وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
۲۹
بهمن

مشاوره اخلاقی - خانوادگی

پرسش:

پرسیده اند:

برای رفع حسادت همسر، چه باید کرد؟

پاسخ ما:

تحلیل مساله:

شکل‌های حسادت:
حسادت، یک صفت اخلاقی است. و گاهی یک اخلال روانی است. و گاه دیگر، یک بیماری عصبی است. و گاه سوم، یک جراحت عاطفی است. و صد و یک شکل دیگر.

خاستگاه‌های حسادت:
این صفت، گاهی ریشه در "ژن‌ها"دارد؛ میراثی است از پدران و مادران و آباء و اجداد. گاه دیگر، بازتاب محرومیت‌ها است. و گاه سوم، ثمر شوم ستم‌ها است. و گاه چهارم، نتیجه تلخ تبعیض‌ها است. و گاه پنجم، برخاسته از کردار یار جفاکار است. و گاه ششم، داغی است از حادثه یا حوادث ناگوار. و گاه هفتم، نشانه‌ای است از آلودگی درونی شخص. و دویست و یک عامل دیگر.

درمان حسادت:

برای درمان حسادت، گاهی باید از علم اخلاق بهره گرفت. گاه دیگر، از دانش روانشناسی. گاه سوم، از راه‌کارهای رفتاری. گاه چهارم، از کیمیای محبت. گاه پنجم، از شیوه مدارا. گاه ششم، از فنون مشاوره. گاه هفتم، از تلخی دارو. و سی‌صد و یک شیوه دیگر.

اما پاسخ به پرسش شما:

کاش سوالتان را تفصیل می‌دادید. پرسشتان بسیار مختصر است. اینک، به اختصار، به سوال مختصرتان پاسخ می‌گوییم:

۱. ریشه یا ریشه‌های حسادت همسرتان را بیابید. این مهم‌ترین بخش درمان است.
۲. حسادت و غیرت همسرتان را تحریک نکنید.
به‌گونه‌ای ویژه، مراقب رفتارتان باشید. گاهی یک نگاه بی‌پروا به نامحرم، آتش حسادت همسر را برمی‌افروزد. نیز یک پیامک مشکوک، یک رفتار دزدانه، یک عمل شک‌برانگیز. و چهارصد و یک کار دیگر.
بخش عظیمی از حسادت همسران، از همین کردارها صورت می‌پذیرد.
۳. با مشاوری دانا و توانا، مشاوره حضوری انجام دهید. ابتدا خودتان مشاوره کنید، سپس، به صلاحدید مشاور، همسرتان را نیز در مشاوره شرکت دهید.
۴. در کتاب "فرهنگ خانواده"، چند فصل در این باره، به تفصیل، نوشته‌ایم. آن‌ها را، به‌دقت و صبورانه، بخوانید و به راه‌کارها عمل کنید.
خداوند سبحان، مددکارتان باد.

  • علی اکبر مظاهری
۲۳
بهمن

 

از زبان مشاور

مشاوره خانواده

پرسش‌:

آقایی پرسیده‌اند:
من و همسرم، گاهی با هم مجادله و بداخلاقی می‌کنیم. در این هنگام‌ها، همسرم با پدر و مادرم نیز بداخلاق و بدرفتار و کم‌محبت می‌‌شود. به او می‌گویم: ما با هم دعوا داریم، پدر و مادرم چه گناهی دارند؟
شما راهنمایی‌مان کنید.

پاسخ ما:

تحلیل مساله:
ما با مجادله همسران، مخالفیم. مجادله همسران، از زندگی آنان، دمار بر‌می‌آورد و به همه‌جای زندگی، زیان می‌زند.
از جاهایی که مجادله بر آن تاثیر تخریبی دارد، روابط همسران با خانواده‌هایشان است.
شاید خانواده‌ها دخالت مستقیم در دعواهای عروس و دامادهایشان نداشته باشند، اما وقتی دل آدمی از کسی رنجید، از والدین او نیز می‌رنجد.

