وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

۱۲ مطلب در شهریور ۱۳۹۸ ثبت شده است

۲۱
شهریور

حق خداوند متعال

حق 1
گزیده‌ای از رسالهٔ حقوق امام سجاد علیه‌السلام
امروز سالروز شهادت یادگار کربلاست. مبارز خستگی‌ناپذیری که با درایت خود، راه‌‌ها را می‌شناسد و با تدبیر تمام، آن‌ها را به‌سوی حقیقت می‌پیماید. امام سجاد علیه‌السلام در طول عمر بابرکت خویش، به‌خصوص پس از شهادت پدر بزرگوارشان، در خفقانی که کسی را یارای سخن‌گفتن نبود، با تدبیر و درایت ستودنی به ارشاد جویندگان حقیقت پرداخت. امروز بخشی از آموزه‌های آن حضرت در قالب ادعیهٔ موجود در «صحیفهٔ سجادیه» و برخی منابع دیگر و «رسالهٔ حقوق امام سجاد علیه‌السلام» در دست ماست، اما افسوس که ما از این گنجینه‌های گرانبها به‌اندک بهره می‌جوییم.
رسالهٔ حقوق امام سجاد علیه‌السلام در ۵۱ بند تدوین شده است که می‌توان آن‌را جامع‌ترین بستهٔ حقوقی دانست. در این رساله، کلیات رابطهٔ انسان با خداوند، خود و عالم هستی تبیین شده است.
می‌توان گفت اصول حقوقی‌ای که این رساله به آن پرداخته، اصول حقوق بشر از دیدگاه امام سجاد علیه‌السلام است. حضرت سجاد علیه‌السلام در این مجموعهٔ حقوقی، با نگاهی حق‌بین، حقوق افراد و اقشار مختلف را نسبت به یکدیگر بیان می‌کنند. در خلال این مجموعه، اصول اخلاقی زیادی وجود دارد که با رعایت آن‌ها می‌توان از بروز بسیاری از مشکلات و معضلات در زندگی شخصی و اجتماعی پیشگیری کرد.
بر آنیم که آخر هر هفته، آموزه‌ای از رسالهٔ حقوق امام سجاد علیه‌السلام را بازگو کنیم، باشد که در زندگی فردی و اجتماعی خود به‌کار بندیم.
در سالروز شهادت حضرتش اولین توشه را برمی‌گیریم.

حق خداوند متعال
«فَأَمّا حَقّ اللّهِ الأَکبَرُ فَإِنّکَ تَعبُدُهُ لَا تُشرِکُ بِهِ شَیئاً فَإِذَا فَعَلتَ ذَلِکَ بِإخلَاصٍ جَعَلَ لَکَ عَلَى نَفسِهِ أن یَکفِیَکَ أمرَ الدّنْیَا وَ الآْخِرَةِ وَ یَحْفَظَ لَکَ مَا تُحِبّ مِنهَا؛ اما بزرگترین حق خدا این است که او را بپرستى و چیزى را با او شریک ندانى؛ پس چون با اخلاص چنین کردى، خدا بر عهده گرفته است که کار دنیا و آخرتت را خود کفایت کند و آنچه از آن بخواهى، برایت تأمین کند.»
اولین بند از رسالهٔ حقوق امام سجاد علیه‌السلام به حق خداوند متعال اختصاص دارد که پیام‌های بزرگ آن، پرستش خداوند، توحید و اخلاص است. اینکه خداوند را بپرستی، در پرستش خداوند، احدی را شریک نسازی و همهٔ اینها خالصانه و برای حضرت دوست باشد. هرگاه شرط اخلاص رعایت شد، پاداش آن برای بنده، سامان‌یابی امور دنیوی و اخروی اوست.
جملهٔ پایانی این بند، با حدیثی از حضرت فاطمهٔ زهرا سلام‌الله‌علیها قرابت معنایی دارد که می‌فرمایند: «هرکس عبادات و کارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت‌ها و برکات خود را براى او تقدیر مى‌کند.»
پس ای خدای مهربان! ما را در معرفت حق بزرگت موفق دار و شمه‌ای از توحید توأم با اخلاص را نصیبمان فرما که جز به ارادهٔ تو دانه‌ای از خاک سر برون نمی‌آورد و برگی از درخت نمی‌افتد.

