وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۳ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

۲۹
ارديبهشت
 پاسخ‌ها و راهکارها 
اشاره
در آغاز این مقال (پست اول "َضیافت‌ یا مشقت؟) گفتیم:
 "زن و شوهری نزدم آمدند به مشاوره. هردو به ستوه آمده از مهمانی‌های بسیار و رنج‌بار.
آقا، بیشتر از هزینه‌های مهمانی‌ها می‌نالید و از اوقاتی که صرف مهمان‌ها و مهمانی‌ها می‌شود. و خانم، بیشتر از خستگی و درد کمر می‌نالید و از کم‌آوردن وقت پخت و پز و پذیرایی.
زندگی ایشان، بر اثر مهمانی‌های پرشمار و مهمان‌های ناخوانده و بی‌ملاحظه،
در ناآرامی بود. این مهمانی‌ها رونق زندگی‌شان را گرفته بود. این آفت، می‌رفت که به اساس زندگی و رابطه همسری ایشان آسیب بزند.
چاره‌جویی کردند که "چه کنیم؟" 
مشاوره‌مان در سه جلسه، به فرجام نیکو رسید."
 اکنون به اتاق مشاوره‌مان بازمی‌گردیم و پاسخ‌ها و راهکارهای به آن زوج به‌ستوه‌آمده از مهمان‌ها و مهمانی‌ها را بیان می‌کنیم. 
پس از شنیدن کامل سخنان ایشان، که تقریباً نیمی از وقت جلسه اول را گرفت، به پاسخ و راهکار پرداختیم، که خلاصه آن‌ها این است:
 گفتمشان:
 ۱. زندگی‌تان را دریابید. 
هشدارتان می‌دهم که زندگی‌تان در خطر است. این هشدار، لازم است. به فرموده امیر مومنان - علیه السلام:
"من حذرک کمن بشرک؛ آن‌کس که هشدارت دهد، چونان کسی است که مژده و بشارتت دهد. (نهج البلاغه، حکمت ۵۹)
گاهی ترساندن، مانند مژده‌دادن است. این روندی که شما در زندگی دارید، به تخریب زندگی‌تان می‌انجامد. بهای گزافی می‌پردازید، بدون این‌که بهره‌ای ببرید. این مهمانی‌های اکراهی و اجباری، پاداش معنوی که ندارد. پاداش دنیایی هم ندارد. نه سبب الفت قلب‌ها می‌شود و نه محبوبیتی را ثمر می‌دهد. باعث فرسودگی زندگی‌تان است. زیان است و زیان. 
۲. هیچ مهمانی را دعوت نکنید، مگر این‌که هر دوی‌تان کاملاً راضی باشید و از آمدنش کاملاً خشنود شوید و به یقین بدانید که خداوند نیز بر این کار، رضایت دارد. 
این کار، تقریباً، نیمی از مهمانان و مهمانی‌های‌تان را حذف می‌کند. چون اکنون، بنا به گفته خودتان، بسیاری از دعوت‌های‌تان از سر رودربایستی و ملاحظه این و آن است. نیز برخی از دعوت‌های‌تان یا تنها به خواست خانم است و آقا ناراضی است و به‌اکراه تحمل می‌کند، یا تنها به خواست آقا است و خانم به‌اجبار می‌پذیرد. این اکراه و اجبار را حذف کنید. 
۳. مهمان‌های ناخوانده را نپذیرید.
می‌‌دانم که این کار، در آغاز، مشکل است، اما به‌تدریج آسان می‌شود. خویشان و دوستان و آشنایان نیز می‌فهمند که نباید به‌گونه‌ ناخواسته و ناخوانده، مزاحم شما شوند. در مدت چند ماه، این خبر در میان ایشان منتشر می‌شود. کسانی که عاقل باشند، شما را بر این کارتان آفرین می‌گویند؛ هم در دل، هم بر زبان. و کسانی که عاقل نباشند، اندکی می‌رنجند و شاید بدشان آید. این بدآمدن  ناعاقلان، هیچ ارزش و اهمیتی ندارد. 
