: او آن همه خوبی دارد، بگذار این یک تفاوت سلیقه، بلکه تفاوت ذائقه را با من داشته باشد.

این مرد، عاقل است، زیرا:

  • علی اکبر مظاهری
۲۱
فروردين

 

 

 

»از زبان مشاور

 

منصوره دانشجوی گرافیک است. در درسش موفق است. در زبانکدة خصوصی، انگلیسی می‌خواند. کامپیوتر را خوب می‌شناسد و کار کردن با آن را نیکو می‌داند؛ در حدّ یک مهندس کامپیوتر. هنرهای دیگری نیز دارد و کارهای دیگری هم می‌کند. او دو سال است با منصور ازدواج کرده. میانشان شکراب است. برای حلّ مسأله‌شان به مشاوره آمدند.

  • علی اکبر مظاهری
۰۵
فروردين

 

وقتی چهار سال از آغاز جنگ گذشته بود، پسری بیست‌وپنج ساله به خواستگاری دختری رفت. خانوادۀ دختر با آن ازدواج موافق بودند، امّا دختر به دلیل یک مسأله، جواب منفی داد. او گفت: «چهار سال است در این کشور جنگ است و این آقا یک بار هم به جبهه نرفته. از دین و ایمان که بگذریم، این کشور، وطن این آقا که هست. غیرت و مردانگی حکم می‌کند که آدم از وطنش دفاع کند. چرا او این کار را نکرده است؟»

  • علی اکبر مظاهری
۰۲
فروردين

>> از زبان مشاور

 

مریم، دختری 20 ساله بود و دانشجوی روان‌شناسی. برایش خواستگار آمده بود. برای مشاورۀ پیش از ازدواج، به دفتر مشاوره آمد و گفت: «جوانی به خواستگاری‌ام آمده که 22 ساله‌ است. من بابت کمیِ تفاوت سنّی‌مان نگرانم و برای دادن جواب، دچار تردیدم.»

گفتم: دو سال تفاوت سنّ که خوب است. چرا نگرانی و تردید؟

  • علی اکبر مظاهری
۲۰
اسفند

 

 

 

 

>> از زبان مشاور

 

یک جفا از خویش و از یار و تبار          در گرانی هست چون سیصد هزار[1]

زوجی جوان که سه ماه بود عروسی کرده بودند، نزدم آمدند به مشاوره. هر دو یک سخن داشتند و آن این‌که مادربزرگ (مادر شوهر) به ایشان بی‌مهری می‌کند و ایشان او را دوست دارند و نمی‌خواهند وی را رنجیده ببینند.

گفتم: از کِی چنین شده است؟

گفتند: «یک ماهی می‌شود.»

گفتم: دوران نامزدی و عقد داشتید؟

گفتند: «بله.»

گفتم: در آن دوران چی؟

گفتند: «نه، بلکه خیلی هم با ما مهربان بود.»

گفتم: دوران نامزدی‌تان چند ماه بود؟

گفتند: «حدود یک سال.»

گفتم: چطور در آن یک سال، بی‌مهری‌اش آشکار نشد؛ آن وقت هم که شما همسر هم بودید؟

گفتند: «نمی‌دانیم.»

  • علی اکبر مظاهری
۰۹
اسفند

آموزش

 » نویسنده: جناب آقای محمد دهقانی زاده (+)

 

اگر روزی یک دختر نجیب و عفیف، از رفتار و ادب یک پسر خوشش بیاید و او را یک مرد ایده آل برای زندگی خود ببیند و از طرفی بیم آن داشته باشد که از ازدواج با چنین پسری محروم شود، چه کند؟ چگونه می‌تواند از آن پسر خواستگاری کند؟

انتخاب همسر پسران و دختران متفاوت است. بنا بر فرهنگ و آداب جامعه ما، انتخاب همسر در مرحله اول، انتخاب آزادانه‌ای است که نصیب پسر می‌شود. پسر می‌تواند خصوصیاتی که برای شریک زندگی‌اش در نظر دارد را مطرح کند و از آن‌سو در بین دخترانی که برای ازدواج با او مطرح می‌شوند مناسب‌ترین گزینه را انتخاب کند.