به قلم: زهرا نصیری 

  • علی اکبر مظاهری
۲۱
شهریور

مشاوره‌ٔ خانواده


عشق ویژه

پرسش:
آقا یا خانمی پرسیده‌اند:
آیا رواست که مرد متأهل، با عشق دختر دیگری به سر کند، هرچند این امر را فقط درد دل داشته باشد و ابراز نکند؟

پاسخ ما:
۱. آدمی برای وصول به «سعادت»، نیازمند «ریاضت» است. زندگی این‌جهانی، برای آدمیان، چنان ساخته شده که برداشتن دست از پیش لگام نفس، فسادانگیز است.
۲. اگر همسران؛ چه زنان و چه مردان، به‌جز همسر خویش، به دیگری چشم بدوزند یا دل ببندند (که دل‌بستن، اغلب، پس از چشم‌دوختن می‌آید)، زندگی خانوادگی‌شان آسیب می‌بیند. از این‌روست که خداوند سبحان به پیامبر رحمت فرموده است:
«قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ ﴿۳۰﴾ وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ ...}»؛ (ای پیامبر ما!) به مردان مؤمن بگو که چشمانشان را فروخوابانند و دامانشان را پاکیزه گردانند، که این برای ایشان پاک‌تر است. خدا بر آنچه می‌کنند آگاه است. و زنان مؤمن را بگو که چشمانشان را فروخوابانند و دامانشان را پاکیزه گردانند و زیورهایشان را آشکار نکنند... (سورهٔ نور، آیات ۳۰ و ۳۱)
۳. تنوع‌طلبی، همه‌جا بد است، اما در مسائل شهوانی بدتر است. شرط ایمان‌مداری است که مرد و زنی که پیمان همسری بستند، به آن پیمان، پایبند بمانند، و شرط خردمندی است که همسران، از کاشانه‌شان صیانت کنند، و شرط شریعت است که شریعت‌مداران، حریم شریعت را پاس بدارند، و شرط دیانت است که دینداران، قناعت ورزند؛ افزون‌خواهی، خلاف تقواست. تنوع‌طلبی، با قناعت، ناسازگار است.
۴. با عشق دیگری به‌سرکردن، از سهم عشق به همسر می‌کاهد و کاهش این سهم، سستی ارکان خانواده را سبب می‌شود. پس، از سر نیک‌خواهی، به همسران می‌گوییم:
دلارامی که داری دل در او بند
دگر چشم از همه عالم فروبند!
الاهی چنین باد!

علی‌اکبر مظاهری
۲۰ شهریور ۹۸

  • علی اکبر مظاهری
۲۱
شهریور


بچه‌ها
پاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به پرسشی دربارهٔ بددهنی کودکان

پرسش:
در برابر حرف‌های بدی که بچه‌ها از جاهای مختلف یاد می‌گیرند و تکرار می‌کنند، چه باید بکنیم؟

پاسخ:
* بچه‌های ما در همین جامعه بزرگ می‌شوند، به مدرسه می‌روند، به کوچه و خیابان و پارک می‌روند. نمی‌شود که بچه‌ها را از جامعه جدا کرد. جامعه خوبی‌هایی دارد و بدی‌هایی.
* نباید نگران شد. نگرانی والدین اصلاً خوب نیست. نگرانی، همسایه استرس است. نگرانی، بخشی از انرژی انسان را تباه می‌کند. انسان نگران نمی‌تواند خوب فکر کند و خوب تربیت کند. نگرانی و استرس، با تربیت، یک‌جا جمع نمی‌شوند.
* تربیت، یک فن دقیق و هنر ظریف است که باید آن‌را آموخت؛ با مطالعه، مشاوره، کلاس، تفکر.