اینک شما چنین کنید:
۱. نخستین راهکار این است که شما و همسرتان، نزاع‌هایتان را تعطیل کنید.
۲. مجادله‌هایتان را ریشه‌یابی کنید و به درمان آن‌ها بپردازید.
۳. تا جایی که در توانتان است، ناگواری‌های زندگی‌تان را به والدینتان سرایت ندهید. انتقال ناگواری‌های زندگی به پدر و مادر، نه تنها سودی ندارد، بلکه زبانه‌های آتش را بالاتر می‌کشاند و نیز تلخی‌ها را تلخ‌تر می‌کند.
البته اگر پدر و مادر، دانا و توانا باشند، شاید در پاره‌ای از ناگواری‌ها، فرزندان را یاری کنند و در حل مسائلشان رهنمایشان باشند، اما این‌گونه پدر و مادرها، پرشمار نیستند.
۴. کتاب "نبرد بی‌برنده" را به‌دقت بخوانید؛ هردوی‌تان بخوانید، و به راهکارهایش عمل کنید.
۵. با مشاوری دانا و توانا، که هردو قبولش داشته باشید، مشاوره حضوری انجام دهید.
خداوند سبحان، رهنمایتان باشد.

  • علی اکبر مظاهری
۲۲
بهمن

۱۰.برهان دانستن رؤیا


بیش از نود و پنج درصد خواب هایی که ما می‌بینیم، پایه و اساس واقعی ندارد. این رویاها، بی‌تعبیر است. رویاهای صادق، بسیار اندک است. از این رو، رویاها، حجت و برهان نیستند و نباید در پی تعبیر آن‌ها برآمد و به آن‌ها ترتیب اثر داد۰
ما نباید رویاهایمان را با رویاهای پیامبران و دیگر معصومان -علیهم السلام- مقایسه کنیم. این موضوع نیز، مانند استخاره، دامانی گسترده دارد.

۱۱.چشم زخم


اگر چشم زخم، واقعیتی داشته باشد، که بنده به آن نرسیده‌ام، بسیار کوچک‌تر از این است که در باورهای برخی از مردمان رواج دارد. در این اندک نیز ( اگر وجود داشته باشد)، خداوند بندگانش را بی‌دفاع و بی‌پناه رها نکرده است؛ بلکه راهکارهایی مانند صدقه‌دادن، قرآن و دعا خواندن، کارهای نیکو کردن را در زدودن زیان های احتمالی چشم زخم، به ما نمایانده است.
اما این که هر اتفاق ناخوشایندی رخ دهد و هر حادثه ناگواری پیش‌آید را به حساب چشم زخم گذاشتن، نادرست و ناروا است.

سخن پایانی


باورهای غلط، در جامعه ما و پاره‌‌ای از جوامع دیگر، بسیار بیش از این مواردی است که بیان کردیم؛ اما چون سخن ما، در این نوشته‌ها، درباره فرهنگ خانواده است، تنها مواردی را بیان کردیم که به خانواده‌ها و زندگی خانوادگی مربوط می‌شود و در حیات مشترک و روابط زوج‌ها و دیگر اعضای خانواده مطرح است و آثاری زیانبار دارد.

  • علی اکبر مظاهری
۱۷
بهمن

۹. نحس‌دانستن برخی از پدیده‌ها

هیچ‌یک از آفریدگان خداوند، به خودی خود، نحس نیست. خدا مبارک است و مبارک می‌آفریند. خدا زیبا است و زیبا و می‌آفریند.
نسبت‌دادن نحسی به مخلوقات خدا، اهانت به آفریدگار است.

آری؛ برخی از اشخاص، به‌سبب گناه‌کاری و بدکرداری، منحوس می‌شوند.

بی‌پروایی در این باب و بی‌دلیل، نسبت نحوست دادن به اشخاص و اشیا، خلاف تقوا است.

  • علی اکبر مظاهری
۱۶
بهمن

۸. بدقدمی عروس و داماد

نسبت‌دادن حادثه‌ای ناگوار به بدی قدم عروس یا داماد، نه تنها خرافه و باطل است، بلکه ستمی بزرگ و تهمتی ناروا است.