اما دختران

  • علی اکبر مظاهری
۰۳
اسفند

 

 

 

» اعتدال در امر و نهی

امر و نهی، از ضرورت های تربیت است و بدون آن نمی‌شود کودک را تربیت کرد؛ امّا افراط در به کارگیری هر عامل تربیتی، نتیجه‌ سوء و معکوس می‌دهد. اگر امر و نهی‌های مکرّر، به طور دائم بر جان کودک و نوجوان ببارد، او را پریشان و عاصی می‌کند. کودک و نوجوانی که دائم در معرض: بکن، نکن! برو، نرو! بگو، نگو! بخور، نخور! قرار دارد، دیگر مجال ابتکار و خلاّقیت و فرصت اندیشیدن را نمی‌یابد و یک موجود طفیلی و پیرو بار می‌آید و این باور غلط در ضمیرش ریشه می‌دواند که: من نباید بیندیشم، من نباید تصمیم بگیریم، من فقط باید به هر چه دیگران می‌گویند و هر تصمیمی برایم می‌گیرند عمل کنم و خودم وظیفه‌ای و لیاقتی برای ابتکار و استقلال ندارم!

  • علی اکبر مظاهری
۲۲
بهمن

 

 

 

 

»حقوق، احکام، اخلاق

قانون شریعت این است که ازدواج، به خودی خود، مستحب مؤکد است، اما اگر آدمی، بر اثر تأخیر در ازدواج، به گناه بیفتد (یا آسیبی بخورد یا زیانی ببیند) ازدواج واجب می شود. نیز حکم دین و حقوق است که دوشیزگان با اجازه پدرشان ازدواج کنند.

گاهی میان این دو حکم شرعی و قانونی، تعارضی می افتد؛ به این گونه که ازدواج واجب می شود، اماپدر اجازه ازدواج به دخترش  نمی دهد. در این صورت، دستور دین برای گشودن این تعارض این است که اگر دختر رشیده شد و خواستگار کفؤ و مناسب برای او آمد و پدر اجازه ازدواج نداد، اجازه اش ساقط می شود.

اکنون این نمونه پندآموز را ببینید.

                                                           از زبان مشاور

طاهر و طاهره

طاهره تهرانی دختری بود 23 ساله. لیسانس داشت. دبیر بود. خواستگاران زیادی را، به سبب مخالفت های بیجای پدر و مادرش، ازسر گذرانده بود. تا این که به ستوه آمد. دید دارد سنش بالا می رود و اقبالش برای ازدواج کوتاه می شود. پدر و مادر نیز به هیچ صراطی مستقیم نمی شوند. این بود که با من تلفنی تماس گرفت و گفت: 

 « پدر و مادرم را دوست دارم. می خواهم احترامشان را نگه دارم. اما دارند بدبختم می کنند. همه خواستگارانم را، به بهانه هایی، رد می کنند. اما حالا خواستگاری دارم که همه چیزش خوب است. می خواهند این را هم رد کنند. کمکم کنید.» 

گفتم: از اوصاف و موقعیت این خواستگار جدید برایم یگویید.

گفت: « او هم فرهنگی است. همکاریم. آقای طاهر خراسانی. مدت هاست من را می شناخته و در نظر داشته و پسندیده. من هم

  • علی اکبر مظاهری
۱۴
بهمن

» ظلمی جبران ناپذیر

 آقای سامانی و برادرانش، که سرپرستی  مادر و تنها خواهرشان را بر عهده داشتند، اختیار تصمیم گیری در باره خواستگاران خواهرشان را به دست گرفته بودند. آنان  خواستگاران خواهرشان را، بدون نظرخواهی از او، رد میکردند و موقعیت ازدواج را از او، که در آن زمان دختری جوان و شاداب بود، می گرفتند.

این حکایت به حدود 30 سال پیش بازمیگردد. در آن روزگار که دختران شرم بیشتری از اظهارنظر درباره خواستگارانشان داشتند. خانم سامانی هم جسارت مخالفت با رفتار غیرمنطقی برادرانش را نداشت و به ناچار تسلیم بود.

  • علی اکبر مظاهری