وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

۱۸ مطلب در مرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

۰۷
مرداد


نوشته‌ای از خانم فائزه فریدونی (دانشجوی علوم تربیتی)

تعریف لجبازی:
کودکان هنگامی که به یک سن مشخص می‌رسند، دوست دارند در کارها به استقلال برسند و کارهایشان را خودشان انجام دهند و یا نظرات خودشان را اجرا کنند. این حالت، برای همه کودکان به‌وجود می‌آید، بی‌استثنا. اما در موردی این استقلال‌خواهی، لجبازی به‌جساب می‌آید که کودکان، در نیمی بیشتر از حرف‌ها و کارها، مخالفت می‌کنند و می‌خواهند حرف و کار خود را به کرسی بنشانند. پس هر مخالفتی را لجبازی نمی‌گویند.

عوامل ایجاد:
اکنون به برخی از عوامل شایع ایجاد لجبازی در کودکان می‌پردازیم.
۱. عوامل روحی
این عامل می‌تواند ناشی از اختلالات روحی و عصبی باشد، که باید به‌موقع و به وسیله پزشک و مشاور، مشخص و درمان شود.
۲.توجه کم یا بیش از حد به کودک
گاهی والدین، به دلیل ناآگاهی و یا مشغله‌های زندگی و یا هر دلیل دیگری، به نیازها و علایق کودکان توجه نمی‌کنند. به همین سبب، کودک سعی می‌کند با لجبازی‌کردن، خودی نشان دهد و حتی با مورد شماتت قرارگرفتن، توجه پدر و مادر را به خود جلب کند.
و دیگری توجه بیش از حد والدین است. والدینی که بیش از حد به فرزندشان توجه می‌کنند، او را به یک انسان پرتوقع بدل می‌کنند که پس از گذشت مدتی، از هیچ چیز راضی نمی‌شود و به کودکی لجباز بدل می‌شود.
۳. آمدن فرزند جدید
ورود یک فرزند جدید، به‌خصوص برای کودکانی که تا به حال خواهر یا برادر نداشته‌اند، می‌تواند یک شوک وارد کند؛ چرا که ناخودآگاه توجه پدر و مادر به سمت نوزاد تازه متولدشده می‌رود و این کودک، که تا چندی پیش تمامی توجه‌ها و محبت‌ها را به تنهایی داشته است، حالا باید آن را با دیگری تقسیم کند. این عامل باعث می‌شود او تلاش کند تا با لجبازی و مخالفت، دوباره آن محبت و نظرات را به سوی خود جلب کند. و گاهی دیده می‌شود که کودک، به حسادت با عضو تازه‌وارد می پردازد، که در برخی موارد می تواند خطرآفرین باشد.

راه حل ها:
با همه مطالبی که گفته شد، جای نگرانی وجود ندارد، چرا که هر مشکلی راه‌حل‌‌های خودش را دارد. اکنون به برخی از راه‌حل‌ها می‌پردازیم.
۱. با یک پزشک یا مشاور کودکان مشورت کنید تا از عدم وجود اختلال بیولوژیکی مطمئن شوید. اگر هم تشخیص بر اختلال بود، جای هیچ نگرانی نیست. امروزه با روش‌های روان‌درمانی و دارودرمانی می‌توان این مشکلات را برطرف کرد.
۲. پس از اطمینان از مورد ذکر شده، به تغییراتی در رفتار و عملکرد خود در خانه بپردازید.
در قدم اول آرامش خود را حفظ کنید و از پرخاش و واکنش شدید خودداری کنید؛ چرا که پرخاش و واکنش شدید، خود عاملی و نقطه ضعفی می‌شود که کودک شما را به ادامه لجبازی وامی‌دارد.
۳. به سخنان و علایق او با آرامش گوش کنید.
۴. در پی ایجاد جایگزین باشید. برای مثال اگر کوک شما در حال بالا و پایین پریدن خطردار در خانه است، برای منصرف‌کردن او، به جای داد و فریاد و امر و نهی، با لحن محبت آمیز، جایگزینی برای این کار او پیدا کنید. مثلا بگویید عزیزم، می‌خواهی با هم نقاشی بکشیم و یا قایم‌باشک بازی کنیم و یا هرچیزی که کودک شما را آرام می‌کند و از ادامه لجبازی باز می‌دارد.
۵. لحن گفتگوی‌تان را تغییر دهید و از جملات خبری استفاده کنید. برای مثال شنیده‌اید یا تجربه کرده‌اید که یکی از حربه‌های کودکان، برای لجبازی و جلب توجه، نخوردن غذاست، که مادران را نگران می‌کند. این‌بار برای مقابله با این قضیه، جور دیگری موضوع را با او مطرح کنید. به جای اینکه بگویید باید غذایت را بخوری، اگر نخوری از پارک خبری نیست، و یا هر برخورد شدید دیگر، بگوییم: عزیزم، وقت ناهار است. بیا در کنار هم ناهار بخوریم و پس از آن به پارک برویم. در صورت مخالفت کودک، هیچ واکنشی نشان ندهید تا بداند نمی‌تواند با این کار نظر شما را جلب کند. و اگر گرسنه باشد حتما برای خوردن غذا حاضر می‌شود.