با توجه به این مقدمه:
۱. اولین شرط تربیت، آرامش است. بر خویشتن مسلط باشید. با اضطراب و شتاب‌زدگی، اول خودتان را پریشان می‌کنید و سپس فرزند را.
۲. آنچه را که شما بد می‌بینید، معلوم نیست که واقعا بد باشد.
در مشاوره‌هایمان بسیار می‌بینیم که والدین می‌خواهند فرزندانشان را خوب تربیت کنند، ولی به سبب امر و نهی‌های زیاد، تربیتشان ضدتربیت می‌شود؛ چون بچه را کلافه می‌کنند. حتی گاهی خودشان هم اقرار می‌کنند فلانی که خیلی هم اصول تربیتی را نمی‌داند، فرزندش بهتر از فرزند ما شده است.
بگذارید بچه‌ به حال خودش باشد. نباید او را کلافه کنیم. کلافه‌کردن بچه، ضدتربیت است. گیردادن به کودک در مواردی مانند: تمیز نگه‌داشتن لباس، خوب‌خواندن و ‌نوشتن درس و مشق و مؤدب و مرتب نشستن، او را به ستوه می‌آورد و عاصی می‌کند. باید بگذاریم جان بچه، مثل نهال، پرورش یابد. همان‌گونه که اگر به نهال، آب و کود زیاد دهیم، فاسد می‌شود، به کودک نیز اگر زیاد امر و نهی کنیم و به او فشار آوریم، تباه می‌شود. بچه‌ها تطور دارند؛ یعنی طور به طور می‌شوند. احوالشان تغییر می‌کند. ممکن است بچه‌ای، در زمانی، ناآرام و بداخلاق باشد؛ اما بعد از مدتی، آرام و خوش‌اخلاق شود.

برخی از دلایل فحش‌دادن کودک
فحش‌دادن کودک، عواملی دارد. مثلا:
می‌خواهد خود را نشان دهد. شاید به او کم‌توجهی شده، یا اینکه به خواهرش بیشتر توجه و محبت شده است.
از چیزی ناراحت است که نمی‌تواند آن‌را بیان کند؛ پس فحش می‌دهد.
رنج‌ها و فشارهای درونی دارد که نمی‌تواند نشان دهد؛ پس فحش می‌دهد.
جیغ‌زدن و گریه‌کردن و گازگرفتن، از راه‌های بروز و دفع این فشارهای درونی است.
از چیزی عصبانی است.
باید به‌گونه‌ای با فرزندمان رابطه داشته‌ باشیم که بتواند عصبانیت‌ها و رنج‌ها و ناراحتی‌هایش را به ما بگوید، تا به فحش و جیغ و خرابکاری پناهنده نشود. نیز باید عوامل فحش‌دادن و دیگر ناهنجاری‌های رفتاری، اخلاقی و روانی‌اش را بشناسیم و علاج کنیم.
دیگر آنکه در برابر رفتارهای ناخوشایند او جوش نیاوریم، برآشفته نشویم، آرام و خویشتن‌دار باشیم. دیگر آن‌که تغیّر داشته باشیم؛ یعنی وقتی از فرزندمان رفتار نادرستی سر زد، حالت چهره و رفتار و گفتارمان تغییر کند. رو ترش کنیم. اندک‌زمانی با او صحبت نکنیم یا اندک‌زمانی با او قهر کنیم. با توجه به ظرفیت و سن و روحیهٔ کودک، نیز نوع و مقدار کار ناروایی که کرده‌ است، زمان عبوسی با او متفاوت است. نیز می‌توان برای پیشگیری از طغیان کودک و «تنبّه» او، از «تنبیه محرومیت» استفاده کرد؛ محرومیت موقت او از دوست‌داشتنی‌هایش.

