وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی
۱۶
آذر

گزیده‌ٔ رسالهٔ حقوق امام سجاد علیه‌السلام

حق دست

وَ أَمَّا حَقُّ یَدِکَ فَأَنْ لَا تَبْسُطَهَا إِلَى مَا لَا یَحِلُّ لَکَ فَتَنَالَ بِمَا تَبْسُطُهَا إِلَیْهِ مِنَ اللَّهِ الْعُقُوبَةَ فِی الْآجِلِ وَ مِنَ النَّاسِ بِلِسَانِ اللَّائِمَةِ فِی الْعَاجِلِ وَ لَا تَقْبِضَهَا مِمَّا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهَا وَ لَکِنْ تُوَقِّرُهَا بِهِ تَقْبِضُهَا عَنْ کَثِیرٍ مِمَّا لَا یَحِلُّ لَهَا وَ تَبْسُطُهَا بِکَثِیرٍ مِمَّا لَیْسَ عَلَیْهَا فَإِذَا هِیَ قَدْ عُقِلَتْ وَ شُرِّفَتْ فِی الْعَاجِلِ وَجَبَ لَهَا حُسْنُ الثَّوَابِ مِنَ اللَّهِ فِی الْآجِلِ؛ و اما حق دست تو این است که آن‌را به ناروا دراز نکنى چون در آینده به عقوبت پروردگار گرفتار می‌شوی و از زبان ملامت مردم در امان نخواهی بود و آن‌را از کارى که به تو واجب کرده نبندى، ولى آن‌را احترام کنى به اینکه از محرمات بسیارش ببندى و در بسیاری از کارهایی که به ضرر آن نیست به کار اندازى. چون دست تو در این دنیا از حرام باز ایستاد و خود را شریف داشت یا با عقل و شرافت به کار رفت، در آخرت از ثواب ارزشمندی برخوردار خواهد بود.

امام سجاد علیه‌السلام در این باب از رسالهٔ حقوق به حق دست پرداخته و همچون سایر اعضا، بر صاحب آن امر به رعایت حق این عضو از بدن فرموده است؛ چنان‌که آن‌را از ناروا و حرام بازدارد و در امور خیر به‌کار گیرد که نتیجهٔ آن پاداش ارزشمند آخرت است و چنان‌چه در کنترل صاحبش نبوده و به اعمال نیکو وادار نشود، وبال گردن او خواهد بود.
از جمله اعمال ناروایی که می‌تواند با دست انجام پذیرد، سلب حیات از انسانی دیگر است که در روایات مختلف از آن به‌عنوان گناه کبیرهٔ دست یاد شده است. جنایت بر جان و حیات انسان نزد خداوند بسیار عظیم است، چنان‌که در بحارالانوار به‌نقل از پیامبر صلی‌ا... علیه ‌و آله و سلم آمده است: «نخستین موضوعی که در دادگاه رستاخیز مورد رسیدگی واقع می‌شود، موضوع خون‌هاست.»
البته محدوده خطای دست نیز همچون سایر اعضا گسترده است و به اشکال مختلف می‌تواند ظهور یابد. قلمی که به‌دستی می‌چرخد و نانی را می‌بُرد، یا حقی را به ناحق تبدیل می‌کند، دستی که به مالی به‌ ناروا دراز می‌شود و... همه و همه از جرایم دست است، همان دستی که می‌تواند در رضای باری تعالی به‌کار گرفته شود؛ دستی را بگیرد، بر سر یتیمی به محبت کشیده شود، نانی را به سمت دهان نیازمندی بلند کند و... چنان‌که در کتاب وسائل‌الشیعه آمده است که «امام علی علیه‌السلام با دسترنج خود هزار بنده آزاد کرده است» و این یعنی زندگی‌بخشیدن به آن هزار بنده...

هیچ می‌دانی چرا خدا داده دو دست
من معتقدم، از او بر این سرّی هست

یک دست به کار خویش اندازی
با دست دگر، به دیگران گیری دست

طبق تاکید و فرموده امام سجاد علیه‌السلام، بر انسان واجب است که همچون سایر اعضای بدن، از دست خود نیز مراقبت کرده و آن‌را جز در مسیر خدمت به خلق و رضای خداوند به‌کار نیندازد تا این عضو از بدن خود را در دنیا شرافت داده و در عقبی از پاداش نیکوی الهی بهره‌مند سازد.
پس ای خدای مهربان! ما را توفیق آن ده که از دستان خود برای دستگیری از خَلقت بهره‌گیریم و آن‌را جز برای رضای تو به کار نیندازیم.

