وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

۳۵ مطلب با موضوع «مشاوره» ثبت شده است

۲۱
شهریور

مشاوره‌ٔ خانواده


عشق ویژه

پرسش:
آقا یا خانمی پرسیده‌اند:
آیا رواست که مرد متأهل، با عشق دختر دیگری به سر کند، هرچند این امر را فقط درد دل داشته باشد و ابراز نکند؟

پاسخ ما:
۱. آدمی برای وصول به «سعادت»، نیازمند «ریاضت» است. زندگی این‌جهانی، برای آدمیان، چنان ساخته شده که برداشتن دست از پیش لگام نفس، فسادانگیز است.
۲. اگر همسران؛ چه زنان و چه مردان، به‌جز همسر خویش، به دیگری چشم بدوزند یا دل ببندند (که دل‌بستن، اغلب، پس از چشم‌دوختن می‌آید)، زندگی خانوادگی‌شان آسیب می‌بیند. از این‌روست که خداوند سبحان به پیامبر رحمت فرموده است:
«قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ ﴿۳۰﴾ وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ ...}»؛ (ای پیامبر ما!) به مردان مؤمن بگو که چشمانشان را فروخوابانند و دامانشان را پاکیزه گردانند، که این برای ایشان پاک‌تر است. خدا بر آنچه می‌کنند آگاه است. و زنان مؤمن را بگو که چشمانشان را فروخوابانند و دامانشان را پاکیزه گردانند و زیورهایشان را آشکار نکنند... (سورهٔ نور، آیات ۳۰ و ۳۱)
۳. تنوع‌طلبی، همه‌جا بد است، اما در مسائل شهوانی بدتر است. شرط ایمان‌مداری است که مرد و زنی که پیمان همسری بستند، به آن پیمان، پایبند بمانند، و شرط خردمندی است که همسران، از کاشانه‌شان صیانت کنند، و شرط شریعت است که شریعت‌مداران، حریم شریعت را پاس بدارند، و شرط دیانت است که دینداران، قناعت ورزند؛ افزون‌خواهی، خلاف تقواست. تنوع‌طلبی، با قناعت، ناسازگار است.
۴. با عشق دیگری به‌سرکردن، از سهم عشق به همسر می‌کاهد و کاهش این سهم، سستی ارکان خانواده را سبب می‌شود. پس، از سر نیک‌خواهی، به همسران می‌گوییم:
دلارامی که داری دل در او بند
دگر چشم از همه عالم فروبند!
الاهی چنین باد!

علی‌اکبر مظاهری
۲۰ شهریور ۹۸

  • علی اکبر مظاهری
۲۱
شهریور


بچه‌ها
پاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به پرسشی دربارهٔ بددهنی کودکان

پرسش:
در برابر حرف‌های بدی که بچه‌ها از جاهای مختلف یاد می‌گیرند و تکرار می‌کنند، چه باید بکنیم؟

پاسخ:
* بچه‌های ما در همین جامعه بزرگ می‌شوند، به مدرسه می‌روند، به کوچه و خیابان و پارک می‌روند. نمی‌شود که بچه‌ها را از جامعه جدا کرد. جامعه خوبی‌هایی دارد و بدی‌هایی.
* نباید نگران شد. نگرانی والدین اصلاً خوب نیست. نگرانی، همسایه استرس است. نگرانی، بخشی از انرژی انسان را تباه می‌کند. انسان نگران نمی‌تواند خوب فکر کند و خوب تربیت کند. نگرانی و استرس، با تربیت، یک‌جا جمع نمی‌شوند.
* تربیت، یک فن دقیق و هنر ظریف است که باید آن‌را آموخت؛ با مطالعه، مشاوره، کلاس، تفکر.