#ماهنامه_خانه_خوبان
#شماره۱۲۵
#شهریور۱۳۹۸

  • علی اکبر مظاهری
۱۵
شهریور

عاشورا


گردش ایام، ورق‌خوردن برگ‌های تقویم و رسیدن به روزهای نینوایی اولین ماه از سال قمری، بیرق‌های عزا و مادرانی که طفل شیرخوار در آغوش فشرده و ناله بر گلو دارند، بار دیگر شوری به دل‌ها انداخته و نوای محتشم را بر زبان جاری ساخته:


باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است


شاید بتوان گفت محرم فرصتی است برای همگان؛ همه از نیکان و بدان؛ آنان که فرصت محرم را گوشزد می‌کنند و آنان که آن‌را دستمایه‌ای برای منحرف‌کردن فکر و دل مردم از اصل ماجرا قرار داده‌اند، اما شکی نیست:


این مدعیان در طلبش بی‌خبرانند
آن‌را که خبر شد خبری باز نیامد


محرم با گره‌خوردن به نام امام حسین علیه‌السلام شرف یافته و سرمایهٔ همیشگی و زوال‌ناپذیر برای شیعیان و آزادگان عالم شده است. الگو و سرمشقی که همواره در کارزارهای حق و باطل، شجاعت در دل‌ها زاده و شاخ و برگ باورها را به ایمان آراسته است.
گویی ندایی در گوش جان فریاد می‌کند که ای خفته در مرداب روزمرگی‌های تاریک! هوشیار و بیدار شو که عاشورا از راه رسید تا بار دیگر پیام‌های اسوهٔ آزادگی را فریاد کند و بگوید که شکم‌بارگی از حرام مانع از تأثیر سخن حق بر دل‌ها می‌شود؛ هشدار!
آمده است تا یادآوری کند که هرگز زیر بار ذلت نروید، حتی اگر خود را تنها و اسیر در میان دیو و ددها بیابید.
آمده است تا بار دیگر رسم زندگی بیاموزد؛ آنچه مقاتل و برگ برگ تاریخ از رفتار حضرت عشق با خانواده و دوستان خود حتی در بحبوحه کارزار منتقل می‌کنند، جز محبت و صبر و نیکی نیست و در کنار آن، بازهم این حضرت عشق است که حتی دشمنان را با گفتاری نرم و مهرآگین دعوت به صلاح می‌کند. در این میان آزاده‌ای چون حر از عمق جان آن‌را می‌شنود و می‌رود تا اولین جانی باشد که نثار محبوب می‌شود. ولی دریغ از دل‌هایی که دیدند و شنیدند، اما جان نگرفتند...
بازهم حضرت عشق از پا ننشست و تا آخرین لحظه برای آنان نیز جز نیکی نخواست، به حدی که دشمنان یاغی را که در بحرانی‌ترین لحظات قصد هجوم به خیام عشق را کرده بودند، به آزادگی دعوت کرد؛ گویی از دین آنان ناامید شده بود که فرمود: «ای پیروان شیطان! اگر دین ندارید و از قیامت نمی‌هراسید، در دنیایتان آزاده باشید و... تا من زنده هستم به خیمه‌ها حمله نکنید.»
نوری در تاریک‌ترین و ظلمانی‌ترین لحظات تابید تا دل‌های زنگار گرفته را روشن سازد؛ اما دریغ! شکم‌هایی که از حرام پر شده بود، آن نور را دید و صلاح را فهمید، اما میل به روشنی نکرد؛ چنان که به نقل از مقاتل، یکی از جانیان بعد از شهادت حضرت عشق، به خود می‌بالید و با مباهات می‌گفت: «منم که کشتم آن پیشوا و زعیمی را که در زیر حجاب عصمت خدایی مستور و از لغزش‌ها مصون بود. من کسی را کشتم که بهترین مردم از جهت مادر و پدر بود.»
و حسین علیه‌السلام همان پیشوای صبوری‌ست که در سخت‌ترین شرایط نه از مهروزری به خانواده غفلت می‌کند و نه از ارشاد دشمنان جاهل دست می‌کشد، بلکه در آن هنگامه، شهدا را نیز درمی‌یابد و با شهادت عزیزانش آیه‌ای از سورهٔ مبارکهٔ احزاب را زمزمه می‌کند: «از مؤمنان مردانی هستند که آنچه را با خدا بر سر آن پیمان بستند، به مرحلهٔ صدق درآوردند، پس برخی از آن‌ها به عهد خویش وفا کردند (شهید شدند) و برخی از آنان انتظار می‌کشند و هیچ تغییری (در پیمان خود) ندادند.»
اما شاید امروز فرصت آن باشد که به آینهٔ عاشورا بنگریم و چهرهٔ خود را در آن نمایان ببینیم! تکلیفمان را با خود روشن کنیم که در کجا قرار گرفته‌ایم و چه می‌کنیم... آیا چشم و گوشمان آنقدر بینا و شنواست که حق را دریابد و آیا سفره‌هایمان آنقدر پاک و حلال است که نور حق راهمان را روشن سازد و ندای آن در جان و دلمان مؤثر شود یا اگر کربلایی باشد و یار یاری بخواهد، «ضلالت» انتخاب ما خواهد بود؟!
باور دارم که ندای «هل من ناصر ینصرنی» حسین علیه‌السلام ندایی برای درخواست کمک نبود، بلکه در نهایت دلسوزی فریاد می‌کرد که چه کسی می‌خواهد یاری‌اش کنم؛ بیاید و در سایه مهر و معرفتم آرام گیرد...
حسینا! امروز دل‌های بیقرارمان ندایت را شنیده و دست یاری به‌سویت دراز کرده است تا یاری از تو بجوید... این ماییم که بار دیگر آمده‌ایم تا عذر تقصیر بخواهیم و بگوییم که ما را دریاب!
و ای خدای مهربان و مقصود عاشقان! ما را دریاب تا اشک بر حسین علیه‌السلام که از بدو تولد با جاری‌شدن از گونهٔ مادر و آمیختن با شیرهٔ جانش، روزی ما شده، امروز هم آب کُری باشد برای مصفاکردن دل‌هایمان و عزاداری بر حضرت عشق، دری بگشاید بر عالم معرفتش و حاصل مُحرم برای ما توشه‌ای باشد برای رسیدن به سرمنزل مقصود.


