وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

۱۲ مطلب با موضوع «مشاوره» ثبت شده است

۲۱
شهریور

    » از زبان مشاور

اشاره

پدر، نیمی از روان کودک را تشکیل می دهد و مادر نیم دیگر روان کودک را، کودکان، از نظر روانی، قادر به جدا کردن خود از والدینشان نیستند. برای کودکان فرقی ندارد که شما بر سر ایشان فریاد می زنید یا همسرتان؛ آسیب یکی است. جنگ میان پدر و مادر، در حضور کودک، باعث جنگ روانی کودک برای همه عمر خواهد شد.

با بیان این اصل از اصول روانشناسی کودک، به «از زبان مشاور»مان می پردازیم.

ابزار انتقام

  • علی اکبر مظاهری
۰۸
مرداد

    » از زبان مشاور

    زن، ریحانه است

آقا مهدی درس حوزه می خواند. به مشاور آمد برای ازدواج.

او گفت: «قبلا به ازدواج علاقه داشتم، اما مدتی است تردید کرده ام و می ترسم.»

گفتم: چرا؟ از چه می ترسید؟

گفت: «احادیث ناقص العقل بودن زنان و مذمت های دیگری که در باره خانم ها در احادیث هست، من را به تردید انداخته و از ازواج ترسانده. من می خواهم پیشرفت کنم و به کمال برسم. اگر قرار باشد با یک ناقص العقل همنشین شوم، خسارت می کنم و نمی توانم به اهدافم برسم.»

چون آقا مهدی درس خوانده بود، با او به استدلال سخن گفتم؛ مشاوره مان استدلالی شد.

پاسخ نقضی

به او گفتم:

  • علی اکبر مظاهری
۰۵
مرداد

                                                   از زبان مشاور

     » تحمیل جمیل

آقا جمیل ، جوانی 27 ساله، که حیامند و پارسا بود، به مشاوره آمد؛ مشاوره ازدواج. 

 او گفت: «چند سال است که نیاز به ازدواج دارم، اما پدرم مخالفت می کند و مادرم تلاش و اقدام نمی کند. چه کنم؟»

گفتم: نیاز به ازدواج، یعنی واجب شدن ازدواج. بله؟ ازدواج نکردن، شما را به رنج انداخته و شاید به گناهتان بینداز. بله؟

گفت: «بله. همین طور است.» و سرش را زیر انداخت.

جوانان، برای ابراز این نیاز، حیا می ورزند و آن را در جامه هایی دیگر می نمایانند، اما اگر کسی امین، حرف دلشان را بزند و خواسته شان را به وضوح بیان کند، تأیید و همراهی می کنند.

گفتم:

  • علی اکبر مظاهری
۰۴
تیر

 

 » پرسشی و پاسخی

یکی از خوانندگان وبلاگمان، بعد از خواندن این مطلب، پرسشی کرد و پاسخی گرفت:

پرسش

سلام.
منم این مشکلو دارم. هنوز 2 ماه نشده که عروسی کرده ایم. هفته ای 2 بار رابطه داریم. تصورم زندگی عاشقانه تری بود. شوهرم اکثرا تا دیروقت سرکاره. چند شب پیش واقعا دیگه عاجز شدم و صراحتا اعلام نارضایتی کردم که چرا اینقدر سرد برخورد میکنه. به شدت ناراحت شد و گفت انتظار داره یه بارم من شروع کنم. اما وقتی خسته و کوفته میره بخوابه چکارکنم؟...

  • علی اکبر مظاهری
۰۲
فروردين

>> از زبان مشاور

 

مریم، دختری 20 ساله بود و دانشجوی روان‌شناسی. برایش خواستگار آمده بود. برای مشاورۀ پیش از ازدواج، به دفتر مشاوره آمد و گفت: «جوانی به خواستگاری‌ام آمده که 22 ساله‌ است. من بابت کمیِ تفاوت سنّی‌مان نگرانم و برای دادن جواب، دچار تردیدم.»

گفتم: دو سال تفاوت سنّ که خوب است. چرا نگرانی و تردید؟

  • علی اکبر مظاهری
۲۲
بهمن

 

 

 

 

»حقوق، احکام، اخلاق

قانون شریعت این است که ازدواج، به خودی خود، مستحب مؤکد است، اما اگر آدمی، بر اثر تأخیر در ازدواج، به گناه بیفتد (یا آسیبی بخورد یا زیانی ببیند) ازدواج واجب می شود. نیز حکم دین و حقوق است که دوشیزگان با اجازه پدرشان ازدواج کنند.

گاهی میان این دو حکم شرعی و قانونی، تعارضی می افتد؛ به این گونه که ازدواج واجب می شود، اماپدر اجازه ازدواج به دخترش  نمی دهد. در این صورت، دستور دین برای گشودن این تعارض این است که اگر دختر رشیده شد و خواستگار کفؤ و مناسب برای او آمد و پدر اجازه ازدواج نداد، اجازه اش ساقط می شود.

اکنون این نمونه پندآموز را ببینید.

                                                           از زبان مشاور

طاهر و طاهره

طاهره تهرانی دختری بود 23 ساله. لیسانس داشت. دبیر بود. خواستگاران زیادی را، به سبب مخالفت های بیجای پدر و مادرش، ازسر گذرانده بود. تا این که به ستوه آمد. دید دارد سنش بالا می رود و اقبالش برای ازدواج کوتاه می شود. پدر و مادر نیز به هیچ صراطی مستقیم نمی شوند. این بود که با من تلفنی تماس گرفت و گفت: 

 « پدر و مادرم را دوست دارم. می خواهم احترامشان را نگه دارم. اما دارند بدبختم می کنند. همه خواستگارانم را، به بهانه هایی، رد می کنند. اما حالا خواستگاری دارم که همه چیزش خوب است. می خواهند این را هم رد کنند. کمکم کنید.» 

