وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
بایگانی

۳ مطلب در فروردين ۱۳۹۸ ثبت شده است

۰۴
فروردين

مشاوره خانوادگی

برخی از زوج‌های جوان می‌پرسند:
اگر همسرمان سخنی گفت و پدر یا مادرمان، سخنی دیگر، کدام مقدم است؟
حتی در این‌باره استفتاء هم می‌کنند که: وظیفه شرعی ما کدام است؟

پاسخ ما

ما به ایشان می‌گوییم: هرکس جای خود را دارد. میان افراد خانواده، تعارض نیندازید.
اما برخی همسران، به‌ویژه جوانانشان و به‌خصوص تازه‌ازواجی‌هایشان، اصرار دارند که از ما جواب بگیرند.

اکنون این حکایت را با هم بخوانیم.

حکایتی قابل تامل

روزی استاد روانشناسی وارد کلاس شد و به دانشجویانش گفت: "امروز می‌خواهیم بازی کنیم. "سپس از آنان خواست که فردی، داوطلبانه، پای تخته برود.
خانمی داوطلب این کار شد. استاد از او خواست اسامی سی نفر از مهمترین افراد زندگی‌اش را روی تخته بنویسد.
خانم اسامی اعضای خانواده، بستگان، دوستان،
هم‌کلاسی ها، و همسایگانش را نوشت.
سپس استاد از او خواست نام سه نفر را پاک کند که کمتر از بقیه مهم بودند.
زن اسامی هم‌کلاسی‌هایش را پاک کرد.
سپس استاد دوباره از او خواست نام پنج نفر دیگر را پاک کند.
زن اسامی همسایگانش را پاک کرد.
این ادامه داشت تا اینکه فقط اسم چهار نفر روی تخته باقی ماند: مادر، پدر، همسر، و تنها پسرش.
کلاس را سکوت فراگرفته بود. چون حالا همه‌ می‌دانستند این دیگر برای آن خانم صرفا یک بازی نبود.
استاد از وی خواست نام دو نفر دیگر را حذف کند.
کار بسیار دشواری بود. او، با بی‌میلی تمام، نام پدر و مادرش را پاک کرد.
استاد گفت: "لطفا یک اسم دیگر را هم حذف کنید."
زن مضطرب و نگران شده بود. با دستانی لرزان و چشمانی گریان، نام پسرش را پاک کرد و بغضش ترکید و هق هق گریست.
استاد از او خواست سر جایش بنشیند. پس از چند دقیقه از او پرسید: "چرا اسم همسرتان را باقی گذاشتید؟
والدین‌تان بودند که شما را بزرگ کردند و شما پسرتان را به دنیا آوردید. شما همیشه می‌توانید همسر دیگری داشته باشید."
دوباره کلاس در سکوت فرو رفت. همه کنجکاو بودند تا پاسخ زن را بشنوند.
زن، به آرامی و با لحنی نجواگونه، پاسخ داد: "روزی والدینم از دنیا خواهند رفت. پسرم هم وقتی بزرگ شود، برای کار یا ادامه تحصیل یا هر علت دیگری، ترکم خواهد کرد. تنها مردی که واقعا کل زندگی‌اش را با من تقسیم می‌کند، همسرم است."

همه دانشجویان از جای خود بلند شدند و برای آنکه زن، حقیقت زندگی را با آنان در میان گذاشته بود، برایش کف زدند.

  • علی اکبر مظاهری
۰۴
فروردين



عید آمد و عید آمد، وان بخت سعید آمد
برگیر و دهل می‌زن، کان ماه پدید آمد

عید آمد ای مجنون، غلغل شنو از گردون
کان معتمد سدره، از عرش مجید آمد

عید آمد و ره‌جویان، رقصان و غزل‌گویان
کان قیصر مه‌رویان، زان قصر مشید آمد

صد معدن دانایی، مجنون شد و سودایی
کان خوبی و زیبایی، بی‌مثل و ندید آمد

زان قدرت پیوستش، داوود نبی مستش
تا موم کند دستش، گر سنگ و حدید آمد

عید آمد و ما بی‌او، عیدیم بیا تا ما
بر عید زنیم این دم، کان خوان و ثرید آمد

زو زهر شکر گردد، زو ابر قمر گردد
زو تازه و تر گردد، هر جا که قدید آمد

برخیز به میدان رو، در حلقه رندان رو
رو جانب مهمان رو، کز راه بعید آمد

غم‌هاش همه شادی، بندش همه آزادی
یک دانه بدو دادی، صد باغ مزید آمد

من بنده آن شرقم، در نعمت آن غرقم
جز نعمت پاک او، منحوس و پلید آمد

بربند لب و تن زن، چون غنچه و چون سوسن
رو صبر کن از گفتن، چون صبر کلید آمد

مولوی، دیوان شمس.

  • علی اکبر مظاهری
۰۱
فروردين

بازآمدم چون عید نو، تا قفل زندان بشکنم
وین چرخ آدم‌خوار را، چنگال و دندان بشکنم

از شاه بی‌آغاز من، پران شدم چون باز، من
تا جغد طوطی‌خوار را، در دیر ویران بشکنم

ز آغاز عهدی کرده‌ام، کاین جان فدای شه کنم
بشکسته بادا پشت جان، گر عهد و پیمان بشکنم

امروز همچون آصفم، شمشیر و فرمان در کفم
تا گردن گردن‌کشان، در پیش سلطان بشکنم

روزی دو باغ طاغیان، گر سبز بینی غم مخور
چون اصل‌های بیخشان، از راه پنهان بشکنم

چون در کف سلطان شدم، یک حبه بودم کان شدم
گر در ترازویم نهی، می‌دان که میزان بشکنم

گر پاسبان گوید که هی، بر وی بریزم جام می
دربان اگر دستم کشد، من دست دربان بشکنم

چرخ ار نگردد گرد دل، از بیخ و اصلش برکنم
گردون اگر دونی کند، گردون گردان بشکنم

نی نی منم سرخوان تو، سرخیل مهمانان تو
جامی دو بر مهمان کنم، تا شرم مهمان بشکنم

ای که میان جان من، تلقین شعرم می‌کنی
گر تن زنم خامش کنم، ترسم که فرمان بشکنم

از شمس تبریزی اگر، باده رسد مستم کند
من لاابالی‌وار خود، استون کیوان بشکنم


مولوی، دیوان شمس، با تلخیص.
نخستین روز سال ۹۸.

سال نو را، به اعضای کانال "از زبان مشاور" و همه خوانندگان خوبمان، خجسته‌باش می‌گوییم.

  • علی اکبر مظاهری