وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات

۸ مطلب در مهر ۱۳۹۵ ثبت شده است

۲۹
مهر

     » نوشته ای از خانم انسیه نوش آبادی

بین زن ومرد، همچون موجودات دیگر، تفاوت های بسیار وجود دارد. بنا به گفته زیست شناسان، هر سلول بدن مرد با هر سلول بدن زن تفاوت دارد. حتی تندروترین فمینست ها نیز، با آن که سعی  در اختفا و از بین بردن تفاوت ها دارند، به وجود آن ها معترف اند. آن چه مهم است، نوع نگرش درست ما در قبال تفاوت هاست. نگرش درست ما برخاسته از علم و آگاهی به وجود تفاوت ها و نقش جدی شان در ایجاد عشق و تکامل است. زیرا تفاوت های این دو جنس مخالف، به گونه ای طراحی شده است که هر یک از زوجین به وسیله دیگری به تکامل و تعادل می رسد. روانشناسان معتقدند که سردی بدن مرد با گرمی بدن زن، متعادل می شود و قاطعیت او با انتقاد پذیری زن و قدرتش با عشق زن، متوازن می گردد.

بنابراین

  • علی اکبر مظاهری
۲۰
مهر

    » دنباله اوصاف پدر، به قلم پسر

    پاره ای از اوصاف حاج ملا عباس تربتی، به قلم فرزندش حسینعلی راشد، از کتاب «فضیلت های فراموش شده»، انتشارات روزنامه اطلاعات، با ویرایش و تلخیص.

پرکاری در کشاورزی، چالاکی در سوارکاری 

[31.] پدرم ار لحاظ بدن، مرد نیرومندی بود. قامت متوسط معتدلی داشت با استخوان بندی محکم و اعصاب و عضلات قوی. گوشت و چربی زیادی در بدنش نبود. دندان  هایش تا آخر عمر سالم بود و عیب نکرد و فقط یک چشمش در آخر عمر آب آورد ولی آن را عمل نکرد. مردم ده ما همه می گفتند که در زمانی که حاج آخوند در ده بود و شخصا به کار زراعت می پرداخت آن یک تن برابر چهار نفر کار می کرد. در شیار کردن زمین، در درو کردن گندم، در جمع کردن کنگره های خشک شده بیابان با تیشه و دسته بندی کردن آن ها برای خوراک زمستان حیوان ها و در کندن هیزم، درست به اندازه ای که چهار نفر در زمان معین، کار از پیش می بردند، او در همان زمان پیش می برد.

من نویسنده، خودم دیدم روزی می خواست به جایی برود، برایش اسبی آوردند که سوار شود. آورنده اسب در جانب چپ ایستاد و می خواست رکاب بگیرد، اما پدرم یک دست به قربوس زین و دست دیگر را به دنباله زین گرفت و از روی زمین به سبکی پرنده برجست و بر زین اسب نشست. و نیز می دیدم که گل های لگد شده برای بام خانه یا کاهگل را با بیل های سنگینی که من آن بیل ها را هنگامی که خالی بودند با زخمت بلند می کردم، چنان آسان به روی بام می پراند که ما بخواهیم یک ریگی را بپرانیم.

انضباط، اخلاق، انصاف

[32.] پدرم می گفت:

  • علی اکبر مظاهری
۱۷
مهر

      تقدیم به شهیدان بلندمقام؛ حضرت امام حسین و صحابیانشان. سلام الله علیهم

       کجایید ای شهیدان خدایی            بلاجویان دشت کربلایی    

       کجایید ای سبک روحان عاشق       پرنده تر ز مرغان هوایی

       کجایید ای شهان آسمانی             بدانسته فلک را درگشایی

       کجایید ای ز جا و جان رهیده          کسی مر عقل را گوید کجایی

       کجایید ای در زندان شکسته          بداده وام داران را رهایی

       کجایید ای در مخزن گشاده            کجایید ای نوای بی نوایی

       در آن بحرید کاین عالم کف اوست    زمانی بیش دارید آشنایی

      ...

