وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
۲۹
آبان

اشاره

برخی از رخدادهای کوچک، اگر تکرار شوند، گسترش می‌یابند و به باور عمومی و فرهنگ اجتماعی بدل می‌شوند؛ به‌گونه‌ای که مردمان می‌پندارند آن‌ها جزو حتمی زندگی‌اند. حتی گاهی، از فرط گسترش، گمان می‌رود جزو ذات بشرند. حال آن‌که چنین نیستند، بلکه در آغاز، از جایی کوچک شروع شده‌اند و سپس، به سبب تکرار، گسترش یافته‌اند و ذهنیت اجتماعی ساخته‌اند و به حد فرهنگ عمومی و شعور اجتماعی رسیده‌اند؛ به‌گونه‌ای که دیگر آغازشان ناپیدا شده و شکل اکنونی‌شان دیده می‌شود.

اینک برخی از این باورهای ناروا را، که به حد فرهنگ رسیده و سطح وسیعی از خانواده‌های ما را فراگرفته‌اند، می‌نمایانیم. با دقت، همراهی‌مان کنید.

۱. مجادله‌ همسران

همه ما شنیده‌ایم که می‌گویند: "دعوا و قهر زن و شوهر، نمک زندگی است، مثل نمک در غذا." و یا: "زندگی زن و شوهری که بدون دعوا و قهر، نمی‌شود."

واضع است کسی که باور داشته باشد دعوا نمک زندگی است، دعوا می‌کند؛ همان‌گونه که ریختن نمک در غذا را لازم می‌داند و می‌ریزد.
حال آن‌که صحیح آن است که دعوا سم زندگی است.
نزاع‌های خانوادگی را که ریشه‌یابی کنیم، به این ریشه‌های کاذب، بسیار برمی‌خوریم؛ ریشه‌هایی که از زندگانی همسران و از خان و مان ایشان، دمار بر‌می‌آورد.

تجربه‌های مشاوره‌ای

در مشاوره‌ها، به‌گاه آموزش مهارت‌های زندگی، وقتی به زن و شوهری می‌گوییم نزاع و مجادله نکنید، با تعجب و استفهام می‌گویند: "مگر زندگی بی‌نزاع، ممکن است؟"
گاهی چنان این باور " عدم امکان زندگی بدون دعوا" در ذهن و جان همسران ریشه دوانیده است که زندگی مشترک بی‌نزاع و بی‌مجادله را چیزی مانند زندگی بی‌آب و غذا و هوا می‌پندارند. و راستی که بیرون کشیدن این ریشه‌ها از اعماق ضمیر ایشان، چه کار پرمشقتی است و چه زحمت‌های پرحجم اما کم‌حاصل و گاهی بی‌‌حاصلی را بر مشاور تحمیل می‌کند!
البته هرگز نباید ناامید شد. برخی از کارهای فرهنگی، دیر ثمر می‌دهد و تغییر پاره‌ای از عادت‌ها، دیر انجام می‌پذیرد. مهم آن است که مصلح، صبوری ورزد و به درستی کار خویش، ایمان داشته باشد و پاداش تلاش خود را نزد خداوند بجوید و یقین کند که خدا، نیکوکاری نیک‌اندیشان را بی‌ثمر و کردارشان را بی‌پاداش نمی‌گذارد.

معرفی کتاب

کتابی است به نام "نبرد بی‌برنده"، در موضوع مجادله همسران. آن را با‌دقت بخوانید. امید است آبی باشد بر آتش این معرکه خانمان‌سوز. ان شاءالله.

  • علی اکبر مظاهری
۲۴
آبان

افسردگی پاییزی (۴)

پرسشی و پاسخی دیگر

خواننده ارجمندی که قبلا درباره افسردگی پاییزی مشاوره کردند، اکنون گفته و پرسیده اند:

همه راهکارها را عمل کردم. الآن حالم خوب شده است و آن حالت رنج‌بار، دیگر وجود ندارد. آیا لازم است که باز هم راهکارها را ادامه دهم؟

پاسخ ما

به شما آفرین می‌گوییم که چنین پشتکار دارید و برای تحصیل سلامت و سعادت خود، کوشایید.