{باقی مطلب، در پست بعدی. ان‌شاءالله.}




  • علی اکبر مظاهری
۰۶
مرداد


مشاوره اخلاقی

پرسش:
آقا یا خانمی پرسیده‌اند: من قبلا غیبت کرده‌ام، اما الآن نمی‌توانم بروم حلالیت بگیرم، چون بازگو کردنش باعث به هم خوردن رابطه‌ها و متشنج شدن اوضاع می‌شود. با این اوصاف، باید چه‌کار کنم؟

پاسخ ما:
۱. تقوای‌تان را، دیانت‌تان را، و بیداری وجدان‌تان را می‌ستاییم. گویا این ادب دینی و وجدانی، منسوخ شده است. در این روزگار، کمتر کسی را می‌بینیم که به حلالیت از غیبت برخیزد. گویی غیبت، دیگر حرام نیست؛ آیه هول‌انگیز قرآنی‌اش و احادیث هشدار دهنده‌اش، تاریخ‌شان گذشته و دیگر کاربرد ندارند. گویا غیبت، دیگر «حق‌الناس» نیست. حتی بسیاری از کسانی که به حق‌الناس مالی حساسند، به حق‌الناس غیبت، حساس نیستند. پناه بر خدا!
۲. توبه کنید؛ توبه‌ای نصوح و خالص. و دیگر هرگز به این معصیت، که از گناهان کبیره است، بازنگردید.
۳. بنگرید که واقعا طلب حلالیت، مشکلی ایجاد می‌کند، یا اقدام به آن برای‌تان سخت است؟ با خود روراست باشید. اگر مشکلی به‌بار نمی‌آورد، با خویشتن جهاد کنید و حلالیت بطلبید.
۴. اگر می‌دانید که طلب حلالیت، مشکلاتی را که گفته‌اید، به‌بار می‌آورد، انجام ندهید. اما باید جبران کنید. چگونه؟
الف) از کسی که غیبت و بدگویی کرده‌اید، «خوب‌گویی» کنید. در غیاب او، نیکویی‌هایش را بیان کنید.
ب) برایش دعا کنید.
ج) کارهای «ثواب‌دار» انجام دهید و ثوابش را به او هدیه کنید.

خداوند سبحان یاورتان باشد و بر ایمان و تقوای‌تان بیفزاید.

