وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

۹ مطلب در آذر ۱۳۹۸ ثبت شده است

۲۱
آذر

مشاورهٔ تربیتی

ادامهٔ پاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به پدری اهل مشورت

بخش سوم سوالات:
١. والدین در برابر برنامه‌های تلوزیونی هیجان‌انگیز، چه تدبیری برای فرزندانشان داشته باشند؟
٢. برخی از کارتون‌های تلویزیونی خشن است. رویکرد پدر و مادر در قبال برنامه‌های خشن، چگونه باید باشد؟

  • علی اکبر مظاهری
۱۶
آذر

گزیده‌ٔ رسالهٔ حقوق امام سجاد علیه‌السلام

حق دست

وَ أَمَّا حَقُّ یَدِکَ فَأَنْ لَا تَبْسُطَهَا إِلَى مَا لَا یَحِلُّ لَکَ فَتَنَالَ بِمَا تَبْسُطُهَا إِلَیْهِ مِنَ اللَّهِ الْعُقُوبَةَ فِی الْآجِلِ وَ مِنَ النَّاسِ بِلِسَانِ اللَّائِمَةِ فِی الْعَاجِلِ وَ لَا تَقْبِضَهَا مِمَّا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهَا وَ لَکِنْ تُوَقِّرُهَا بِهِ تَقْبِضُهَا عَنْ کَثِیرٍ مِمَّا لَا یَحِلُّ لَهَا وَ تَبْسُطُهَا بِکَثِیرٍ مِمَّا لَیْسَ عَلَیْهَا فَإِذَا هِیَ قَدْ عُقِلَتْ وَ شُرِّفَتْ فِی الْعَاجِلِ وَجَبَ لَهَا حُسْنُ الثَّوَابِ مِنَ اللَّهِ فِی الْآجِلِ؛ و اما حق دست تو این است که آن‌را به ناروا دراز نکنى چون در آینده به عقوبت پروردگار گرفتار می‌شوی و از زبان ملامت مردم در امان نخواهی بود و آن‌را از کارى که به تو واجب کرده نبندى، ولى آن‌را احترام کنى به اینکه از محرمات بسیارش ببندى و در بسیاری از کارهایی که به ضرر آن نیست به کار اندازى. چون دست تو در این دنیا از حرام باز ایستاد و خود را شریف داشت یا با عقل و شرافت به کار رفت، در آخرت از ثواب ارزشمندی برخوردار خواهد بود.

  • علی اکبر مظاهری
۱۴
آذر

مشاورهٔ تربیتی

تلویزیون و کودک


ادامهٔ پاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به پدری اهل مشورت

دو نکته طلایی
١. در محدودیت‌هایی که برای تماشای تلویزیون کودکمان قائل می‌شویم، به کودک استرس وارد نکنیم. مثلاً نگوییم یک ربع بعد، تلویزیون را خاموش می‌کنم.
در این صورت، هم استرس تمام‌شدن این زمان و هم نگرانی ناتمام‌ماندن برنامهٔ تلویزیونی را به جان نحیف کودک می‌اندازیم.
بلکه بهتر است بگوییم که، وقتی این برنامه تمام شد، تلویزیون را خاموش کن یا خاموش می‌کنم.
٢. محدودکردن کودکان به‌گونه‌ای نباشد که فرزند، پدر و مادر را ظالم تلقی کند.
گاهی ما به کودکمان محرومیت و محدودیت می‌دهیم، اما او ما را عاقل و عادل می‌داند. از این‌رو ممکن است در برابر محدودیت‌ها قدری رنجور شود، اما پدر و مادر را ظالم نمی‌پندارد.
اما گاهی برخی از پدر و مادرها واقعاً به کودک ظلم می‌کنند.
مثلاً وقتی فرزندشان در حال تماشای برنامهٔ مورد علاقه‌اش است، مادر می‌گوید: پسرم، برو نان بخر. یا برو فلان کار را انجام بده.
کودک می‌گوید: کمی فرصت دهید تا این برنامه تمام شود، بعد کاری را که گفتید انجام می‌دهم، اما مادر تلویزیون را خاموش می‌کند.
این کار ظلم به فرزند است. در این صورت کم‌کم از حرمت پدر و مادر نزد او کاسته می‌شود و کودک از آنها بدش می‌آید. محبت والدین در دل فرزند کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌شود.
محبت پدر و مادر سرمایهٔ عظیم و گوهر ارجمندی است. این سرمایه را حفظ کنیم و تباهش نکنیم.

