وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۹ مطلب در آبان ۱۳۹۳ ثبت شده است

۲۹
آبان

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، شهید حجت‌الاسلام انصاری از سال 1389 تا 1392 به عنوان مدیرکل آفریقای عربی در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، تجربیات خود را به کار گرفت و در اواسط مهر سال گذشته به عنوان رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به بیروت اعزام شد.

مدیر کل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در استان هرمزگان به مدت دو سال و مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در استان گیلان به مدت 10 سال از سوابق کاری این شهید بزرگوار است.

حجت‌الاسلام شهید انصاری در انفجارهای تروریستی صبح روز بیست و هشتم آبان‌ماه سال گذشته مصادف با 15 محرم الحرام در مقابل سفارتخانه ایران در بیروت به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

پیکر آن شهید والا مقام دوم آذرماه سال گذشته با حضور علما، فضلا و عموم مردم قم تشییع و پس از اقامه نماز میت از سوی حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی، در جوار حرم مطهر کریمه اهل بیت(س) به خاک سپرده شد.

 

به مناسبت نخستین سالروز شهادت حجت‌الاسلام انصاری، بر آن شدیم تا گفت‌وگویی در خصوص زندگی علمی، اجتماعی، انقلابی و تبلیغی این عالم مجاهد، با یکی از صمیمی‌ترین و کهن‌ترین دوستان وی داشته باشیم.

مخاطب کلام رسا در این‌جا، حجت‌الاسلام و المسلمین علی اکبر مظاهری اصفهانی است که با وی در خصوص موضوع فوق الذکر، به گفت‎وگویی صمیمانه می‌نشینیم.

 

رسا - با عرض سلام و تشکر از این‌که وقت خود را در اختیار ما گذاشتید و به محل خبرگزاری رسا تشریف آوردید. لطفا نخست یک معرفی اجمالی از دوران کودکی، سال و محل تولد و نیز خانواده شهید انصاری بیان بفرمایید؟

شهید حجت‌الاسلام ابراهیم انصاری در چهارم خرداد سال 1338 در شهرستان لامرد استان فارس متولد شد. خاندان ایشان، دیانتمدار بودند.

  • علی اکبر مظاهری
۲۹
آبان

حجت‌الاسلام علی اکبر مظاهری اصفهانی، استاد حوزه و دانشگاه در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا، به سؤالات ما در خصوص شیوه ترویج و تبلیغ معارف اسلامی در سیره حضرت امام سجاد(ع) پاسخ داد و صحیفه سجادیه و مناجات خمسه عشر حضرت زین العابدین(ع) را سرشار از مباحث توحیدی و عرفانی و مسائل تربیتی خانواده و کودک معرفی کرد.

 

روانشناس و کارشناس مباحث خانواده گفت: امامان ما همگی مسیر واحدی برای هدایت امت طی کردند اما شکل مسیر تفاوت داشت و این تفاوت به سبب تحمیل شرایط جامعه بود؛ اگر زمانه تحمیل شرایط نمی‌کرد، تمامی ائمه اطهار(ع) همچون حضرت رسول اکرم(ص) مسیر هدایت گری را طی می‌کردند.

 

وی اظهار داشت: حضرت زین العابدین امام سجاد(ع) اجازه کوچک‌ترین درسی در مسجد النبی(ص) نداشتند به طوری که هیچ یک از امامان تا به این اندازه در بیان معارف الهی محدود نبودند؛ امام سجاد(ع) برای در امان ماندن از ظلم‌های خلیفه وقت، می‌بایست از نقل کمترین روایات و احادیث از جد مطهرشان حضرت محمد(ص) بپرهیزند.

  • علی اکبر مظاهری
۲۸
آبان

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت‌الاسلام علی اکبر مظاهری اصفهانی، روانشناس و کارشناس خانواده در اولین مراسم از سلسله نشست‌های خانواده آسمانی که امشب در سالن آمفی تئاتر مدرسه علمیه معصومیه برگزار شد، به بیان مباحث اخلاقی با محوریت اخلاق در خانواده پرداخت و به سؤالات مشاوره‌ای حاضران در جلسه پاسخ گفت.

