وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

۱۱ مطلب در بهمن ۱۳۹۷ ثبت شده است

۲۴
بهمن

امروز، ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، هنگام نماز صبح، در حرم امام مهربان، خانم مهندس فاطمه کوثر، همکار خوبمان، و آقای مهندس داوود بادلو، پیوند همسری و یاوری بستند.
امام رضا - علیه السلام - و فرشتگان طواف‌کننده بر آن حرم و حریم الاهی، شاهدان عقدشان بودند.
به‌ به، چه عروس و داماد خوشبختی! به به، چه شاهدان خجسته‌ای!
این ازدواج، سخن بسیاری دارد، که خود عروس و داماد می‌نویسند و ما به جوانانمان و خوانندگانمان می‌نمایانیم.
حقا که این ازدواج، درس‌آموزی‌های فراوانی دارد، برای جوانان بی‌همسر و خانواده‌ها.
اینک به فاطمه‌خانم و آقاداوود، خجسته‌باش و مبارکا بادا می‌گوییم و منتظر نوشته مشروح ایشان درباره چگونگی صورت‌پذیری ازدواجشان می‌مانیم.
ای خدا، این وصل را فرخنده فرما.
اللهم الف بینهما و طیب نسلهما و کثر رزقهما. آمین یا الاهی.

علی‌اکبر مظاهری
۲۲ بهمن ۹۷



  • علی اکبر مظاهری
۱۵
بهمن

«دختران و انتخاب همسر»؛ کتابی برای راهنمایی دختران مجرد جهت ازدواج صحیح

یک استاد و پژوهشگر حوزه خانواده می گوید: خواستگاری و ازدواج، در فرهنگ ایرانی اسلامی ما، پوشیده از آداب و رسوم مختلف است. یکی از این رسم‌ها، رسم پسندیدۀ خواستگاری پسر از دختر است. در فرهنگ ما اهمیت دارد که پسر، به خواستگاری دختر برود، ناز او را بکشد و به عنوان یک عاشق، در مقابل دختر زانو بزند و از او بخواهد که بر عرصۀ دلش قدم نهد و با او یک زندگی عاشقانه را بیاغازد.

به نقل از خبرگزاری شفقنا، حجت الاسلام والمسلمین علی‌اکبر مظاهری اظهار داشت: همیشه اوضاع بدین صورت نیست. گاهی پسر از سر عوامل مختلف حیا می‌کند و پیشقدم نمی‌شود؛ اما دختر، در تب و تاب وصل می‌سوزد. او می‌خواهد ولی می‌سوزد و دم نمی‌زند و پسر به دنبال درس و کار و درآمد و زندگی خویش.
در این اوضاع دل‌آشوب دخترانه، و بی‌خبری خیال پسرانه، دختر چه می‌تواند انجام دهد؟ آیا دست روی دست بگذارد و انتظار بکشد تا آن پسرک بی‌خیال که آتش به دلش زده به سراغش بیاید؟ یا اینکه خود کمر همت ببندد و کاری کند کارستان؟

وی افزود: در پاسخ این سؤال بود که کتاب «دختران و انتخاب همسر» تولد یافت تا این دختران را راه نمایاند.

«دختران و انتخاب همسر» به همت استاد علی اکبر مظاهری، مشاور حوزه و دانشگاه، و تعدادی از همراهانشان، این راه را آغاز کرد تا با بالابردن آگاهی دختران و والدین آن‌ها در این زمینه، قدری از آلام جوانان این کشور را تسکین دهد.

این کتاب در چهار فصل سامان یافته است:
فصل اول: پیشگامی دختران در ازدواج
اساس این کتاب بر یک داستان قرآنی شکل گرفته است؛ داستان موسی و خواستگاری صفورا، دختر شعیب نبی، از او. با بررسی زوایای مختلف این ماجرا، به دختران نشان داده می‌شود که چگونه با داشتن حیا و عفت و سلامت روان، می‌توان خواستگاری کرد؛ خواستگاری‌ای که کرامت او را آسیب نزند.

