وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
۲۴
خرداد
مشاوره خانواده 
جلسه دوم
آن زوج حق‌پذیر، دو هفته بعد، باز به مشاوره آمدند. چند دقیقه اول جلسه را سه نفری گذراندیم. از آنان گزارش گرفتم. خوب بود. آن‌گاه آقایوسف بیرون رفت تا مسائل مخصوص شکوفه‌خانم را به او بگویم. 
به شکوفه‌خانم، حق‌پذیری همسرش در جلسه قبل را گفتم. شادمان شد. پرسیدم مشاوره با همسرش و سخنانی که به او گفته بودم، تاثیری در رفتارش داشته؟ پاسخش مثبت بود و تاثیر نیکو را کاملاً محسوس بیان کرد. گفتم: باور کردید مشاوره از نان شب واجب‌تر است؟ گفت: «بله». آن‌گاه گفتم: حالا شما این نکته ها را با دقت بشنوید و یادداشت و عمل کنید:
1. دیگر هرگز و هرگز و هرگز موبایل و کامپیوتر همسرتان را چک نکنید. گفت: «چک نمی‌کنم.» گفتم: تفریحی هم نگاه نکنید و در آن‌ها نگردید. آیا شما می‌پسندید ایشان موبایل شما را چک کند یا در آن گردش کند؟ گفت: «نه.» گفتم: پس شما هم دیگر در موبایل و کامپیوتر ایشان نگردید، اگرچه تفریحی باشد.
2. سطح انتظارتان از همسرتان را پایین آورید.
3. آستانه تحمل‌تان را بالا ببرید.
توضیح دادم که این دو، در زندگی زن و شوهری، ضرورت حتمی دارد.
4. انحصار طلبی درباره همسر، پسندیده است؛ اما نباید همسر را کلافه کرد.
5. دنیای امروز وسیع‌تر از قبل شده است، به خصوص با آمدن دنیای مجازی. نباید زندگی را تنگ کرد.
6. شما هم به غیرت همسرتان احترام بگزارید. از کارهایی که غیرت و حسادت او را برانگیزد، اجتناب کنید. (شوهرش قبلا گفته بود که از باجناقم تعریف و تمجید می‌کند. اسم باجناق را نیاوردم، اما منظورم را رساندم.) درباره «هووهای ساختگی» گفتم و گفتم که آن را در کتاب «فرهنگ خانواده» بخوانید. 
7. پرسیدم: به همسرتان هدیه می‌دهید؟ (مردش از این‌که خانم برایش کم هدیه می‌گیرد، گله کرده بود.) گفت: «کم می‌گیرم.» گفتم: چرا؟ گفت: «به دلایلی نمی‌توانم بیشتر بگیرم.» گفتم: پول ندارید؟ گفت: «بله.» گفتم: یک شیشه عطر کوچک گل رز چطور؟ گفت: «می توانم.» گفتم: یک کتاب؟ گفت: «می‌توانم.» گفتم: یک زیرپوش؟ گفت: «می‌توانم.» گفتم: منظورمان از هدیه، همین‌هاست. لازم نیست گران باشد. درباره فضیلت هدیه و تاثیر آن در بهبود زندگی همسران توضیح دادم و گفتم: فصل «معجزه هدیه» در کتاب «فرهنگ خانواده» را بخوانید.
 فرجام کار
 این زوج فهیم و اندکی نابلد، مشاوره را نیکو ادامه دادند؛ با فاصله‌های زمانی معقول و به‌گاه نیاز. تا این‌که عروسی کردند و «هم‌آشیانه» شدند. باز مشاوره‌های‌مان ادامه یافت. اکنون زندگی خوشبختانه‌ای دارند. الاهی شکر.
  • علی اکبر مظاهری
۲۴
خرداد

  مشاوره خانواده                          

                         
آقا یوسف و شکوفه خانم، با مشاوره من، انتخاب همسر و ازدواج کردند. دو ماه از عقدشان می‌گذشت که به مشاوره آمدند. هردو از پیوندشان خشنود بودند و از همدیگر ابراز رضایت کردند. 
آقایوسف گفت: «شکوفه خانم صحبت خصوصی دارند.» آقایوسف که بیرون رفت، شکوفه‌خانم گفت: «این‌که گفتم راضی و خشنود هستیم، درست است، اما چند مسئله پیش آمده که ناراحتم کرده.»