با توجه به این مقدمه:
۱. اولین شرط تربیت، آرامش است. بر خویشتن مسلط باشید. با اضطراب و شتاب‌زدگی، اول خودتان را پریشان می‌کنید و سپس فرزند را.
۲. آنچه را که شما بد می‌بینید، معلوم نیست که واقعا بد باشد.
در مشاوره‌هایمان بسیار می‌بینیم که والدین می‌خواهند فرزندانشان را خوب تربیت کنند، ولی به سبب امر و نهی‌های زیاد، تربیتشان ضدتربیت می‌شود؛ چون بچه را کلافه می‌کنند. حتی گاهی خودشان هم اقرار می‌کنند فلانی که خیلی هم اصول تربیتی را نمی‌داند، فرزندش بهتر از فرزند ما شده است.
بگذارید بچه‌ به حال خودش باشد. نباید او را کلافه کنیم. کلافه‌کردن بچه، ضدتربیت است. گیردادن به کودک در مواردی مانند: تمیز نگه‌داشتن لباس، خوب‌خواندن و ‌نوشتن درس و مشق و مؤدب و مرتب نشستن، او را به ستوه می‌آورد و عاصی می‌کند. باید بگذاریم جان بچه، مثل نهال، پرورش یابد. همان‌گونه که اگر به نهال، آب و کود زیاد دهیم، فاسد می‌شود، به کودک نیز اگر زیاد امر و نهی کنیم و به او فشار آوریم، تباه می‌شود. بچه‌ها تطور دارند؛ یعنی طور به طور می‌شوند. احوالشان تغییر می‌کند. ممکن است بچه‌ای، در زمانی، ناآرام و بداخلاق باشد؛ اما بعد از مدتی، آرام و خوش‌اخلاق شود.

برخی از دلایل فحش‌دادن کودک
فحش‌دادن کودک، عواملی دارد. مثلا:
می‌خواهد خود را نشان دهد. شاید به او کم‌توجهی شده، یا اینکه به خواهرش بیشتر توجه و محبت شده است.
از چیزی ناراحت است که نمی‌تواند آن‌را بیان کند؛ پس فحش می‌دهد.
رنج‌ها و فشارهای درونی دارد که نمی‌تواند نشان دهد؛ پس فحش می‌دهد.
جیغ‌زدن و گریه‌کردن و گازگرفتن، از راه‌های بروز و دفع این فشارهای درونی است.
از چیزی عصبانی است.
باید به‌گونه‌ای با فرزندمان رابطه داشته‌ باشیم که بتواند عصبانیت‌ها و رنج‌ها و ناراحتی‌هایش را به ما بگوید، تا به فحش و جیغ و خرابکاری پناهنده نشود. نیز باید عوامل فحش‌دادن و دیگر ناهنجاری‌های رفتاری، اخلاقی و روانی‌اش را بشناسیم و علاج کنیم.
دیگر آنکه در برابر رفتارهای ناخوشایند او جوش نیاوریم، برآشفته نشویم، آرام و خویشتن‌دار باشیم. دیگر آن‌که تغیّر داشته باشیم؛ یعنی وقتی از فرزندمان رفتار نادرستی سر زد، حالت چهره و رفتار و گفتارمان تغییر کند. رو ترش کنیم. اندک‌زمانی با او صحبت نکنیم یا اندک‌زمانی با او قهر کنیم. با توجه به ظرفیت و سن و روحیهٔ کودک، نیز نوع و مقدار کار ناروایی که کرده‌ است، زمان عبوسی با او متفاوت است. نیز می‌توان برای پیشگیری از طغیان کودک و «تنبّه» او، از «تنبیه محرومیت» استفاده کرد؛ محرومیت موقت او از دوست‌داشتنی‌هایش.

#ماهنامه_خانه_خوبان
#شماره۱۲۵
#شهریور۱۳۹۸

  • علی اکبر مظاهری
۱۵
شهریور

ادامهٔ مشاورهٔ تربیتی - بهداشتی

ادامهٔ عوامل و درمان: 

عامل دوم:
لباس بچه مهم است. از جمله ویژگی‌های لباس مناسب عبارتند از:
١. گشاد باشد و چسبان نباشد.
٢. سایش نداشته باشد؛ مالیدن لباس کودک به آلت تناسلی آسیب‌زاست.
٣. بافت پلاستیکی نداشته باشد و از نخ باشد.
۴. گرم نباشد؛ چون گرم‌شدن، اعضای خاص انسان را تحریک می‌کند.