فصل دوم: راویان ازدواج
دختران در این مسیر تنها نیستند. مؤمنان پاک سیرت و متعهدی هستند که نه برای جلب توجه خلق، بلکه برای رسیدن به رضای خداوند، حاضرند در میان جوانان پاک‌دل، پیوند ازدواج برقرار کنند تا در سرای دیگر از مواهب این کار خیرخواهانه‌شان توشه برگیرند. این فصل، تلنگری است بر احیای سنت کمرنگ شدۀ میانجی‌گری و شفاعت برای ازدواج جوانان.

فصل سوم: دوستان ظالم
اینکه باید برای ازدواج، هم از طرف پسران و هم از طرف دختران همتی دیده شود، یک سوی ماجراست. همواره در مسیر حق، افرادی هستند که کاری جز سنگ‌اندازی و مانع‌تراشی ندارند و باید برای برخورد با این افراد نیز آمادگی لازم را داشت. البته این افراد لزوماً غریبه‌های کینه‌توز نیستند، بلکه گاهی اطرافیان و خیرخواهان پیرامون پسران و دختران هستند که از روی ناآگاهی می شوند "دوست ظالم”!

فصل چهام: دردسرهای خودساخته
خود جوانان نیز گاهی باعث خروج ازدواج از مسیر طبیعی آن‌اند. در این کتاب به ایشان راهکارهای ضروری نمایانده شده‌ است.

نشر عطش، میزبانی انتشار «دختران و انتخاب همسر» را پذیرفته و با همتی ستودنی، آن را آراسته و روانه بازار خسته‌روان کتاب نموده است‌.

آوای مهر خانه



  • علی اکبر مظاهری
۱۰
بهمن

نویسنده: مهندس فاطمه کوثر، مجله خانه خوبان، شماره ۱۱۹، بهمن ۹۷.

فزون‌طلبی در هر چیزی بد است؛ خواه در مال باشد، خواه در علم، خواه در محبوبیت، و مانندهای آن‌ها. این همان است که از «کمال طلبی‌های غلط» آغاز می‌شود.
صفت «غلط» برای کمال‌طلبی، در اینجا، هدفمند انتخاب شده است. چرا می‌گوییم غلط؟ چون کمال‌خواهی، صفت پسندیده‌ای است، که برای رسیدن به هدف خلقت، در وجود ما نهاده شده، اما ناگواری‌ها از آنجا شروع می‌شود که این کمال‌خواهی را در مسیر برتری‌طلبی و به‌اصطلاح عمومی، «اول‌بودن» و «برجسته‌بودن»، به کار می‌اندازیم و آن‌وقت است که آگاهانه یا ناآگاه، دچار کثرت‌طلبی و فزون‌طلبی می‌شویم، که عواقب ناگوار بسیاری در پی دارد.
گاهی، تلخی و سختی برخی امور را وقتی می‌توان عمیقاً درک کرد که شیرینی و آسایش حالت عکس آن را چشیده باشیم. بنا بر تمثیل، اگر «راحتی خیال در حالت قناعت و رضایت» را بچشیم، درمی‌یابیم که تا به حال چقدر خودمان را اذیت می‌کرده‌ایم!

عواقب ناگوار

عواقب سخت و ناآرام کدام‌اند؟ استرس رقابت، سرخوردگی هنگام اول نشدن، همیشه ناراضی بودن.
این سومی خیلی سنگین است؛ تحمیل فشار و اجبار بر خودمان برای رسیدن حتمی به اهداف فراوانی که بر اساس کمال‌طلبی، بر خودمان آوار کرده‌ایم.
خوب است به آموزه‌های دینی‌مان بازگردیم. امام علی(ع) فرموده‌اند:
«من اصلاح شما را به قیمت تباهی خودم نمی‌خواهم».*
عجب سخنی است این سخن! یعنی امام معصوم، با آن‌همه دلسوزی که برای خلق خدا داشته‌اند، حتی در راه هدایت مردم نیز اهل تکلف نبوده‌اند. آری، انسان باید خوب کار کند، اما تا همان‌جایی که می‌تواند. خوب کار کند، اما مجبور نیست در هر زمینه‌ای، بهترین باشد. همین که «خوب» باشد کافی است. نیازی به «عالی» بودن نیست. همین که تلاشی با آرامش بکند، کافی است، نیازی به تلاش بی‌وقفه و تحمیلی نیست.
گاهی هم بعضی جملات مشهور در این زمینه، ما را به اشتباه می‌اندازد. جملاتی از قبیل:
«من حتماً به هدفم می‌رسم».
«من می‌توانم بهترین باشم» و مانند این‌ها.
در حالی که اگر ما سست‌همت و تنبل نباشیم، ولی اندکی نقص را هم در هر چیزی بپذیریم، موفق‌تر و آرام‌تریم.