اما پاسخ پرسشتان:

راهکارهایمان هیچ‌کدام مانند دارو نبود که با بهبودی حالتان رهایشان کنید. نیز هیچ‌یک تاریخ مصرف نداشت که با شاداب شدنتان، تاریخ مصرفش تمام شود؛ همه آن راهکارها همیشه مفیدند. نیز برای بهتر شدن حال و رشد روانی و جسمانی، کارسازند.

دریافت بیشتر نور و انرژی خورشیدی، ورزش، فعالیت جسمانی، نوشیدن نوشیدنی‌های شادابی‌بخش، معاشرت با مثبت‌اندیشان، نشنیدن خبرهای سیاه، ندیدن فیلم‌های اندوهبار، خواندن کتاب‌های امیدبخش، تقویت معنویت‌های روحی، و تقویت ارتباط با خداوند (که همگی از راهکارهایمان بودند)، همیشه مفید و مطلوب‌اند.

بنابراین، راه را ادامه دهید و راهکارها را همچنان عمل کنید، اما از این پس، نه فقط برای درمان، بلکه برای فربه‌کردن جان.
خداوند سبحان یاورتان باد.

ذکر نکته ای بایسته

افسردگی، شدت و ضعف دارد.
افسردگی این خواننده عزیزمان، که - بحمدالله - به‌راحتی زدوده شد، افسردگی عمیقی نبود؛ بلکه اصلا افسردگی به معنای بیماری عصبی و روانی نبود؛ یک پژمردگی موقت و تغییر حالت فصلی بود.
شایسته و بلکه بایسته است بدانیم که درمان برخی افسردگی‌ها ممکن است نیازمند راهکارهای بیشتر و زمان بلندتر باشد. حتی گاهی نیاز به دارو‌درمانی است، که باید به مدد پزشک متخصص اعصاب و روان انجام گیرد.

  • علی اکبر مظاهری
۱۹
آبان

زیارت‌های بسیاری در‌باره امام حسین و صحابیانشان -سلام‌الله علیهم- داریم. یکی از بهترین آن‌ها زیارت اربعین است.
شاه‌بیت درخشنده این زیارت، این است:

{...وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ، لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ}؛
... خون و رگ قلبش را برایت نثار کرد تا بندگانت را از نادانی و سرگردانی برهاند.

سلام‌الله علیه.

  • علی اکبر مظاهری
۱۷
آبان

 

مشاوره روان‌شناسی

پرسشی و پاسخی

پس از آن‌که پاسخ آن خواننده عزیزمان را درباره افسردگی پاییزی دادیم، اکنون گفته و پرسیده‌اند:

راهکارهای‌تان را دارم عمل می‌کنم و -خدا را شکر- حالم خیلی بهتر شده است.
یکی از راه‌ها، نخواندن مطالب منفی و ناامیدکننده است. این را کاملا عمل کردم و در بهبود حالم موثر بود. راه دیگر این است که مطالب امیدبخش بخوانم. نمی‌دانم چه بخوانم.
لطفا یک کتاب مثبت و امیدبخش و راهگشا معرفی کنید.

پاسخ ما:

مرحبا به شما که راهکارها را عمل کردید. و الاهی شکر که حالتان بهتر است.
با پشتکار، راه را ادامه دهید تا این افسردگی را از جانتان بیرون برانید و کاملا شاداب شوید. ان شاءالله.

اما معرفی کتاب:

کتاب "آیین زندگی"، نوشته "دیل کارنگی" را بخوانید.
این کتاب، جان‌مایه ارجمندی است برای زدودن اندیشه‌های منفی و ایجاد افکار مثبت. نیز راهکارهایش برای برون‌رفت از تنگ‌ناها، بسیار موثر است.
این کتاب را مترجمان پرشماری ترجمه کرده‌اند و ناشران متعددی منتشر نموده‌اند. از مترجم و ناشری نام نمی‌بریم.
برخی از ترجمه‌ها بهتر است. برخی از مترجمان و ناشران، آن را کوتاه و خلاصه کرده‌اند. شما متن کامل را بخوانید.
قابل دانلود از اینترنت نیز هست. فایل صوتی آن نیز در اینترنت، موجود و قابل دانلود است.