عامل سوم:
بازی‌کردن با عضو تناسلی، تحریک‌کننده است. بازی کم، موجب بازی بیشتر می‌شود.
در گذشته مادران با اندام تناسلی پسران بازی می‌کردند و برایش شعر می‌خواندند.
در عصر حاضر، احتمالاً کمتر کسی دست به چنین کاری بزند، ولی به گونه‌ایی دیگر وجود دارد.
والدین، بچه را به حمام می‌برند و آن قسمت از بدن را صابون می‌زنند و مالش می‌دهند. مالش زیاد بد است، باید به کمترین حد مالش اکتفا شود. مالیدن موجب تحریک و لذت می‌شود، لذا بچه بعداً آن‌را تکرار کند.

درمان:
هنگام شست‌وشوی بچه‌ها (دختر یا پسر، عقب یا جلو) وسواس به خرج ندهید و کمترین مالش را در اعضای تناسلی‌شان داشته باشید.

به قلم: نرگس صفرخانلو
٩٨/۶/۱۳

{ادامه دارد}

  • علی اکبر مظاهری
۱۵
شهریور

مشاورهٔ تربیتی - بهداشتی



کودکان



پاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به پرسش یکی از اعضای کانال «از زبان مشاور»

پرسش:


مادری ٣١ ساله هستم. مدتی است که پسر هشت‌ساله‌ام رفتاری از خود نشان می‌دهد که نگرانم کرده است.
او به اندام تناسلی خود دست می‌زند و آلتش را فشار می‌دهد. مدتی صبر کردم تا شاید دیگر تکرار نکند، اما کارش ادامه یافت و شدت بیشتری پیدا کرد.
مدام اندامش را دستکاری می‌کند.
لطفاً راهنمایی‌ام کنید.

پاسخ استاد:

راهکار اول: گذر زمان
به‌طور متوسط، دو تا سه هفته نسبت به این کارش بی‌اعتنا باشید و حس کنجکاوی‌اش را برانگیخته نکنید. البته ممکن است برخی از بچه‌ها زمان بیشتری نیاز داشته باشند.
دقت کنید که اگر بعد از گذشت دو سه هفته، بازهم این رفتار ادامه داشت، عوامل زیر را بررسی کنید.

عامل اول:
بررسی کنید که آیا مسئله‌ای در دستگاه تناسلی کودک وجود دارد؟
این مسئله را بدون اینکه نگران باشید، جدی بگیرید.
بعضی از بچه‌ها، چه دختر و چه پسر، به سبب خارش، دستگاه تناسلی یا مقعدشان را می‌مالند و می‌خارانند، چون این عضو بدنشان می‌خارد و آنان، به اقتضای غریزه، دست می‌برند و آن‌را می‌خارانند، همان‌طور که اگر جای دیگری از بدنشان مثل سر و دست و پا بخارد، آن عضو را می‌خارانند.
نکته‌ای که باید به آن توجه داشت این است که بچه‌ها، از این خاراندن، لذت می‌برند. ممکن است خارش، در همان چند ثانیه اول، رفع شود، ولی ادامه می‌دهند.

درمان:
مقعد و جلو را بررسی کنید که آیا بیماری، آلودگی، زیگل، سوزه‌، عرق‌سوز، چرک، زخم، انگل، وجود دارد؟
اگر چیزی هست، باید برطرف و درمان شود. مراجعه به پزشک متخصص کودکان را نیز، درنظر داشته باشید‌.

نکته:
اگر بچه کوچک است، در بیداری هم می‌شود بدن او را بررسی کرد، اما چون پسر شما بزرگ است، وقتی که به خواب عمیق فرو رفته، این بررسی را انجام دهید.

به قلم: نرگس صفرخانلو
۹۸/۶/۹

ادامهٔ این مبحث را در پست بعدی دنبال کنید.

  • علی اکبر مظاهری
۱۵
شهریور


مشاورهٔ تربیتی: مادر، نردبان ادب و احترام

 ادامهٔ نکته‌ها:

٥. برای احترام فرزندان به پدر، بعد از خودِ پدر، مادر مؤثرترین فرد است.
فرزندان تا زمانی که به سن رشد نرسیده‌اند، پدر را از زبان مادر می‌شناسند، وقتی هم به سن رشد رسیدند، خودشان تشخیص می‌دهند که پدر چگونه انسانی است.
در سن رشد هم فرزندان تحت‌تأثیر مادر هستند. آنان پدر را از دید و زبان مادر می‌شناسند، که این تأثیر در خردسالی بیشتر است.