علی‌اکبر مظاهری




  • علی اکبر مظاهری
۰۶
مرداد



نوشته‌ای از خانم ن. صفرخانلو (طلبه سطح ۲ جامعه‌الزهرا)

از باتلاق‌هایی که همسران، با هم در آن غرق می‌شوند، "باتلاق مجادله" است؛ باتلاقی که زن و شوهر با هم در آن فرو می‌روند و رفته رفته زندگی پر از مهر و عشق را بدل به زندگی بی مهر و پر از کینه می‌کنند و فضای نورانی خانه پر از آرامش را به فضای تاریک پر از آشفتگی‌های روحی بدل می‌کنند. باتلاقی که حتی از نزدیک‌شدن به آن باید خودداری کنیم.
جالب آن‌که ‌در این باتلاق، زن و شوهر، هیچ‌یک به تنهایی فرونمی‌رود، بلکه یا با هم گرفتار می‌شوند و یا هر دو از آن دوری می‌کنند و نجات می‌یابند و یا یکی از آن دو، به محض نزدیک‌شدن خود و یا همسرش به باتلاق مجادله، از فضای آن خارج می‌شود و، به تبع، همسرش را هم نجات می‌دهد، چرا که مجادله، دوطرفه است؛ یا با هم غرق می‌شویم یا با هم نجات می‌یابیم.
ممکن است کسی بگوید: ما برای حل مسائل و مشکلات زندگی، نیاز به بحث و گفتگو با همسرمان داریم. می‌گویم آفرین. "مباحثه آری، مجادله هرگز".
شاید این سوال برایتان پیش‌آید که شما گفتید مجادله باتلاقی است که همسران در آن هردو باهم غرق می‌شوند و فضای جان و روح و زندگی خویش را تاریک می‌کنند، اما درباره مباحثه می‌گویید آفرین، مباحثه نیاز است. پس چه فرقی است میان مجادله و مباحثه؟
در جواب و برای اینکه همسران در باتلاق مجادله گرفتار نشوند، تفاوت‌های مجادله و مباحثه را بیان می‌کنیم.
۱. در زمان مجادله، هر یک از دو طرف جدل، ناخودآگاه، طرف مقابل را خصم خویش می‌پندارد. حال فرض کنیم در فضای خانواده، مجادله رخ دهد. همسرانی که باید در حالت نهایت عشق و دوستی و محبت به همدیگر باشند، مجادله کار را به جایی می‌رساند که در زمان مجادله، همسرشان را دشمن می‌پندارند. اما مباحثه این‌گونه نیست. در مباحثه، با حفظ فضای عاشقانه و صمیمی، مسائل و مشکلات، مطرح و حل و فصل می‌شود.
۲. در مجادله، هدف غلبه بر طرف مقابل است و برای رسیدن به این هدف، از هر روشی استفاده می‌کنند. حال ببینیم که در فضای زندگی با همسرمان اگر به چنین باتلاقی بیفتیم، چه بلاهایی که بر سر زندگی‌مان نمی‌آید! اما در مباحثه، زن و شوهر هدفشان حل مشکلات و بهبود زندگی زناشویی و رونق بخشیدن به زندگی است.
۳. در مجادله، بین زن و شوهر چراغ عقل خاموش می‌شود و منطق نیز به ‌کنار می‌رود و هر یک از زن و شوهر، برای پیروزی بر همسرش، دست و پا می‌زند. غافل از اینکه در این باتلاق، هرچه بیشتر دست و پا بزنند، بیشتر فرومی‌روند و گرفتارتر می‌شوند. اما در مباحثه، همسران با بهره گیری از نور عقل و منطق پیش می‌روند و زندگی خویش را روشنایی می‌بخشند.
۴. در فضای مجادله، با توجه به هدف مجادله، ممکن است زن و شوهر آرامش خود را از دست بدهند، صدایشان را بلند کنند، حتی - خدای ناخواسته - ممکن است زد و خورد کنند. اما مباحثه قطعا این‌گونه نیست و آرامش خانواده حفظ می‌شود.
۵. در مجادله، ممکن است پرده حرمت و حیاء میان زن و شوهر دریده شود و به همدیگر بی‌حرمتی ‌کنند و فحش و ناسزا هم چاشنی کارشان شود. اما در مباحثه، زن و شوهر حرمت و احترام یکدیگر را نگه‌ می‌دارند و صبر می‌کنند سخن دیگری به اتمام برسد و پس از آن لب به سخن بگشاید.
۶. در مجادله، ضمن اینکه خود مجادله گناهی بزرگ است، احتمال اینکه همسران دچار گناهان دیگری همچون غیبت، تهمت و دروغ شوند، بسیار است. اما جو مباحثه، جو تهمت و غیبت و دروغ نیست.
۷. پس از مجادله زن و شوهر، هردو عصبی هستند، حتی اگر، به‌ظاهر، پیروز میدان باشند، چرا که خداوند سبحان آنان را برای مجادله در کنار یکدیگر قرار نداده است. اما پس از مباحثه، زن و شوهر با به نتیجه مطلوب رسیدن، خشنود و شاداب می‌شوند.

