وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

۶ مطلب در آذر ۱۳۹۷ ثبت شده است

۱۳
آذر


آن جوان که قرار بود حکایت داماد‌شدنش را برای‌مان بگوید، به عهدش وفا کرد. ببینید:

"آن جوان" داماد شد!

در تاریخ ۹۷/۴/۲۵  این "در دل یک جوان" را منتشر کردیم:

درد دل یک جوان

جواب این جوان را چه بدهم؟

سلام.
الهی توفیقاتتون بیشتر بشه.
شما که هم قلم به‌دست هستین هم به‌قول معروف، تریبون دارین، گلایه ما رو هم برسونین به دخترخانمها و خانوادهایشان.
مادرم مدام از این و آن شماره میگیرند، تماس میگیرند، همه هم خانواده‌هایی که گزینش شدن، مذهبی هستن، اما حتی اجازه خواستگاری هم نمیدهن.
اگر هم یکی از هر چندین و چند مورد، اجازه بدهند، بعد خود دختر خانمها میگویند نه.
نمیدانم دگر من جوان باید چکاری انجام بدهم ...
خیلی دلشکسته شدم و ناراحت ...

۹۷/۴/۲۵

که بازتاب گسترده‌ای داشت. کسانی بسیار، پاسخ‌های فراوانی به ایشان و بنده دادند که پاره‌ای از آن‌ها را در همین کانال و برخی جاهای دیگر منتشر کردیم... تا این که آن جوان، دیروز خبر داد که داماد شد.
الاهی شکر.

از او خواستم حکایت دامادشدنش را برایم بنویسد. وقتی نوشت، آن را برای‌تان منتشر می‌کنم. ان‌شاءالله.

به ایشان و نوعروسشان مبارک‌باد و خجسته‌باش می‌گوییم و نیک‌بختی‌شان را از خدای سبحان می‌طلبیم.

علی‌اکبر مظاهری

۹۷/۷/۲۷

اکنون حکایت و گزارش، در دو پست:

یکم:

http://nahad.mums.ac.ir/index.php/component/content/article/26-home/news/1369-nahad-news-150?Itemid=101

  • علی اکبر مظاهری
۱۳
آذر

همدلی و همراهی (۳)

اشاره:
انتشار پست "ظلمی بی‌جبران. دختری که پیر شد"، بازتاب‌هایی داشت. برخی، مانند آن دختر چهل‌ساله، نالیدند و خود را مانند او نامیدند. دیگرانی با او همدردی کردند و دلداری‌اش دادند. و دیگرانی دیگر، ناله‌های او را ناروا شمردند و وی را نهیب زدند که برخیزد و شهامت ورزد و به پیش تازد.
چند پیام از هر سه گروه را می‌آوریم. همراهی‌مان کنید.
۳. خانم نرگس مرادی (کارشناس ارشد فلسفه هنر ) نوشته‌اند:

 مردان فرزندداری که به دلیل جدایی یا بیماری، همسر خود را از دست داده‌اند و قصد فرزندآوری ندارند، اما نیاز زیستی و عاطفی و سایر کارکردهای یک زندگی مشترک را دارند، می‌توانند همسران مناسبی باشند برای خانم‌های مجردی، که به هر دلیل، امکان تشکیل زندگی را تا قبل از سن قطع باروری خود نیافته‌اند.
 اگرچه یکی از کارکردها و اهداف اصلی تشکیل زندگی مشترک، فرزندآوری است، اما این مهم، تنها دلیل و علت غایی امر ازدواج نیست. به فرموده قرآن کریم در آیه 21 سوره روم: "وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ؛ از آیات خداوند سبحان این است که برای شمایان از جنس خودتان همسرانی آفرید تا نزد ایشان آرامش یابید و میان شما دوستی و محبت قرار داد. همانا در این امر، نشانه‌هایی است برای گروهی که تفکر کنند."
 خداوند متعال دوستی و محبت و آرامش حاصل از ازدواج را برتر از فرزندآوری نهاده است. پس می‌توان این‌گونه نیز تعبیر نمود که همواره نیاز به ازدواج و همسریابی و آرامش حاصل از آن، بر مساله فرزند آوری، اولویت دارد.
 بنابراین نه مردانی از این دست، محکوم و مجبور به تحمل و کشیدن بار زندگی به تنهایی هستند و نه خانم‌هایی که فرصت فرزندآوری را از دست داده‌اند، مجبور به ادامه حیات به‌ صورت انفرادی‌اند.
با اینکه خانم‌هایی مانند خانم سامانی، دیگر فرصت فرزندآوری ندارند، اما این به معنی تنها زندگی‌کردن آن‌ها نیست. آنان می‌توانند در کنار مردی زندگی کنند که او نیز همسر خود را، به هر دلیل، از دست داده است.
کمک در امر تسهیل ازدواج این  دسته از مردان و زنان، از مصادیق باقیات صالحاتی است که امید به پاداش را در پیشگاه خداوند، برای نیکوکاران، افزایش می‌دهد.
به فرموده امام صادق(ع): هر فردی زمینه ازدواج مجردی را فراهم کند، از افرادی است که خداوند، در روز قیامت، به او نگاه [لطف آمیز] می‌کند. (الکافی، ج 5، ص 331).

۸/آذر/۹۷


  • علی اکبر مظاهری
۰۸
آذر



همدلی و همراهی (۲)

اشاره:
انتشار پست "ظلمی بی‌جبران. دختری که پیر شد"، بازتاب‌هایی داشت. برخی، مانند آن دختر چهل‌ساله، نالیدند و خود را مانند او نامیدند. دیگرانی با او همدردی کردند و دلداری‌اش دادند. و دیگرانی دیگر، ناله‌های او را ناروا شمردند و وی را نهیب زدند که برخیزد و شهامت ورزد و به پیش تازد.
چند پیام از هر سه گروه را می‌آوریم. همراهی‌مان کنید.

