وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

۴ مطلب در شهریور ۱۳۹۳ ثبت شده است

۳۰
شهریور

توجه نداشتم که امروز سالروز میلاد وبلاگمان است. یکی از یاران همراه به یادم آورد. خدایش خیر دهد.

آغازگر این راه جناب آقای محمد دهقانی‌زاده اند. در ادامه راه، یارانی دیگر، به ویژه ریحان تهرانی و طاها خمینی، نیز به این کاروان پیوستند و این مشعل را فروزنده نگه داشتند. الاهی دل‌های همگی‌شان فروزنده بادا.

دیدگاه‌های شما خوانندگان نیز همواره راهنمایمان بوده است. در ادامه مسیر نیز به راهنمایی‌هایتان امید می‌بندیم. پیشنهادها، انتقادها، و نظرهایتان را بر دیده سپاس می‌نهیم و در همه حال، از خدای سبحان، مدد می‌جوییم.

  • علی اکبر مظاهری
۲۱
شهریور

نویسنده: فائزه فریدونی

ویراستار: ریحان تهرانی

این روزها امکانات رفاهی بسیار زیاد شده اما دلخوشی ها کمرنگ شده اند. همه غرق در رفاه، اما جای لذت بردن از این وسایل خالی است. اکثر مردم نالان اند و غصه دار. چرا چنین شده؟ چرا زندگی را اینقدر سخت می گیریم؟ چرا برای شاد بودن و لذت بردن از لحظات خوب با هم بودن به دنبال اسباب فلان و بهمان و هزار جور شرط و شروط هستیم؟

لازم است نگاه هایمان را عوض کنیم. تعریف هایمان از خوشبختی و زندگانی باید عوض شود. می شود به راحتی و با کمترین امکانات خوشبخت بود. می شود ساده بود، ساده دید و ساده زیست. باید عاشق بودن را یاد بگیریم.

چشم ها را باید شست... جور دیگر باید دید

فاخته های نوجوان

زانوهامو بغل گرفته بودمو لب پنجره اتاق نشسته بودم. نسیم خنک و سوزناکی می وزید و صورتم رو نوازش میداد.درخت انار و بوته های گل یاس و محمدی توی باغچه همه خشک شده بودن. هوا خیلی سرد شده بود. کمی بیشتر که نشستم سرد و سردتر شد. صدایی اومد!

_ریحانه جان! خانمی، کجایی؟

  • علی اکبر مظاهری
۱۴
شهریور

 اشاره

 مقاله ارجمند «ازدواج، در وقت اضافه»، نوشته جناب آقای محمد دهقانی زاده، انگیزه ای شد که این برگ از کتاب «جوانان و انتخاب همسر» را به دنبال آن مقاله بیاورم. این مطلب و آن کتاب را در 22 سال پیش نوشته ام، اما همچنان به اصول آن و کاربردش دراین زمان معتقدم.

ازدواج و تحصیلات علمی

جای خوشبختی است که

  • علی اکبر مظاهری
۰۶
شهریور

» نویسنده: جناب آقای محمد دهقانی زاده

ناراحت و دل آزرده بود. عجیب احساس عقب ماندن داشت. هرچه می اندیشید نمی توانست خودش را قانع کند که کمتر از دوستش نیست. دائم به زندگی او می اندیشید و افسوس می خورد. با خود می گفت:

  • علی اکبر مظاهری