* نهج‌البلاغه، خطبه ۶۹.

  • علی اکبر مظاهری
۰۹
بهمن

 

نگاهی کوتاه، از زاویه‌ای ویژه، به چند روز آخر عمر علامه طباطبایی، به قلم یکی از حواریون ایشان.

آیت‌الله ابراهیم امینی، در کتاب خاطرات خود، نوشته‌اند:
... به عیادت استاد[علامه طباطبایی] رفتم. سرم در دستش و بیهوش بود. به جز خانم، کسی حضور نداشت. خانم مراقب بود سرم از دست آن جناب خارج نشود. به من گفت: نماز نخوانده‌ام. شما مواظب آقا باشید تا من نماز بخوانم. مراقبت از علامه را به عهده گرفتم تا خانم نماز خواند. بعد از حدود نیم ساعت، استاد به هوش آمد و تلاش کرد بنشیند. دستش را گرفتم مبادا سرم از رگ خارج شود... .
من برای ادای نماز مغرب و عشا، از منزل خارج شدم. بامداد همان شب از احوال استاد جویا شدم. گفتند: دیشب حالشان بدتر شده. او را به بیمارستان آیت الله گلپایگانی بردیم و بستری شد.
بعد از ظهر همان روز، در بیمارستان، از او عیادت کردم. در حال اغما بود و با دستگاه اکسیژن تنفس می‌کرد. جز همسر وفادار، شخص دیگری بر بالینش نبود.
خانم گفت: نماز ظهر و عصر را نخوانده‌ام و نیاز به تطهیر دارم. شما مراقب علامه باشید تا من تطهیر کنم و نماز بخوانم و برگردم.
دو سه ساعت توقف کردم تا خانم برگشت.
مشاهده چنین وضع رقت‌باری برایم دردناک بود و از قدرناشناسی مسئولان مربوطه بسیار متاسف شدم. آیا درست است که یک شخصیت بزرگ علمی و یک عالم ربانی در بیمارستان تنها بماند؟ اف بر جهل و قدرناشناسی ابنای روزگار.
به هرحال آن شخصیت ممتاز علمی در حدود یک هفته در بیمارستان بستری و در حال اغما بود... [و] در بامداد روز یک‌شنبه، ۲۴ آبان ۱۳۶۰ هجری شمسی، در همان بیمارستان، به لقاء‌الله پیوست.


کتاب "خاطرات آیت‌الله ابراهیم امینی"، ص ۱۲۱- ۱۲۰، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.