گفتم: به تفکیک و به ترتیب اهمیت، بگویید. او گفت:
«1. آقایوسف پیامک‌های مشکوک دارد. بلد نیست مخفی کاری کند و آن‌ها را پاک کند. گاهی من موبایلش را برمی‌دارم که تفریحی، در آن بگردم. ناگهان آن را از من می‌قاپد و پیامک‌ها را پاک می‌کند. وقتی می‌پرسم چه بود؟ می‌گوید صلاح نیست بدانی.
 2. در فیسبوک صفحه دارد. به من نشان می‌دهد. دیدم عکس زنانی را کنار عکسش گذاشته. دوستانه اعتراض کردم و گفتم آن‌ها را حذف کن. قبول کرد اما عمل نکرد.
3. دوستان دانشگاهی دارد؛ پسر و دختر. با آن‌ها به گردش می‌رود. به من می‌گوید تو هم بیا. اما چون گفته که در جمعشان دختران مجرد بدحجاب غیرمذهبی هست، نمی‌روم. او ارتباطش را با آن‌ها قطع نمی‌کند. اعتراض ملایم می‌کنم، اما گوش نمی‌دهد.
4. با خانم‌های نامحرم، راحت است. من تحمل این کار را ندارم.»
به شکوفه‌خانم گفتم: با آقایوسف جداگانه صحبت می‌کنم و ان‌شاءالله مسائل حل می‌شود. 
آن‌گاه آقایوسف را به اتاق مشاوره خواندم و آمد. گفتم: لازم است با آقایوسف هم جلسه خصوصی داشته باشیم، اما اکنون یک نکته اصلی را به هر دوی‌تان می‌گویم:
همان‌گونه که قبل از عقد، در مرحله انتخاب همسر، مشاوره می‌کردید، بعد از آن هم لازم است مشاوره کنید. آن زمان برای انتخاب مشاوره می‌کردید، حالا برای آموختن راهکارهای زندگی مشترک و نیز برای این‌که در زندگی‌تان گره‌ای نیفتد و نیز برای حل مسائل، مشاوره کنید. همسران، در همه مراحل زندگی‌شان، نیازمند مشاوره‌اند. مشاوره را از نان شب، واجب‌تر بدانید. 
آقایوسف گفت: «فکرم ناراحت شد. بگویید چه شده؟» 
شکوفه‌خانم را بیرون فرستادم. با آقایوسف تنها شدیم. به او گفتم:
1. همان‌گونه که مرد غیرت دارد، زن نیز دارد. همان‌طور که زن باید غیرت شوهر را حرمت بگزارد و غیرت او را تحریک نکند، مرد نیز باید چنین کند.
2. فصلی در کتاب «فرهنگ خانواده» داریم با نام «هووهای ساختگی». آن را به‌دقت بخوانید و مراعات کنید.
3. زندگی متاهلی با زندگی مجردی، تفاوت‌هایی دارد. این تفاوت‌ها را یاد بگیرید و مراعات کنید. در این‌باره نیز در کتاب «فرهنگ خانواده»، مطالبی هست. آن‌ها را بخوانید. آن‌گاه چندتا از تفاوت‌ها را برای آقایوسف گفتم.
4. همان‌گونه که شما برنمی‌تابید خانمتان با پسران و مردان دیگر ارتباط داشته باشد، شما نیز نباید داشته باشید؛ بدون هیچ فرقی؛ اگرچه رابطه شما نجیبانه باشد.
5. موبایل خود را از دست خانم قاپیدن و پیامک‌ها را حذف کردن، بدگمانی خانم را برمی‌انگیزد. اگر خانم چنین کند، شما چنین نمی‌شوید؟
6. گذاشتن عکس‌های خانم‌های نامحرم در کنار عکس خود در فیسبوک و با آنان ارتباط داشتن و صفحه را به خانم خود نشان دادن، اشتباه محض است. پرهیز کنید.
7. ارتباط‌تان را با دختران آشنا، که قبل از ازدواج در دانشگاه با آنان به اردوهای گروهی می‌رفتید، قطع کنید. آیا می‌پسندید خانمتان دوستانی اینچنین، از پسران، داشته باشد و با آنان ارتباط بگیرد؟ 
آقایوسف، با پاکدلی و حق‌پذیری، همه آنچه را که گفتم‌ پذیرفت. درباره برخی از مسائل، پرسش‌های توضیحی داشت، که پاسخ دادم. در آخر گفتم: با خانم‌تان هم حرف‌هایی دارم که به خود او می‌گویم.