با گریه بر حسین به معراج می‌رویم
این ارث مادریست دمادم رسیده است...

زهرا نصیری / روزنامهٔ مردم‌نو

  • علی اکبر مظاهری
۱۵
شهریور

پیام یک دوست

نهج‌البلاغه

یکی از خوانندگان فرهیخه‌مان دربارهٔ نهج‌البلاغه‌مان فرموده‌اند:

✉️ سلام و عرض ادب.
مهدی بختیاری هستم.
حاج‌آقا، اگر شما همان مترجم نهج‌البلاغه هستید، من دست شما را می‌بوسم. نثر و سبک فاخر شما در ترجمهٔ کلام امیر، مرا شیفته‌ٔ این کتاب کرده است. خداوند والدین شما را قرین رحمت کند. تحصیلات من زبان و ادبیات فارسی است و به‌خوبی ارزش سبک فاخر شما را می‌فهمم. برایتان همیشه دعا می‌کنم که ما را با کلام امیر صلح دادید.

اگر به همین سبک و سیاق ملکوتی، دست به ترجمه‌ٔ قرآن بزنید، چقدر کار شایسته‌ای خواهد بود. ترجمه‌های موجود، همه، به سبک نثر روان و امروزی است و ترجمه با زبان و نثر فاخر و نثر وزین و ادبی نداریم.