  • علی اکبر مظاهری
۰۸
بهمن

ورودگاهی به شریعه خوشگوار صحیفه سجادیه

پرستش و نیایش، خجسته‌ترین بخش حیات آدمیان است. زیستن بی‌نیایش و زندگانی بی‌پرستش، زیستنی انسانی نیست؛ چیزی دیگر است که باید نامی دیگر بر آن نهاد.
سخن در این نیست که پرستش و نیایش، جزئی از لوازم سعادت حیات انسان است، نه! سخن بر سر این است که قوام و دوام زندگانی انسانی، بدون پرستیدن و نیایش، امکان نمی‌یابد. آفریدگار انسان، این آفریده برگزیده خویش را این‌سان آفریده که مناجات و پرستش، بخشی از هستی انسانی او است.
از فرخنده‌ترین موهبت‌های خداوند رحمان، به ما آدمیان، آن است که رخصتمان داده تا با او سخن گوییم و از او سخن شنویم؛ گفت و شنودی دوسویه و رویارو و بی‌واسطه. اجازه‌مان داده تا در منظر او، بند از رازهای سربسته دلهایمان واگشاییم و با او راز گوییم و خواسته‌هایمان را در محضرش واگوییم و با آن نزدیک‌ترین عزیزمان نجوا کنیم و دست بر دامان پرمهرش زنیم و خویشتن را خاکسارانه در پیشگاه کبریایی‌اش بر خاک افکنیم تا که مهربانانه، حرف‌های دل‌هایمان را بشنود و رازدارانه، راز و نیازهایمان را ببیند و کریمانه، خواسته‌هایمان را برآورد و مهرورزانه، سرهایمان را بر دامان پرمهر خویش گیرد و بزرگوارانه، از خاکمان برخیزاند و بر بام افلاکمان نشاند.
همان‌سان که مولای ساجدان، امام سجاد - علیه‌السلام - در مناجات با خداوند سبحان می‌گوید:
الهی!... من اعظم النعم علینا جریان ذکرک علی السنتنا و اذنک لنا بدعائک و تنزیهک و تسبیحک؛ خدای من! از عظیم‌ترین نعمت‌هایمان، روان‌شدن ذکر و نام تو است بر زباهایمان، و این‌که رخصتمان داده‌ای تا تو را بخوانیم و دعا کنیم و تو را پاک شماریم و تسبیحت گوییم. (مناجات الذاکرین، مناجات سیزدهم از مناجات خمس عشر)
رخصت‌‌یافتن برای ورود به این "راه دوسویه" و مجال‌جستن برای مناجات این ذره ناچیز با آن وجود همه‌چیز، و پیوستن این قطره بی‌بها به آن دریای بی‌منتها، نعمتی است سترگ و بی‌بدیل که سپاسی عابدانه و خاضعانه را می‌طلبد، و بسته‌شدن این راه و محروم‌شدن از این نعمت عظما، زیانی است بی‌جبران.

  • علی اکبر مظاهری
۰۸
بهمن

سلام و درود.
سپاسگزارم که به مساله بنده توجه ویژه کردید.
خواهشمندم تشکرم را به همه بزرگوارانی که همراهی کردند و نظرهای ارزنده و کاربردی ارائه فرمودند، ابلاغ کنید.
از خداوند برای همگی‌تان پاداش فراوان می‌طلبم.

داوودی

  • علی اکبر مظاهری
۰۶
بهمن

دنباله پاسخ‌ها به دکتر داوودی

۴. خانم پونه دهقان (مربی و آموزگار):


ایشان برای، حل مساله‌شان، خوب است چنین کنند:
یکم. بهتر آن است که آقا و خانم، قبل از ازدواج، درباره مقدار این رفت و آمدها صحبت کنند و به تفاهم دوجانبه برسند، اما ایشان که آن مرحله را گذرانده‌اند، اکنون نیز می‌توانند در این‌باره گف‌و‌گوی دوستانه کنند و به تفاهمی پایدار برسند.
دوم. باید در رفت و آمدها، اندازه نگه داشت. نه کم‌روی، که محرومیت آورد، نه پرروی، که ملالت ایجاد کند.
سوم. اولویت اول زندگی همسران حفظ‌کردن و مثبت‌نگه‌داشتن رابطه زناشویی آنان است. قرار نیست وقتی ما، به هر دلیل، در شهری دیگر و دور از خانواده زندگی می‌کنیم و مقدور نیست زود به زود خانواده خود را ملاقات کنیم، زندگی زناشویی خود را تحت تاثیر آن قرار دهیم و از همسر خود توقع نابجا داشته باشیم.