اگر مادر در دورهٔ خردسالی کودک، دربارهٔ پدر، بدگویی کند، کودک باور می‌کند و اگر خوبی پدر را بگوید،او بازهم باور می‌کند.
مادر می‌تواند با رفتار صحیح و سنجیده‌اش، پدر را نزد فرزندان بر تخت پادشاهی بنشاند یا با رفتار ناصحیح و ناصوابش، پدر را بر خاک ذلت و خواری بکشاند.
مادران باید خوبی‌های پدر را در مقابل فرزندان به زبان بیاورد و در عمل هم رفتاری محترمانه و مؤدبانه با پدر داشته باشد.

به قلم: نرگس صفرخانلو
٩٨/۶/۱۱

  • علی اکبر مظاهری
۰۵
شهریور

از زبان مشاور: مشاورهٔ خانواده

طلاق


پاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به پرسش زوجی میانسال درخصوص تصمیم به طلاق

پرسش:
خانم و آقای میانسالی پرسیده‌اند:
ازدواج ما عاقلانه نبود. بزرگترها برایمان تصمیم گرفتند و ما را ازدواج دادند. علاقه‌ای به‌هم نداشتیم. می‌گفتند علاقه بعداً به‌وجود می‌آید، اما نیامد. زندگی پرجنجالی را گذراندیم. اکنون، با داشتن فرزندان بزرگ؛ مجرد و متأهل، تصمیم به طلاق گرفته‌ایم. در همین طلاق هم جنجال داریم؛ به توافق نمی‌رسیم. به سر و روی هم پنجه می‌زنیم. لطفاً کمکمان کنید. راهنماییمان کنید. ما باید چه کنیم؟

پاسخ استاد:
۱. اگر به بیان خودتان، ازدواجتان عاقلانه نبود، طلاقتان را عاقلانه کنید. نگذارید هر دو سر زندگیتان ناعاقلانه باشد.
۲. مطلبی نوشته‌ایم به نام «طلاق در کهنسالی؛ زندگی مصلحتی» که در کانال از زبان مشاور و دیگر رسانه‌هایمان موجود است و در مجلهٔ «پیام زن» نیز منتشر شده است. آن‌را به دقت بخوانید.
۳. پیش از طلاق، با مشاوری دانا و توانا، مشاوره کنید. اگر از این مشاوره نفع نکنید، ضرر نمی‌کنید. نتیجهٔ این مشاوره آن است که:
- یا زندگیتان اندکی اصلاح می‌شود و راه را ادامه می‌دهید.
- یا می‌یابید که راهی جز طلاق وجود ندارد. در این صورت، اگر طلاق دهید - طلاق بگیرید، در آینده دچار افسوس و احساس «حیف شدگی» نمی‌کنید.
- فایدهٔ آخر، آنکه طلاق با کمترین هزینه انجام می‌شود؛ هزینهٔ اخلاق و ایمان، اعصاب و روان، آبرویی و حیثیتی، هدرشدن زمان، تلف‌شدن مال.

خداوند سبحان هدایتگرتان باشد.

علی‌اکبر مظاهری
۵ شهریور ۹۸

  • علی اکبر مظاهری
۰۵
شهریور

ادامه مشاورهٔ تربیتی؛ رفتار باوقار

ادامه نکات و مثال:
٣. دقت والدین در نوع پوشش
پدر و مادر نباید به هیچ وجه لباس‌های جلف و دور از شأن پدری و مادری بپوشند.
پدر نباید لباسی را که مناسب استخر است، در منزل بپوشد و بخشی از بدنش در مقابل فرزندان برهنه باشد. البته وقتی پدر فرزندان را به استخر می‌برد، فرزندان درک می‌کنند در استخر هستند، ولی چنین پوششی در منزل مناسب نیست. همچنین پدر نباید لباسی بپوشد که برجستگی‌هایی از بدنش که نباید نمایان باشد، مشخص شود، در این صورت پدر نزد فرزندان سبک می‌شود.
۴. پدر نزد فرزندان سبکی نکند
به‌عنوان مثال سروصداهای زشت از خودش درنیاورد، حتی آروغ نزند. برخی از والدین کم‌توجه، کارهای بدتر از آروغ را هم انجام می‌دهند.
پدر نه اینگونه سبک باشد و نه ابوالهول (شخص ترسناک)، بلکه باید رفتاری لطیف، باوقار و احترام‌برانگیز داشته باشد.