تذکر:
یادمان باشد که نویسنده این کتاب، غیرمسلمان و غیرایرانی است.

  • علی اکبر مظاهری
۱۱
آبان

مشاوره روان‌شناسی

گفته و پرسیده‌اند:
تابستان که گذاشت و وارد پاییز شدیم، اندک اندک، از نشاطم کاسته شد و اکنون دلم گرفته و احساس افسردگی و دلمردگی می‌کنم. آنچه بیشتر آزارم می‌دهد، اندوهی است که در دلم لانه کرده و شادمانی‌ام را ربوده است. تحمل این اندوه بی‌دلیل، برایم دشوار است. چه‌ کنم؟

پاسخ ما:

تحلیل مساله:
چون در فصل پاییز، روزها کوتاه می‌شود و آسمان گاهی ابری می‌گردد، نور کمتری به زمین می‌تابد. هوا نیز سرد می‌شود. از این‌رو، انرژی کمتری به زمین و آدمی می‌رسد و همین، باعث افسردگی خفیفی می شود.
همگان این افسردگی ملایم را احساس می‌کنند، اما کسانی که زمینه پذیرش اندوه و افسردگی را دارند، آن را بیشتر لمس می‌کنند و گاهی آسمان دلشان ابری می‌شود و قطره های اشک، در چشمانشان می‌نشیند.

اینک پاسخ به پرسش و بیان راهکارهایی برای عبور از این حالت ناخواستنی:

1. خود را نورافشانی کنید
در تابش آفتاب قرار گیرید؛ راه‌رفتن در آفتاب، خوابیدن زیر نور آفتاب، ورزش در آفتاب، دریافت آفتاب از در و پنجره. درها را باز کنید. پنجره ها را بگشایید.
یک دسته کلید است به زیر بغل عشق/
از بهر گشاییدن ابواب رسیده
(مولوی، دیوان شمس)
پرده هارا کنار بزنید. در سایه و تاریک نمانید. تا می‌توانید از نور و انرژی خورشید استفاده کنید.
2. ورزش کنید
ورزش، در زدودن این حالت نامطبوع و ایجاد نشاط، بسیار موثر است. هرنوع و هرمقدار از ورزش، مفید است، اما ورزش عرق ریزان، تاثیری معجزگون دارد.
3. فعالیت کنید
بیکار نمانید. راکد نشوید. از خود کار بکشید. خود را به جنبش و جوشش وادارید. بیکاری و رکود، خمودگی می‌آورد و کوشش و خروش، شادابی می‌زاید و امید می‌افزاید.
4. نوشیدنی‌های گرم بنوشید
به تکرار، نوشیدنی‌های گرم، بلکه نزدیک به داغ، بنوشید. انواع چای، دمنوش‌ها، قهوه، و هر نوشیدنی‌ای که دل‌پسندتان است را ، دم به دم، بنوشید.

۶. تنها نمانید
بخش عمده‌ای از تنهایی‌تان را با کسانی که دوستشان دارید پر کنید؛ کسانی مثبت‌اندیش و امیدمند.
۷. اخبار نشنوید و نبینید
بنیان نخستین رسانه‌های خبری را بر "سیاه‌نمایی" نهاده‌اند. این رسانه‌ها، در نشر اخبار و مطالب نگران‌کننده و دلهره‌آور، حریص‌اند و به پخش خبرها و مسائل آرامش‌بخش و امیددهنده، بی‌رغبت‌اند.
تا جای ممکن، از تیر‌رس اخبار بگریزید.
اگر ناچارید یا دوست دارید که از اخبار باخبر باشید، هر شبانه روز فقط یک‌بار کافی است.
۸. فیلم‌های اندوهناک نبینید
بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌ها اندوه‌افکن و ناامید‌کننده‌اند.
تاثیر فیلم، تدریجی و "سرم‌گونه" است. سرم مسموم، جسم آدمی را مسموم می‌کند و فیلم‌های یاس‌آلود، جان آدمی را.
البته خودتان فیلم‌های مثبت و امیدبخش را انتخاب کنید و ببینید.
۹. کتاب‌های مثبت بخوانید
کتاب‌ها مانند فیلم‌ها و اخبارند. با این‌ها مانند آن‌ها رفتار کنید.
۱۰. انس‌تان را با خدا صمیمی‌تر کنید
به دامان پرمهر خداوند بیشتر پناه برید.
یادمان باشد که: "الا بذکرالله تطمئن القلوب"؛ دل‌ها، با یاد خدا، اطمینان و آرامش می‌یابند.