۵. خانم نرگس مرادی (کارشناس ارشد فلسفه هنر):
یک) آقای داوودی موجبات اشتغالات فکری همسر خود را بیشتر فراهم آورد. برای مثال در پایان هفته که خانم‌شان خواهان دیدار خانواده است، با تماس تلفنی، احوال پرسی کند و در منزل نمانند؛ به تفریحی دونفره بروند؛ گردشی در فضای سبز و صرف وعده‌ای غذا در یک محیط شادی‌افزا.
دو) شاید اینکه همسر آقای داوودی خواهان دیدار زود به زود خانواده‌شان است، نشانه این باشد که ایشان از نظر عاطفی نیاز بیشتری به جمع و بودن درکنار خانواده دارد و تنها بودن برایشان آزار دهنده است. لذا اگر این زوج موفق، در شرایط مناسبی برای فرزندآوری هستند، شاید حضور و وجود کودکی دوست‌داشتنی، حواس و اشتغال خانم را معطوف به خود کند و نیاز عاطفی به دیدار زود به زود و بودن در جمع خانواده، کمتر احساس شود.
سه) آقای داوودی می تواند به طرق مختلف به صورت مستقیم و غیر مستقیم نیمی از بار این سفرها را به عهده خانواده همسر خود بگذارد و از آنان بخواهد گاهگاهی به دیدار دخترشان بیایند. مثلا به بهانه زیارت حضرت معصومه (ع) و یا مناسبت های دیگر از آن‌ها بخواهد به قم بیایند.
چهار) آقای داوودی می‌تواند، در بعضی از هفته‌ها، نیمی از راه را با خانم همراهی کند و نیم دیگر راه را به عهده خانم بگذارد و یا از خانواده خانم درخواست کند به دنبال ایشان بیایند. و در مواقعی که خانم‌شان تنها به منزل پدری می روند، اجازه دهند چند روزی بیشتر بمانند.

۶. خانم مهندس فرناز شیروانی (مقطع دکتری تکنولوژی نرم‌افزار کامپیوتر):
لزومی ندارد که آقا و خانم، در همه سفرها و رفت و آمدها، همراه هم باشند.
از ممکن‌ترین راه حل‌های مساله ایشان آن است که آقا اجازه دهند همسرشان تنها به خانه پدر و مادرشان بروند، البته با وسایل نقلیه مطمئن و راحت.

۷. خانم هما خدابنده:
اکنون دو سال از ازدواج ایشان گذشته است. انتظار از خانم این است که وابستگی‌شان به خانواده کم‌رنگ‌تر شده باشد.
از عواملی که می‌تواند این وابستگی را کم کند، مهرورزی شوهر، آرامش روحی، و آسایش زندگی است. هر مقدار که این موهبت‌ها در این زندگی مشترک بیشتر شود، دلبستگی خانم به زندگی زن و شوهری افزایش می‌یابد و از وابستگی‌اش به زندگی پدر و مادری کاسته می‌شود.
وجود فرزند نیز عامل مهم دیگری است برای دلبستگی خانم به زندگی جدید و کاستن از وابستگی به زندگی قدیم.

  • علی اکبر مظاهری
۰۴
بهمن

برشی از نوشته‌ای بلند، از خانم زهرا نصیری؛ نویسنده، روزنامه‌نگار، آموزگار.

