وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

۱۵ مطلب در مهر ۱۳۹۷ ثبت شده است

۲۶
مهر



در تاریخ ۹۷/۴/۲۵ این "در دل یک جوان" را منتشر کردیم:

درد دل یک جوان

جواب این جوان را چه بدهم؟

سلام.
الهی توفیقاتتون بیشتر بشه.
شما که هم قلم به‌دست هستین هم به‌قول معروف، تریبون دارین، گلایه ما رو هم برسونین به دخترخانمها و خانوادهایشان.
مادرم مدام از این و آن شماره میگیرند، تماس میگیرند، همه هم خانواده‌هایی که گزینش شدن، مذهبی هستن، اما حتی اجازه خواستگاری هم نمیدهن.
اگر هم یکی از هر چندین و چند مورد، اجازه بدهند، بعد خود دختر خانمها میگویند نه.
نمیدانم دگر من جوان باید چکاری انجام بدهم ...
خیلی دلشکسته شدم و ناراحت ...

۹۷/۴/۲۵

که بازتاب گسترده‌ای داشت. کسانی بسیار، پاسخ‌های فراوانی به ایشان و بنده دادند که پاره‌ای از آن‌ها را در همین کانال و برخی جاهای دیگر منتشر کردیم... تا این که آن جوان، دیروز خبر داد که داماد شد.
الاهی شکر.

از او خواستم حکایت دامادشدنش را برایم بنویسد. وقتی نوشت، آن را برای‌تان منتشر می‌کنم. ان‌شاءالله.

به ایشان و نوعروسشان مبارک‌باد و خجسته‌باش می‌گوییم و نیک‌بختی‌شان را از خدای سبحان می‌طلبیم.

علی‌اکبر مظاهری

  • علی اکبر مظاهری
۲۶
مهر

در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند/
من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند/

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی/
عشق داند که در این دایره سرگردانند/

جلوه‌گاه رخ او دیده من تنها نیست/
ماه و خورشید همین آینه می‌گردانند/

عهد ما با لب شیرین‌دهنان بست خدا/
ما همه بنده و این قوم خداوندانند/

مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم/
آه اگر خرقه پشمین به گرو نستانند/

وصل خورشید به شبپره اعمی نرسد/
که در آن آینه صاحب‌نظران حیرانند/

لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ/
عشقبازان چنین مستحق هجرانند/

مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار/
ور نه مستوری و مستی همه‌کس نتوانند/

گر به نزهتگه ارواح برد بوی تو باد/
عقل و جان گوهر هستی به نثار افشانند/

زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد/
دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند/

گر شوند آگه از اندیشه ما مغبچگان/
بعد از این خرقه صوفی به گرو نستانند/

  • علی اکبر مظاهری
۲۶
مهر



امیرمؤمنان علیه السلام حکایت کرده که پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله فرمود:
مَنْ وُلِدَ لَهُ مَوْلُودٌ فَلْیُؤَذِّنْ فِی أُذُنِهِ اَلْیُمْنَى وَ لْیُقِمْ فِی اَلْیُسْرَى فَإِنَّ ذَلِکَ عِصْمَةٌ مِنَ اَلشَّیْطَانِ؛(بحار الأنوار ، ج 81 ، ص 162)
هر که دارای فرزند شود، باید در گوش راست او اذان گوید و در گوش چپش اقامه گوید؛ که این، مایه امان کودک از آسیب شیطان است.
و ایشان فرمان داد که با حسن و حسین چنین شود، و علاوه بر آن، در گوش‌هاشان سوره حمد و آیت‌الکرسی و آیه‌های پایانی سوره حشر و دو سوره فلق و ناس نیز خوانده ‌شود.