پاسخ ما:


سلام و نور.
الاهی جانتان آباد باشد.
بلی. خودمم.
از شما، بابت لطفتان، سپاسگزارم.
پیشنهادتان را بر دیده منت می‌نهم.
دعا کنید که خداوند توفیق ترجمهٔ صحیفهٔ سجادیه و غررالحکم و قرآن کریم را نیز به این بنده عنایت فرماید.
نهج شریف را، با عنایت امیر بیان، در چند صورت، ترجمه و منتشر کرده‌ام. نهج‌الفصاحه را نیز. دربارهٔ صحیفهٔ امام ساجدان نیز همین قصد را دارم. قرآن مجید اما، دل شیر می‌طلبد، که این‌را نیز از صاحب قرآن می‌طلبم. شما هم دعایم کنید.
ارتباط بیشتر با شما صاحبدل عزیز را از خدایمان می‌طلبم.
انه ولی‌النعم.

علی‌اکبر مظاهری
۱۵ شهریور ۹۸

  • علی اکبر مظاهری
۱۵
شهریور

ادامهٔ مشاورهٔ تربیتی - بهداشتی

ادامهٔ عوامل و درمان: 

عامل دوم:
لباس بچه مهم است. از جمله ویژگی‌های لباس مناسب عبارتند از:
١. گشاد باشد و چسبان نباشد.
٢. سایش نداشته باشد؛ مالیدن لباس کودک به آلت تناسلی آسیب‌زاست.
٣. بافت پلاستیکی نداشته باشد و از نخ باشد.
۴. گرم نباشد؛ چون گرم‌شدن، اعضای خاص انسان را تحریک می‌کند.

عامل سوم:
بازی‌کردن با عضو تناسلی، تحریک‌کننده است. بازی کم، موجب بازی بیشتر می‌شود.
در گذشته مادران با اندام تناسلی پسران بازی می‌کردند و برایش شعر می‌خواندند.
در عصر حاضر، احتمالاً کمتر کسی دست به چنین کاری بزند، ولی به گونه‌ایی دیگر وجود دارد.
والدین، بچه را به حمام می‌برند و آن قسمت از بدن را صابون می‌زنند و مالش می‌دهند. مالش زیاد بد است، باید به کمترین حد مالش اکتفا شود. مالیدن موجب تحریک و لذت می‌شود، لذا بچه بعداً آن‌را تکرار کند.

درمان:
هنگام شست‌وشوی بچه‌ها (دختر یا پسر، عقب یا جلو) وسواس به خرج ندهید و کمترین مالش را در اعضای تناسلی‌شان داشته باشید.

به قلم: نرگس صفرخانلو
٩٨/۶/۱۳

{ادامه دارد}

  • علی اکبر مظاهری
۱۵
شهریور

مشاورهٔ تربیتی - بهداشتی



کودکان



پاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به پرسش یکی از اعضای کانال «از زبان مشاور»

پرسش:


مادری ٣١ ساله هستم. مدتی است که پسر هشت‌ساله‌ام رفتاری از خود نشان می‌دهد که نگرانم کرده است.
او به اندام تناسلی خود دست می‌زند و آلتش را فشار می‌دهد. مدتی صبر کردم تا شاید دیگر تکرار نکند، اما کارش ادامه یافت و شدت بیشتری پیدا کرد.
مدام اندامش را دستکاری می‌کند.
لطفاً راهنمایی‌ام کنید.

پاسخ استاد:

راهکار اول: گذر زمان
به‌طور متوسط، دو تا سه هفته نسبت به این کارش بی‌اعتنا باشید و حس کنجکاوی‌اش را برانگیخته نکنید. البته ممکن است برخی از بچه‌ها زمان بیشتری نیاز داشته باشند.
دقت کنید که اگر بعد از گذشت دو سه هفته، بازهم این رفتار ادامه داشت، عوامل زیر را بررسی کنید.