به قلم خانم زهرا نصیری

98/9/16

  • علی اکبر مظاهری
۱۴
آذر

مشاورهٔ تربیتی

تلویزیون و کودک


ادامهٔ پاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به پدری اهل مشورت

دو نکته طلایی
١. در محدودیت‌هایی که برای تماشای تلویزیون کودکمان قائل می‌شویم، به کودک استرس وارد نکنیم. مثلاً نگوییم یک ربع بعد، تلویزیون را خاموش می‌کنم.
در این صورت، هم استرس تمام‌شدن این زمان و هم نگرانی ناتمام‌ماندن برنامهٔ تلویزیونی را به جان نحیف کودک می‌اندازیم.
بلکه بهتر است بگوییم که، وقتی این برنامه تمام شد، تلویزیون را خاموش کن یا خاموش می‌کنم.
٢. محدودکردن کودکان به‌گونه‌ای نباشد که فرزند، پدر و مادر را ظالم تلقی کند.
گاهی ما به کودکمان محرومیت و محدودیت می‌دهیم، اما او ما را عاقل و عادل می‌داند. از این‌رو ممکن است در برابر محدودیت‌ها قدری رنجور شود، اما پدر و مادر را ظالم نمی‌پندارد.
اما گاهی برخی از پدر و مادرها واقعاً به کودک ظلم می‌کنند.
مثلاً وقتی فرزندشان در حال تماشای برنامهٔ مورد علاقه‌اش است، مادر می‌گوید: پسرم، برو نان بخر. یا برو فلان کار را انجام بده.
کودک می‌گوید: کمی فرصت دهید تا این برنامه تمام شود، بعد کاری را که گفتید انجام می‌دهم، اما مادر تلویزیون را خاموش می‌کند.
این کار ظلم به فرزند است. در این صورت کم‌کم از حرمت پدر و مادر نزد او کاسته می‌شود و کودک از آنها بدش می‌آید. محبت والدین در دل فرزند کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌شود.
محبت پدر و مادر سرمایهٔ عظیم و گوهر ارجمندی است. این سرمایه را حفظ کنیم و تباهش نکنیم.

به قلم خانم نرگس صفرخانلو
۱۴ آذر ۹۸

  • علی اکبر مظاهری
۱۴
آذر

سالروز میلاد با سعادت امام حسن عسکری (علیه‌السلام) مبارک باد!

میلاد


برگی از آموزه‌های امام عسکری (علیه‌السلام):
❇️ زینت ما باشید و مایهٔ ننگ ما نشوید. محبت همه‌ٔ انسان‌ها را به‌سوی ما جلب کنید و هر نوع زشتی را از ساحت ما دور سازید.

تحف‌العقول، ص ۴۸۷.

  • علی اکبر مظاهری
۱۲
آذر

» نور چشمانم

علی 2

یکی از دعاهای هر روزم این آیه قرآن است: «رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ و َاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا؛ ای خدای ما، به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنی و سبب خنکای چشمانمان باشند و ما را پیشوای تقواپیشگان قرار ده.» (سوره فرقان، آیه ۷۴)
۹ آذر ۱۳۹۸، ۳ ربیع‌الثانی ۱۴۴۱، خداوند رحمان، نوری بر نورهای چشمانم افزود و نوه ششم «علی» را به ما عنایت فرمود.
او فرزند دوم پسرم آقامحمد و عروسم سعیده‌خانم است. نیز برادر نوه دیگرم حسین‌آقا است.
الاهی، نورچشمانم را از صالحان امت قرار ده. اِنَّکَ وَلیُّ النِّعَم.

علی‌اکبر مظاهری

  • علی اکبر مظاهری
۰۹
آذر

مشاورهٔ تربیتی

کودک


پرسش:
روایتی از رسول اکرم(ص) شنیده‌ایم که حضرت می‌فرمایند: فرزند هفت سال امیر، هفت سال بنده و هفت سال وزیر است.
به نظر می‌رسد براساس این فرمایش، ما موظفیم در دوران کودکی فرزندمان به تمام خواسته‌های وی تن بدهیم و به‌هیچ‌وجه او را نهی نکنیم. از طرفی با عدم‌تذکر درخصوص خطاهای وی و فراهم‌آوردن تمام خواسته‌های فرزندمان، روحیه‌ای در درون او شکل می‌گیرد که از آن با عنوان لوس‌بودن یاد می‌کنیم. با توجه به این موضوع، آیا باید ما هفت سال دهانمان را ببندیم و همیشه بله‌قربان‌گوی کودکمان باشیم؟