اسلام که آیین حیات بالنده و فرخنده است، نخستین وظیفه والدین را، پس از ولادت فرزند، نوازش جان نوزاد با گلبانگ خوشاهنگ توحید و نبوّت و نماز و رستگاری و شایسته‌ترین کردارها تعیین نموده است، تا آدمی، از همان آغاز زندگانی این‌چنانی‌اش، آهنگ صراط مستقیم کند و بر طریقت رستگاری رهنمون شود.
«اینکه در اسلام توصیه شده... به هنگام تولد نوزاد، در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگویند، به دلیل تاثیرگذاری فوق العاده مهم صداهاست. حال که صدا این‌قدر در تکوین شخصیت و سازش‌یافتگی کودک اثربخش است، پس چرا بهترین و کامل‌ترین صداها، یعنی صدای اذان را در دوران جنینی و پس از تولد به او هدیه نکنیم؟ قطعاً سر دادن این سرود آزادگی و آشنا نمودن روح و روان کودک با کلمات توحید، در منش و شخصیت کودک، موثر واقع می‌شود.
ما باید تلاش کنیم، تا جایی که برای‌مان مقدور است، کودکان را در معرض زیبا‌ترین و پاک‌ترین صداها قرار ‌دهیم. تأکید بر این نکته ضروری است که تأثیر‌پذیری جنین و رشد شخصیت کودک (در سال‌های اول زندگی) از صدا، برجسته‌ترین ویژگی‌های این دوره است.»
(دکتر افروز؛ روانشناسی و تربیت کودکان و نوجوانان، صفحه 13)

  • علی اکبر مظاهری
۲۶
مهر



تکمله‌ای از جناب استاد احمد پاک‌نهاد

بیماری‌ها را می‌شود به چند دسته تقسیم کرد:
۱. بیماری‌های لاعلاج فعلی.
۲. بیماری‌های صعب‌العلاج فعلی.
۳.بیماری‌های بهبودیافته که احتمال عود بیماری هست.
۴.‌ بیماری‌های کوچک عرفی و غیر حاد.
در سه مورد اول، حق همسر آینده است که اطلاعات کافی درباره بیماری داشته باشد. اما در خصوص مورد چهارم، لزومی به بیان بیماری نیست، چرا که اغلب، به‌دلیل حساسیت امر و دل نگرانی‌ها، از کاهی کوهی ساخته می‌شود و سوء ظن‌ها تحریک می‌شود.
نکته آخر آن‌که در بسیاری ازموارد، این اعتماد دو سویه و رازداری، اتفاق نمی‌افتد و مسئله پخش می‌شود و از سوی خانواده طرف مقابل، واکنش‌های تندی سر می‌زند که - مثلا - شما قصد فریب فرزند ساده ما را داشته اید و...

  • علی اکبر مظاهری
۲۶
مهر



روایت سوم

۵. نیایش‌های یک خانه‌دار

خانم وحیده گلزاده، نویسنده موفق.

نیاز؛ مادر نوآوری

... اگر نیاز، مادر اختراع است، محدودیت قطعاً مادر نیاز و مادربزرگ اختراع است. و من خانه‌داری را از جنس همین محدودیت می‌بینم که پایانش به اختراع ختم می‌شود.

مدیر من!

خیلی از ما الان در همین مرحله محدودیت به سر می‌بریم. مثلاً من سال‌هاست دیگر مثل دوران مجردی و خان‌سالاری‌ام، صبح تا غروب کتابخانه نرفته‌ام که شب برگردم خانه و با جمله «با بچه‌ها داشتیم تحقیق می‌کردیم»، در مرکزیت عواطف خانواده قرار بگیرم، تحویلم بگیرند و خسته نباشید بگویند. دیگر افسار بکن نکن‌ها دست خودم نیست. تابع نظم و نسق خانواده‌ام و فی‌الواقع کوچولوی زیر ده کیلوی خانه است که می‌گوید کی بخوابیم و کی بیدار شویم. یا کی به پارک برویم و دیگر هم برنگردیم! الان طوری شده که اگر کسی هدیه تولد به من یک دوره کارگاه کارورزی یا مهارت افزایی‌ای چیزی بدهد، از خوشحالی از پنجره بسته خودم را بیرون پرتاب می‌کنم. این روزها آن‌قدر وقتم پر است که وقتی بچه‌ام می‌خوابد، مثل کشی که در برود، می‌افتم دنبال کارهایی که برای انجامش به فراغت و تمرکز نیاز دارم. و همین محدودیت اتفاقاً مرا به چیزی بیشتر از هواپیما و ماشین لباسشویی رسانده. با این‌همه این‌جور وقت‌ها، توی این سختی‌ها، معتقدم فقط یک نفر می‌تواند ما خانه‌دارهایی که به دنبال علم و معرفت هستیم را مدیریت کند و آن هم کسی نیست جز خدا. برای همین نیایشم را تقدیم او می‌کنم.