{ادامه دارد}
  • علی اکبر مظاهری
۲۳
خرداد
مشاوره ازدواج
پرسش
دخترخانمی گفته و پرسیده‌اند:
من خواستگاری دارم که از لحاظ خانواده و مذهب و اخلاق و فرهنگ و... باهم سازگاری داریم. تنها مشکل ما این است که ایشان دو روز شیفت شب هستند و دو روز در خانه، که این دو روز تعطیلی در هفته، چرخشی است.
به دلیل این‌که من هم شاغل هستم، دو روزی که ایشان شب کارند، ما همدیگر را نمی‌بینیم و دو روزی که تعطیل هستند، اگر وسط هفته باشد، من تا عصر آن روزها سرکارم. 
با این توصیف‌ها می‌خواستم نظر شما را بدانم که‌ آیا ما به این خواستگاری ادامه بدهیم و یا کلا قید همه چیز را بزنیم؟
در حال حاضر، تنها مشکل این آقا، کارش است. نمی‌دانم اگر الان این موقیعت را قبول کنم، در آینده پشیمان می‌شوم یا نه؟
لطفا راهکاری به من ارائه دهید.
پاسخ ما
اگر بگویم در طول سال‌های مشاوره‌ام، چنین مسئله‌ای (؛ مطرح بودن شیفت کاری به عنوان یک مسئله و ملاک در انتخاب همسر) نداشته‌ام، باور کنید. 
اگر ملاک‌ها و همتایی‌های لازم، وجود دارد، هیچ تردید نکنید و راه را ادامه دهید. 
شیفت کاری، قابل مدیریت است. حتما می‌توانید آن را به‌خوبی مدیریت کنید. خداوند سبحان، یاورتان باشد.
علی‌اکبر مظاهری
  • علی اکبر مظاهری
۱۴
خرداد

  احساس یکی ‌بودن
  سخنی در قلمرو روابط همسران
 نویسنده: خانم مهندس فاطمه کوثر
هیچ پدیده‌ای به اندازة احساس یکی بودن میان همسران، در پیشرفت روابط ایشان مؤثر نیست. مادامی‌که زن یا مرد، همسرش را فردی مستقل از وجود خود می‌بیند، با او روابطی منطقی و حسابگرانه خواهد داشت. در چنین روابطی، زن و شوهر، خوشی‌هایی در کنار یکدیگر دارند؛ اما به محض بروز اندکی بی‌توجهی یا سر زدن اشتباه از سوی یکی از آن‌ها، موقعیت به سمت تلخی خواهد گرایید. چرا؟ چون شخص، همسرش را فردی مستقل از خود می‌بیند که وظیفه دارد حقوق او را رعایت کند یا مثلاً شرط دوست داشتنش این است که به او توجه کند و مهر بورزد و اگر در این کار کوتاهی کند یا دیر عمل کند، نتیجه می‌گیرد که او را دوست ندارد و در ادامه، ماجراهایی تلخ پیش می‌آید که خودتان بهتر می‌دانید.
موقعیت یگانه، برخورد دوگانه
یک موقعیت یکسان و دو برخورد متفاوت با آن را در نظر بگیرید:
خانم، شام پخته و ساعت‌ها منتظر همسرش مانده است. همسرش دیر به منزل می‌آید و در این فاصله نیز، پاسخ تماس‌های او را نمی‌دهد.
برخورد اول: خانم با بغض فروخورده و دل شکسته، ساکت می‌نشیند و ناراحتی‌اش را با سکوت و بی‌حالی نشان می‌دهد و یا زبان به گله و شکایت باز می‌کند؛ در هر دو حال، خود و همسرش را رنجانده و رابطه‌شان را تلخ کرده و به‌جای حس صمیمیت و یکی بودن، حس بیگانگی و دو تا بودن را به رابطه‌شان القا می‌کند.
برخورد دوم: خانم با روی باز و از صمیم دل به استقبال همسرش می‌رود. با محبتی صادقانه و نه از سر توقع، حال او را می‌پرسد و اتفاقاً آگاه می‌شود که برای مرد، مشکلی پیش آمده بوده که امکان تماس با همسرش را نداشته است. زن، حالش خوب است؛ چون در مدت تأخیر مرد، با خود این‌گونه فکر نکرده که «یعنی یک دقیقه فرصت ندارد جواب مرا بدهد؟» یا «اگر دلش تنگ می‌شد یا از کارش برایش مهم‌تر بودم، تا حالا تماس می‌گرفت.» و امثال این‌ها.