گریزی به سیرهٔ معصومین (ع)
نمونه اول:
پیغمبر اکرم (ص) با آن همه مهربانی و عطوفتی که داشتند، دارای هیبت زیادی بودند. زمانی که پیامبر، خندان نبودند، هیچ‌کس جرأت نمی‌کرد در چشم ایشان مدت زیادی مستقیم نگاه کند، مگر اینکه پیامبر لبخندی می‌زدند و طرف مقابل را نوازش می‌کردند.
نمونه دوم:
نمونهٔ بعدی از یک امام مظلوم است. البته مظلوم به‌دست خود ما شیعیان. ما امام سجاد (ع) را فردی بی‌جرأت و ناتوان جلوه می‌دهیم.
فرزدق در قصاید فرزدقیه امام سجاد را اینگونه توصیف می‌کند: «یقضی حیاء و یقضی من مهابته ولایکلم الا حین یتبسم»
ترجمه: امام سجاد (ع) از سر حیا چشمانشان را می‌خوابانند، دیگران هم از هیبت ایشان چشم‌شان را پایین می‌اندازند. کسی با او سخن نمی‌گوید، مگر زمانی که امام سجاد (ع) لبخند بزنند.

به قلم: نرگس صفرخانلو
98/6/4

  • علی اکبر مظاهری
۰۵
شهریور
مشاوره تربیتی؛ رفتار باوقار
 اشاره:
در زمان نگارش متن «تربیت الگویی» با توجه به سخن شهید مطهری:* «پدر نباید خود را سبک کند در مقابل فرزندان، به اینکه خودش احترام خود را حفظ کند. فرزندان وقتی در مقابل پدر هستند، احساس کنند در مقابل شخص بزرگی هستند» برایم سؤال‌هایی پیش آمد. پیامی را برای استاد فرستادم و پرسیدم:
پرسش:
۱. رفتار پدر نزد فرزندان چگونه باید باشد تا شخصیتش بزرگ و گرامی باشد؟ 
۲. رفتار سبک، چگونه رفتاری است؟
۳. مصداق رفتار سبک چیست؟ 
۴. آیا نوع پوشش پدر در منزل هم در تعیین حد وحدود رفتار سبک مؤثر است؟
پاسخ استاد:
رفتار پدر با فرزندان و اعضای خانواده باید رفتاری باوقار، لطیف، احترام‌برانگیز و زیرکانه باشد. 
این جمله «پدر، خود را سبک نکند» مساوی است با «پدر رفتار سبک نکند». 
چند نکته و مثال:
١. پدر هرزه‌گویی نکند:
مثلاً در یک سفر خانوادگی، اگر پدر بخواهد شعری بخواند، شعر سبک و هرزه‌ای نباشد، بلکه باید شعری لطیف و با محتوای مناسب باشد.
٢.دقت در انتخاب نوع بازی با فرزندان:
پدر باید با فرزندان بازی کند، حتی آنها را روی دوش خود سوار کند، اما بازی سبک و تحقرکنندهٔ شخصیت پدر ممنوع است.
در این موارد عقل قدرت تشخیص دارد.
خانمی در جلسهٔ مشاوره از همسرشان گله‌مند بود و می‌گفت: «همسرم خودش را جلوی بچه‌ها حقیر و پست می‌کند.» گفتم: «مثال بزنید.»
می‌گفت: «پدر به بچه‌ها می‌گوید بیایید بازی کنیم و شکل حیوانات را دربیاوریم، بعد خودش شبیه سگ می‌نشیند و پایش را بالا می‌آورد و گوشش را خارش می‌دهد. وقتی بچه‌ها به او می‌گویند بابا سگ شدی، ناراحت می‌شود و آنان را تنبیه می‌کند. 
پدر اگر می‌خواهد چنین بازی با بچه‌ها بکند، نقش حیوان‌های نجیب، لطیف و با احترام را بازی کند. 
 
ادامه این مبحث را در پست بعدی دنبال کنید.
 
به قلم: نرگس صفرخانلو
۹۸/۶/۴

↩️ پی‌نوشت
*کتاب یادداشت‌ها، جلد ۵، صفحه ۲۷، پاورقی
  • علی اکبر مظاهری
۳۱
مرداد


مشاورهٔ خانواده: رابطهٔ همسران
پاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به پرسش خانمی که نگران کم‌توجهی همسرش است.