فرجام نیکو
در آن سه جلسه مشاوره‌ای، علاوه بر راهکارهای سه‌گانه فوق، مطالب بسیار دیگری نیز بیان شد که بیشتر پاسخ به پرسش‌های ایشان بود. ایشان راهکارها را با شجاعت و عزم راسخ، عمل می‌کردند و نتیجه کارشان را به جلسه‌های مشاوره مان می‌آوردند. پاره‌ای از نتایج نیکو، برایشان شگفت‌انگیز بود و برای ادامه راه، تشویقشان می‌کرد.
این مشاوره و اقدام، حدود چهار ماه استمرار یافت، تا این‌که رنج سنگین آن مهمانان و مهمانی‌ها از دوش جسم و جان و خانواده آن زوج، برداشته شد. الاهی شکر.
علی‌اکبر مظاهری 
  • علی اکبر مظاهری
۲۶
ارديبهشت
ماه رمضان و ضیافت‌ها (۲)
حکایتی اسفبار و خنده‌دار
سال‌ها پیش، با آقایی همکاری داشتیم که در منزل و با کمک همسرش، کار حروف‌نگاری و صفحه‌آرایی کتاب می‌کرد.
کتابی را، برای این‌کار، به او دادیم. قرارمان این بود که کار را دو ماهه تحویل دهد. 
این زمان، به ماه رمضان برخورد. آخر ماه رمضان، زمان تحویل کتاب بود. در زمان مقرر، کتاب را طلب‌کردیم.
او گفت: "یک ماه دیگر زمان نیاز داریم."
 گفتیم: بنا بر قرارمان، اکنون زمان تحویل است.
او گفت: "بله. اما آماده نیست." 
سبب را پرسیدیم. 
گفت: " در ماه رمضان، هیچ فرصتی برای این کار به دست نیامد، زیرا یا مهمانی می‌رفتیم، یا مهمانی می‌دادیم. همه ماه رمضان، به مهمانی گذشت."
 متاسف شدم و این سخن امیر مومنان - علیه السلام - به یادم آمد: 
لَاتَجْتَمِعُ عَزِیمَةٌ وَ وَلِیمَةٌ؛ عزتمندی، با شکم‌بارگی، فراهم نیاید (و عزم راسخ، با سورچرانی و شهوت‌پروری، یک‌جا جمع نشوند)." 
(نهج‌البلاغه، خطبه ۲۴۱)
علی‌‌اکبر مظاهری 
  • علی اکبر مظاهری
۲۶
ارديبهشت
 ماه رمضان و ضیافت‌ها
افطاری‌دادن در ماه رمضان، از سنت‌های پسندیده و از آموزه‌های اسلامی است که بر آن وعده پاداش الاهی داده‌ شده است. اما دریغا که این سنت حسنه و سیره فرخنده، در بسیاری از موارد، بلکه در اغلب موارد، بدل شده است به یک کردار مسرفانه و ریاکارانه و متکلفانه، که نه تنها نشانه‌ای از آموزه‌های اسلامی و سیره پیامبر و امامان ندارد، بلکه آدابی است کاملا تشریفاتی که نه تنها پاداش افطاری را ندارد، بلکه در لابلای چندین گناه پیچیده شده است: 
۱. اسراف 
"المبذرین کانوا اخوان الشیاطین؛ اسرافکاران، برادران شیطان‌هایند." (سوره اسراء، آیه ۲۷) 
۲. ریا
"کل ریاء شرک؛ هر ریایی، شرک است."
۳. تکلف
"شرالاخوان من تکلف له؛ بدترین برادران و دوستان، آن است که آدمی برای او به تکلف و زحمت افتد." (نهج‌البلاغه، حکمت ۴۷۹) 
۴. بدنمایی یک سنت اسلامی
۵. هدرکردن نیروی جسمی بیش از نیاز
۶. هدرکردن وقت بیش از نیاز
۷. مسابقه در غیر خیرات 
بر خلاف دستور زیبای اسلامی "تسابقوا فی‌الخیرات؛ در نیکی‌ها، مسابقه دهید."
۸. چشم و همچشمی ضداخلاقی 
۹. پرخوری و پرخوراندن
🔍 حکایتی اسفبار و خنده‌دار {در پست بعد}
{ادامه دارد}
🖋 علی‌اکبر مظاهری 
  • علی اکبر مظاهری
۱۹
ارديبهشت
مشاوره ازدواج
🔍  پرسش
دختری نجیب و باحیا پرسیده‌اند:
دختری هجده‌ساله و آمادة ازدواج هستم؛ اما خجالت می‌کشم این موضوع را به پدر و مادرم بگویم. از نظر روحی به‌شدت به هم ریخته‌ام. امیدم بعد از خداوند، به شماست که راهنمایی‌ام کنید.