سخن پایانی:
بیاییم از مجادله، در فضای زندگی با همسر، بپرهیزیم تا در زمره "السابقون السابقون، اولئک المقربون" قرار گیریم. ان‌شاءالله. و لله الحمد.

۹۷/۵/۳



  • علی اکبر مظاهری
۰۱
مرداد



این دلنوشته را قبلا در فصل چهارم کتاب "دختران و انتخاب همسر" آورده‌ایم.

درد دل یک پسر

دلنوشته‌ای از آقای سید سبحان سبحانی

استاد گرامی، جناب آقای مظاهری، با عرض سلام و ادب؛
چندی پیش که خبردار شدم کتاب ارزشمند «دختران و انتخاب همسر» را برای انتشار، آماده می‌کنید، بسی خرسند گشتم.
آری؛ در جامعۀ امروزی ما، هستند دختران نجیبی که خود را به زیور عفاف آراسته و در انتظار همسر آیندۀ خود نشسته‌اند، اما به هر دلیلی، خواستگار مناسبی به سوی ایشان، آهنگ اشتیاق سر نداده است.
چه اشکالی دارد که دختران نیز، همانند پسران، البته با حفظ حیا و مراعات شئون دختر جامعۀ اسلامی، بتوانند همسر آرزوهای خود را برگزینند؟
مگر نه این است که حضرت خدیجه، بزرگ بانوی عالم، در اوج کمالات و فضایل، خود به پیام‌آور رحمت، پیشنهاد ازدواج دادند؟
اگرچه این امر، با عرف امروزی جامعه سازگاری ندارد، ولی با تلاش اساتید فرهیخته‌ای همچون شما و فرهنگ‌سازان دلسوز، می‌توان بر برخی از رسوم افراطی عوام، غلبه کرد.
به امید آن روزی که هر دختر عفیف و پسر غیور، کبوتر آرزوهای خود را بیابند و عاشقانه تا ساحل شیدایی با هم به پرواز درآیند. الاهی که چنین باشد.
اما یک درد دل! دردی که امروزِ پسران را می‌آزارد و فردای دختران را.
آیا این دختران، همان‌هایی نیستند که در سال‌های عنفوان جوانی، هیچ خواستگاری را به محضر نمی‌پذیرفتند؟
آیا ایشان همان‌هایی نیستند که در برابر پسران متشخصی که به خواستگاری ایشان می‌آمدند، ابروان خود را گره می‌زدند و با غرور، جوان‌های خوب جامعه را از خود می‌راندند؟
آیا همان‌هایی نیستند که به قصد ادامۀ تحصیل، پشت به زندگی مشترک کردند و اکنون که رو به سوی ازدواج دارند، دیگر از آن خواستگاران مُصرّ و طالب، خبری نیست.