در نگاه دوم، زن همسرش را از خودش می‌داند. با او احساس یکی بودن می‌کند. او را فردی جدا از خود نمی‌بیند که بخواهد عزت یا حقوقش را نزد او حفظ کند. خودش و او را دارای عزت و آرامشی مشترک می‌بیند و مهم‌تر از همه اینکه همسرانی که میانشان حس یک‌رنگی و وحدت وجود دارد، از محبت همسرشان به خود اطمینان دارند و محبت او را با قضاوت دربارة تک‌تک کارهایش و با معیارهای دلخواه خود نمی‌سنجند؛ ازاین‌رو با یک بی‌خبری یا ظاهراً کم‌توجهی، برنمی‌آشوبند و دلشان زیر و رو نمی‌شود.
آرامشی خواستنی
اگر در روابطتان آرامش می‌خواهید، کافی است احساس یک‌رنگی و یکی بودن با همسرتان را میان خود بپرورانید و از حسابگری در محبت، دوری کنید. در چنین حالتی، حتی اگر در رفتار همسرتان کمبودی وجود داشته باشد، بسیار ممکن است به سبب محبت فراوانی که میان شما وجود دارد، اصلاح شود. یا به دلیل وجود احساس صمیمیت و یکی بودن، خواهید توانست با حال خوب و مهربانانه و با رفاقت، کاستی در رفتار همسرتان را به‌صورت نیاز خود ابراز کنید؛ برای نمونه، «عزیزم! من دوست دارم ساعت‌های بیشتری در کنار هم باشیم.» یا: «وقتی ازت بی‌خبرم، نگرانت می‌شم عزیزم». این‌ها جملات ازپیش‌ساخته نیست؛ بلکه عبارت‌هایی است که در صورت وجود حس یک‌رنگی و به دور از حسابگری، بر زبانتان جاری خواهد شد.

📂 مجله "خانه خوبان"، شماره ۱۱۱، خرداد ۹۷

  • علی اکبر مظاهری
۱۴
خرداد
مصاحبه با روزنامه مردم نو.
مصاحبه‌گر: خانم زهرا نصیری، روزنامه‌نگار و آموزگار.
دنباله مصاحبه:
مظاهری در ادامه به اهمیت هماهنگی والدین در امر تربیت اشاره کرده و می‌افزاید: «هماهنگی والدین یا ناهماهنگی آن‌ها، در تربیت فرزندان تاثیر شایان دارد. اگر والدین باهم همفکر، سازگار و رفیق باشند، در تربیت فرزندشان تاثیر بسیار نیکو خواهد داشت و اگر ناهماهنگ و ناسازگار باشند، به همان نسبت در تربیت فرزندشان تاثیر سوء به جا خواهد گذاشت. 
بُعد دیگر موضوع مربوط به دیدگاه‌های تربیتی پدر و مادر است. اگر والدین درباره مبانی تربیتی فرزند هماهنگ باشند، هر دو به فرزند بگویند یا آری یا نه، در این صورت، تربیت موثر خواهد بود. باید دستورها و شیوه‌های تربیتی‌ والدین در خانواده، یکسان باشد تا فرزند حیران نشود و در ذهن او دوگانگی تربیتی به‌وجود نیاید. 
البته این تربیت هماهنگ، کار بسیار دقیقی است و برای دو نفر که مغز و افکار متفاوت دارند، هماهنگ کردن دیدگاه‌ها کار سخت و دقیقی است، اما ارزشمند خواهد بود. لذا ضرورت دارد که والدین باهم هماهنگ باشند، یک شیوه تربیتی را در نظر بگیرند و فرزندان را براساس آن شیوه تربیت کنند.» 
نویسنده کتاب «نبرد بی‌برنده»، والدین را به توجه بیشتر نسبت به اهمیت مشاوره تربیتی توصیه کرده و می‌گوید: «خوشبختانه نقش مشاوره در جامعه در حال نهادینه شدن است. توصیه می‌کنم که والدین به مشاوره تربیتی توجه بیشتری کنند. والدین می‌توانند برای اداره نیکوی خانواده و تربیت فرزندان از مشاوران دانا کمک بگیرند.»
[پایان]
  • علی اکبر مظاهری
۱۴
خرداد
(1) تکریم والدین
مصاحبه با روزنامه مردم نو، به مناسبت روز جهانی والدین.
مصاحبه‌گر: خانم زهرا نصیری، روزنامه‌نگار و آموزگار.