این راهکارهای دهگانه را به‌مدت دوهفته انجام دهید. ان شاءالله حالتان خوب می‌شود. پس از آن، اگر باز آثاری از این افسردگی پاییزی در جانتان باقی بود، بگویید تا راهکارهای دیگری ارائه دهیم.
خداوند مهربان، مددکارتان باشد.

  • علی اکبر مظاهری
۰۵
آبان

مشاوره خانواده

پرسش:
جوانی ـ که از پرسش‌شان برنمی‌آید که دخترند یا پسر ـ پرسیده‌اند:
راهنمایی کنید که در دوران نامزدی عقد کرده، دیدار‌های دو طرف باید چه‌گونه باشد؛ همه‌روزه؟ هر هفته؟ یا چند ساعت؟

پاسخ ما:

تحلیل مسئله:
دوران نامزدی و عقد، اگر نیکو مدیریت شود، از شیرین‌ترین دوره‌های ازدواج است.

ضرورت این دوران

1. آمادگی عاطفی
جدایی ناگهانی دختر و پسری که از کودکی در خانواده‌ای زندگی کرده‌اند و با اعضای آن مأنوس‌اند، ‌اندکی ناگوار است؛ ازاین‌رو بهتر است این جدایی مبارک، تدریجی باشد تا ناگواری‌اش حذف شود. هم‌چنین برای «فاخته‌های جداآشیانه» دشوار است که ناگهانی «هم‌آشیانه» شوند. باید زمانی بگذرد تا اندک‌اندک با هم انس بگیرند و آماده «زیستن شریکانه» شوند.
2. آمادگی تربیتی و عقلانی
دختر و پسری که بیش‌تر مسئولیت اداره زندگی‌شان بر عهده پدر و مادر بوده است، برای اداره زندگی مستقل، به آمادگی نیاز دارند. در دوران نامزدی و عقد، می‌توان این آمادگی را کسب کرد.
3. آمادگی والدین
والدین، برای عروس و داماد کردن عزیزانشان، به زمان و فرصت نیاز دارند.

اصل پاسخ:
درباره این دوران خجسته، باید مباحثی دیگر نیز مطرح شود؛ مانند وظایف دختر و پسر در این دوران، نتیجه آن و پرهیز از آفت‌های آن؛ اما این نوشته، که در قالب پاسخ به یک پرسش است، گنجایش آن مباحث را ندارد. از سویی، جوان پرسش‌کننده، برای دریافت پاسخش بی‌تابی می‌کند؛ ازاین‌رو به پاسخ ایشان می‌پردازیم:

1. برای دیدارهای دختر و پسر، در دوران نامزدی و عقد، میزان معینی وجود ندارد؛ اما این قاعده را رعایت کنید: دیدار‌ها، رابطه‌ها و گشت‌وگذارها به اندازه‌ای باشد که نه محرومیت آورد و نه کلافگی ایجاد کند. «شیرین رفتن و شیرین آمدن» را رعایت کنید. عزیز بودنتان را نزد همسر و خانواده‌اش حفظ کنید.
2. شما همسر شرعی و قانونی یک‌دیگر هستید؛ اما چون هنوز «هم‌آشیانه» نشده‌اید، احوال و امکانات خانواده‌ها را در نظر آورید. ممکن است اوضاع چندان آماده باشد که پذیرش رابطه همه‌روزه را داشته باشد و شاید چنان باشد که بیش از هفته‌ای یکی دو بار را گنجایش نداشته باشد.
3. اگر برادران و خواهران نوجوان مجردی در خانواده‌ها هستند، رعایت حال آنان را بکنید.
4. در همه احوال و نزد همه اعضای دو خانواده، حیا و ادب و نزاکت را مراعات کنید.
5. بیرون و گردش رفتنتان با اطلاع و اجازه خانواده دختر باشد. درست است که شما همسر شرعی و قانونی هم هستید و به اجازه کسی نیاز ندارید، اما تا دختر در منزل پدر و مادرش است، اجازه ایشان را با خود داشته باشید. این‌جا جای قانون و حقوق نیست، جای اخلاق و مرام است.
6. در این دوران فرخنده، برای زندگی آینده‌تان برنامه‌ریزی کنید.
7. چند کتاب خوب، درباره دوران نامزدی و عقد مطالعه کنید.
اکنون سه کتاب را معرفی می‌کنیم:
أ. مظاهری، علی‌اکبر، جوانان و دوران نامزدی، قم، انتشارات پارسایان.
ب. همو، آداب عشق‌ورزی، قم، انتشارات نورالزهراء.
ج. هراتیان، عباس‌علی، راهنمای نامزدی، قم، مرکز مشاوره مأوا.
خداوند سبحان یاورتان باشد.

علی‌اکبر مظاهری
مجله "خانه خوبان"، شماره ۱۰۴، آبان ۹۶.

  • علی اکبر مظاهری
۰۳
آبان

مشاوره خانواده

پرسش:
خانمی گفته و پرسیده‌اند:
همسر برادرم، خانمی است فرهنگی. اوصاف نیکوی بسیاری دارد، اما اندکی مغرور است. بسیار به منزل ما می‌آید. اما دوست ندارد به خانه‌اش برویم. به تذکرهای من و خانواده‌مان حساس است. احساس می‌کنم به من حسادت می‌ورزد.
اکنون سؤال این است که چه مقدار به او احترام بگذارم؟ درباره رفت‌وآمدهای خانوادگی‌مان چه پیشنهادی دارید؟

پاسخ ما:
مدیریت روابط خانوادگی، اگرچه کوچک به نظر می‌آید، اما از مدیریت یک وزارتخانه، بزرگ‌تر است. مدیریت خردمندانه و عاطفه‌ورزانه خانوادگی، ثمره‌های نیکویی به بار می‌آورد، مدیریت ناشیانه و نامهربانانه این عرصه، نتایج تلخی را در پی دارد.
اینک این نکته‌ها را در نظر گیرید و به این راهکارها عمل کنید:
1. اوصاف نیکوی همسر برادرتان را، که گفته‌اید بسیار است، برجسته کنید و به رُخشان بکشید. این کار سبب علاقه بیشتر ایشان به شما می‌شود و اگر حسادتی هم باشد، آن را می‌زداید. نیز سبب تشویق ایشان به افزودن بر خصلت‌های نیکویشان می‌شود.
2. دیگر هرگز به ایشان «تذکر» ندهید؛ هرگز! تذکر، همان انتقاد است، در جامه‌ای دیگر. چون میانتان حساسیت وجود دارد، تذکرتان نتیجه معکوس می‌دهد.
3. به غرور ایشان کاری نداشته باشید. لازم نیست آن را بشکنید. این صفت، شاید در نظر خودشان غرور نباشد، بلکه عزت نفس باشد، که صفتی مثبت است. اگر غرور منفی هم باشد، گذر زمان و تجربه‌های روزگار، آن را خواهد شکست، به‌ویژه که به گفته شما، غرورشان اندک است. این اندک، به جایی لطمه‌ای نمی‌زند. نگران نباشید.
4. بر «حسادت» احتمالی ایشان، نام «غبطه» بگذارید، آنگاه خواهید دید که از آن لذت می‌برید؛ زیرا غبطه به شما، بیانگر وجود اوصاف پسندیده در شما است.
5. در احترام گذاشتن به ایشان، اندازه نگه دارید، که نیکو است.
اندازه نگه دار که اندازه نکوست/
هم لایق دشمن است و هم لایق دوست
نه چندان احترام کنید که سبب تحقیر شما و غرور ایشان شود، نه چنان کم احترام کنید که دلخوری افزاید.
6. درباره رفت‌وآمدهای خانوادگی‌تان؛ «شیرین روید، شیرین آیید». اینجا نیز «اندازه نگه داشتن» قاعده‌ای طلایی است.
البته واضح است که منظورمان پیشگیری از آمدن ایشان به منزلتان نیست، بلکه مقصودمان «قاعده‌مند» بودن روابط خانوادگی است. شرط خردمندی است که همه کردارمان قاعده‌مند باشد.

