وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی
۲۹
آبان

گوهر اصیل وجود آدمى، «خداوَش» است. روح او نفحه‌اى از نَفَحات الهى است. نیرویى از قدرت بى‌انتهاى خداوند در وجود وى به ودیعت نهاده شده است. کرامت و منزلتى که آفریدگار به این آفریده برگزیده خویش عطا فرموده، به هیچ یک از آفریدگان دیگر نبخشیده است. آفاق وسیعى را که براى تکامل و بالندگى، پیشِ روى آدمیان گشوده، براى هیچ کدام از موجودات هستى نگسترده است. راه‌هایى «از اوج آسمان» را که به روى انسان باز کرده، حتى بر فرشتگان نیز نگشوده است؛ حتى بر ملائک مقرّب خویش، مانند جبرئیل امین! مگر نه آن است که جبرئیل، در سفر معراج، نتوانست پیامبر اکرم(ص) را تا پایان سفر همراهى کند و دنباله سفر را پیامبر به تنهایى پیمود؟

«رسد آدمى به جایى که به جز خدا نبیند»!

اما این منزلت رفیع، به گزاف، به آدمى عطا نشده است، بلکه بهایى ارجمند مى‌طلبد. و آن بها، «عبودیّت» است؛ پرستشى ناب، حفظ پیوند با خداوند، سر به فرمان پروردگار بودن، حرمت حریم کبریایى خداوند را پاس داشتن ...

  • علی اکبر مظاهری
۲۴
آبان

مدیریت زمان

اشاره

برخی از یاران همراه، به ویژه جناب صدرایی، جناب اسماعیلی، و جناب رضایی فرموده‌اند درباره «مدیریت زمان» مطلب بنویسم و در وب بگذارم. چون ایشان برایم عزیزند و نیز مدیریت زمان از مهارت‌های ضروری در مسیر توفیقمندی است، بر آن شدم که اوامرشان را امتثال کنم، اما چون فضای مجازی، تحمل مطالب بلند را ندارد و از سویی، موضوع مدیریت زمان، گسترده دامان است و در یک پست کوتاه نمی‌توان حق آن را ادا کرد، بر آن شدم که موضوع را چند پاره کنم و هر پاره را در یک پست بگذارم. با دقت و حوصله، همراهی‌مان کنید.

مقدمه

این را همه می‌دانیم - و چون همه می‌دانیم، چندان توجهی به آن نداریم و از فرط ظهور، مخفی است - که همه بزرگان جهان که کارهای بزرگ کرده و می‌کنند، همین مقدار از وقت را در اختیار دارند که همگان دارند. سهم آنان از زمان، در شب و روز، همان 24 ساعتی است که عموم مردمان دارند، سهم برابر، نه بیش و نه کم. 

اما فرق آن نیکوبختان با دیگران در این است که آنان فرصت‌ها را مغتنم می‌شمارند و آن‌ها را نیکو مدیریت می‌کنند و به این سخن حکمت امیر حکیمان علیه السلام توجه دارند که:

 

الفرصه تمر مر السحاب فانتهزوا فرص الخیر[1]؛

فرصت ها چونان گذر ابر می گذرند. پس فرصت های نیکو را دریابید.

 

تا پست دیگر. ان شاءالله.

 


[1] نهج البلاغه. حکمت 21

  • علی اکبر مظاهری
۲۲
آبان

دیروز از دفتر نشر نورالزهرا خبردادند کتاب «آداب عشق ورزی» در حال صحافی است و بعد از تعطیلات عاشورا به دست خوانندگان می رسد. ان شاءالله.

  • علی اکبر مظاهری
۱۸
آبان

Gift

مهمانان ارجمندمان که به جشن عروسی فاخته های عزیزمان(حامد و فائزه) تشریف آوردند و ما را سرفراز فرمودند، آنقدر هدیه برای عزیزانمان آوردند که هزینه های جشنشان را تامین کرد و برای خرج سفر ماه عسلشان(که ان شاءالله بعد از عاشورا می روند) نیز اندوخته شد. 

راستی چه خوب است که این سنت حسنه را گرامی بداریم و به انجام دهندگانش مرحبا بگوییم و از خدا برایشان پاداش بطلبیم.

مگر یکی از دغدغه ها و نگرانی های جوانانمان، هزینه جشن عروسی شان نیست؟ این هم راه رفع این دغدغه و نگرانی. بسم الله!

بیاییم خوبی ها را بیشتر بگوییم تا بدی ها. مگر امر به معروف مقدم بر نهی از منکر نیست؟

  • علی اکبر مظاهری
۱۱
آبان

حامد 18 ساله بود و فائزه 16 ساله که در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها عقدشان کردم. اکنون حامد 20 ساله شده و فائزه 18 ساله که «هم آشیانه» شدند.

    دوران عقد و «جداآشیانگی»شان به فرخندگی گذشت و اینک دوره «هم آشیانگی»شان به خجستگی آغاز شده است. الاهی شکر.

برخی از آشنایان می‌گفتند: «اینان بچه‌اند. بگذارید بچگی کنند. حالا وقت ازدواجشان نیست. نمی‌توانند زندگی مشترک را اداره کنند ... .»

    اما من یقین داشتم که بچه نیستند. بهترین زمان برای ازدواجشان همین حالاست و می‌توانند زندگی زن وشوهری را مدیریت کنند. این یقین را از آموزه‌های دینی و شناخت فطرت و طبیعت انسان و تجربه‌های مشاوره‌ای تحصیل کرده‌ام.