عامل اول:
بررسی کنید که آیا مسئله‌ای در دستگاه تناسلی کودک وجود دارد؟
این مسئله را بدون اینکه نگران باشید، جدی بگیرید.
بعضی از بچه‌ها، چه دختر و چه پسر، به سبب خارش، دستگاه تناسلی یا مقعدشان را می‌مالند و می‌خارانند، چون این عضو بدنشان می‌خارد و آنان، به اقتضای غریزه، دست می‌برند و آن‌را می‌خارانند، همان‌طور که اگر جای دیگری از بدنشان مثل سر و دست و پا بخارد، آن عضو را می‌خارانند.
نکته‌ای که باید به آن توجه داشت این است که بچه‌ها، از این خاراندن، لذت می‌برند. ممکن است خارش، در همان چند ثانیه اول، رفع شود، ولی ادامه می‌دهند.

درمان:
مقعد و جلو را بررسی کنید که آیا بیماری، آلودگی، زیگل، سوزه‌، عرق‌سوز، چرک، زخم، انگل، وجود دارد؟
اگر چیزی هست، باید برطرف و درمان شود. مراجعه به پزشک متخصص کودکان را نیز، درنظر داشته باشید‌.

نکته:
اگر بچه کوچک است، در بیداری هم می‌شود بدن او را بررسی کرد، اما چون پسر شما بزرگ است، وقتی که به خواب عمیق فرو رفته، این بررسی را انجام دهید.

به قلم: نرگس صفرخانلو
۹۸/۶/۹

ادامهٔ این مبحث را در پست بعدی دنبال کنید.

  • علی اکبر مظاهری
۱۵
شهریور


مشاورهٔ تربیتی: مادر، نردبان ادب و احترام

 ادامهٔ نکته‌ها:

٥. برای احترام فرزندان به پدر، بعد از خودِ پدر، مادر مؤثرترین فرد است.
فرزندان تا زمانی که به سن رشد نرسیده‌اند، پدر را از زبان مادر می‌شناسند، وقتی هم به سن رشد رسیدند، خودشان تشخیص می‌دهند که پدر چگونه انسانی است.
در سن رشد هم فرزندان تحت‌تأثیر مادر هستند. آنان پدر را از دید و زبان مادر می‌شناسند، که این تأثیر در خردسالی بیشتر است.

اگر مادر در دورهٔ خردسالی کودک، دربارهٔ پدر، بدگویی کند، کودک باور می‌کند و اگر خوبی پدر را بگوید،او بازهم باور می‌کند.
مادر می‌تواند با رفتار صحیح و سنجیده‌اش، پدر را نزد فرزندان بر تخت پادشاهی بنشاند یا با رفتار ناصحیح و ناصوابش، پدر را بر خاک ذلت و خواری بکشاند.
مادران باید خوبی‌های پدر را در مقابل فرزندان به زبان بیاورد و در عمل هم رفتاری محترمانه و مؤدبانه با پدر داشته باشد.

به قلم: نرگس صفرخانلو
٩٨/۶/۱۱

  • علی اکبر مظاهری
۰۵
شهریور

از زبان مشاور: مشاورهٔ خانواده

طلاق


پاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به پرسش زوجی میانسال درخصوص تصمیم به طلاق

پرسش:
خانم و آقای میانسالی پرسیده‌اند:
ازدواج ما عاقلانه نبود. بزرگترها برایمان تصمیم گرفتند و ما را ازدواج دادند. علاقه‌ای به‌هم نداشتیم. می‌گفتند علاقه بعداً به‌وجود می‌آید، اما نیامد. زندگی پرجنجالی را گذراندیم. اکنون، با داشتن فرزندان بزرگ؛ مجرد و متأهل، تصمیم به طلاق گرفته‌ایم. در همین طلاق هم جنجال داریم؛ به توافق نمی‌رسیم. به سر و روی هم پنجه می‌زنیم. لطفاً کمکمان کنید. راهنماییمان کنید. ما باید چه کنیم؟