    مولوی/ دیوان شمس

       

  • علی اکبر مظاهری
۱۷
مهر

     » دنباله اوصاف پدر، به قلم پسر

 پاره ای از اوصاف حاج ملا عباس تربتی، یه قلم فرزندش حسینعلی راشد، از کتاب «فضیلت های فراموش شده»، انتشارات روزنامه اطلاعات، با ویرایش و تلخیص. 

[21.] دعوت همه را یکسان می پذیرفت و واجب می دانست که برود و احکام خدا را به گوش آن ها برساند... و پاداش خود را فقط این بداند که خدا از او راضی باشد.

[22.] [از] کارهای ثابتش، خواه در شهر یا در روستا که می رفت، این بود که نماز صبح و نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را در مسجد و به جماعت، که او امام بود، با تأنی و خضوع و خشوع و قرائت صحیح و واضح و آشکار، بی آن که در قرائت ادای عرب ها را درآورد، می خواند و پس از هر سه نوبت نماز، مدت یک ساعت تمام به منبر می رفت.

  • علی اکبر مظاهری
۱۴
مهر

                                                          از زبان مشاور 

    » اشتغال زنان 

    اشاره

در جامعه اکنونی ما، مسأله اشتغال زنان، از مسائل مهم است؛ از جنبه فردی (شخص خانم شاغل؛ از نظر روانی، شخصیتی، احساسی)، خانوادگی (تأثیر اشتغال خانم بر زندگی خانوادگی و رابطه او با شوهر و فرزندان)، و اجتماعی (تاثیر اشتغال او بر جامعه و نیاز یا عدم نیاز جامعه به کار کردن او). 

یکی از مسائل مهم این پدیده، موافقت یا مخالفت شوهر با کارکردن زن است و چگونگی مدیریت این موضوع.

موضوع « از زبان مشاور» اکنونی مان، همین مسأله آخر است. ببینید: 

  • علی اکبر مظاهری
۱۱
مهر

   

     دنباله اوصاف اوصاف پدر، به قلم پسر

 پاره ای از اوصاف حاج ملا عباس تربتی، به قلم حسنعلی راشد.

از کتاب «فضیلت های فراموش شده»، انتشارات روزنامه اطلاعات، با تلخیص.

[10.] نماز های واجب را، با تمام آداب و شرایط، در وقت فضیلت خود انجام می داد.

[11.] همیشه با وضو و در حال طهارت بود.

  • علی اکبر مظاهری
۰۷
مهر

       اوصاف پدر، به قلم پسر

       پاره ای از اوصاف حاح ملا عباس تربتی، به قلم حسینعلی راشد

تا کنون اشخاص متعددی از دوستان و آشنایان، به تاکید و اصرار، از اینجانب خواسته اند که شرح حالی از مرحوم پدرم حاج آخوند ملا عباس تربتی بنویسم. با آن که ممکن است نتوانم آن مرد را چنان که بود توصیف کنم، برای آن که به اندازه مقدور، چهره او را، که مردی اسنثنایی و کم نظیر بود نشان داده باشم، سعی می کنم آن چه به یاد دارم درباره آن مرحوم بر قلم آورم.

حتی فکر گناه هم از خاطرش نمی گذشت

  • علی اکبر مظاهری
۰۲
مهر

 

                                                          از زبان مشاور

 » میلاد نوجوان

زن و شوهری میانسال نزدم آمدند به مشاوره؛ درمانده و نگران. ملتمسانه و دادخواهانه، یاری می طلبیدند و راهنمایی می خواستند.

ایشان را به آرامش دعوت کردم و اطمینانشان دادم که مسأله شان هر چه دشوار باشد، راه حلی دارد. نیز مطمئنشان کردم که در حل مسأله شان یاری شان می کنم. اندکی آرام شدند. گویا باور کردند که می توانند به وعده ها و گفته هایم اعتماد کنند.

آن گاه گفتم: صورت مسأله تان را، به وضوح، بیان کنید.

گفتند: «فرزندمان حرمت مان را نگه نمی دارد.

  • علی اکبر مظاهری