پاسخ ما
تحلیل مسئله:
1. غریزة جنسی، موهبتی است که خداوند از سر حکمت در سرشت آدمیان نهاده است. میل همسرخواهی نیز، لطف خداوند است که در آفرینش انسان لحاظ شده. وجود این غریزه و میل، سبب تکامل بشر و بقای ذات اوست. این گوهر ارزشمند، سبب شادابی و شیرینی زندگی می‌شود.
مدیریت ساحت این موهبت، مدیریتی ظریف و لطیف است. شیوة این مدیریت را باید از آفرینندة آن فراگرفت. او که آفریده، شیوة مدیریتش را هم نمایانده است.
2. تأخیر در ازدواج، به هر دلیل و بهانه، ناروا و زیان‌بار است.
3. پدر و مادر و بزرگ‌ترهای خانواده، دوران نوجوانی و جوانی خود را به‌عمد از یاد نبرند. باید به حال جوانانمان رحم کنیم.
اما پاسخمان به اصل پرسش:
1. آفرینتان می‌گوییم که خواهان این هستید که با ازدواج «بهنگام»، پاک بمانید.
2. اکنون که خجالت می‌کشید نیازتان را مستقیم به پدر و مادرتان بگویید، با واسطه به ایشان بگویید. موضوع را با یک «انسان صالح» مطرح کنید تا او به پدر و مادر‌تان بگوید. این انسان صالح می‌تواند مادربزرگ، خاله، عمه، دایی، عمو، دبیر، استاد، روحانی محل یا مشاوری دانا باشد.
3. کتابی داریم به نام «دختران و انتخاب همسر» که موضوع آن دقیقاً همین مسئله‌ای است که شما مطرح کرده‌اید. این کتاب را به‌دقت بخوانید و به راهکارهایش عمل کنید.
4. مبادا خواستگارانتان را بی‌دلیل و بدون بررسی، رد کنید. مواظب باشید دیگران نیز چنین نکنند.
5. چه خوب است که با مشاوری دانا و توانا در ارتباط باشید. کمکی بزرگ است.
خدای پاکی‌ها یاورتان باشد.
علی‌اکبر مظاهری، مجله "خانه خوبان"، شماره 110، اردیبهشت 97.
  • علی اکبر مظاهری
۱۹
ارديبهشت
🔍  پرسش
خانمی پرسیده‌اند:
دختری چهارساله دارم که به مهد کودک می‌رود. با توجه به شرایط جامعه و پوشش خانم‌ها، مشکلات زیادی برایم پیش آمده است. خودم چادری هستم؛ ولی اگر جایی برویم که دخترم، خانم‌هایی با پوشش‌های گوناگون را ببیند، با صدای بلند می‌پرسد: «مامان! چرا این‌ها چادر نپوشیده‌اند؟ من دلم می‌خواهد تو مثل این‌ها باشی». گاهی خانم‌ها که می‌شنوند، با خنده حرف بچه را تأیید می‌کنند. راهنمایی‌ام کنید که چه کنم.
پاسخ ما
1. چادر، لباسی باوقار و زیباست و متانت و زیبایی را با هم دارد.
2. چادر، لباس عرف دین‌داران است. بیشتر خانم‌های متدین، چادر می‌پوشند. بسیاری از خانم‌های فرهیخته و دانشمند جامعة ما هم چادری‌اند.
3. چادر، در جامعة ما، لباس رسمی زنان است.
بنابراین شما با پوشیدن لباسی که وقار، متانت و زیبایی به همراه دارد، لباس عرف دین‌داران و نیز، لباس رسمی زنان جامعه است، احساس آرامش و افتخار داشته باشید، نه احساس تردید و اضطراب.
در پاسخ پرسش یا اعتراض فرزندتان، با صبوری و بدون برافروختگی، بگویید: مامان جان! مگر چادر من چه عیبی دارد؟ و به اندازة فهم او و به زبان خودش، برایش توضیح دهید که چادر، بهترین پوشش است و لازم نیست ما هم مانند دیگران باشیم؛ بلکه باید کاری کنیم که دیگران مثل ما باشند. هر کس اختیار دارد لباسش را خودش انتخاب کند. این مفاهیم را در قالب مثال و داستان نیز برایش توضیح دهید.