بدقدم دانستن عروس یا داماد یا فرزند یا هرکس دیگر، از خرافات ظالمانه است. نسبت دادن این خرافات به هرکس، خشم و کیفر خداوند را درپی دارد.

  • علی اکبر مظاهری
۱۶
بهمن

۷. استخاره رایج

"استخاره" یعنی طلب خیر از خدا. استخاره به این معنا، از معارف اسلامی است. اما استخاره، به این شکل و معنایی که درمیان بسیاری از مردمان رواج دارد؛ که در هرکاری، با قرآن و تسبیح و مانند آن‌ها، فال می‌زنند، از معارف اسلامی نیست و در سیره عملی پیامبر اکرم و اهل بیت ایشان - علیهم‌السلام - نیز چنین استخاره‌ای وجود نداشته است.

ورود به موضوع استخاره، مجال وسیعی را می‌طلبد. ما، در کتاب "جوانان و انتخاب همسر"، نیز در همین کانال "از زبان مشاور" و نیز در وبلاگمان، در باره استخاره، مطالبی را نوشته‌ایم. خوانندگان ارجمند را به آن‌ها ارجاع می‌دهیم.

  • علی اکبر مظاهری
۱۶
بهمن

انتشار پست "باورهای غلط ۶"، بازتاب گسترده‌ای داشت و سوال‌های بسیار خوانندگان ارجمندمان را برانگیخت.
به گمانم بهترین پاسخ فوری و غیرتفصیلی به این پرسش‌ها، همانا سخن گوهرین امیر رازدانان، امام علی - علیه السلام - است.
اگرچه سخن حضرت، درباره برخی از خرافات است نه همه آن‌ها، اما می‌توان آن را تعمیم داد و از آن بهره وافر برد.
از این رو، با هم، سخن حضرت را نیوش می‌کنیم.

آن هنگام که امیر مؤمنان علیه السلام، عزم کوفتن سر خوارج نهروان را کرد و سپاه را سامان داد و مهیای رفتن به نبردگاه شد، کسی از صحابیان ایشان، که به پندار خود، "علم نجوم" می دانست، به امام گفت: "ای امیر مؤمنان! اگر در این هنگام به نبرد روی، می ترسم که به مراد خویش نرسی و بر دشمنانت پیروز نگردی. من این سخن را از دانش ستاره‌شناسی و محاسبه‌های نجومی می‌گویم."

امام فرمود:
"أَتَزْعُمُ أَنَّکَ تَهْدِی إِلَى السَّاعَةِ الَّتِی مَنْ سَارَ فِیهَا صُرِفَ عَنْهُ السُّوءُ وَ تُخَوِّفُ مِنَ السَّاعَةِ الَّتِی مَنْ سَارَ فِیهَا حَاقَ بِهِ الضُّرُّ؟ فَمَنْ صَدَّقَکَ بِهَذَا فَقَدْ کَذَّبَ الْقُرْآنَ وَ اسْتَغْنَى عَنِ الِاسْتِعَانَةِ بِاللَّهِ فِی نَیْلِ الْمَحْبُوبِ وَ دَفْعِ الْمَکْرُوهِ، وَ تَبْتَغِی فِی قَوْلِکَ لِلْعَامِلِ بِأَمْرِکَ أَنْ یُولِیَکَ الْحَمْدَ دُونَ رَبِّهِ لِأَنَّکَ بِزَعْمِکَ أَنْتَ هَدَیْتَهُ إِلَى السَّاعَةِ الَّتِی نَالَ فِیهَا النَّفْعَ وَ أَمِنَ الضُّرَّ.
ثم أقبل (علیه السلام) على الناس فقال‏: أَیُّهَا النَّاسُ، إِیَّاکُمْ وَ تَعَلُّمَ النُّجُومِ إِلَّا مَا یُهْتَدَى بِهِ فِی بَرٍّ أَوْ بَحْرٍ، فَإِنَّهَا تَدْعُو إِلَى الْکَهَانَةِ وَ الْمُنَجِّمُ کَالْکَاهِنِ وَ الْکَاهِنُ کَالسَّاحِرِ وَ السَّاحِرُ کَالْکَافِرِ وَ الْکَافِرُ فِی النَّارِ، سِیرُوا عَلَى اسْمِ اللَّهِ‏؛