 

حجت‌الاسلام مظاهری اصفهانی با بیان این‌که نخستین شرط طلبگی رعایت اخلاق و تقوا است، گفت: دیده بان باید تیزبین و بیدارتر از هر فرد دیگر باشد و طلاب که هادیان امت هستند نیز باید در رفتار و کردار بیش از سایرین مراقب باشند و حتی امور نیکویی که دیگرن هیچ‌گاه انجام نمی‌دهند را رعایت کنند.

 

این کارشناس دینی اظهار داشت: زمانی که طلاب و روحانیان، واجبات و مستحبات را انجام و محرمات و مکروهات را ترک کنند، عموم مردم، در خصوص واجبات و محرمات مراقبت خواهند داشت اما اگر طلبه‌ها تنها به انجام واجبات و ترک محرمات کفایت کنند، مردم دیگر مراقبتی به افعال خود نخواهند داشت.

 

وی با بیان این‌که درس اخلاق واجب ترین درس برای حوزه و حوزویان است، تصریح کرد: شهید مطهری در سخنی می‌فرمایند، بخشی از شخصیت من در دروس اخلاق هفتگی امام خمینی شکل گرفت؛ اگر دروس اخلاق نباشند، تقوای طلاب به شدت در خطر می‌افتد.

 

  • علی اکبر مظاهری
۲۷
آبان

اطلاعیه ناشر:

قدسیان منتشر کرد: نهج الفصاحه، با ترجمه روان، چاپ چهارم.

02537742200



سخن نویسنده:

خدای لطیف را سپاسمندم که توفیق این خدمت به ساحت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را به بنده عنایت فرمود.

  • علی اکبر مظاهری
۲۴
آبان

2. وراثت

روحیۀ شادمانگی و امیدواری یا ناشادی و ناامیدی، مانند بسیاری دیگر از اوصاف، از والدین و اجداد، قابل انتقال به فرزندان ا‌ست. این عامل با عامل شمارۀ یک (عوامل ذاتی) شباهت دارد. در این‌گونه عوامل که آدمی در ایجاد و آغاز آن‌ها نقشی ندارد، در استمرار و مدیریت آن‌ها مسئولیت و توان اصلاح دارد و باید ایفای نقش کند. از آن­رو که انسان، آزاد و مختار آفریده شده است و قلم نگاشتن سرنوشتش و ترسیم نقشۀ زندگی‌اش را تا اندازۀ زیادی به دست خودش داده­اند، باید از نیروی اختیار و اراده‌اش مدد بگیرد و زندگی­اش را مدیریت نماید.

آدمی توان آن را دارد که امیدواری و روحیۀ شادمانِ به ارث برده را صیانت کند و سطح آن را بالاتر ببرد و از آسیب خوردنش پیشگیری نماید و اگر ناامیدی و روحیۀ ناشاد نصیبش گشته است، می‌تواند آن را اصلاح کند. هرگز نپنداریم که اگر بر اثر عوامل ناخواسته و بیرون از اختیار ما، روحیۀ ناشاد و ناامید نصیبمان شده است، دیگر چاره‌ای جز پذیرش و تحمّل آن را نداریم.

برخی از راهکارهای اصلاح ناامیدی و زدودن آن و یا تبدیل آن به امیدواری، بیان می‌شود.

3. چگونگی نگرش به پدیده‌ها و رخدادها (جهان‌بینی روان‌شناختی)

چگونگی نگرش ما به پدیده­ها و رخدادها، بازتاب کرداری و رفتاری دارد. افکار و نگرش‌های ما بر رفتار و شخصیت ما اثر می‌گذارند و جهان‌بینی ما بر ساختار و شیوۀ زندگانی­مان مؤثر است. از این­روست که اگر بنای نگرش خویش را بر بدنگری و سیاه‌بینی بگذاریم، زندگی‌مان دچار بدی و سیاهی خواهد شد.

اگر پندارمان آلوده باشد، گفتار و کردارمان نیز آلوده می‌شود. اگر از این آلودگی پیشگیری نشود و اگر این تیره‌بینی، زمانی طولانی استمرار یابد، شخصیت ما را آلوده و تیره می‌کند و آلودگی شخصیت، آلودگی و تیرگی حیات انسانی را در پی دارد. 