آیا خانواده‌های ایشان، از همان دسته‌هایی نیستند که سربازی، شغل خوب، مسکن و ... را از شروط اساسی ازدواج می‌دانند و اخلاق و ایمان جوانان را به حاشیه رانده‌اند؟
یا همان پدران سخت‌گیری که برای چند سکه، بخت دختر دلبند خود را تیره و شیرینی عشق را بر کام جوانان تلخ می‌کردند؟
یا آن مادرانی که در مسیر تحقیقات، دنیا را زیر و رو می‌کنند و بعد که دلیلی برای رد خواستگاران ندارند، دست به دامن خرافات و رؤیاها می‌شوند؟
این پدران محترم و مادران عزیز، از کدام رو، با کدام حجت شرعی یا دلیل منطقی، دست رد به سینۀ جوانان برومندی که توان ادارۀ زندگی را دارند و خود را به زینت اخلاق و ایمان آراسته‌اند، می‌زنند؟
این پدرانی که روی نورچشمی‌های خود با سکه قیمت‌گذاری می‌کنند، پاسخ دهند که آیا خودشان، هنگام آغاز زندگی، از تمامی امکانات برخوردار بودند، یا با مشقت و زحمت و با کمک عاطفه و محبت، مقدمات زندگی را فراهم آوردند؟
باید کتابی هم نوشت با عنوان «پسران و مشکلات ازدواج»، تا بخوانند همان‌ها که با وسواس و سخت‌گیری، راه را بر ازدواج جوانان سد می‌کنند و از جوانان با انگیزه و با عرضه، سرخوردگانی ناکام و افسرده به عمل می‌آورند.
به امید آن روزی که همۀ دختران پاک و پسران سالم عالم، با سادگی و بی‌تکلفی، در اوج عزت و محبت و با هدایت خانوادهایشان، دل در گرو یکدیگر نهند و فرداهای روشنی را برای هم رقم بزنند.
به امید آن روزی که ایمان و اخلاق، اساسی‌ترین معیارهای زندگی مشترک قرار گیرند و پدران خیراندیش و مادران دلسوز، به مسیر مشکلات مالی و نظایر آن، به چشم اغماض بنگرند.
این‌گونه که باشد، فساد و بی‌اخلاقی نیز از جامعۀ اسلامی ما رخت خواهد بست. ان‌شاءالله.
زندگی عرصۀ یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمۀ خود خوانَد و از صحنه رَوَد
صحنه پیوسته به جاست
خُرّم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.
سپاس فراوان.