تو می‌پنداری زمانی را می‌دانی و می‌نمایانی که هر کس در آن به سفر رود، بدی و ناگواری از وی دور می‌شود؟ و از ساعتی می‌هراسانی که هر کس در آن، مسافرت کند، به زیان و دشواری دچار می گردد؟! آن کس که تو را، در این ادعا، تصدیق کند (و تو را بر این مدعایت راستگو شمارد)، قرآن را تکذیب کرده است و در رسیدن به خواستنی‌ها و دورراندن ناگواری‌ها، خود را از خداوند، بی نیاز پنداشته است!
تو آنی که خواهانی تا آن کس که راستگویت می‌پندارد و در این گفتار، فرمانت را می برد، تورا به جای خداوند، ستایش کند و سپاس گوید؛ زیرا ادعای آن داری که وی را به زمانی راه نموده‌ای که سود برده و از زیان، در امان مانده است.

سپس امام روی به مردمان و لشکریان نمود و فرمود:
هان! مردمان! از آموختن دانش ستارگان، پرهیز کنید، جز آن مقدار که برای راه یافتن در سفرهای دریا و بیابان، سودمند باشد؛ زیرا ستاره شناسی، به کهانت و غیب‌گویی می‌انجامد و منجّم، چونان کاهن و غیب‌گو است، و غیب‌گو، چونان جادوگر است و جادوگر، چونان کافر است و کافر، در آتش دوزخ است.
(اکنون با توکل به خداوند، به جهاد با دشمنان شتابید و) به نام "الله" به پیش روید.

(نهج البلاغه، خطبه ۷۹، ترجمه و توضیح علی‌اکبر مظاهری، چاپ به‌نشر)

  • علی اکبر مظاهری
۱۲
بهمن



مشاوره ازدواج

پرسش

مادری گفته‌اند:
پسرم با دختری آشنا شده که شش سال از او بزرگ‌تر است. دختر، خانواده‌ای نابسامان دارد و طلاق در آن، امری عادی است. پدر و مادر دختر هم، اگرچه رسماً جدا نشده‌‌اند، اما هر کدام زندگی جداگانه دارند. پسرم اصرار می‌کند به خواستگاری برویم؛ اما من به دلیل شرایط نامناسب خانواده‌اش نمی‌پذیرم. پسرم می‌گوید: «اگر شما نیایید، خودم می‌روم و عقد می‌کنم». از شما می‌خواهم راهنمایی‌ام کنید. ممنون.

پاسخ ما:
توجه داشته باشید که پاسخ ما، بر اساس پرسش شماست. ما خانوادة دختر را نمی‌شناسیم که درباره آنان نظر دهیم و مهم‌تر آنکه سخن پسرتان را نشنیده‌ایم. شاید او هم صحبتی داشته باشد. برابر پرسش شما می‌گوییم:

1. این ازدواج، به‌صلاح نیست. فاصلة سنی دختر و پسر «به‌قاعده» نیست.
2. پسرتان را سر لج نیندازید.
اگر می‌خواهید او را منصرف کنید، نخستین شرط آن است که با او مهربان باشید. او باید شما را خیرخواه خود بداند تا به نظرتان توجه کند. اگر چنین باشد که او مخالفت شما را از سر لج‌بازی بداند و گمان کند شما می‌خواهید نظر خود را به او تحمیل کنید و مصلحت و خواستة او را در نظر نمی‌آورید، در برابرتان مقاومت می‌کند و چه‌بسا تهدیدش (عقدکردن بدون موافقت شما) را عملی کند.
3. او را به مشاوره با مشاوری دانا و توانا تشویق کنید. مشاور، مسائل را همه‌جانبه می‌کاود و نظر می‌دهد.
خداوند سبحان، رهنمایتان باشد.

علی‌اکبر مظاهری، مجله "خانه خوبان"، شماره ۱۰۷، بهمن ۹۶.

  • علی اکبر مظاهری
۱۲
بهمن



۶. جادو، طلسم، بخت‌بندی، بخت‌گشایی، طالع‌بینی، فال‌گیری...