  • علی اکبر مظاهری
۰۸
آذر

مشاورهٔ روانشناسی

پس از یک هفته
پس از آن‌که پاسخ آن خوانندهٔ عزیزمان را درباره ‌افسردگی پاییزی دادیم، اکنون گفته و پرسیده‌اند: به راهکارهای‌تان عمل می‌کنم و -خدا را شکر- حالم خیلی بهتر شده‌ است.
یکی از راه‌ها، نخواندن مطالب منفی و ناامیدکننده‌ است. این‌را کاملاً عمل کردم و در بهبود حالم مؤثر بود. راه دیگر این است که مطالب امیدبخش بخوانم. نمی‌دانم چه بخوانم. لطفاً یک کتاب مثبت و امیدبخش و راهگشا معرفی کنید.

  • علی اکبر مظاهری
۰۸
آذر

مشاوره‌ٔ روانشناسی

پاییز



پرسش:
آقا یا خانمی گفته و پرسیده‌اند: تابستان که گذاشت و وارد پاییز شدیم، اندک‌اندک، از نشاطم کاسته شد و اکنون دلم گرفته و احساس افسردگی و دلمردگی می‌کنم. آنچه بیشتر آزارم می‌دهد، اندوهی است که در دلم لانه کرده و شادمانی‌ام را ربوده‌ است. تحمل این اندوه بی‌دلیل، برایم دشوار است. چه‌ کنم؟

پاسخ ما:
تحلیل مسئله:
چون در فصل پاییز، روزها کوتاه می‌شود و آسمان گاهی ابری می‌گردد، نور کمتری به زمین می‌تابد. هوا نیز سرد می‌شود. از این‌رو، انرژی کمتری به زمین و آدمی می‌رسد و همین، باعث افسردگی خفیفی می‌شود.
همگان این افسردگی ملایم را احساس می‌کنند، اما کسانی که زمینهٔ پذیرش اندوه و افسردگی را دارند، آن‌را بیشتر لمس می‌کنند و گاهی آسمان دلشان ابری می‌شود و قطره‌های اشک، در چشمانشان ‎می‌نشیند.

اینک پاسخ به پرسش و بیان راهکارهایی برای عبور از این حالت ناخواستنی:

  • علی اکبر مظاهری
۰۴
آذر

عادت‌ها
پدرم همیشه می‌گفت: بعد از ازدواج، بعضی[از] عاداتِ خانۀ پدری‌ات را باید بگذاری همین‌جا.
همیشه این مثال را می‌زد که: تو با نیمکتِ کلاس اولت نرفتی دانشگاه. اگر نیمکت را با خودت می‌بردی، هم مضحکه می‌شدی و هم به دردت نمی‌خورد و هم وبالت بود.
بعضی عادت‌های زندگی همین‌طور هستند؛ باید بگذاریم و بعد وارد زندگی جدید بشویم و الّا در موقعیت و زندگی جدید، با همان عادات قبلی تبدیل می‌شویم به یک کاریکاتورِ خنده‌دار و نامتعادل؛ شبیه دانشجویی که نیمکت کلاس اولش را با خودش می‌برد سر کلاس دانشگاه!
فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ؛ از مهمی فراغت یافتی به مهم دیگری بپرداز. ۱