این جوان، راست می‌گوید. سخن او، بوی سوختگی دل پسران پاک و مظلوم را می‌دهد؛ پسران رنج‌دیده‌ای که می‌خواهند پاک بمانند و آرزو دارند که در آغاز جوانی، مونسی داشته و از نعمت همسر بهره‌مند باشند و به جان و ایمانشان آسیب نخورد، اما برخی از دختران و خانواده‌هایشان، دمار از روزگار ایشان برمی‌آورند.
آری؛ ایشان نیز مظلوم‌اند؛ مانند دخترانی که این کتاب را برایشان نوشته‌ایم.
«دوستان ظالم»، که فصل سوم کتاب برایشان بود، اینجا نیز همان حضور را دارند؛ عیناً. اما در این فصل، با خود دختران سخن می‌گوییم. شما چرا خودتان عامل بدبختی خود می‌شوید؟

علی‌اکبر مظاهری


  • علی اکبر مظاهری
۰۱
مرداد



اشاره:
در پی انتشار "درد دل یک جوان "، پاسخ‌هایی از دخترانی رسید که دو پاسخ را منتشر کردیم. اکنون همان جوان درد دل‌کن، پاسخی داده‌اند که می‌خوانیم:
سلام. الهی سلامت باشید.
در جواب خانمی که فرمودند مشکل را
باید در خود جویا شوم، توضیحاتی می‌دهم که در صورت صلاحدید، درج بفرمایید تا درد دلی که کردم، توضیحاتش کامل شود:
۱. مادر من، بنده خدا، بسیار مظلوم و کم‌حرف و ساده‌اند. مشاوری می‌گفت ایشان به علت اینکه از من تعریف‌های لازم را نمی‌کنند، مقبولیت اولیه برای خواستگاری را هم نمی‌توانند بگیرند.
۲. ما اصلا تا به‌حال تحقیقی انجام نداده‌ایم و اصولا تا جواب اولیه دو طرف مثبت نباشد، تحقیق صورت نمی‌گیرد. به همان تحقیق اولیه‌ای‌ که یک خانواده آشنا معرفی‌شان کرده‌اند، تمام می‌شود.
۳. بنده اصلا توقعی جز اعتقادات خانم ندارم. از لحاظ موقعیت کاری، یک شرکت تازه‌تاسیس دارم، مشکل مسکن ندارم، و پس اندازی حداقلی برای شروع زندگی دارم، اما اصلا کار به بررسی شرایط نمی‌رسد.
چند مورد هم که در مورد خود من تحقیق کامل داشتند، راضی بودند، اما نمی‌دانم چطور می‌شود که باز هم به جواب نمی‌رسیم. خدا را شکر تحقیقات در مورد من اکثرا مثبت است، فقط شاید شرایط مالی ایده‌آلی ندارم!
از لحاظ خانوادگی هم معمولا خانواده‌هایی یکی دو پله از خانواده ما، از لحاظ موقعیت اقتصادی، پایین‌تر انتخاب می‌کنیم.
این را هم فراموش نکنیم که پیشوایان معصوم‌مان گفته‌اند اگر از دیانت و اخلاق مرد راضی بودید، به ازدواج با او رضایت دهید.
۴. غیر از چند مورد انگشت‌شمار، خواستگاری‌هایم به جلسه دوم کشیده‌ نشده است. و اینطور که من می‌دانم حداقل تا جلسات سوم چهارم، شرط و شروطی نیست، چون اصلا اشنایی شکل نگرفته است.

خیلی دوست دارم پاسخ خود شما را نیر، که تقریبا از موقعیت خود و خانواده‌ام آگاه‌اید، در مورد درد دلم بدانم.


  • علی اکبر مظاهری
۰۱
مرداد



پیامبرمان - صلی ‌الله ‌علیه و آله - فرموده‌اند:
«ان‌الله یحب ان تعدلوا بین اولادکم حتی فی‌القبل؛ خداوند دوست دارد که میان فرزندانتان عدالت ورزید، حتی در بوسیدن آنان.» (کنزل‌العمال، حدیث ۴۵۳۵۰)
اگرچه از واژه «عدالت»، عدالت اجتماعی و حکومتی به ذهن می‌آید، اما عدالت در خانه، کوچک‌تر ازعدالت در جامعه نیست. حتی می‌توان گفت که عدالت در تربیت و عدالت‌ورزی در خانه، از زیربناهای عدالت اجتماعی است؛ زیرا مدیران و رهبران جامعه، در خانه تربیت می‌شوند و از آنجا عدالت را می‌آموزند.
کودکان، روح و ذهنی لطیف و حساس دارند؛ هر یک از کردار و گفتار والدین و مربیان، بر روان آنان اثر می‌گذارد. حلاوت عدالت‌ورزی میان فرزندان، روحشان را طراوت و صفا می‌بخشد، و عدالت ناورزی و تبعیض ناروا، جانشان را می‌آزارد.
مراعات برابری و عدالت میان فرزندان، بر والدینی که دو یا چند فرزند دارند، از بایسته‌های حتمی تربیتی است.

