وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
بایگانی
۱۱
مهر

... بنی‌هاشمیان. پرسش: ... با مرکز مشاوره حوزه تماس گرفتم. گفتند که فقط سه‌شنبه و چهارشنبه هستید. بنده در آن زمان، تهران هستم. راه دیگری نیست که از حضور شما استفاده کنیم؟

***

پاسخ: کار را از طریق دانشگاه قم پیگیری کنید. موفق باشید.

  • علی اکبر مظاهری
۰۸
مهر

خدا.ک

انسان، بدون پیوند با خداوند و آویختن به دامان عنایت او، هیچ است؛ همانند قطره دور افتاده از دریا، که هیچش قرار و امان نیست و همواره با نیستى و تباهى قرین است و یگانه راه نجات و امانش پیوستن با دریاست و جاى گرفتن در آغوش اقیانوس؛ و آن‌گاه است که «دریاوَش» مى‌شود.

 

باد ما و بود ما از داد توست

هستى ما جمله از ایجاد توست

 

آدمیان، از آغاز آفرینش تا کنون، راه‌هاى بسیارى را براى دستیابى به سعادت پیموده‌اند و وادی‌هاى گوناگون را گشته‌اند و مسلک‌ها و مکتب‌هاى فراوان و جوراجورى را تجربه کرده‌اند و اینک نیز همچنان در حال تجربه‌اند؛ امّا آن‌گونه که تاریخ نشان مى‌دهد و قرآن کریم از سرگذشت پیشینیان پرده فرو مى‌افکند، همه راه‌هایشان به «بی‌راهه» رسیده و تمامى تجربه‌هاشان به «شکست» انجامیده‌ است، مگر راهى که خداوند نمایانده باشد و آیینى که پیامبران از جانب پروردگار آدمیان آورده باشند.

  • علی اکبر مظاهری

این روزها که پدر و مادر ها دارند برای بچه مدرسه ای هایشان لباس نو تهیه می کنند، من هم دارم برای یکی از وروجک هایم که - ان شاءالله - میلادش نزدیک است، روپوش می دوزم. { آداب عشق ورزی} منتظر طرح جلد است تا چاپ شود. این وروجک دارد از برادر یا خواهر بزرگترش(فرهنگ خانواده) زودتر متولد می شود. شاید چون خاطرخواهان بیشتری دارد یا مامایش(ناشرش) زرنگتر است یا جوانان و زوج های جوان برای میلادش بیشتر دعا می کنند.

  • علی اکبر مظاهری

یک سال است که ننه حاجی، باباحاجی را تنها گذاشته و رفته  در بهشت برای او جا بگیرد تا آنجا هم با هم باشند. تنهایی، باباحاجی را سخت پکر کرده بود. برای این که او را از پکری درآوریم، امروز دوباره دامادش کردیم. عروس خانم هم شوهرش رفته بود برایش در بهشت جا رزرو کند. به باباحاجی گفتیم که ننه حاجی هم از داماد شدنتان شادمان است. او از حیا سر به زیر انداخت، و لبخند زد!

  • علی اکبر مظاهری

این روزها منتظر میلاد یکی از کتاب هایم (به نام « فرهنگ خانواده» )هستم. چند سال برایش زحمت کشیده ام. حالا خورده به گرانی کاغذ. ناشر به تدبیر دولت، امید بسته و من به لطف خدا. ان شاءالله که هر دو امید برآورده شود.

  • علی اکبر مظاهری