در رابطه با ازدواج زودهنگام و آثار کودک‌همسری در جامعه، با حجت‌الاسلام علی‌اکبر مظاهری، مشاور ازدواج و مسائل خانواده گفت‌وگو کردیم. مظاهری در رابطه با نظر شرع درخصوص سن ازدواج، تصریح کرد: «اگرچه ما از نظر شرعی نمی‌توانیم ازدواج دختر زیر 13 سال را منع کنیم، اما این نظر شرعی فقهی است، حال آنکه شرع ما، فقه را در کنار اخلاق، روانشناسی، جامعه‌شناسی و... دارد.» وی افزود: «اگر ما تنها از منظر فقهی به موضوع نگاه کنیم، شورای نگهبان هم طرح منع ازدواج دختران زیر 13 سال و پسران زیر 16 سال را رد خواهد کرد، اما اگر ابعاد دیگر را هم مدنظر قرار دهیم، حکم ثانوی براساس مصلحت فرد، خانواده و جامعه مطرح می‌شود.» مؤلف کتاب «جوانان و انتخاب همسر» ادامه داد: «با در نظر گرفتن حکم ثانوی، موردهای ازدواج زودهنگام حتما باید با نظر کارشناس متبحر و مشاور دانا انجام بگیرد. لذا ما نمی‌گوییم ازدواج دختران در سنین پایین مطلقا انجام‌پذیر نیست یا انجام‌پذیر است، بلکه می‌گوییم این جزء مواردی است که نباید تک‌بعدی و فقط از منظر فقهی بررسی شود، بلکه باید توسط کارشناسانی که در مسائل ازدواج و خانواده تبحر دارند، مورد بررسی قرار گیرد.» این مشاور خانواده در رابطه با ازدواج دختران کم‌سن با مردان بزرگسال نیز اظهار کرد: «تزویج دختران کم‌سن و کودک به مردان بزرگسال در واقع دخترفروشی بمانند برده‌فروشی است که در برخی از کشورهای عرب حاشیه خلیج‌فارس نیز شاهد آن هستیم و بسیار تاسف‌انگیز و کاملا غیرانسانی است.» مظاهری با بیان اینکه درباره قانون منع ازدواج دختران زیر 13 سال باید تخصیص‌هایی در نظر گرفته شود تا بتواند نظر شورای نگهبان را هم جلب کند، اظهار کرد: «ممکن است در برخی مناطق دختر و پسر 13 یا 14 ساله کاملا کودک باشند که این موضوع در مناطق سردسیر بیشتر نمود دارد. چنین مواردی اگر ازدواج کنند تلف می‌شوند یا بزرگتر که شدند مشکلات دیگری در زندگی‌شان پیش می‌‌آید. به‌طور مثال در تجربه‌های مشاوره‌ای ما مواردی وجود دارد که دختر و پسری که ازدواج زودهنگام داشته‌اند، وقتی بزرگتر شدند، می‌گویند این همسر انتخاب من نبوده، من او را دوست ندارم و شخص دیگری را برای زندگی‌ام دوست دارم. این موضوع هم از طرف خانم و هم از طرف آقا ممکن است مطرح شود که آغاز مصیبت زندگی آن‌هاست و کارشان به طلاق می‌کشد.»
نباید ازدواج‌ را با سن افراد گره بزنیم. مؤلف کتاب «فرهنگ خانواده» با تاکید بر اینکه ما، هم با ازدواج زودهنگام و هم با ازدواج دیرهنگام مخالف هستیم و فقط ازدواج بهنگام را قبول داریم، تصریح کرد: «در این میان مسئله‌ای وجود دارد و آن اینکه اصولا برای ازدواج نمی‌توان سن مشخص تعیین کرد. برخی از دختران و پسران با توجه به منطقه جغرافیایی زندگی‌شان زود به بلوغ می‌رسند و برای برخی هم به‌ویژه در مناطق سردسیر و تحت شرایط خانوادگی خاص، بلوغ دیرتر اتفاق می‌افتد؛ بنابراین نمی‌توان سن مشخصی برای ازدواج تعیین کرد. از این‌رو به‌جای تعیین سن برای ازدواج، بهتر است ملاک و معیار مشخص شود که اگر آن معیارها در دختر و پسر وجود داشت، به سن ازدواج رسیده‌اند و اگر وجود نداشت به این معنی است که شرایط ازدواج را ندارند؛ بنابراین نباید ازدواج‌ را با سن افراد گره بزنیم، بلکه باید معیار این باشد که دختر رشیده و پسر رشید شده باشد.»
مظاهری افزود: «با توجه به گسترش علم مشاوره در کشور، می‌توان برای ازدواج دختران و پسران، به مشاور دانا مراجعه کرد تا ازدواج به‌صلاح صورت بگیرد.» مؤلف کتاب «دختران و انتخاب همسر» در رابطه با ازدواج‌های اجباری نیز اظهار کرد: «متاسفانه در برخی از خانواده‌ها به این صورت است که فرزند خود، به‌ویژه دختر را به ازدواج با شخصی مجبور می‌کنند، در حالی که از نظر فقهی چنانچه یکی از طرفین رضایت قلبی برای ازدواج نداشته باشد، بدون چون و چرا عقد آن‌ها باطل است. این نظر اسلام است و بین علما هم درباره آن اتفاق‌نظر وجود دارد که طرفین در عقد باید رضایت قلبی داشته باشند.» این مشاور خانواده با تأکید بر ضرورت بیان حقایق و مشکلات جامعه از جمله در رابطه با ازدواج‌های زودهنگام، تصریح کرد: «مسئولان باید شهامت گفتن حقایق را داشته باشند. اگر ما زخم‌های جامعه را بپوشانیم و استخوان‌های شکسته را زیر زخم پنهان کنیم، به عفونت تبدیل می‌شود. نمایندگان ما اگر شهامت داشته باشند نباید تصویب یک قانون چند سال طول بکشد. این امر تضییع حقوق مردم است. رسانه‌ها نیز باید در این خصوص آگاه‌سازی کنند. جامعه ما نیاز به آگاهی و تنویر افکار دارد.»