در برابر خانم‌هایی هم که می‌پندارید با خنده، حرف کودکتان را تأیید می‌کنند، گردن‌فرازی کنید. مبادا برای خوشایند یا بدآیند این و آن، از ارزش‌هایتان دست بردارید یا شرمنده شوید. هرگز!
قوت قلب
هرگاه با کسانی روبه‌رو شدید که ارزش‌هایتان را مسخره می‌کنند، این آیة قرآن را بخوانید و به خود تلقین کنید که انرژی‌بخش و سبب قوت قلب است:
«فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَا یَسْتَخِفَّنَّکَ الَّذِینَ لَا یُوقِنُونَ؛ صبر کن که وعدة خدا حق است. مبادا کسانی که یقین ندارند، تو را سبک و متزلزل کنند».* 
البته کسانی‌که چادر و چادری را مسخره کنند، بسیار اندک‌اند. نگرانشان نباشید.
خداوند سبحان، یاورتان باشد.
* روم، 60.
علی‌اکبر مظاهری، مجله "خانه خوبان"، شماره 110، اردیبهشت 97.
  • علی اکبر مظاهری
۱۹
ارديبهشت
یک. انتشارات نورالزهرا. 
شبستان، راهرو ۲۹، غرفه ۱۱. 
این ناشر، این کتاب‌هایمان را دارد:
۱. فرهنگ خانواده.
۲. آداب عشق‌ورزی.
و برخی دیگر.
دو. انتشارات خادم‌الرضا.
سالن شبستان، راهرو ۱۳، غرفه ۶.
این ناشر، این کتابمان را دارد:
نبرد بی‌برنده.
سه. نشر عطش.
شبستان، راهرو ۲۰، غرفه ۲۳.
این ناشر، این کتابمان را دارد:
دختران و انتخاب همسر. 
چهار. به‌نشر (انتشارات آستان قدس رضوی).
این ناشر، این کتابمان را دارد:
نهج‌ البلاغه؛ متن، با ترجمه و توضیح. 
پنچ. انتشارات هجرت.
راهرو ۳۰، غرفه ۲۴.
این ناشر، این کتابمان را دارد:
هشدارهای تربیتی.
علی‌اکبر مظاهری 
اردیبهشت ۱۳۹۷
  • علی اکبر مظاهری
۱۹
ارديبهشت
‍ مژده ای دل...
کتاب "آداب عشق‌ورزی" به چاپ هشتم رسید.
در چاپ ششم، سر و جان کتاب را صفایی تازه دادیم؛ مطالبی تکمیلی به آن افزودیم و همه مطالب کتاب را ویرایش کردیم. اکنون کتاب، با محتوای غنی‌تر و پاکیزه‌تر، در خدمت همسران و همگان است.
  • علی اکبر مظاهری
۱۹
ارديبهشت
تحمیل بر خویشتن
 اگر کاری از روی رغبت انجام نگیرد، رنج‌دهنده است. چنین کاری، اعصاب را می‌فرساید. وقتی آدمی خود را مجبور به فراهم‌‌کردن وسایل پذیرایی از کسی و کسانی کند، دیگر چه انتظار ثوابی و چه توقع لذت و بهجتی؟
این تحمیل‌ها و تحمل‌ها و تکلیف‌ها و تکلف‌ها (که در پست پیشین بیان شد) فضیلت‌سوزند و ملالت‌بار و سست‌کننده دوستی‌ها و صفاها. این‌ها آمیخته به نفاق است. این‌که آدمی کاری کند که به ظاهر از انجام آن راضی‌ است و به‌واقع ناراضی است، این دورویی است.
شوربختانه بسیاری از امور زندگانی ما بر پاشنه‌ رودربایستی‌ها و تعارف‌های دروغین می‌‌چرخد و این آداب و عادات ریایی، بار سنگینی را بر روان آدمی بار‌می‌کند و وزنه‌های گرانی را بر پای جان می‌بندد.