آثار زیانبار بی‌عدالتی تربیتی:
۱. فرزندی که به او بی‌مهری شده، به والدین بدبین می‌شود و کینه آنان را به دل می‌گیرد و کردارشان را بر دشمنی حمل می‌کند. این احساس، پیامدهای تلخی دارد و به رابطه فرزند و والدین، لطمه‌های بی‌جبران می‌زنند، که یکی از آن‌ها برانگیختن حس انتقام‌جویی در فرزند نسبت به والدین است.
۲. رابطة فرزندان، تیره می‌شود. فرزندی که به او بی‌مهری شده، کینه دیگری را که به او پرمهری ناروا شده، به دل می‌گیرد و به او حسادت می‌ورزد و هرگاه و به هر شکل که بتواند، وی را می‌آزارد. این کینه‌ورزی و تیرگی روابط، به دوران بزرگسالی نیز کشیده می‌شود.
۳. فرزندی که به او بی‌مهری شده، احساس حقارت و خودکم‌بینی می‌کند و به عقده‌های آزاردهنده روانی دچار می‌شود.
۴. فرزندی که به او پرمهری ناروا شده، لوس می‌شود و احساس خود‌بزرگ‌بینی و خودشیفتگی افراطی در او برانگیخته می‌شود.
۵. فرزندان، بی‌عدالتی را از والدین خود می‌آموزند و با دیگران و نیز با فرزندان خود در آینده، همان رفتاری را خواهند‌کرد که پدر و مادر با آنان کرده‌اند. این یعنی گسترش بی‌عدالتی و تبعیض ناروا.

فرجام کار:
از بهترین سرمایه‌های پدر و مادر برای دوران کهنسالی، خوش‌رفتاری و احترام فرزندان است. این بن‌مایه را باید از دوران کودکی فرزندان و هنگام تربیت آنان، اندوخت.
پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - در این باره فرموده‌اند:
«اعدلوا بین اولادکم کما تحبون ان یعدلوا بینکم فی‌البر و اللطف؛ میان فرزندانتان عدالت‌ ورزید، همان‌گونه‌ که دوست‌دارید آنان با شمایان، در نیکی و احسان، عدالت ورزند.» (بحارالانوار، جلد ۱۰۴، صفحه ۹۲، حدیث ۱۶)

علی‌اکبر مظاهری

  • علی اکبر مظاهری
۰۱
مرداد



اشاره:
در پست پیشین، پاسخ یک دخترخانم را به "درد دل یک جوان"، که قبلا منتشر کرده بودیم، آوردیم.‌ اینک پاسخی دیگر از دخترخانمی دیگر:

مساله ایشان می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد:
۱. گاهی بستگی به نوع خواستگاری مادر دارد. بعضی‌ها چنان حق‌به‌جانب و متکبرانه با خانواده دختر صحبت می‌کنند، که مشخص است اجازه ورود نخواهند گرفت.
۲. برخی مواقع تحقیق‌ها از سوی خانواده پسر، قبل از خواستگاری، برای خانواده دختر بسیار ناخوشایند است. طوری از همسایه و آشنا تحقیق می‌کنند که به گوش همگان می‌رسد و حتی گاهی آن افراد، پیگیر آخر داستان می‌شوند. بنابراین اگر بعد از خواستگاری، به هر دلیلی، جواب پسر منفی باشد، خیلی‌ها خبردار می‌شوند و ممکن است بی‌جهت عیبی بر دختر بگذارند. در این مواقع هم ترجیح بر رد کردن است.
۳. گاهی توقع پسر از همسر آینده‌اش بیشتر از حد است. و انتظار دارد، تنها به دلیل مذهبی بودن، شرایط دیگر از سوی خانواده دختر نادیده گرفته شود.
۴. بعضی از پسرهایی که به خواستگاری می‌روند، چنان شرط‌هایی قرار می‌دهند که برای خیلی‌ها منزجر کننده است. مثلا می‌خواهند دختر را مطابق سلیقه و ایده‌آل خود بسازنند.

اینان باید مشکل را در خودشان جستجو کنند.


  • علی اکبر مظاهری
۰۱
مرداد



سلام.
دل‌نوشته من را نیز به آقایان برسانید:
بعضی از آقایان، به جای ازدواج با خانم، می‌خواهند با خانه و پول دختر ازدواج کنند!
خانومی هستم 26 ساله. خواستگارهای زیادی دارم. ولی وقتی می‌آیند خواستگاری و خانه 60 متری و اجاره‌ای را می‌بینند، پشیمان می‌شوند. این باعث اذیت روحیه لطیف من خانم می‌شود.
اقایان محترم، لطفا دنبال مادیات نباشید.



  • علی اکبر مظاهری