علی‌اکبر مظاهری
مجله "خانه خوبان"، شماره ۱۰۴، آبان 96.

  • علی اکبر مظاهری
۰۳
آبان

بالیدن خدا

خداوند، سرفرازانه، به اخلاق پیامبر محبوبش می‌بالد. ببینید:
{انک لعلی خلق عظیم}؛ تو بر خوی نیکویی هستی. (قلم، ۴)

حکایتی اخلاقی

آقارسول شهید شد

سی و چهار سال پیش، قبل از عملیات خیبر، در دشت دهلران، کلاسی صحرایی برپا می‌شد. مربی جوانی، برای رزمندگان، درس عقیدتی- اخلاقی می‌گفت.
روزی، رزمنده نوجوانی به نام "آقارسول"، سوالی کرد که مربی پنداشت او به درس توجه ندارد وگرنه این سوال را نمی‌کرد. از این رو، غفلتا، به‌گونه‌ای پاسخ داد که آقارسول، در میان جمع، شرمنده شد.
مربی، فورا به‌خود آمد. از آقارسول دلجویی کرد. از او، در همان جمع، معذرت خواست. پس از درس نیز به سراغ او رفت و باز معذرت خواست و آن‌قدر او را نوازش کرد و از او حلالیت طلبید تا او را حلال کرد.
فردا که باز کلاس تشکیل شد، مربی، نزد همه، اعتراف کرد که دیروز اشتباه کرده است. و باز از آقارسول معذرت‌خواهی کرد.
از آن پس، او را بسیار احترام می‌کرد و به او مهر می‌ورزید و هرگاه فرصتی دست می‌داد، از او حلالیت می‌طلبید. تا آن‌گاه که عملیات آغاز شد. مربی، همراه افراد کلاسش، در عملیات شرکت کرد و به جزیره مجنون رفتند.
آقارسول، شهید شد و مربی، نه. با آن‌که بسیاری از یاران مربی و برخی از افراد آن کلاس، در آن عملیات شهید شدند، اما شهادت آقارسول، مربی را سخت آزرد.

اکنون که سی و چهار سال از آن زمان می‌گذرد، هرگاه مربی، آقارسول را به یاد می‌آورد، شرمنده می‌شود و دلش می‌سوزد که چرا او را شرمنده کرده است. و از خدا برایش ترفیع درجات می‌طلبد.

انسانم آرزوست...

  • علی اکبر مظاهری
۳۰
مهر

یکی از اوصاف بارز پیامبر رحمت -صلی الله علیه و آله- "مدارای با مردمان" بود. اگر ایشان این خصلت را نداشتند، شکل‌گیری جامعه اسلامی، ناممکن بود.
بسیاری از مردمان زمان پیامبر، مردمانی ساده، با فرهنگی ابتدایی، بودند. مالک قلب‌های آنان شدن، نیازمند جانی لطیف، سینه‌ای فراخ، خویی نرم، و مدارایی صبورانه بود. پیامبر رحمت، همه این خصال نیکو را داشتند. و چنین بود که توانستند با آنان، جامعه ای اسلامی- انسانی بسازند.
خداوند سبحان، در آیه‌های قرآن، پیامبر عزیزش را وصف می‌کند و اخلاق و اوصاف ایشان را می‌ستاید. این آیه را ببینید:
{فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ...}
پس، به سبب رحمت خداوند، با آنان نرم‌خو و مهربان شدی. و اگر تند‌خو و سخت‌دل بودی، از پیرامونت پراکنده می‌شدند. پس، آنان را ببخش و برایشان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن... (آل عمران، ۱۵۹)