کار خوب، از هرکس انجام گیرد، خوب است، اما از مسلمانان و مومنان، بهتر است. و کار بد، از هر کس برآید، بد است، اما از مسلمانان و مومنان بدتر است. تشریفات و برخی تحمیل و تحمل‌ها و تعارف‌های دروغین و مراسم ریایی، از هرکس سرزند ناپسند است و شرک‌آلود و فضیلت‌سوز، اما اگر مسلمانان و مومنان چنین کنند، بیشتر سزاوار ملامت‌اند. 
مگر اسلام و سیره عملی معصومان -علیهم السلام - ما را از اسراف و ریاکاری و خود و دیگران را به زحمت افکندن، منع نکرده‌اند؟ و مگر به سادگی و صفا و قناعت، دعوت نکرده‌اند؟ 
به‌یقین می توان گفت که بخش عظیمی از مهمانی‌ها و مراسم جامعه ما برای رضای خدا و موجب پسند پیشوایان اسلام نیست. کاری که خشنودی خدا را با خود نداشته باشد، ارزشی ندارد. به‌ویژه که کاری به‌ظاهر برای خدا و به نام پیامبر و خاندان ایشان باشد، که علاوه بر ناپسندی ذاتی‌اش، ریا نیز بر آن بار می‌شود؛ "کل ریاء شرک؛ هر ریایی، نوعی از شرک است. 
{ادامه دارد}
علی‌اکبر مظاهری 
  • علی اکبر مظاهری
۱۹
ارديبهشت
 از زبان مشاور
 زن و شوهری نزدم آمدند به مشاوره. هردو به ستوه آمده از مهمانی‌های بسیار و رنج‌بار.
آقا، بیشتر از هزینه‌های مهمانی‌ها می‌نالید و از اوقاتی که صرف مهمان‌ها و مهمانی‌ها می‌شود. و خانم، بیشتر از خستگی و درد کمر می‌نالید و از کم‌آوردن وقت پخت و پز و پذیرایی.
زندگی ایشان، بر اثر مهمانی‌های پرشمار و مهمان‌های ناخوانده و بی‌ملاحظه،
در ناآرامی بود. این مهمانی‌ها رونق زندگی‌شان را گرفته بود. این آفت، می‌رفت که به اساس زندگی و رابطه همسری ایشان آسیب بزند.
چاره‌جویی کردند که "چه کنیم؟" 
مشاوره‌مان در سه جلسه، به فرجام نیکو رسید. 
اکنون، پیش از بیان راهکارهایی که به ایشان دادم، مطالبی را درباره مهمانی بیان می‌کنم. با دقت، همراهی‌مان کنید.
مهمانی
 واژه‌های مهمان و مهمانی، واژه‌هایی است زیبا و احساس شادمانی و مهربانی را همراه دارند. انجام مهمانی نیز خوشایند است؛ چه مهمانی‌رفتن و چه مهمانی‌دادن. مهمانی، در ایجاد شادمانی در دل‌ها و استحکام پیوندها و زدودن کدورت‌ها و کاستن از افسردگی‌ها،
تاثیری شایان دارد. 
مهمانی، در آموزه‌های دینی، مکانتی شایسته دارد و به انجام آن تشویق شده است و بر آن وعده پاداش داده شده است. 
در فرهنگ خانواده‌ها، به‌ویژه خانواده‌های مسلمان، مهمان عزیز است و حبیب خدا، و مهمانی فرخنده است و مبارک.
اما و هزار اما که این پدیده خجسته، چه بسیار که بر اثر آداب و تشریفات زاید، ناپسند و ناخجسته می‌شود؛ به‌گونه‌ای که دیگر نه تنها ثمره‌های خود را از دست می‌دهد، بلکه به پدیده‌ای شوم و رنج‌آور بدل می‌شود و سبب زحمت و کدورت می‌گردد.
تشریفات زاید، اسراف‌ها، به خود سختی‌دادن‌های دردناک، از روزگار خانواده‌ها دمار برمی‌آورد. چه بسیار مهمانی‌هایی که چندین روز نیروهای جسمانی و روانی کسانی را تباه می‌کند و هزینه‌های هنگفتی بر میزبان تحمیل می‌کنند و خستگی‌های دردناکی بر جا می‌گذارد.
این دیگر آن مهمانی فرخنده‌ای نیست که پاداش الاهی دارد، و نه تنها بر دوستی‌ها نمی‌افزاید، بلکه رنجش و ناخرسندی می‌زاید. نه شادمانی می‌آفریند و نه پیوندها را استحکام می‌بخشد. 