 روز اول ژوئن به‌عنوان روز جهانی والدین نامگذاری شده است. مجمع عمومی‌ سازمان ملل متحد به‌موجب قطعنامه‌ای در سال 2012 چنین نامگذاری را در سطح بین‌المللی انجام داد و به این ترتیب جایگاه والدین را در سراسر جهان ارج نهاد.
والدین ارکان خانواده محسوب می‌شوند و این هسته کوچک اما اساسی جامعه را شکل می‌دهند؛ ولی باید در نظر داشت که با کهولت سن والدین و افزوده‌شدن نقش پدربزرگ و مادربزرگ به جایگاهشان، نباید آن‌ها را خارج از خانواده تلقی کرد. 
حجت‌الاسلام علی‌اکبر مظاهری، مشاور حوزه و دانشگاه، در این خصوص تاکید دارد: «ارکان خانواده پنج قسم هستند؛ پدر، مادر، فرزند و پدربزرگ و مادربزرگ. نباید  پدربزرگ و مادربزرگ را از دایره خارج کرد؛ به‌طوری که گویی دیگر نقشی در زندگی ندارند؛ چراکه هر پنج رکن برای برقرار ماندن و ثبات خانواده لازم و موثر هستند و بقای خانواده سالم در گرو تکریم والدین است.» 
به‌مناسبت روز جهانی والدین با حجت‌الاسلام علی‌اکبر مظاهری، نویسنده حوزه خانواده و مشاور حوزه و دانشگاه به گفت‌وگو پرداخته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.
مظاهری با تاکید بر ارکان پنج‌گانه یک خانواده و جایگاه والدین در آن، اظهار می‌کند: «جایگاه و مکانت والدین در بالاترین حد متصور قرار دارد. این پنج رکن هرکدام در قِبل دیگری دارای وظایفی است و هرکدام برعهده دیگری حقوقی دارند. والدین عزیز و محترم هستند و این احترام باید برای همیشه محفوظ بماند؛ چراکه اگر از عزت و احترام پدر و مادر کاسته شود، پایه‌های زندگی لنگان می‌شود. احترام و تکریم والدین، برای بقای خانواده سالم، ضروری است. اگر این تکریم خدشه‌دار شود، به سلامت خانواده آسیب وارد خواهد شد.»
نویسنده کتاب «فرهنگ خانواده» با اشاره به جایگاه والدین در منابع دینی، تصریح می‌کند: «در قرآن کریم وقتی امر می‌شود که خدا را بپرستید و برای او شریک قائل نشوید، بلافاصله به نیکی نسبت به والدین هم امر می‌شود؛ بنابراین در کتاب آسمانی ما پس از توحید، درباره پدر و مادر سفارش شده است. همچنین در روایات و دعاهایی که از ائمه علیهم‌السلام به ما رسیده، در این باره بسیار مفصل بحث شده است. بنده به پژوهشگران دینی توصیه می‌کنم که از دعاها غفلت نکنند. در دعاها معارف بسیار بلند و گسترده‌ای وجود دارد. در صحیفه سجادیه درخصوص حقوق والدین دعایی از امام سجاد علیه‌السلام وجود دارد که از نظر بنده بهترین منبع برای آگاهی از حقوق والدین است؛ به‌طوری که تدبر در معانی آن دعا، انسان را در برابر پدر و مادر خاضع می‌کند. اگر انسان این دعا را با دقت بخواند و به قلب خود بچشاند، دیگر به این موضوع فکر نمی‌کند که آیا پدر و مادرم حق مرا ادا کردند یا نه، فقط به این می‌اندیشند که من با پدرو مادرم چه کنم و چگونه آن‌ها را تکریم و خدمت کنم.» 