گفتم: از اوصاف و موقعیت این خواستگار جدید برایم یگویید.

گفت: « او هم فرهنگی است. همکاریم. آقای طاهر خراسانی. مدت هاست من را می شناخته و در نظر داشته و پسندیده. من هم

  • علی اکبر مظاهری
۱۴
بهمن

» ظلمی جبران ناپذیر

 آقای سامانی و برادرانش، که سرپرستی  مادر و تنها خواهرشان را بر عهده داشتند، اختیار تصمیم گیری در باره خواستگاران خواهرشان را به دست گرفته بودند. آنان  خواستگاران خواهرشان را، بدون نظرخواهی از او، رد میکردند و موقعیت ازدواج را از او، که در آن زمان دختری جوان و شاداب بود، می گرفتند.

این حکایت به حدود 30 سال پیش بازمیگردد. در آن روزگار که دختران شرم بیشتری از اظهارنظر درباره خواستگارانشان داشتند. خانم سامانی هم جسارت مخالفت با رفتار غیرمنطقی برادرانش را نداشت و به ناچار تسلیم بود.

  • علی اکبر مظاهری
۰۲
بهمن

» اشاره

خانم سارا شهریاری، در تاریخ 1393/07/23 در نوشته ای با نام «سارا و ساجده» حکایت وساطت نیکویشان درباره ازدواج ساجده را برایمان نوشتند و آن را در یک پست در سایتمان منتشر کردیم و منتظر ماندیم تا دنباله و فرجام آن حکایت و اتفاقات بعدی را، هرگاه واقع شد، به نظر خوانندگانمان برسانیم. اینک دنباله حکایت را بخوانید. اما پیش از خواندن این پست، آن پست را دوباره بخوانید.

  • علی اکبر مظاهری
۲۵
مهر

خسته

دانشجوی متاهل و متعهد ایرانی. پرسش:با سلام و خسته نباشید خدمت استاد همیشگی ام، حاج آقا مظاهری. سوالی دارم که شاید سوال خیلی از زوج های جوان باشه:

چند وقتیه که فکرم مشغوله و گاهی احساس می کنم من و همسرم مثل روزهای اول که برای دیدن هم لحظه شماری می کردیم، نیستیم. شاید هم فکرم اشتباه باشه و یا وسوسه شیطان باشه و یا به اصطلاح برا هم عادی و تکراری شده باشیم؟ نمی دونم، خدا می دونه. شاید هم طبیعی باشه. اما در هر صورت از شما کارشناس و دوست و استاد گرامی خواهشمندم ما را راهنمایی کنید و اگر کتاب یا مطلبی مناسب سراغ دارید، به بنده معرفی نمایید.

شب عرفه است و فردا روز عرفه، روز مناجات. حتما بنده و همسرم و خانواده ام و بلکه همه جوانان و خانواده ها را از دعای خیرتان بهره مند نمایید، که مولایمان فرمودند: هرگاه دعا می کنید، برای جمع دعا کنید که به اجابت نزدیک تر است. ان شاءالله.

***

.:: از زبان مشاور ::.      

سلام و رحمت. نگران نباشید، اما در اندیشه چاره باشید.

زندگی همواره نیازمند نوسازی و بهسازی است. استخری را در نظر آورید که آب آن راکد باشد. به زودی بویناک می‌شود. اما استخری که همواره آب تازه به آن وارد شود، همیشه تازه و شاداب است.

شما و همسرتان باید زندگی‌تان را هر روز «به روز» کنید. هر روز جلوه‌ای تازه، پدیده‌ای نو، سخنی جدید، رفتاری ابتکاری، آرایش و زینتی متفاوت، لباسی چشم‌نواز، عطری جان نواز،عشق‌ورزی‌ای غافلگیر کننده... نگذارید جلوه‌های زندگی، یکنواخت و سپس کهنه شوند.

مهارت‌های نو به نوسازی حیات مشترک را یاد بگیرید. شیوه‌های عشق ورزی‌تان را تازه به تازه کنید.

 

با صد هزار جلو برون آمدی که من

با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

 

یک مشاور دانا که هر دو قبولش داشته باشید انتخاب کنید و به گاه نیاز، مسائلتان را با او مطرح کنید و راهکار بگیرید.

این کتاب‌ها را بخوانید:

  1. بهشت خانواده؛ دکتر سید جواد مصطفوی.
  2. مریخی ها و ونوسی ها در ارتباط جنسی سالم؛ دکتر جان گری.
  3. آداب عشق ورزی؛ از بنده. ان شاءالله به زودی به وسیله نشر« نورالزهراء» منتشر می شود.
  4. فرهنگ خانواده؛ از بنده. ان شاءالله به زودی منتشر می شود.

   الاهی موفق باشید.

  • علی اکبر مظاهری
۲۱
مهر

ه سید حسین بنی هاشمیان. پرسش: استاد گرانقدر، به یک فرزند7ساله چگونه می توان این جهان بینی را (که در مقاله «بیهوده تان نیافریده ام » آمده است) انتقال داد؟

***

.:: از زبان مشاور ::.

 با رقیق کردن مطلب و به زبان کودکانه گفتن. اگر بتوانید با تمثیل و داستان، بیان کنید، بهتر است. کلموا الناس علی قدر عقولهم. 

  • علی اکبر مظاهری