 روزنامه مردم نو.

  • علی اکبر مظاهری
۰۴
بهمن

دنباله پاسخ‌ها به دکتر داوود

۳. آقای جواد مرادی دهنوی (استاد دانشگاه):


خوب است که خانم، نیمی از اوقات به تنهایی سفر کند، با وسائل نقلیه مطمئن، مانند اتوبوس. مثلا هر دو هفته یکبار با هم بروند و آقا برگردد، اما خانم دو روز بماند و بعد خودش بازگردد.
و نیز از وسایل ارتباطی، مانند تماس تصویری استفاده کنند.
شرط عقلانیت است که هردو، این شرایط را بپذیرند و با تفاهم و همدلی، زندگی‌شان را مدیریت کنند.

  • علی اکبر مظاهری
۰۴
بهمن

پاسخ به آقای دکتر داوودی (۲)

۲. خانم مرضیه علیرضایی (مقطع دکتری ادیان):

۱. به نظر می‌رسد خانم وابستگی بیش از حد به خانواده دارند و باید برای تعدیل این وابستگی، از مشاور کمک بخواهند. دیدار هر هفته خانواده، با توجه به دوری مسیر و شرایط اقتصادی و دیگر ملاحظات، به صلاح این خانواده نوپا نیست.
۲. تا بهترشدن شرایط و کمترشدن این وابستگی، خوب است که خانم، با خانواده‌شان دیالوگ صوتی و به‌خصوص تصویری هم داشته باشند و کم‌ کم صحبت تصویری و صوتی را جایگزین برخی تعاملات حضوری کنند.
۳. مشغول‌شدن خانم به تحصیل یا هنر یا کار مورد علاقه، از میزان این دلتنگی خواهد کاست.
۴. گاهی وقت‌ها خود خانم به دیدار خانواده بروند و مثلا بعد از دو روز، همسرشان به شهرستان برود و پس از چند ساعت دیدار، با هم به قم برگردند.
۵. گاهی هم خانواده دختر به قم بیایند تا مسافرت‌رفتن این زوج، کمتر شود.
۶. خانواده آقا بیشتر ملاحظه عروس را بکنند و با او همراهی کنند تا غربت، کمتر آزارش دهد.
۷. همسر خانم سعی کند تا دلبستگی بیشتری بین خود و خانم ایجاد کند و با ایشان به مسافرت و تفریح و سینما و ... برود و نگذارد همسرش تنها بماند و غربت را بیشتر احساس کند.
۸. با هم کتاب‌خواندن و فیلم‌دیدن و بازی‌کردن هم تجارب بسیار لذت‌بخشی خواهد بود و ایجاد تنوع می‌کند و از یکنواختی و کسالت می‌کاهد.
۹. برقراری روابط دوستانه جدید و نیز ارتباط با دوستان قدیمی، برای تامین انرژی، بسیار اثربخش خواهد بود.

  • علی اکبر مظاهری