مشاوره

ادامهٔ نکته‌ها و راهکارها:
 نکتهٔ سوم: برای درمان همسرتان باید با ایشان همدلی کرده و کمکشان کنید. نحوهٔ مطرح‌کردن موضوع افسردگی‌شان تأثیر بسزایی در مقاومت یا همراهی او در مراجعه به مشاور دارد.
نباید به‌طور مستقیم به او گفت که شما افسردگی دارید و باید به مشاور مراجعه کنید، زیرا سبب مقاومتش می‌شود، بلکه باید با مدارا و ملایمت و به‌صورت غیرمستقیم، نیاز به مشاوره را به ایشان گوشزد کنید. مثلاً می‌توانید به این صورت مطرح کنید: "ما نیاز داریم که «با هم» نزد مشاور برویم و «مسائل زندگی‌مان» را مطرح کنیم." زیرا مخاطب قراردادن ایشان به تنهایی، به‌عنوان کسی که نیازمند مشاوره است، سبب مقاومتشان می‌شود، اما به‌کار بردن واژهٔ «باهم» به‌جای واژه «شما» و واژهٔ «مسائل زندگی‌مان» به‌جای «مشکلات زندگی‌مان» تأثیر بهتری در انتقال پیامتان دارد.
در صورتی که ایشان هنوز سؤال بکنند که «چه مسائلی مدنظرتان است، ما که مشکلی نداریم.» در این صورت شما باید به او بگویید: «مشاوره تنها برای حل مشکل نیست. گاهی در زندگی مسائلی پیش می‌آید و مشاور به ما کمک می‌کند تا آنها را حل کنیم. یا اینکه حتی اگر زندگی ما خوب باشد، مشاور کمک می‌کند که زندگی‌مان را بهتر کنیم. حالا من به عنوان همسر، از شما می‌خواهم که باهم نزد مشاور برویم تا زندگی‌مان از آنچه که هست، شاداب‌تر شود.»
در صورتی که مطلب را به‌ این صورت مطرح کنید، احتمال پذیرش از جانب ایشان بیشتر است.
سپس باید به یک مشاور دانا و توانا مراجعه کنید. در نهایت در صورت نیاز به دارودرمانی، مشاور به روانپزشک ارجاع می‌دهند. در غیر این صورت ایشان راهکارهایی ارائه می‌دهند تا افسردگی او رفع شود.
نکتهٔ چهارم: شما باید حواستان جمع باشد که هرگز همسرتان را تحقیر نکنید و یا ایشان را مورد توهین قرار ندهید.
اگر می‌خواهید همسرتان به مرد مطلوب زندگی و محبوبتان تبدیل شود، هرگز نباید او را ملامت کنید و شخصیت او را بشکنید، بلکه باید با احترام با او برخورد کنید و به او نشان دهید که مایهٔ افتخار و تکیه‌گاه شما هستند و این مطالب را به او تلقین کنید.
اما در صورتی که شما گذشته ناخوشایندشان را یادآور شوید، باعث کاهش اعتماد به نفس و افزایش افسردگی‌شان خواهید شد. همچنین علاقه‌شان نسبت به شما کمتر می‌شود. شما به‌عنوان همسری هوشیار، اجازه ندهید که نفرت نسبت به شما در دل همسرتان تقویت شود، بلکه برعکس، محبت به خودتان را با برجسته‌کردن خوبی‌های او و ابراز علاقه و افتخار نسبت به وجود ایشان، در او تقویت کنید. به‌طور مثال می‌توانید نظرتان را مبنی‌بر اینکه ایشان هیچ چیز برایتان کم نمی‌گذارد را به او ابراز کنید.
دقت کنید که در ادامهٔ ابراز این موضوع، از فرورفتن او در خودش صحبت نکنید، بلکه تنها نکات مثبتش را یادآوری و ابراز کنید؛ چراکه او نسبت به حال خودش آگاه‌تر از شماست، اما تردید دارند که آیا برای شما کم می‌گذارند یا نه. بنابراین شما به ایشان بگویید که «شما هیچ چیزی برای من کم نمی‌گذارید.» جنبهٔ مثبت آن‌را تقویت کنید و نتیجهٔ درخشان این کار را ببینید که ایشان محبت و خدمت بیشتری خواهند کرد و حالشان بهتر خواهد شد. یادتان باشد که بدی‌های او را اصلاً به رخش نکشید. مثلاً در مورد مسئلهٔ خیانتشان در گذشته، دیگر صحبتی نکنید. مانند کسی که گناه می‌کند و توبه می‌کند و خداوند آن‌را دیگر به روی بنده‌اش نمی‌آورد. «کسی که از گناهی توبه کند، مانند آن است که اصلاً گناهی ندارد.» *¹ زیرا خداوند می‌بخشد. مانند حضرت حر بن ریاحی که در کربلا اولین نفری بود که مانع حرکت امام حسین (ع) شد، ولی ایشان بعد از توبه فرصتی برای عبادت نداشتند و فقط توبه کرده و شهید شدند و به مرتبهٔ عظیمی رسیدند؛ اثر توبه به این صورت است. پس حتی در بدترین حالات و هنگام مشاجره نیز، هرگز نباید اشتباهات گذشتهٔ او همچون خیانت را یادآوری کنید.