  • علی اکبر مظاهری
۲۳
آبان

اطلاعیه ناشر:

قدسیان منتشر کرد: کتاب «جوانان و انتخاب همسر»، چاپ 37، با جلد سخت (گالینگور).  02537742200



سخن نویسنده:

الاهی شکر که این کتاب، پس از 20 سال، هنوز رمق دارد.

 

  • علی اکبر مظاهری
۱۷
آبان

جانمایۀ زندگی

برای پی‌ریزی یک زندگی خجسته، به جانمایه ­هایی نیاز است؛ به‌ویژه در آغاز زندگی مشترک، که فصل پیوند و شکفتن است. جانمایه‌هایی که به آن نیازمندیم، گوناگون و پرشمارند. یکی از بُن‌مایه‌های دانه‌درشت، که زوج‌های جوان و همگان به آن سخت محتاج‌اند، «امید» است. نقش امید در خجستگی زندگی خانوادگی، نقشی برجسته است. این پدیده، نیروهای نهفتۀ درون آدمی را بیدار می‌کند و انرژی‌های خاموش وجود انسان را برمی‌انگیزد. یکی از معیارهای سنجش سعادتمندی فرد، خانواده، جامعه و ملّت، اندازۀ «سطح امید» آن‌هاست.

امیدواری، پایداری را افزون می‌کند و بوستان حیات را خرّمی می‌بخشد و راه وصول به اهداف را هموار می‌سازد و تنگناهای پیش روی آدمی را فراخ می­کند و عبور از رهگذرهای دشوار را آسان می­نماید. امید، حیات­بخش است و شادی‌آفرین و نیروزا. امید، روح حیات انسانی است.

بسیاری از کسانی که موفقیت‌های بزرگی در زندگی نصیبشان شده و در عرصه‌ای یا عرصه‌هایی پیروزی‌هایی کسب کرده‌اند، مدیون امیدند. در واقع، نیروی پیش‌برندۀ ایشان، همانا احساس امیدواری‌شان بوده است. همچنین بسیاری از کسانی که در میدان زندگی، دچار شکست شده‌اند، بدان جهت بوده است که امیدشان را باخته‌اند. ناامیدی، نوعی مرگ، و امیدواری، حیات است. امید برای پیروزی در زندگی، چونان بال است برای پرواز پرندگان.

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله  دربارۀ خجستگی امید فرموده ­اند:

«الأمَلُ رَحمَةٌ لِأُمَّتی وَلَولا الأمَلُ مارَضَعَت والِدَةٌ وَلَدَها وَلاغَرَسَ غارِسٌ شَجَراً»؛[1]

امید و آرزو، رحمتی است برای امّت من؛ و اگر امید و آرزو نمی‌بود، هیچ مادری فرزندش را شیر نمی‌داد و هیچ کارنده‌ای درختی را نمی‌کاشت.

افزاینده‌ها و کاهنده‌های سطح امید

بالایی یا پایینی سطح امید، علّت‌هایی دارد. شناختن این علل، دارای این فایده است که آدمی خویشتن را واپاید و آنچه را می‌تواند، اصلاح کند؛ از کاهنده‌ها بکاهد و افزاینده­ها را افزون نماید و ناگواری‌هایی را که اصلاح آن‌ها از اختیار و توانش بیرون است، با صبوری بپذیرد. این شناخت، شناختی سودمند است.

اکنون برخی از این عوامل را می‌نگریم.

1. عوامل ذاتی

برخی از آدمیان ذاتاً خوش­بین و امیدوارند. ایشان به همه چیز، خوش‌بینانه و مثبت‌گونه می‌نگرند. رخدادهای امیدبخش، اینان را دوچندان امیدوار می‌کند و امور ناخوشایند، تنها اندکی اندوهناکشان می‌نماید؛ آن هم زودگذر و کم­اثر.