روزی علمی من

خدایا! فقط خودت می‌توانی روزی علمی مرا مدیریت کنی. من مشتری هر شب تعقیبات نماز عشاء شده‌ام که «وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ عِلْمَهُ عِنْدَکَ وَ أَسْبَابَهُ بِیَدِکَ؛ به یقین می‌دانم که علم به روزی من نزد تو و اسباب آن به دست توست.» (از تعقیبات نماز عشا)
همه وقت من همین ۳ - ۴ ساعتی است که بچه‌ام خواب است و ۱۰ - ۲۰ دقیقه‌هایی که می‌تواند به تنهایی بازی کند و من بنشینم پای کتاب و لپ‌تاپم. بضاعت من همین است. همین را برکت بده و برایم موقعیت و فرصت بساز. از همان فرصت‌هایی که یک‌دفعه استعدادهای نهفته کسی را رو می‌کند و پدیده‌ای را به جامعه معرفی می‌کند.

الان آرامم!

با همین نگاه است که آرامم و حرص آینده را نمی‌خورم. از کودکیِ کوچولوی توی خانه‌ام لذت می‌برم و وقتی با هم بازی می‌کنیم، شادم؛ و البته لغت‌های زبان جدیدی که دارم یاد می‌گیرم هم اینجا هست: در جیبم و روی در یخچال و روبروی سینک ظرف‌شویی و کنار اجاق گاز. و خلاصة کتاب‌های درسی‌ام که آخر ترم می‌شود تزئینات در و دیوار خانه؛ و دفترچه یادداشت کوچکم که ایده‌ها و جرقه‌های ذهنم را در آن یادداشت می‌کنم تا شب که این فسقلی خوابید، با لب تاپم در میان بگذارم و خوب‌هایش را استفاده کنم. حتی کتاب‌خوانی‌ام را هم ترک نکرده‌ام. وقتی در پارک، تاب دخترم را با یک دست تکان می‌دهم، با دست دیگرم کتابم را نگه می‌دارم و می‌خوانم. فقط دیگر کتاب‌ها به تمیزی قبل نمی‌مانند و نمی‌توانم کتاب‌های حجیم و جلد گالینگور دست بگیرم.
خلاصه، زندگی این روزهای من خانه‌دار جویای علم، با همین یک جمله روایت می‌شود:
از من حرکت، از خدا برکت...
دلتان را به خدا قرص کنید.

منتشر شده در مجله خانه خوبان شماره ۱۱۵، مهر ۱۳۹۷.

از سرکار خانم وحیده گلزاده و عزیزان خانه خوبانی سپاسگزاریم.


👇

  • علی اکبر مظاهری
۲۶
مهر



تکمله‌ای از جناب استاد احمد پاک‌نهاد

اشاره:
پس از انتشار پست مشاوره‌ای "پسر سی‌ساله و دختر پانزده‌ساله" در تاریخ ۹۷/۵/۱۸، برادر اخلاق‌مدارمان، جناب استاد احمد پاک‌نهاد، این تکمله را بر آن نوشتند. با سپاس از ایشان:

علاوه بر موارد ذکرشده، شاید موارد مهم زیر نیز باید بیان شود:
۱. اختلاف سنی دوبرابری، نه تنها موجب اختلال در نوع نگاه و تفکر به موضوعات مهم زندگی، مانند فرزندآوری و تربیت فرزند است، بلکه در عمل، حتی درموارد توافقی، مشکل‌آفرین است.
۲. شور و شادابی، در این ازدواج‌ها، اگرچه شاید در ابتدا وجود داشته ‌باشد، اما در ادامه زندگی اغلب مشکلاتی را به همراه دارد.
۳. فاصله سنی زیاد، اغلب موجب می‌شود «همسری» اتفاق نیفتد، بلکه ناخواسته، بیشتر نگاه تربیتی - آموزشی بین طرفین حاکم ‌شود.
۴. روابط زناشویی و جنسی، در چنین ازدواج‌ها، بامشکلات عدیده‌ای همراه است. هیجانات جنسی ناهمگون و اطلاعات و فهم جنسی متفاوت، از این مشکلات است.
۵. ناپختگی‌ یا عدم بلوغ شخصیتی در خانمی پانزده‌ساله، در برابر مردی سی‌ساله که از عقلانیت بالاتری برخوردار است و نیز به دلیل بالارفتن سن ازدواجش گرفتار حساسیت‌ها و وسواس‌های غیراختیاری شده‌ است، از دیگر علل نهی این ازدواج است.
اختلاف سنی بلوغ شرعی دختران و پسران، که در اسلام بیان شده، می‌تواند ملاک خوبی برای حد اکثر اختلاف سنی آقا وخانم باشد.
البته واضح است که ما از استثناءها سخن نمی‌گوییم.


  • علی اکبر مظاهری
۱۳
مهر



روایت سوم

۵. خانم "سایه حبیب"، کارشناس ارشد فلسفه هنر.

با وجود اینکه اگر من جای بیتا بودم، به احتمال زیاد، سرپرستی و حمایت عاطفی از کودکم را به خواسته‌ها و آرزوهای خودم ترجیح می‌دادم (زیرا اگر من نبودم آن طفل بی‌گناه هم به وجود نمی‌آمد، پس من در به‌وجود‌آوردن این کودک، وظیفه و مسئولیت دارم)، اما در جامعه کنونی ما زنان بسیاری هستند که خود را فراموش می‌کنند؛ زندگی‌شان همه وقف فرزند می‌شود.
پس نمی‌توان حق زندگی و خوشی را از یک زن، به‌خاطر مسئولیت مادربودنش، از او سلب کرد، زیرا یک مادر، قبل از پذیرفتن نقش مادری و در درجه اول، یک انسان است. خطا از آنجا شروع می‌شود که بخواهیم نقش مادری را با آرزوهای او به عنوان یک انسان دارای حق زندگی و هویت مستقل، در تقابل و تضاد بدانیم. این نگاه باعث ایجاد دوراهی و انتخاب تک‌گزینه‌ای می‌شود. راه حل من تعویق است نه جدایی.
بیتا می‌توانست نقش مادربودن را، به دلیل مسئولیتش در به این جهان‌آوردن فرزندش، حفظ کند و متعهد به مسئولیتش بماند. رفتن به دنبال آرزوهایش را اندکی به تعویق اندازد تا کودکش به مرحله ای از بلوغ و آگاهی برسد، آنگاه هردوی آن‌ها، برای ادامه زندگی، تصمیمی همدلانه بگیرند. ای‌بسا نیاز به حمایت عاطفی کودک بیتا، تا چند سال دیگر، متعادل شود، نه این‌که اکنون که کودک در اوج نیاز به حمایت و محبت مادرانه است، به حال خود رها شود.
اگر بیتا در حال کنونی‌اش یک زن جوان و زیبا و موفقی است، پس طرح این مساله که او پنج سال است فرزندش را ندیده است، چه لزومی دارد؟
بیتا در زمان به‌دست‌آوری تمام موفقیت‌هایش دغدغه فرزندش را داشته و دچار تردید است که می‌گوید پنج سال است فرزندش را ندیده!
اگر بیتا در وضعیت کنونی‌‌اش یک زن موفق بود، دیگر در گوشه ذهنش به سال‌شمار جدایی و ندیدن فرزندش فکر نمی‌کرد.




  • علی اکبر مظاهری
۱۳
مهر



روایت سوم

۴. خانم مهندس فاطمه کوثر، مقطع دکتری دانشگاه صنعتی اصفهان.