اگر این خرافات، مخصوص جاهلان بود، آن‌ها را در این نوشته‌ها، که در موضوع فرهنگ خانواده است، نمی‌آوردم. اما متعجبانه و متاسفانه، این باورهای ناروا، گستره‌ای گسترده دارد و کثیری از مردمان بافرهنگ را نیز فراگرفته است.
قبل‌ها هرگاه در مشاوره‌هایم کسانی از اهل دانش و فرهنگ را مشاهده می‌کردم که برای حل این‌گونه مسائل غیرعقلی و غیرعلمی به مشاوره می‌آیند، تعجب می‌کردم و می‌پنداشتم تعدادشان اندک است، اما با گذر زمان و مشاهده بسیار، به این واقعیت تلخ پی‌بردم که تعدادشان پرشمار است و طیف عظیمی از لایه‌های گوناگون جامعه را تشکیل می‌دهند.

دو گروه فرهیخته

این را می‌دانیم که دو گروه از مردمان، داناترین و دانشمندترین مردمان جامعه‌اند؛ یکی دانشگاهیان و دیگری حوزویان. و دو مکان است که خیزشگاه دانش و فرهنگ است؛ یکی دانشگاه و دیگری حوزه علمیه.
این‌جانب، در هر دو مکان و با هر دوی ایشان، مشاوره دارم و با این دو مکان و این دو گروه، مانوسم. با تعجب و تاسف، عقیده به این خرافات، در هر دو مکان و نزد هر دو گروه، وجود دارد.
وقتی دانشجویی فرهیخته یا طلبه‌ای فاضل می‌گوید: "مدتی است در کارهایم گره افتاده و به هرکاری دست می‌زنم بدشانسی می‌آورم. آیا کسی برایم جادو کرده؟ آیا طلسمم کرده‌اند؟"، ابتدا می‌پندارم مزاح می‌کند. بعد می‌بینم جدی می‌پرسد. تعجب می‌کنم. وقتی تعجبم را می‌بیند، می‌گوید: "مگر طلسم‌کردن واقعیت ندارد؟" می‌گویم: نه. می‌گوید: "پس چرا من که این‌همه تلاش کردم، نمره خوبی نگرفتم؟"
و یا: "چرا به هر راهی می‌روم، درها به رویم بسته است؟"
و یا: "چرا به هدف‌هایم نمی‌رسم؟"
و یا پسری جوان می‌گوید: "چرا به خواستگاری هرکس می‌روم، نتیجه نمی‌گیرم؟"
و یا دختری جوان می‌پرسد: "چرا هرکس به خواستگاری‌ام می‌آید، کار به فرجام نمی‌رسد؟ ممکن است بختم را بسته باشند؟ لازم است نزد دعانویس بروم تا بختم را باز کند و طلسمم را بشکند؟"

البته بنده هیج‌کدام از ایشان را مسخره نمی‌کنم و از خود نمی‌رانم. در این‌گونه مراجعه‌ها و مشاوره‌ها، نخست به تصحیح بینش و عقیده ایشان می‌پردازم و آن‌‌گاه به حل مساله‌شان اقدام می‌کنم؛ زیرا می‌دانم که رسوخ این افکار، در این اذهان، پیشینه‌ای دیرینه دارد و از نسل‌های پیشین به ارث برده‌اند؛ اما توقع این است دانش‌پیشگان و فرهیختگان جامعه، گریبان اندیشه خویش را به دست این خرافات ندهند.

راه‌جویی از سخن امیر مومنان

آن سخن امام علی - علیه السلام - ؛ خطبه ۷۹ نهج البلاغه که در نوشته‌پیشین آوردیم، در اینجا نیز رهنمایمان است. آن سخن گوهرین را همواره پیش چشم و ذهن و دلمان داشته باشیم.