    گذران موفق دوران عقد، نیمی از یقینم را تایید کرد. نیم دیگرش نیز با اداره زندگی جدیدشان اثبات خواهد شد. ان شاء الله.

ای خدا این وصل را هجران مکن.

  • علی اکبر مظاهری
۱۰
آبان

آداب عشق ورزید

  • علی اکبر مظاهری
۰۵
آبان

در باره حامد و فائزه، مطلب و خبری دارم که شنبه در وب می نویسم. حالا تا آن وقت، هر کس آن را پیش بینی کند یا حدس بزند یا از هر راه دیگر آن را کشف کند و در این وب اعلام کند، یک « آفریـن» نزد من جایزه دارد! یاالله. این یک فراخوان است.

  • علی اکبر مظاهری
۰۳
آبان

داستان دامادی بابا  حاجیرا قبلا نوشتم. دو روز بعد از داماد شدن باباحاجی، به او تلفن زدم. صدایش - که قبلا محزون بود -  حالا زنگدار و شادان شده بود.

احوالش را پرسیدم. گفت: «خوب خوب.»

گفتم: همسرتان را دوست دارید؟ گفت: «خیلی.» گفتم: فرزندش را چطور؟ (خانم یک فرزند از قبل دارد) گفت: « او را هم مثل مامانش.»

چند روز بعد به دیدن باباحاجی رفتم. او دیگر باباحاجی سابق نبود: سر و صورت را اصلاح کرده، لباس نو در بر کرده، تبسم رضایت بر لبانش نشسته، و چهره‌اش گل انداخته بود. بیست سال جوان‌تر شده بود.

 

گر چه پیرم، تو شبی تنگ در آغوشم کش

تا سحرگه ز کنار تو جوان برخیزم!                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                  

  • علی اکبر مظاهری
۰۱
آبان

                                   به قلم بلور خراسانی
یه بار از یه آدم خوب، داستانی شنیدم که هیچ وقت از ذهنم پاک نشد. داستان اینه که شخصی به دلیل علاقه ای که به معنویات داشته همیشه دنبال آدم های اهل نظر میگشته، پیداشون می کرده و باهاشون همنشینی می کرده. تا این که آدرس یه آدمی رو بهش میدن که تو تهران چلوکبابی داشته. به مغازه او میره و اتفاقا سرظهر هم  میرسه. رستوران شلوغ بوده. از دیگران سراغ اون فرد رو می گیره و اونایی که میشناختنش، از دور مرد عارف رو که مشغول روغن ریختن روی برنج ها بوده بش نشون میدن. مرد جویای معنویات، از دلش میگذره که چه جوری ممکنه آدمی که اینقدر سرش شلوغه و مشغول کاره، اهل نظر باشه؟!
    زمان زیادی نمیگذره که مرد عارف سراغ میزی که مرد داستان ما نشسته بود میاد. اونو به اسم خطاب می کنه و می گه: "فلانی! مهم نیست که سر آدم شلوغ باشه، مهم اینه که دل آدم خلوت باشه."
یا حق.

 

  • علی اکبر مظاهری
۲۹
مهر

پاسخی دیگر برای « یکنواخت شدن زندگی» به قلم خانم مهندس فاطمه کوثر  

با سلام خدمت استاد محترم.

به نظر بنده یک راهکار فوق العاده موثر و البته خیلی لازم برای تازه نگاهداشتن هر نوع رابطه، بهویژه رابطه زن و شوهر، برقراری یک ارتباط کلامی مهربانانه و مودبانه است.  اگر زن و شوهر قادر باشند در یک فضای دوستانه و امن، به دور از هرگونه نگرانی از قضاوت شدن، از افکار، احساسات، آرزوها و حتی انتظارات و ناراحتی هایشان با هم صحبت کنند و حرف های همدیگر را مهربانانه بشنوند، برای هم تکراری و کهنه نمی شوند. چون همه آدم ها همیشه به حرف زدن و تخلیه درون احتیاج دارند، ولی می خواهند حرف‌های درونی‌شان را در یک فضای امن مطرح کنند و اگر این فضای امن، فراهم شود، فرد را به همنشینی با همسرش مشتاق می‌کند.

این اشتیاق وقتی بیشتر می‌شود که همسران نسبت به هم در کلام و عمل عشق ورزی داشته باشند و در گفتگوهایشان از کلام تصدیق‌آمیز و تشویقآمیز، البته به جا و به موقع، استفاده کنند. مثلا ببینند کدام ویژگی یا رفتار همسرشان مثبت است، به دنبال مثبت‌های او بگردند و همان را تشویق و تایید کنند. با وجود تشویق و تایید و کلام مهربان، می‎توان عیب یا انتقادی را هم به شخص مقابل گوشزد کرد.

در چنین وضعیتی، در عین حال که زن و شوهر احساس عزت نفس و رضایتشان از زندگی بالا می‌رود، در یک فضای مساعد برای رشد نیز قرار می‌گیرند، چون نکات مثبت و منفی وجودشان به وسیله هم شناسایی می‌شود. مسلما وقتی انسان در فضای رشد و تغییر قرار بگیرد، زندگی برایش تکراری نمی‌شود.

در پایان باید عرض کنم که این گفته‌های بنده حاصل مطالعات و تجربه و تفکر شخصی است و به  هیچ عنوان در برابر دانش و تجربه شما استاد محترم قابل قیاس نیست.


با تقدیم احترام.

  • علی اکبر مظاهری