در این مهمانی، مهمان نیز در عذاب و مشقت است. وقتی مهمان ببیند برای این پذیرایی چه زحمت‌ها کشیده شده و برای این سفره چه نیروها و مال‌ها صرف شده، آزرده می‌شود و آن پذیرایی و آن غذا، به کامش ناگوار می‌آید. 
امیر مومنان، امام علی - علیه السلام -  فرموده است:
"شرالاخوان من تکلف له؛ بدترین برادران و دوستان، آن است که آدمی برای او به تکلف و زحمت افتد. (نهج البلاغه، حکمت ۴۷۹)
{ادامه دارد}
علی‌اکبر مظاهری
  • علی اکبر مظاهری
۰۱
ارديبهشت

🎄 آبادانی گلستان

🎤 از زبان مشاور

دنباله راهکارها:
شش. در خانه، با اهل خانه، به‌خصوص با همسرتان، بداخلاقی نکنید.
گفتمش: می‌دانم بیماری شما و وضعیت خاصتان کم‌حوصله‌تان کرده است و از صبوری‌تان کاسته است، اما با خویشتن‌داری و نیز دوری‌کردن از عوامل بدکننده اخلاق، می‌توانید بر خود تسلط یابید و تندخویی و بدخلقی نکنید. نیز با عمل کردن به راهکارهایی که برای بهبود حالتان بیان کرده‌ام، اخلاقتان بهتر خواهد شد.
آن‌گاه سخن خانمی را که در گله‌گزاری از بداخلاقی همسرش، که وضعیتی شبیه آقای گلستانی داشت، گفته بود، برایش بیان کردم. سخن آن خانم این بود:
"مرد اگر خوش‌اخلاق باشد و وظیفه خود را بداند و نق‌نق نکند، ماندنش در خانه اشکالی ندارد. ولی مردی که جگرخور باشد و بداخلاق و نق‌نقو، تکلیف چیست؟ من حاضر بودم همسرم در خانه باشد، ولی خوش‌اخلاق و خوش‌رفتار باشد... ."

گاهی چنین است که بداخلاقی مرد، اهل خانه را به ستوه می‌آورد، نه بیماری او. درست است که طبیعت بیماری، بدحال کردن است، اما باید مراقب بود که این بدحالی، آدمی را کج‌خلق نکند.
هفت. به امور خانمتان هیچ‌ کاری نداشته باشید.
بسیاری از مسائل و کارهای خانواده، به خانم مربوط می‌شود. او دوست دارد خودش آن‌ها را انجام دهد یا مدیریت کند. مرد اصلا نباید در آن‌ها دخالت کند. زن، کدبانوی خانه است. نباید در کدبانوگری‌اش دخالت کرد، حتی با عنوان کمک‌کردن به او.
هشت. محل زندگی‌تان در خانه را جدا کنید.
حکایت مشاوره‌ای " اتاقکی روی بام" ، اینجا نیز صادق است. منزل آقای گلستانی چندان فشرده نیست که او مجبور باشد دائم پیش چشم همسرش باشد. اتاق اضافه دارند.
حکایت "اتاقکی روی بام" را بیان و توصیه کردم و گفتم: دست‌کم به اندازه زمان کار یک کارگر و کارمند، به گونه جداگانه زندگی کنید. در این زمان، اصلا پیدایتان نباشد. آنقدر از دیدرس همسرتان دور باشید که سراغتان را بگیرد و برای دیدنتان ابراز تمایل کند.

فرجام کار
مشاوره‌مان با آقای گلستانی ادامه یافت. او راهکارها را خوب عمل می‌کرد و برایم گزارش توفیق می‌آورد و راهکار جدید می‌گرفت. زندگی‌شان هر روز بهتر می‌شد. تا این‌که پس از حدود سه ماه، زندگی‌شان آرامش یافت و رابطه او با همسرش به حد "خوب" رسید.
او را تشویق به ادامه کردم؛ ادامه راهکارهای بهبود روابط خانوادگی و ادامه درمان بیماری.

اکنون چند سال از آن "واقعه عبرت‌آموز" می‌گذرد. آقای گلستانی، از دام بیماری، رهیده است و روابط داخلی زندگی‌اش نیز خوب است.
الاهی شکر.

  • علی اکبر مظاهری