ناگواری‌هایی که مردمان عادی را سخت مصیبت‌زده می‌کند و سطح امیدشان را به صفر و زیر صفر فرو می‌کشاند، ایشان را چندان برنمی‌آشوبد، چون همیشه به جنبه‌های مثبت و خوشایند قضایا می‌نگرند. سنگینی‌های ـ به‌ظاهر یا به‌واقع ـ کمرشکن، چندان فشاری بر گُردۀ جسم و جان این افراد نمی‌آورد. ایشان به‌راستی خوش­احوالان این جهان‌اند.

  • علی اکبر مظاهری
۰۹
آبان

    از زبان مشاور                    

سهیل و سمانه

سهیل و سمانه – که دو سه سالی بود ازدواج کرده بودند- نزدم به مشاوره آمدند؛ اخم آلود و نگران. ایشان را جوانانی مودب یافتم. سبب قهر آلودگی شان را پرسیدم. هر کدام به دیگری اشاره میکرد «که تو اول بگو». تا این که سمانه به سخن آمد و گفت:

«آقا سهیل به من  حرف های زشت می زند».

گفتم: مثلا چه می گوید؟

گفت: «به من می گوید: چرند و پرند نگو»!

به سهیل گفتم: شما اخم هایتان را باز کنید و با ما سخن بگویید.قصه چیست؟ چرند و پرند کدام است؟

سهیل گفت:«سمانه خانم راست می گوید. من این حرف را به او زدم، اما تا حالا به او نازک تر از گل نگفته بودم. حالا هم او کاری کرد و چیزی گفت که عصبانی ام کرد و این حرف را زدم. بعد هم معذرت خواستم. اما او قهر کرده و کوتاه نمی آید.»

گفتم : آفرین به شما که جانتان چنین لطیف و حساس است؛ چندان که یک «چرند وپرند»، هردویتان را برآشفته و تا دفتر مشاوره کشانده. این یک پدیده ی مثبت است. اگر چه اصل بگومگوکردن و خشم گرفتن و آن سخن اهانت آلود را به همسر گفتن و قهر کردن، پدیده ای منفی است، اما نکته ی مثبت این است که - خداراشکر- زندگی تان حریم دار و رابطه تان مودبانه است؛ چندان که زشتی یک سخن زشت و ناخوشایندی یک رفتار نامودبانه و نامهربانانه، برای هردویتان نمایان است و هردو  آن را منفی و قبیح می دانید.

اکنون مهم این است که این حادثه ی ناگوار اصلاح شود و برای پیشگیری از تکرار آن چاره اندیشی گرد؛ وگرنه - هشدارتان دهم - اگر مجادله تکرار شود، اندک اندک حریم ها شکسته می شود و زشتی زشت ها کمرنگ می گردد و رویتان در روی یکدیگر باز و دنده ی روانتان پهن می شود و پرده های حیا و ادبی که اکنون میانتان هست، پاره می گردد. آن گاه دیگر «چرند و پرند» ، حرف زشت به حساب نمی آید و قبیح نیست. آن وقت زندگی تان بد می شود. اکنون زندگی تان خوب است، تنها یک رنجش و تنش در آن پدید آمده که با تدبیر، قابل اصلاح است؛ اما اگر زندگی بد شد، اصلاح آن کاری دشوار و گاهی ناممکن است. یادتان باشد که :    

  • علی اکبر مظاهری
۰۶
آبان

                 کجایید ای شهیدان خدایی                  بلاجویان دشت کربلایی

                 کجایید ای سبک روحان عاشق            پرنده‌تر ز مرغان هوایی

                 کجایید ای شهان آسمانی                  بدانسته فلک را درگشایی

                 کجایید ای ز جان و جا رهیده                کسی مر عقل را گوید کجایی

                 کجایید ای در زندان شکسته                بداده وام داران را رهایی

                 کجایید ای در مخزن گشاده                 کجایید ای نوای بی‌نوایی

                 در آن بحرید کاین عالم کف او است       زمانی بیش دارید آشنایی

                کف دریاست صورت‌های عالم               ز کف بگذر اگر اهل صفایی

                دلم کف کرد کاین نقش سخن شد        بهل نقش و به دل رو گر ز مایی

                برآ ای شمس تبریزی ز مشرق             که اصل اصل اصل هر ضیایی

 

  • علی اکبر مظاهری