راهکارهای گفته‌شده را به دقت به‌کار بگیرید و در صورتی که هنوز سؤالی برایتان باقی است، می‌توانید با ما در میان بگذارید.
ان‌شاءلله خداوند یاریتان کند.

↩️ پی‌نوشت
*¹ سخن امام رضا (ع)/(میزان‌الحکمه ج، ۱ باب التوبه ر، ۲۱۱۶)

 به قلم: خانم رعنا نصیری
۳۱ مرداد ۹۸

  • علی اکبر مظاهری
۳۱
مرداد

مشاورهٔ خانواده: رابطهٔ همسران
پاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به پرسش خانمی که نگران کم‌توجهی همسرش است.

پرسش:
خانمی پرسیده‌اند:
همسرم، هر ماه، دست‌کم یک‌بار در خود فرو می‌رود و با من سخن نمی‌گوید. بعد که حالش بهتر می‌شود، بابت این رفتارش عذرخواهی می‌کند و می‌گوید که جبران می‌کنم، اما ماه بعد باز تکرار می‌شود.
ایشان حاضر نیست از مشاور کمک بگیرد.
راستی! انصافاً وقتی همسرم خوشحال است و حالش خوب است، هیچ برایم کم نمی‌گذارد.
آیا برای حل این مسئلهٔ زندگی ما، راهی وجود دارد؟

پاسخ استاد:
نکتهٔ اول: مطلبی که شما در انتهای سؤالتان آورده‌اید، بسیار جالب است. اینکه اگر همسرتان حالش خوب باشد، واقعاً برایتان کم نمی‌گذارد. این خیلی خوب است؛ یعنی همسرتان مرد خوبی است. شخصیت اصلی ایشان، همان است که زمان خوب‌حالی نمایان می‌شود. شخصیت فرعی و عارضی ایشان، آن زمانی است که ناراحت می‌شوند و به اصطلاح شما، در خودشان فرو می‌روند. مرد شما ذاتاً انسان خوبی است. اگر بدذات بود، در زمانی که حالش خوب بود هم به شما خوبی نمی‌کرد. فردی که بدذات و بدجنس و دارای شخصیت منفی باشد، هیچگاه خوبی نمی‌کند، حتی اگر حالش خوب باشد؛ زیرا از بد، خوبی صادر نمی‌شود. از خوب، خوبی صادر می‌شود.
این اصلی‌ترین مطلب در پاسخ به سؤال شماست.
نکتهٔ دوم: مطابق مطالبی که در سؤالتان بیان کرده‌اید، همسرتان دچار افسردگی خفیف است. افسردگی باعث بدخلقی، کم‌حوصلگی و یا بی‌حوصلگی می‌شود. افسردگی، احساس توانمندی و اعتماد به نفس را در انسان کاهش می‌‌دهد و احساس کم‌ارزشی یا بی‌ارزشی را در او ایجاد می‌کند.
افسردگی ایشان باید درمان شود.

ادامهٔ نکته‌ها و راهکارها را در پست بعدی بخوانید.

به قلم: خانم رعنا نصیری
 مرداد ۹۸

  • علی اکبر مظاهری