۲. خانم نازلی مروت (نویسنده، روزنامه‌نگار، دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات)، دیدگاه خانم پونه دهقان را "نگاه متعالی" خوانده و به آن آفرین گفته و نوشته‌اند:

 درست است که ازدواج، برای دختران و پسران، یک اتفاق مهم است، اما آخرین و تنها راه خوشبختی نیست، بلکه یکی از اتفاق‌هایی است که می‌تواند خوشبختی یا بدبختی به همراه داشته باشد.
اصطلاح "پیردختر" و مانند آن، از اصطلاحاتی است که در فرهنگ توسعه‌نیافته ما اهمیت دارد... .


  • علی اکبر مظاهری
۰۸
آذر



اشاره:
انتشار پست "ظلمی بی‌جبران. دختری که پیر شد"، بازتاب‌هایی داشت. برخی، مانند آن دختر چهل‌ساله، نالیدند و خود را مانند او نامیدند. دیگرانی با او همدردی کردند و دلداری‌اش دادند. و دیگرانی دیگر ناله‌های او را ناروا شمردند و وی را نهیب زدند که برخیزد و شهامت ورزد و به پیش تازد.
چند پیام از هر سه گروه را می‌آوریم. همراهی‌مان کنید.

۱. خانم پونه دهقان نوشته‌اند:

با عرض سلام.
من با این دختر خانم محترمه احساس همدردی می‌کنم و قبول دارم که برادران ایشان در حق او اجحاف کرده‌اند و زندگی خود را در الویت قرار داده‌ و به نیازهای خواهر خود بی‌توجهی کرده‌اند. حتی اگر اکنون پشیمان باشند، عمر و جوانی رفته‌ی خواهر بازنخواهدگشت.
      هر چند اعتقاد دارم افکار و رفتار ما به دیگران اجازه چنین برخوردهایی را می‌دهد. اما در حال حاضر، افسوس بر گذشته، مشکل‌گشا نخواهد بود و باید به فکر ساختن آینده‌ای روشن و دلخواه باشند.
سن ازدواج، در جامعه کنونی ما، به دلایل مختلف - متاسفانه - بالا رفته است. ایشان هم یکی از این افراد.
      هر چند ازدواج بهنگام بسیار خوب است، اما نباید ناامید باشند. بسیاری از دخترخانم‌ها و آقاپسرها در همین سن و سال ازدواج می‌کنند. ان‌شالله  ایشان نیز با  همسری کفو خود ازدواج خواهند کرد.
       ولی انسان خوشبختی خود را تنها در امر ازدواج نباید ببیند.
      بنابراین پیشنهاد می‌کنم این دوشیزه محترمه، تا وقتی که امر ازدواج برایشان مهیا گردد، از لذت‌های حلال دیگر این دنیا، مثل مسافرت، مطالعه، ورزش، انجام کارهای هنری مورد علاقه، هم‌صحبتی با دوستان هم‌عقیده، بهره‌مند گردند.
     منتظر نباشیم تا فردی پیدا شود و ما را خوشبخت کند. خوشبختی را خودمان برای خودمان باید بسازیم.


  • علی اکبر مظاهری
۰۲
آذر

دختری که پیر شد

آقای سامانی و برادرانش، که سرپرستی مادر و تنها خواهرشان را بر عهده داشتند، اختیار تصمیم گیری درباره خواستگاران خواهرشان را به دست گرفته بودند. آنان خواستگاران خواهرشان را، بدون نظرخواهی از او، رد می‌کردند و موقعیت ازدواج را از او، که در آن زمان دختری جوان و شاداب بود، می‌گرفتند.
این حکایت به حدود ۳۰ سال پیش بازمی‌گردد. در آن روزگار، که دختران شرم بیشتری از اظهار نظر درباره خواستگارانشان داشتند، خانم سامانی جسارت مخالفت با رفتار غیرمنطقی برادرانش را نداشت و، به‌ناچار، تسلیم بود.
یکی از دلایل مخالفت برادران با ازدواج خواهرشان، که البته مستقیما بیان نمی‌شد، ترس از تنهایی مادرشان بود؛ خواهر را کلفت و پرستار مادر کرده‌بودند.
سال‌ها می‌گذشت و عمر خانم سامانی می‌گذشت و، به‌طور طبیعی، خواستگارانش کم و کمتر می‌شدند، تا اینکه خانم به نزدیک ۴۰ سالگی رسید و دیگر کسی برای ازدواج، به سراغ او نمی‌آمد.
خانم سامانی، که جوانی‌اش به پرستاری و خدمت مادر گذشته بود، اکنون، در ۴۰ سالگی، مادر پیرش را از دست داد و مجبور شد از آن به بعد، زندگی‌اش را به تنهایی بگذراند.
او در بیان درددل هایش می‌گوید:
«برادرانم اکنون زندگی‌های مستقلی دارند و صاحب همسر و فرزندند، در حالی که من مجبورم اکنون تنهایی خود را بپذیرم و دوران پیری‌ام را، به دلیل نداشتن همسر و فرزند، در خانه سالمندان بگذرانم.»
برادران خانم سامانی، که باعث نابسامانی خواهرشان شدند، اکنون پشیمان‌اند، ولی دیگر نمی‌توانند کاری بکنند.
افسوس!

علی‌اکبر مظاهری

  • علی اکبر مظاهری
۰۲
آذر

  • علی اکبر مظاهری