نکته‌هایی در باره حکایت خانم "بیتا":
۱. نتیجه‌گیری کلی، آن‌ هم در موضوعاتی که با اخلاق، روحیات و سلایق آدمیان، مرتبط است، غیر قابل اعتماد است. همه ما این تجربه را داشته‌ایم که دو فرد، در یک موضوع و در موقعیت ظاهرا یکسان، متفاوت عمل کرده‌اند. این امر، نتیجه توان روانی مختلف و یا ارزش‌های متفاوت آدمی است.
اگر زندگی کسی چون "بیتا" این‌گونه جواب داده، دلیل نمی‌شود که بتوان گفت همه زنان، اگر از عواطف و نیازهای زنانه و مادرانه‌شان بگذرند، زندگی موفقی خواهند داشت.
۲. آیا مطمئنیم که از درون اشخاصی مثل بیتا و کمبودهای احتمالی آن‌ها آگاهیم؟ آیا همه زندگی هر کس، همان چیزی است که دیگران می‌توانند ببینند؟
۳. آیا خانم‌های فراوانی که، با وجود تاهل و مادری، افراد موفقی در اجتماع و نیز در خانواده هستند، قابل الگوگیری نیستند؟ و یا خانم‌هایی که، با وجود موفقیت‌های اجتماعی، اعتراف می‌کنند که به‌دلیل مجردبودن، کمبود تجربه حس مادری و همسری را در خود احساس می‌کنند. آیا اینان ارزش عبرت گیری ندارند؟
۴. بهترین راه، در همه موقعیت‌های زندگی، صادق‌بودن با خودمان است. آیا موفقیت یا شکست، چه در زندگی خانوادگی و چه در زندگی اجتماعی، به دست خود ما است و بسته به مهارت‌های مدیریتی و مواجهه ما با پدیده‌های اجتماعی‌، یا به دست عوامل محیطی و اطرافیان است؟
خداوند اراده و توانی به انسان بخشیده که قادر است در هر موقعیت سختی، راه حلی درست بیابد. هر انسانی، قادر است که حال خوب یا بد خود را وابسته به غیر خود نکند و خودش تصمیم بگیرد که چگونه باشد. همان‌که روانشناسان به آن "خودکنترلی" می‌گویند.
پس بهتر است که موفقیت یا شکست خود را به اصل مساله ازدواج و مادری مربوط نکنیم، بلکه به خودمان برگردیم و عملکرد خودمان را نقد کنیم.

با این شرح، چرا بر نیاز فطری خودمان به ازدواج و مادر بودن، سرپوش بگذاریم و به خودمان دروغ بگوییم؟
مگر نه این است که ازدواج، توصیه‌ای الاهی است از سوی خدایی که ما را خلق کرده و می داند که ما به چه چیزهایی نیاز داریم؟





👇

  • علی اکبر مظاهری
۱۳
مهر



مشاوره خانواده

پرسش:
خانم متأهلی پرسیده‌اند: مادرم گلایه می‌کند و می‌گوید: «چرا مسائل زندگی‌ات را به من نمی‌گویی و من را در جریان امور مختلف زندگی‌ات قرار نمی‌دهی؟» لطفاً بفرمایید که یک دختر چه میزان از مسائل زندگی مشترکش را لازم است با مادرش در میان بگذارد؟

پاسخ ما:
آفرینتان می‌گوییم که پاسدار حریم زندگی‌تان هستید.
چون اخلاق و منش مادرتان را نمی‌دانیم، به‌ گونه‌ای عمومی و فراگیر به پرسشتان پاسخ می‌دهیم:
مسائل زندگی‌تان را سه دسته کنید:
۱. رازهای زندگی؛
مسائل خصوصی زندگی، رابطه خود و همسرتان، دلخوری‌های میان خود و همسرتان که الاهی هرگز نباشد، امور اقتصادی‌تان. این‌ها را نه‌تنها به مادرتان، بلکه به هیچ‌کس دیگر نگویید. مگر به مشاوری دانا، توانا و امین؛ آن هم در صورت لزوم و برای گرفتن راهکار حل مسائل.
۲. امور پنهان؛
برخی از مسائل زندگی به گونه‌ای است که اگر آشکار شود، دخالت دیگران را برمی‌انگیزد؛ مانند پس‌اندازهای مالی، تصمیم‌هایی برای زندگی آینده و میزان درآمدهای مالی. ما نباید دیگران را به‌ دخالت در زندگی خود دعوت کنیم. بگذارید امور پنهان، پنهان بماند؛ چراکه آشکار شدنشان آفت خیز است.
۳. امور آشکار؛
مسائلی که پنهان‌کردنش نه ضروری است، نه ممکن؛ مانند امور عادی و روزمره زندگی، خرید یا تعویض خانه، وسایل خانه، اتومبیل. این امور آشکار را خویشان و دوستان می‌بینند؛ اما این‌ها را نیز بگذارید بعد از انجام کار ببینند و خبردار شوند.
درخواست مادرتان را، مؤدبانه، اجابت نکنید. لازم نیست به صراحت با ایشان مخالفت کنید. با لبخند پاسخشان گویید و در عمل دخالتشان ندهید.
در آموزه‌های دینی ما آمده:
رفت‌وآمدهایت و دارایی‌ات و عقیده و اندیشه‌ات را پنهان بدار.
خداوند سبحان رهنمایتان باد.