ظرف شخصیت
بچه که بودم پشت‌‌سر عمه می‌رفتم توی حیاط پشتی و منتظر می‌ماندم تا عمه شیر گاو را بدوشد و ظرفی را پر از شیر کند تا ببرم توی اتاق. ظرف را که می‌گرفتم، آرام قدم برمی‌داشتم. چشمم به ظرف بود و گوش‌هایم تیزِ صدای پای بچه‌ها. تا صدایی می‌آمد، داد می‌زدم که «کسی این‌ طرف نیاد. شیر دستمه. می‌ریزه». حتی سعی می‌کردم آرام‌تر نفس بکشم. خندیدن که اصلاً، همان یک داد را هم با اکراه و از سر اجبار می‌زدم! یک‌بار پیش آمد که درست وقتی رسیدم توی حیاط اصلی، قبل از آنکه فرصت کنم هشدار بدهم، دست یکی از بچه‌ها محکم خورد به ظرف شیر. به ظرف که نگاه کردم تقریباً خالی شده بود. قید بقیهٔ شیر را هم زدم و ظرف را از حرص خالی کردم روی سرش! و شبیه پرنده‌ای که از قفس رها شده باشد، دویدم به سمت اتاق.
راستش توی تمام سال‌های بچگی، پدرمان به ظرف پُر حرمت و شخصیتمان فکر می‌کرد و خیلی وقت‌ها اشتباهاتمان را نادیده می‌گرفت و تغافل می‌کرد. شاید می‌دانست ظرفی که تا نیمه خالی شود، ظرفی که حس پربودن نداشته باشد، مراقبت نمی‌خواهد. شاید می‌دانست ظرفِ خالی، بی‌پروایی می‌آورد، بی‌حیایی می‌آورد.
کاش کمی مراقبِ ظرف‌های حیثیت آدم‌ها هم باشیم... به آنها تنه نزنیم... ظرفشان خالی شود، مراقبتشان کم می‌شود.

۱- آیهٔ ۷، سورهٔ الشرح
به قلم خانم زهرا اکبری
۹۸/۹/۱
#ماهنامه_رشد_خانواده

  • علی اکبر مظاهری
۲۸
آبان

مشاورهٔ تربیتی

ادامهٔ پاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به پدری اهل مشورت
بخش دوم سؤالات:

١. آیا شما برای تلویزیون تماشاکردن کودکان، زمان خاصی را توصیه می‌کنید؟

٢. آیا والدین برای تماشای تلویزیون کودکان باید محدودیت قائل شوند؟

پاسخ:

✔️ یک قاعدهٔ مهم:
کسی که در کودکی هر چیزی را که می‌خواهد، فراهم یابد و پدر و مادر همهٔ خواسته‌هایش را تأمین کنند و طعم هیچ‌گونه محدودیت و محرومیت را نچشد، در کودکی لجوج می‌شود و در بزرگسالی هم انسان ناموفق، ناشکر و طلبکار از جامعه خواهد شد. او هر قدر از مواهب و نعمت‌های دنیا داشته باشد، بازهم قانع نمی‌شود و همیشه عطش دارد، حرص دارد و گله‌مند است.
فردی که در کودکی، زندگی بدون محدودیت داشته‌، وقتی که کم‌کم با بزرگسالی وارد جامعه می‌شود، با مشکلاتی برخورد می‌کند، چون جامعه مثل پدر و مادر نیست. جامعه به انسان سیلی می‌زند. جامعه محدودیت دارد.
فردی که تحمل محرومیت و محدودیت را ندارد، بی‌تاب می‌شود و از همه طلبکار و گله‌مند خواهد بود. اما فردی که در کودکی سردی‌ و گرمی‌ و محرومیت‌ها را درک کرده است، در بزرگسالی نیز برای محرومیت‌ها و محدودیت‌های جامعه آماده خواهد بود.
او می‌داند در جامعه، سختی وجود دارد، همان‌طور که در کودکی هم وجود داشت.
این‌گونه افراد، در برخورد با کمبودهای اجتماعی، از کوره درنمی‌روند، به سمت خودکشی نمی‌روند و ناسپاس نمی‌شوند.

راهکار:
کودکان برای تماشای تلویزیون باید محدودیت داشته باشند، اما ما به‌عنوان مشاور، برای آنها حد و زمان تعیین نمی‌کنیم. این حدود، بستگی به موقعیت، حال، استعداد و ظرفیت افراد دارد.
تعیین مرز و میزان زمان تلویزیون‌دیدن کودکان را به پدر دانا، مادر دانا و مربی دانا می‌سپاریم. ما برایش خط‌کش نمی‌گذاریم. آنان کودک و شاگرد خود را بهتر می‌شناسند، نیازها و حال کنونی او را بهتر می‌دانند. پدر و مادر بهتر می‌دانند که کودکشان را محدود کنند یا نه.
فرض کنیم امروز کودک ما به مقدار نیاز استراحت کرده، تکالیفش را انجام داده، نمازش را خوانده و با نظم بوده و کارهای خوب انجام داده است. از طرفی، برنامه‌ای برای گردش و بیرون رفتن از منزل نداریم.
در این شرایط، به‌خاطر کارهای مثبتی که کودک انجام داده است، به او پاداش می‌دهیم و او امروز بیشتر تلویزیون می‌بیند. یا اینکه اگر فردا روز تعطیل است و دیر بیدارشدن از خواب برای کودک اشکالی ندارد، یا عید است و یا به مناسبت اول بهار و روز جمعه - که عید هفته است - بهتر است لذت پاداش و انعام را به کودک بچشانیم و به او فرصت بیشتری برای تماشای تلویزیون بدهیم.
اما در شرایطی که کودک مدرسه دارد، خسته است یا این‌که تلویزیون برنامه خوبی ندارد، یا کودک باید در کاری به والدین کمک کند و یا مانع دیگری وجود دارد، بهتر است آن روز، کمتر تلویزیون ببیند.