این مشاور حوزه و دانشگاه در ادامه با تاکید بر نقش والدین در تربیت نسل‌ها، اظهار می‌کند: «محیط زندگی امروز بسیار گسترده‌تر از محیط دیروز است. در نسل‌های گذشته، تربیت آسان‌تر بود، چون جامعه پیچیدگی چندانی نداشت، اما امروزه جامعه بسیار گسترده شده، عوامل تاثیرگذار بر تربیت فرزندان فراوان و گسترده شده‌اند و همه این عوامل، تربیت را سخت‌تر کرده است. حالا ما باید در این جامعه فرزند تربیت کنیم. تربیت در چنین جامعه گسترده‌ای مراقبت بیشتر، حسایت بیشتر و دانش بیشتری می‌طلبد. اما در عین‌حال باید این مژده را هم داد که در زمان حاضر دانش تربیت از همیشه گسترده‌تر شده است. کتاب‌های تربیتی بسیار خوبی نوشته شده و منابع وسیعی در این باره به‌وجود آمده است، در حالی که طی چند دهه قبل کتاب‌های تربیتی انگشت‌شمار بود. پس همان‌طور که جامعه وسیع شده و امر تربیت را پیچیده کرده، دانش تربیتی هم گسترده‌تر شده است. باید از این منابع استفاده کرد و خود را به دانش تربیت مجهز ساخت؛ بنابراین والدین امروزی نباید از تربیت فرزند بترسند یا ناامید شوند، چون تجهیزات لازم وجود دارد. لازم است والدین دانایی‌های لازم را کسب کنند و فرزندان را برابر با اقتضائات عصر کنونی تربیت کنند. امام علی علیه‌السلام می‌فرمایند فرزندانتان را مانند زمان خود یا پدرانتان تربیت نکنید، چون این‌ها برای زمان خود آفریده شده‌اند. لذا تربیت نسل امروز نمی‌تواند مانند تربیت سه نسل قبل باشد.» 
{باقی مصاحبه‌، در پست بعد می‌آید. ان‌شاءالله.}
  • علی اکبر مظاهری
۱۱
خرداد
مشاوره اخلاقی - روانشناسی 
پرسش:
خانم یا آقایی پرسیده‌اند: 
من در مهمانی‌ها و دورهمی‌ها ساکت و آرام هستم. خودم از اینکه کم‌تر حرف می‌زنم یا دربارة هر چیزی نظر نمی‌دهم، احساس بدی ندارم؛ اما دیگران به گونه‌ای رفتار می‌کنند که انگار اگر شلوغ نباشی یا هر روز به این و آن تلفن نزنی، دچار مشکل ارتباطی یا افسردگی هستی. علاقه دارم از نظر و راهنمایی شما استفاده کنم.
پاسخ ما:
۱. کم‌حرفی و نپرداختن به اموری که به انسان مربوط نمی‌شود، یک «فضیلت اخلاقی» است، و در هر کاری سرک کشیدن و به امور نامربوط به خود پرداختن، یک «رذیلت اخلاقی» به شمار می‌رود. شما این فضیلت را دارید و این رذیلت را ندارید. خداوند را بر این نعمت شاکر باشید.
بسیاری از افراد آرزو دارند این فضیلت را داشته باشند. برخی می‌کوشند که چنین باشند؛ برخی‌ دیگر نیز با کوشش فراوان، ‌می‌توانند اندکی خود را مهار کنند؛ اما افراد بسیاری در این کار توفیق نمی‌یابند. اینان، نزد وجدان خود و دیگران، شرمنده‌اند. مردمان، اینان را سبک‌سرانی نادان و پرگو می‌دانند. بسیاری از نیروهای فکری و جسمی آدمی از این راه هدر می‌رود و این، خسارتی بزرگ است. 
پس این ویژگی خوب خویش را حفظ، و نیروهای عقلی و اندیشه‌ای‌تان را ذخیره کنید تا آن‌ها را در مسیر رشد خود به کار گیرید. 
انسان‌های کم‌سخن، مردمانی ژرف‌اندیش و باوقارند. ایشان در دل و جان دیگران، بزرگ‌اند. 
بسیاری از گناهان، از راه زبان منتشر می‌شود. با نگاهی به جامعة اکنونی‌‌مان، چنین می‌یابید که این حجم انبوه از غیبت‌ها، تهمت‌ها و بداخلاقی‌ها، از زبان آدمیان برمی‌آید. دربارة هر چیز سخن گفتن و در هر وادی‌ای ورود کردن و به هر کار نامربوط به خود پرداختن، فاجعه‌ای هولناک به بار آورده‌ است. 
بنابراین شما این صفت پسندیده و این ویژگی خجسته‌تان را پاس بدارید و به آن افتخار کنید.
۲. با ورزش، گردش، تفریحات سالم، آموختن مهارت‌های جدید، خود را شاداب‌تر کنید.
۳. ما شما را افسرده نمی‌دانیم؛ اما اگر احتمال افسردگی در خود می‌دهید، با مشاوری دانا و توانا، مشاورة حضوری انجام دهید.
خداوند سبحان یاورتان باشد.
علی‌اکبر مظاهری 
مجله "خانه خوبان"، شماره ۱۱۱، خرداد ۹۷.
  • علی اکبر مظاهری
۱۱
خرداد
به فرخندگی میلاد کریم اهل‌بیت، امام حسن مجتبی، علیه‌السلام.