علی‌اکبر مظاهری، مجله خانه خوبان، شماره ۱۱۵، مهر ۹۷.


  • علی اکبر مظاهری
۱۳
مهر



مشاوره خانواده

پرسش:
خانمی ‌نوشته‌اند: بازنشستگی همسرم شاید به خاطر مزایا و دریافت‌های مالی، برایمان بد نشده، ولی - متأسفانه - صمیمیت ما کمتر شده. او بیشتر از قبل عصبانی می‌شود، از کوره در می‌رود، ایرادهای بی‌جا می‌گیرد.
به راهنمایی شما نیازمندم.

پاسخ ما:
آفرینتان می‌گوییم که چنین دانایید. مرحبایتان می‌گوییم که چنین در اندیشه پاسداری از ارزش‌های زندگی‌تانید. خدایتان پاداش نیکو دهد. موقعیت شما و همسرتان و وضعیت جدید زندگی‌تان را می‌شناسیم و درک می‌کنیم؛ زیرا این پدیده (بازنشستگی و ناگواری‌های آن)، پدیده‌ای است گسترده و شناخته‌شده‌.

اکنون چنین کنید:
۱. پاسداری از صمیمیت؛
صبوری ورزید. نگذارید صمیمیت‌تان خدشه پذیرد. می‌دانیم که سخت است، اما فایده‌هایش بسیار است. شما و همسرتان سال‌ها با صمیمیت زندگی کرده‌اید. این گوهر بی‌بدیل را هرگز از کف ندهید. با تمام توان از آن پاسداری کنید.
۲. پرهیز از مقابله‌به‌مثل؛
هنگامه‌های عصبانیت و از کوره‌دررفتن‌های همسرتان، با ایشان مقابله‌به‌مثل نکنید.
۳. بازنشستگی یا خانه‌نشینی؛
ما با همسرتان سخن بسیار داریم. چگونه می‌توانیم با ایشان سخن بگوییم؟ ما را در انجام این کار یاری کنید. «بازنشستگی» با «خانه‌نشینی» متفاوت است. آنچه مثبت است، بازنشستگی قانونی و بهره‌مندی از مزایای آن است، اما خانه‌نشینی، برای مرد، منفی است. این موضوعی است که درباره آن با همسرتان سخن داریم. اما اکنون که شما مخاطب ما هستید، می‌گوییم: همسرتان را به بیرون‌رفتن از خانه تشویق کنید، اما با مهربانی و ظرافت، نه با دستور و تحقیر.
۴. در جست‌وجوی آرامش؛
همسرتان را به مشاوره با مشاوری دانا و توانا تشویق کنید.
۵. در آثارمان، درباره بازنشستگی، بسیار نوشته‌ایم. به‌خصوص در کتاب «فرهنگ خانواده» که یک بخش بلند چهار فصلی به این موضوع اختصاص یافته است. آن را به دقت بخوانید و همسرتان را نیز تشویق به خواندن کنید.
خدای سبحان یاور و مددکارتان باشد.

علی‌اکبر مظاهری، مجله خانه خوبان، شماره ۱۱۵، مهر ۱۳۹۷.



  • علی اکبر مظاهری