انسانی اخلاقی

برخی از اوصاف حاج شیخ عباس تربتی، به قلم فرزندش حسینعلی راشد، از کتاب «فضیلت های فراموش شده»، انتشارات روزنامه اطلاعات، با ویرایش و تلخیص:

مرحوم حاج آخوند تربتی، در همه عمرش، با کسی دعوا نکرد.
کسی را دشنام نداد.
به روی کسی فریاد نزد.
هرگز غیبت احدی را نکرد.
هرگز دروغ نگفت.
هرگز خلف وعده نکرد.
کمترین تجاوزی به حق کسی نکرد.
آزاری به کسی نرساند.
در منبر، هرگز به کسی گوشه و کنایه نزد.
اگر از کسی کار بدی سر می زد، در خلوت به خودش با مهربانی و خیر خواهی تذکر می داد و در ملأ عام و در حضور دیگران نمی گفت.

هرگز کسی را تکفیر نکرد [او را کافر اعلام نکرد].
هرگز کسی را تفسیق نکرد [او را فاسق اعلام نکرد].
در هیچ جنجال و آشوب، هر چند که در ظاهر به نام دین بود، وارد نگشت.
بسیار مودب بود و توجه به روح و قلب مردم داشت و می دانست که هر سخن و هر حرکتی چه تاثیری در روح مردم دارد.

انسانم آرزوست...

  • علی اکبر مظاهری
۳۰
مهر

پیامبر رحمت -صلی الله علیه و آله- فلسفه پیامبری خود را رشد و تکمیل ارزش‌های اخلاقی بیان فرموده‌اند: "انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق."

اخلاق، به معنای خنده؛ خندیدن و خنداندن، نیست. آری، یکی از شاخه‌های اخلاق، خوش‌خلقی است. ای‌بسا خنده‌ای که ضد اخلاق است؛ مثلا اگر با رنجانندگی و غیبت‌، همراه باشد.

حکایتی اخلاقی
با یکی از دوستان درباره اسوه‌های اخلاقی سخن می‌گفتیم. ایشان گفت:
"من مدت ده سال در درس خارج فقه آیت‌الله شبیری زنجانی حضور داشتم. ایشان، در این مدت ده‌ساله، حتی یک‌بار به هیج‌کدام از شاگردان توهین نکرد. با هیچ‌کس تندی نکرد. هیچ‌کس را مسخره نکرد. هیچ‌کس را نرنجاند. در پاسخ سوال و اشکال هیچ شاگردی سخنی نگفت که شرمنده‌اش کند؛ اگرچه سوال یا اشکالش بی‌‌مورد یا ناوارد بود."

کسانی که با شیوه درس‌های حوزه‌های علمیه آشنا باشند، به‌خصوص درس خارج فقه، که درسی است استدلالی و پر‌کنکاش، می‌دانند که در این درس‌ها، مباحثه‌ها و پرسش و پاسخ‌های بسیاری صورت می‌گیرد.
اکنون در نظر آورید یک استاد را که در میان انبوه شاگردان، درس استدلالی "خارج فقه" را تدریس کند و با انبوه سوال‌ها و اشکال‌های درست و نادرست، وارد و ناوارد، مواجه شود و در مدت ده سال حتی یک سخن تلخ نگوید و به هیچ‌کس اهانت نکند.
قبول داریم که سخت است، اما ناممکن نیست. حوصله‌ورزی و دندان بر جگر فشردن و اخلاق‌ورزی می‌طلبد. ارزشش را دارد.

انسانم آرزوست...

  • علی اکبر مظاهری