  • علی اکبر مظاهری
۰۴
بهمن


عشق، معامله نیست

نویسنده: خانم مهندس فاطمه کوثر

یکی از مسائلی که گاه سبب دلخوری میان همسران می‌شود، برآورده نشدن انتظارشان در دریافت محبت یا رفتاری ویژه از همسرشان است.
این انتظار، یا براساس تصورات و مطلوب‌های خود شخص است و یا براساس خاطراتش از سوابق آن ارتباط.
خوب می‌دانیم که در بهترین ارتباط‌ها هم، اگر شرط «احساس رضایت» و خوش‌بختی و یا حتی احساس دوست ‌داشته ‌شدن ما این باشد که همة انتظارات و آرزوهای عاشقانه‌مان برآورده شود، دستیابی به این احساس، محال است؛ چرا که دیگران، حتی صمیمی‌ترینشان، با ما متفاوت‌اند؛ انسان‌ها، هر اندازه به هم نزدیک باشند، به‌جای یکدیگر نیستند.
از آن گذشته، شرایط آدم‌ها، هیجاناتشان و شرایطی که در یک زمان خاص در آن قرار دارند، متفاوت است؛ پس طبیعی است که برخی اوقات، آنی نباشند که ما می‌خواهیم.

اکنون با وجود این احتمال، آیا عاقلانه است که ما بار این توقع نابجا را بر جان خستة خود تحمیل کرده، آن را خسته‌تر کنیم؟ آن وقت با این خستگی جان و روح، هم خود و هم یارمان را بیازاریم؟
پس بیایید قدری با خود و با یارمان، مهربان‌تر شویم؛ کوله‌بار توقعاتمان را کنار بگذاریم و به‌جای آن، به این پیشنهاد جدید بیندیشیم:
درگام نخست، تفاوت انسان‌ها با یکدیگر را بپذیریم؛ تفاوتی که می‌تواند در جنبه‌های گوناگون باشد.
گام دوم اینکه خودمان باشیم؛ بدون برنامه‌ریزی و بی‌حساب و کتاب، آن مِهری را که در دل به همسر و یارمان داریم، خالصانه و در هر زمان به او ابراز کنیم.
در گام سوم، توقع رفتار و پاسخی فوری و کاملاً مطابق میل خودمان را از او نداشته باشیم. صبر کنیم. این محبت در جان او ذخیره می‌شود و در ذهن او می‌ماند. از سوی دیگر، از شواهد فراوان می‌دانیم که او هم ما را دوست دارد؛ پس در زمان مناسب، او هم به ما ابراز علاقه خواهد کرد. آن زمان، ممکن است اکنون یا در موقعیتی دیگر باشد. پس صبر کنیم.
مثلاً ممکن است شما امروز احساس دل‌تنگی برای همسرتان دارید، اما طبیعی است که او هم‌زمان با شما، این احساس را نداشته باشد؛ اما یک روز دیگر که شما مشغول کارهای روزانه هستید و این احساس را ندارید، او دل‌تنگ شما شود و این احساس را به شما ابراز کند.
گام چهارم اینکه از تحلیل رفتار طرف مقابلمان بپرهیزیم و باور کنیم که سم کشندة ارتباط ما، همین تحلیل‌های درونی‌مان است که باعث خودخوری، پیش‌داوری و نهایتاً واکنشی ناراحت‌کننده می‌شود؛ برای نمونه، اگر همسرمان دیر پاسخ ما را بدهد یا برای چند ساعت از ما خبری نگیرد، پیش خود محاسبه و تحلیل نکنیم که شاید مرا خیلی دوست ندارد که با کارهای دیگرش مشغول است و ... .
فراموش نکنیم که اصل، وجود محبت میان همسران و ابراز آن است؛ نه برآورده شدن عین خواسته‌ها.
و گام آخر اینکه مفهوم واقعی عشق را درک کنیم. عشق، معامله نیست. عشق در این خلاصه نمی‌شود که بگوییم تا بشنویم یا بدهیم تا بگیریم؛ گرچه شیرینی آن به متقابل بودن آن است؛ بلکه هنر عشق، دوست داشتن غیر هدفمند است. خود را محک بزنیم؛ محبت می‌کنیم تا محبت ببینیم یا واقعاً دوستش داریم؟

مجله "خانه خوبان"، شماره ۱۰۷، بهمن ۹۶.

  • علی اکبر مظاهری