به قلم خانم نرگس صفرخانلو
۹۸/۸/۲۸

  • علی اکبر مظاهری
۲۴
آبان

گزیدهٔ رسالهٔ حقوق امام سجاد علیه‌السلام

حق زبان
«و اما حـق اللسان فاکـرامه عـن الخنی و تعویـده علی الخیـر و حمله علی الادب و اجمامه إلا لموضع الحاجه و المنفعه للدین و الدنیا و اعفائـه عـن الفضـول الشنعه القلیله الفائده التی لا یومن ضررها مع قله عائدتها و بعد شاهد العقل و الدلیل علیه و تزین العاقل بعقله حسن سیرته فی لسانه و لا قوه الا بالله العلی العظیم؛ اما حق زبانت بر تو آن است که از فحشا و منکرات دورش نگه داری و به گفتـن کلمات خوب و نافع عادتش دهی و وادارش کنی که با ادب و خوب سخن گوید و از زیادگفتن و بیهوده‌گویی منعش کنی تا سکوت را رعایت کند، مگر در جایی که نیاز به تکلم باشد و نفعی برای دنیا و آخرت داشته باشد و نگذاری سخنی که فایده و نفعی ندارد و جز ضرر و زیان حاصلی در آن متصور نیست، از دهان تو خارج شــود، بعد از آنکه عقل و نقل بر مضربودن و بدبودن آن دلالت دارد؛ زیراکه زینت عاقل به عقلش در خوبی گفتار و درست سخن گفتن است و حول و قوه‌ای نیست مگر به حول و قوهٔ خداوند بزرگ.»

همان‌گونه که آفرینش انسان شاهکار خلقت بوده و خداوند به‌خاطر آن به خود آفرین فرموده است، آفرینش زبان را نیز به‌عنوان یکی از نیروها و توانمندی‌های انسان، دارای ارزشی درخور می‌داند و هم‌ردیف با خلقت، از آن یاد می‌کند؛ آنجا که در سورهٔ مبارکه «الرحمن» می‌فرماید: «انسان را آفرید» و در آیهٔ بعد می‌فرماید: «به او سخن گفتن را آموخت».
همان‌گونه که امام سجاد علیه‌السلام تاکید فرموده‌اند، زبان زینت‌بخش انسان عاقل است و آنچه که درجهٔ تعقل و فهم یک انسان را نشان می‌دهد، محصول زبان اوست؛ چراکه زبان می‌تواند درجهٔ فضل و دانش یک انسان، یا برعکس بی‌دانشی او را آشکار سازد؛ آنسان که سعدی گفته است:

بی‌کمالی‌های انسان از سخن پیدا شود
پستهٔ بی‌مغز چون لب وا کند رسوا شود

با این درجه از اهمیت که برای زبان وجود دارد، عقل حکم می‌کند که در نگهداری از آن باید کوشا بود؛ چراکه زبان می‌تواند در دنیا و عقبی سر سرخ بر باد دهد، همان‌طور که می‌تواند حقی را بیان کرده و از آن دفاع کند.
زبان همان عضو مهم وجود انسان است که خداوند در آیات مختلف از آن یاد کرده و احادیث فراوانی درخصوص حساسیت آثار ایجادشده توسط این عضو روایت شده است. از جمله اینکه امام علی علیه‌السلام فرمودند: «ان السان جِرمه قلیل و جُرمه کثیر»؛ این همان عضویست که با جِرم کوچکش قادر به ارتکاب جُرم‌های بزرگ است.
پس ای خدای مهربان! ما را در حفظ زبانمان یاری کن تا جز در راه حق به کار نبندیم.

به قلم خانم زهرا نصیری
#روزنامه_مردم‌نو

۹۸/۸/۲۴

  • علی اکبر مظاهری