به قلم خانم نرگس صفرخانلو
۱۴ آذر ۹۸

  • علی اکبر مظاهری
۱۴
آذر

سالروز میلاد با سعادت امام حسن عسکری (علیه‌السلام) مبارک باد!

میلاد


برگی از آموزه‌های امام عسکری (علیه‌السلام):
❇️ زینت ما باشید و مایهٔ ننگ ما نشوید. محبت همه‌ٔ انسان‌ها را به‌سوی ما جلب کنید و هر نوع زشتی را از ساحت ما دور سازید.

تحف‌العقول، ص ۴۸۷.

  • علی اکبر مظاهری
۱۲
آذر

» نور چشمانم

علی 2

یکی از دعاهای هر روزم این آیه قرآن است: «رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ و َاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا؛ ای خدای ما، به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنی و سبب خنکای چشمانمان باشند و ما را پیشوای تقواپیشگان قرار ده.» (سوره فرقان، آیه ۷۴)
۹ آذر ۱۳۹۸، ۳ ربیع‌الثانی ۱۴۴۱، خداوند رحمان، نوری بر نورهای چشمانم افزود و نوه ششم «علی» را به ما عنایت فرمود.
او فرزند دوم پسرم آقامحمد و عروسم سعیده‌خانم است. نیز برادر نوه دیگرم حسین‌آقا است.
الاهی، نورچشمانم را از صالحان امت قرار ده. اِنَّکَ وَلیُّ النِّعَم.

علی‌اکبر مظاهری

  • علی اکبر مظاهری
۰۹
آذر

مشاورهٔ تربیتی

کودک


پرسش:
روایتی از رسول اکرم(ص) شنیده‌ایم که حضرت می‌فرمایند: فرزند هفت سال امیر، هفت سال بنده و هفت سال وزیر است.
به نظر می‌رسد براساس این فرمایش، ما موظفیم در دوران کودکی فرزندمان به تمام خواسته‌های وی تن بدهیم و به‌هیچ‌وجه او را نهی نکنیم. از طرفی با عدم‌تذکر درخصوص خطاهای وی و فراهم‌آوردن تمام خواسته‌های فرزندمان، روحیه‌ای در درون او شکل می‌گیرد که از آن با عنوان لوس‌بودن یاد می‌کنیم. با توجه به این موضوع، آیا باید ما هفت سال دهانمان را ببندیم و همیشه بله‌قربان‌گوی کودکمان باشیم؟

  • علی اکبر مظاهری
۰۸
آذر

مشاورهٔ روانشناسی

پس از یک هفته
پس از آن‌که پاسخ آن خوانندهٔ عزیزمان را درباره ‌افسردگی پاییزی دادیم، اکنون گفته و پرسیده‌اند: به راهکارهای‌تان عمل می‌کنم و -خدا را شکر- حالم خیلی بهتر شده‌ است.
یکی از راه‌ها، نخواندن مطالب منفی و ناامیدکننده‌ است. این‌را کاملاً عمل کردم و در بهبود حالم مؤثر بود. راه دیگر این است که مطالب امیدبخش بخوانم. نمی‌دانم چه بخوانم. لطفاً یک کتاب مثبت و امیدبخش و راهگشا معرفی کنید.