پاسخ استاد:
۱. اگر به بیان خودتان، ازدواجتان عاقلانه نبود، طلاقتان را عاقلانه کنید. نگذارید هر دو سر زندگیتان ناعاقلانه باشد.
۲. مطلبی نوشته‌ایم به نام «طلاق در کهنسالی؛ زندگی مصلحتی» که در کانال از زبان مشاور و دیگر رسانه‌هایمان موجود است و در مجلهٔ «پیام زن» نیز منتشر شده است. آن‌را به دقت بخوانید.
۳. پیش از طلاق، با مشاوری دانا و توانا، مشاوره کنید. اگر از این مشاوره نفع نکنید، ضرر نمی‌کنید. نتیجهٔ این مشاوره آن است که:
- یا زندگیتان اندکی اصلاح می‌شود و راه را ادامه می‌دهید.
- یا می‌یابید که راهی جز طلاق وجود ندارد. در این صورت، اگر طلاق دهید - طلاق بگیرید، در آینده دچار افسوس و احساس «حیف شدگی» نمی‌کنید.
- فایدهٔ آخر، آنکه طلاق با کمترین هزینه انجام می‌شود؛ هزینهٔ اخلاق و ایمان، اعصاب و روان، آبرویی و حیثیتی، هدرشدن زمان، تلف‌شدن مال.

خداوند سبحان هدایتگرتان باشد.

علی‌اکبر مظاهری
۵ شهریور ۹۸

  • علی اکبر مظاهری
۰۵
شهریور

ادامه مشاورهٔ تربیتی؛ رفتار باوقار

ادامه نکات و مثال:
٣. دقت والدین در نوع پوشش
پدر و مادر نباید به هیچ وجه لباس‌های جلف و دور از شأن پدری و مادری بپوشند.
پدر نباید لباسی را که مناسب استخر است، در منزل بپوشد و بخشی از بدنش در مقابل فرزندان برهنه باشد. البته وقتی پدر فرزندان را به استخر می‌برد، فرزندان درک می‌کنند در استخر هستند، ولی چنین پوششی در منزل مناسب نیست. همچنین پدر نباید لباسی بپوشد که برجستگی‌هایی از بدنش که نباید نمایان باشد، مشخص شود، در این صورت پدر نزد فرزندان سبک می‌شود.
۴. پدر نزد فرزندان سبکی نکند
به‌عنوان مثال سروصداهای زشت از خودش درنیاورد، حتی آروغ نزند. برخی از والدین کم‌توجه، کارهای بدتر از آروغ را هم انجام می‌دهند.
پدر نه اینگونه سبک باشد و نه ابوالهول (شخص ترسناک)، بلکه باید رفتاری لطیف، باوقار و احترام‌برانگیز داشته باشد.

گریزی به سیرهٔ معصومین (ع)
نمونه اول:
پیغمبر اکرم (ص) با آن همه مهربانی و عطوفتی که داشتند، دارای هیبت زیادی بودند. زمانی که پیامبر، خندان نبودند، هیچ‌کس جرأت نمی‌کرد در چشم ایشان مدت زیادی مستقیم نگاه کند، مگر اینکه پیامبر لبخندی می‌زدند و طرف مقابل را نوازش می‌کردند.
نمونه دوم:
نمونهٔ بعدی از یک امام مظلوم است. البته مظلوم به‌دست خود ما شیعیان. ما امام سجاد (ع) را فردی بی‌جرأت و ناتوان جلوه می‌دهیم.
فرزدق در قصاید فرزدقیه امام سجاد را اینگونه توصیف می‌کند: «یقضی حیاء و یقضی من مهابته ولایکلم الا حین یتبسم»
ترجمه: امام سجاد (ع) از سر حیا چشمانشان را می‌خوابانند، دیگران هم از هیبت ایشان چشم‌شان را پایین می‌اندازند. کسی با او سخن نمی‌گوید، مگر زمانی که امام سجاد (ع) لبخند بزنند.

به قلم: نرگس صفرخانلو
98/6/4

  • علی اکبر مظاهری