بخشی‌هایی از نوشته خانم زهرا نصیری، خبرنگار روزنامه مردم نو.
اگر کریم تویی سائلی نمی‌ماند...
 ای آنکه کرامت اهل‌بیت در وجود بابرکتت متجلی شده و کریم اهل‌بیت نام گرفته‌ای! هر فضیلتی را شأنیت و مکانتی است و کرامت و بخشش با نام تو پیوند ناگسستنی یافته و از تو آبرو گرفته است. 
هرچه کوچه پس کوچه‌‌های شهر را نگریستم، آن یاد و اثری که گوشه‌ای از حقیقت بی‌مانند تو را نشان دهد نیافتم. در میان برگ‌‌های کتاب‌ها به‌دنبال اثر اصیلی که گوشه‌ای از عظمتت را تحریر کرده باشد پرسه زدم، اما آنچنان که باید چیزی نیافتم و البته گاه به گزافه‌‌هایی برخوردم که قلبم را به درد آورد. 
مولای مهربان! گرچه قصور قلم‌ها در حق تو نابخشودنی است اما بر ما مگیر؛ چراکه عظمتت در فهم هیچ نگارند‌ه‌ای نمی‌گنجد و هیچ جوهری یارای ترسیم آن‌را ندارد... .
ای مهربان! دل‌‌های کویری ما را به باران کرامتت سیراب کن و از عجز قلم‌‌هایمان درگذر؛ چراکه شکوه از وجود توست و  قصور از قلم‌‌های ما. 
اما دل به دری که همیشه از کرم باز است امیدوار بوده و خاضعانه می‌گوید: با همه شرمساری‌ام، دوستت دارم. 
دل من سائلی است که جایی جز درگه شما را نمی‌شناسد؛ 
اگر کریم تویی، سائلی نمی‌ماند...
پسر حضرت دریا دل ما را دریاب/
ما یتیمیم و اسیریم و فقیر ای باران
(روزنامه مردم نو)
نیمه رمضان‌الکریم. خرداد ۹۷.
  • علی اکبر مظاهری
۰۸
خرداد
مشاوره دینی -  تربیتی
پرسش
پدری یا مادری پرسیده‌اند:
با سلام و عرض ادب.
چگونه پسرهای دوازده‌ساله را به نماز خواندن تشویق کنیم؟ انگیزه‌ای به نماز ندارند. به زور و با عجله نماز می‌خوانند. حرف کسی را گوش نمی‌دهند و در برابر همة امور، بی‌خیال‌اند. آیا طردکردن آن‌ها تأثیری دارد؟ لطفاً راهنمایی فرمایید. متشکرم.
پاسخ ما
درود بر شما که در اندیشة عبادت و دیانت فرزندتان هستید.
اینک چند نکته:
1. پرستش خداوند، از امور فطری است و خدای سبحان، جان‌مایة آن را در نهاد آدمیان نهاده و بذر و نهال آن را در جان انسان کاشته است. ما برزیگران این بذر و کشت‌کنندگان این نهال نیستیم؛ بلکه باغبانان آنیم.
باغبان دانا آن است که بذر و نهال را نیکو پرورش دهد؛ به آن، به اندازه، آب و نور و غذا بدهد؛ نه بیش و نه کم. و آن را از آفت‌ها دور نگه دارد تا شکوفا شود. آب زیاد و بیش از نیاز، بذر و نهال را می‌میراند و آب اندک و کمتر از نیاز، آن را می‌خشکاند. آفت‌زدگی هم آن را پژمرده می‌کند. 
2. «نمایاندن» بیش از «گفتن» اثر می‌گذارد. اگرچه گفتن نیز لازم است؛ اما نمایاندن، لازم‌تر است.
شما عبادت و نیایش را به فرزندتان نشان دهید و البته گاهی نیز به آن فرمان دهید.
یادمان باشد که امام صادق(ع) فرموده است:
«کونوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَیرِ ألسِنَتِکُم؛ مردمان را با غیر زبانتان (بلکه با کردارتان) به سوی نیکویی‌ها دعوت کنید».
و به یاد داشته باشیم که پیامبر اکرم(ص) فرموده است:
«صَلُّوا کَمَا رَأَیْتمونی أُصَلّی؛ ببینید همین‌گونه که من نماز می‌گزارم، نماز بگزارید».
اغلب چنین است که فرزند، از کردار پدر و مادر اثر می‌پذیرد و مانند ایشان رفتار می‌کند. عبادت و نیایش حال‌دار و به‌هنگام را به فرزندتان نشان دهید. همچنین او را در رفتن به مسجد و محافل دینی، با خود همراه کنید.