  • علی اکبر مظاهری
۰۸
آذر

مشاوره‌ٔ روانشناسی

پاییز



پرسش:
آقا یا خانمی گفته و پرسیده‌اند: تابستان که گذاشت و وارد پاییز شدیم، اندک‌اندک، از نشاطم کاسته شد و اکنون دلم گرفته و احساس افسردگی و دلمردگی می‌کنم. آنچه بیشتر آزارم می‌دهد، اندوهی است که در دلم لانه کرده و شادمانی‌ام را ربوده‌ است. تحمل این اندوه بی‌دلیل، برایم دشوار است. چه‌ کنم؟

پاسخ ما:
تحلیل مسئله:
چون در فصل پاییز، روزها کوتاه می‌شود و آسمان گاهی ابری می‌گردد، نور کمتری به زمین می‌تابد. هوا نیز سرد می‌شود. از این‌رو، انرژی کمتری به زمین و آدمی می‌رسد و همین، باعث افسردگی خفیفی می‌شود.
همگان این افسردگی ملایم را احساس می‌کنند، اما کسانی که زمینهٔ پذیرش اندوه و افسردگی را دارند، آن‌را بیشتر لمس می‌کنند و گاهی آسمان دلشان ابری می‌شود و قطره‌های اشک، در چشمانشان ‎می‌نشیند.

اینک پاسخ به پرسش و بیان راهکارهایی برای عبور از این حالت ناخواستنی:

  • علی اکبر مظاهری
۰۴
آذر

عادت‌ها
پدرم همیشه می‌گفت: بعد از ازدواج، بعضی[از] عاداتِ خانۀ پدری‌ات را باید بگذاری همین‌جا.
همیشه این مثال را می‌زد که: تو با نیمکتِ کلاس اولت نرفتی دانشگاه. اگر نیمکت را با خودت می‌بردی، هم مضحکه می‌شدی و هم به دردت نمی‌خورد و هم وبالت بود.
بعضی عادت‌های زندگی همین‌طور هستند؛ باید بگذاریم و بعد وارد زندگی جدید بشویم و الّا در موقعیت و زندگی جدید، با همان عادات قبلی تبدیل می‌شویم به یک کاریکاتورِ خنده‌دار و نامتعادل؛ شبیه دانشجویی که نیمکت کلاس اولش را با خودش می‌برد سر کلاس دانشگاه!
فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ؛ از مهمی فراغت یافتی به مهم دیگری بپرداز. ۱

ظرف شخصیت
بچه که بودم پشت‌‌سر عمه می‌رفتم توی حیاط پشتی و منتظر می‌ماندم تا عمه شیر گاو را بدوشد و ظرفی را پر از شیر کند تا ببرم توی اتاق. ظرف را که می‌گرفتم، آرام قدم برمی‌داشتم. چشمم به ظرف بود و گوش‌هایم تیزِ صدای پای بچه‌ها. تا صدایی می‌آمد، داد می‌زدم که «کسی این‌ طرف نیاد. شیر دستمه. می‌ریزه». حتی سعی می‌کردم آرام‌تر نفس بکشم. خندیدن که اصلاً، همان یک داد را هم با اکراه و از سر اجبار می‌زدم! یک‌بار پیش آمد که درست وقتی رسیدم توی حیاط اصلی، قبل از آنکه فرصت کنم هشدار بدهم، دست یکی از بچه‌ها محکم خورد به ظرف شیر. به ظرف که نگاه کردم تقریباً خالی شده بود. قید بقیهٔ شیر را هم زدم و ظرف را از حرص خالی کردم روی سرش! و شبیه پرنده‌ای که از قفس رها شده باشد، دویدم به سمت اتاق.
راستش توی تمام سال‌های بچگی، پدرمان به ظرف پُر حرمت و شخصیتمان فکر می‌کرد و خیلی وقت‌ها اشتباهاتمان را نادیده می‌گرفت و تغافل می‌کرد. شاید می‌دانست ظرفی که تا نیمه خالی شود، ظرفی که حس پربودن نداشته باشد، مراقبت نمی‌خواهد. شاید می‌دانست ظرفِ خالی، بی‌پروایی می‌آورد، بی‌حیایی می‌آورد.
کاش کمی مراقبِ ظرف‌های حیثیت آدم‌ها هم باشیم... به آنها تنه نزنیم... ظرفشان خالی شود، مراقبتشان کم می‌شود.

۱- آیهٔ ۷، سورهٔ الشرح
به قلم خانم زهرا اکبری
۹۸/۹/۱
#ماهنامه_رشد_خانواده

  • علی اکبر مظاهری