3. از تشویق، استفادة شایان کنید. فرزندتان را برای عبادت و کارهای نیکویش تحسین کنید.
4. از فشار، کمترین بهره را ببرید. عبادت با اکراه و اجبار، پایدار نیست.
5. از تذکر زیاد بپرهیزید که اثر معکوس دارد؛ البته تذکر نیز لازم است؛ اما اندک و به اندازة ضرورت.
6. در راه تربیت دینی فرزندتان از دیگران کمک بگیرید؛ از همسرتان، مربیان، معلمان، دوستان، خویشان، آشنایان. 
این کمک خواستن را به گونه‌ای ماهرانه و زیرکانه انجام دهید تا فرزندتان احساس نکند برای هدایت او، دیگران را بر او گمارده‌اید.  یا نپندارد که در انجام عبادت سست است و شما به‌ناچار، برای به راه آوردن او از دیگران کمک خواسته‌اید؛ چراکه در این صورت رمیده می‌شود و نتیجة معکوس به بار می‌آید. 
ظرافت و مهارت، در راه تربیت، ضرورتی حتمی است.
7. «طرد کردن»ی را که در پرسش خود آورده‌اید، هرگز انجام ندهید. طرد‌ کردن، نه تربیت است و نه تنبیه. هرگز مباد که نوجوانتان را طرد کنید که بسیار زیان می‌کنید. طرد کردن نوجوان، یعنی انداختن لقمه در دهان افعی.
خدای مهربان، در مسیر تربیت نیکوی فرزندتان، یاورتان باشد.
علی‌اکبر مظاهری، مجله "خانه خوبان"، شماره ۱۱۱، خرداد ۹۷.
  • علی اکبر مظاهری
۰۸
خرداد

نوشته‌ای از خانم الهام خسروی (کارشناس برنامه ریزی شهری و طلبه حوزه علمیه)

 داستان، واقعی است. نام اشخاص را تغییر داده‌ایم.
نزدیک عید نوروز بود. راهی بازار شدم تا پارچه‌ چادری‌ام را به خیاط بدهم. داخل کارگاه خیاطی شلوغ بود. خانم‌ها منتظر بودند تا خیاط اندازه‌شان را بگیرد. 
طبق معمول، با این‌که خانم‌ها غریبه بودند، اما درباره موضوع‌های مختلف با هم صحبت می‌کردند. 
سمیه خانم از خانم دیگری، که در این مدت کوتاه کمی با هم آشنا شده بودند، پرسید: شما دختر خوب سراغ دارید؟ برای پسرم می‌خواهم. شغل پسرم فلان است و اخلاقش بهمان. و کلی از پسرش تعریف کرد. من و همه‌ خانم‌هایی که آنجا بودیم، صدایشان را می‌شنیدیم. 
وقتی نوبت به سمیه خانم رسید، به خیاط گفت: من برای آماده شدن چادرم خیلی عجله دارم تا برای سفرم به شهرستان، چادر نو داشته باشم؛ ببینید که چادرم پاره شده و خجالت می‌کشم با این چادر به مهمانی بروم.
 خانم خیاط زیر بار نمی‌رفت و می‌گفت: سرم خیلی شلوغ است و زودتر از یک هفته نمی‌توانم چادر را آماده کنم. 
سمیه خانم، با شوخی و خنده، می‌گفت: من چطور با این چادر پاره به مهمانی بروم؟
در بین مشتری‌ها مریم خانم و دخترش هم بودند. جلو آمدند تا پیشنهادی دهند. مریم خانم به سمیه خانم گفت: چادر دخترم نو و مناسب است. شما چادرتان را با چادر دخترم عوض کنید و به مسافرت بروید. 
سمیه خانم تشکر کرد و گفت: نمی‌توانم قبول کنم. ما همدیگر را نمی‌شناسیم. اصلا چطور می‌توانم بعد از مسافرت، چادر را به دست شما برسانم؟ 
مریم خانم هم، با زیرکی و سیاست، تعارف می‌کرد و می‌گفت: قابل شما را ندارد. و بالاخره توانست، با ظرافت و مهارت، سمیه خانم را راضی کند. 
در حین عوض کردن چادرها، سمیه خانم، دختر مریم خانم را زیر نظر گرفته بود و لبخند رضایتی بر لب داشت که گویی عروس دلخواهش را پیدا کرده...
  • علی اکبر مظاهری